سیاسی >>  سیاسی >> تیتر یک سیاسی
تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۳۶۹
بررسی بصیرت از ابعاد طراحی دشمن در فتنه شبه کودتای 1404
دشمنان می‌خواهند با نشان دادن صحنه‌های دلخراش و انتشار اخبار کذب و اغراق‌آمیز، افکار عمومی جهان را علیه ایران تحریک کنند و چهره‌ای خشن از حوادث ارائه دهند تا فشارهای سیاسی را افزایش دهند
پایگاه بصیرت / سید حسین خاتمی خوانساری
آنچه در شامگاه‌های ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ در برخی نقاط کشور رخ داد، اگرچه در نگاه اول ممکن است با وقایع گذشته مقایسه شود اما با دقت در ابعاد ماجرا و بررسی شواهد و قرائن موجود ما را به این نتیجه می‌رساند که در این دو شب با یک پدیده کاملاً متفاوت روبرو بودیم. این حوادث نه یک اعتراض اجتماعی معمولی بود، نه یک شورش مردمی و نه صرفاً یک اغتشاش پراکنده؛ بلکه طبق تحلیل‌های دقیق و مستند، این اتفاقات یک «عملیات تروریستی» وسیع و بی‌سابقه در جهان بود که در ادامه جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد. به‌همین دلیل است که ما آن را «روز سیزدهم جنگ» می‌نامیم. جنگی که دشمنان خارجی و جریان‌های وابسته به آن‌ها، مدت‌ها برای آن برنامه‌ریزی کرده و تلاش داشتند با بهره‌گیری از تمام ابزارهای ممکن، از جمله ترور، جنگ روانی و جنگ ترکیبی، نظام جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار دهند تا به اهداف شوم خود که چیزی جز براندازی و سقوط حکومت نیست، دست یابند. در این یادداشت تلاش می‌شود با زبانی ساده و روان، اما با استدلال‌هایی مستند و قوی، ابعاد مختلف این توطئه بزرگ تشریح شود.
تمام امکاناتی که قرار بود در جنگ دوازده روزه (که بنا بود در درگیری‌های نظامی گسترده‌تر استفاده شود) به کار گرفته شد، به میدان آمد و اتفاقات شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی رقم خورد
برای درک عمق ماجرا، باید به ریشه‌های این حرکت تروریستی نگاه کنیم. آنچه که ما شاهدش بودیم حکایت از آن داشت که یک جریان تروریستی سازمان یافته، مدت‌های طولانی، با حمایت‌های اطلاعاتی و مالی بیگانگان، مشغول آماده‌سازی برای عملیات بوده است. هدف این گروه‌ها ایجاد ناآرامی‌های سطحی در خیابان‌ها و اغتشاش چند روزه نبود، آن‌ها قبل از جنگ دوازده روزه آماده عملیات بودند و در جنگ عملاً وارد فاز عملیاتی شدند. این گروه‌های تروریستی مدت‌ها قبل از جنگ مشغول ساختن پهپادهای جنگی، آموزش بمب‌گذاری و تدوین نقشه‌هایی برای حمله به اماکن حساس نظامی، دولتی و حکومتی بوده‌اند. دشمنان تروریست‌های آموزش ‌دیده‌شان را از قبل به داخل کشور نفوذ داده بودند، تا یک نقشه شوم و چندلایه را اجرا کنند که هدف نهایی آن، درگیر کردن کشور در یک جنگ داخلی و خارجی تمام‌عیار بود. آن‌ها می‌خواستند با ضربه زدن به ستون فقرات امنیت کشور، یعنی نیروهای نظامی، اماکن و تأسیسات حیاتی، بستر را برای نفوذ نیروهای خارجی و گسترش جنگ در داخل فراهم کنند.
 
 
هماهنگی میان این جریان تروریستی داخلی و جنگی که قرار بود از خارج مرزها علیه ایران آغاز شود، یکی از مهم‌ترین شواهدی است که این حوادث را در قالب «روز سیزدهم جنگ» تعریف می‌کند. دشمنان ایران، پس از شکست‌های مکرر در پروژه‌های فشار حداکثری اقتصادی و سیاسی، به این نتیجه رسیده بودند که تنها راه باقی‌ مانده برای اسقاط حکومت، ایجاد یک جنگ و یک بحران امنیتی بزرگ و هماهنگ از داخل و خارج است. طرح آن‌ها این بود که در یک مقطع زمانی حساس، همزمان با حملات نظامی از بیرون، عناصر تروریستی داخل کشور نیز عملیات‌های خود را آغاز کنند تا کشور درگیر یک جنگ دو جبهه‌ای شود و توان نیروهای امنیتی و نظامی ایران پاسخگوی این حجم از بحران نباشد. حوادث ۱۸ و ۱۹ دی، در واقع تلاشی برای اجرای همان بخش نیمه ‌تمام از نقشه شوم دشمن بود که قرار بود به طور همه‌جانبه کشور را درگیر خود کند.
نکته حائز اهمیت در خصوص این حوادث، مقیاس و وسعت استفاده از ابزارهای جنگی توسط تروریست‌هاست. این اتفاق یک اتفاق ساده یا خودجوش نبود. تمام سازوکارهای دشمن، از رسانه‌های معاند تا تأمین مهمات و سلاح، از تحریک افکار عمومی تا نفوذ در بدنه جامعه، در خدمت گرفته شد تا این عملیات تروریستی بزرگ حرکت خودش را آغاز کند. 
وقتی شواهد میدانی را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که تروریست‌ها تسلیحات و تجهیزات پیشرفته‌ای در اختیار داشتند که نشان می‌دهد این یک حرکت شبانه یا یک اعتراض ناگهانی نبوده، بلکه نتیجه ماه‌ها و سال‌ها برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری دشمن برای ضربه زدن به امنیت ملی ایران بود و بنا بود در جنگ استفاده شود.
آنچه که باعث شد نقشه شوم دشمن به‌طور کامل به ثمر ننشیند، هوشیاری و آمادگی نیروهای نظامی و امنیتی کشور بود. بازآفرینی قدرت و واکنش سریع نیروهای نظامی و اطلاعاتی در روز اول حمله، رژیم صهیونیستی و حامیانش را غافلگیر کرد. عملیات تروریستی آن‌ها در داخل کشور نیمه‌تمام ماند و آن‌ها نتوانستند به اهداف اصلی خود دست یابند. نیروهای امنیتی در روزهای جنگ، با سرعتی ناباورانه و هماهنگی دقیقی که نشان‌ دهنده ارتقای سطح توان دفاعی و اطلاعاتی ایران بود، توانستند تعداد زیادی از عناصر تروریستی دشمن را در داخل کشور شناسایی و بازداشت کنند. این اقدام قاطعانه، ستون فقرات شبکه تروریستی را شکست و مانع از گسترش آتش جنگ به سایر نقاط کشور شد. اگر این واکنش سریع و قدرتمند نبود، قطعاً وضعیت به مراتب خطرناک‌تری می‌توانست شکل بگیرد.
با این حال، طبیعتاً مقداری از سلاح‌ها و تجهیزات تروریست‌ها در جریان بازداشت‌ها باقی ماند یا به دست عناصر فراری رسید. این تجهیزات، به دلیل از دست رفتن شبکه فرماندهی و کنترل، دیگر نمی‌توانستند در عملیات‌های سازمان ‌یافته و بزرگ به کار گرفته شوند و فقط می‌توانست در عملیات‌های کور، پراکنده و بدون هدف مشخص مورد استفاده قرار گیرد. دقیقاً به همین دلیل است که شاهد حملاتی بودیم که بیشتر جنبه ترساندن و ایجاد وحشت داشتند، تا یک تهدید نظامی استراتژیک. تروریست‌ها که می‌دانستند طرح اصلی آن‌ها شکست خورده و شبکه آن‌ها در حال منهدم شدن است بنابراین سعی کردند با استفاده از همان تجهیزات باقی‌مانده، حداقل آسیب را وارد کنند و فضای رعب و وحشت ایجاد کنند. 
همان جریانی که سال‌هاست مردم ایران را مورد هجمه و حملات مختلف قرار داده، آن‌ها را از رشد و پیشرفت ناامید کرده و سعی در کم کردن اعتماد مردم به نظام داشته است، در این ماجرا نیز دنبال همان هدف بود
رفتار تروریستی در دو شب ۱۸ و ۱۹ دی ماه، که همه شاهد وقایع آن بودیم، نمی‌توانست به قصد براندازی باشد، زیرا شرایط لازم برای براندازی دیگر وجود نداشت. براندازی نیازمند یک جریان مردمی گسترده یا یک شکست نظامی بزرگ است که هیچ‌کدام محقق نشد. پس این حملات فقط به قصد ایجاد ترس و دلهره و ناامن نشان دادن ایران با کشتار انجام شد. دشمنان و تروریست‌ها خوب می‌دانند که به قد و قواره براندازی نمی‌خورند و حقیرتر از آن هستند که بتوانند ایران را به طور کامل ناامن کنند یا نظامی را که پشتوانه میلیونی مردم دارد، ساقط کنند. آن‌ها پس از دیدن قدرت و اقتدار نیروهای امنیتی و وحدت مردم، به این نتیجه رسیدند که رویای براندازی توهمی بیش نیست. بنابراین، لازم دیدند برای کمتر کردن حس حقارت خود و حفظ آبروی از دست رفته‌شان، ضربه‌ای به کشور وارد کنند تا بتوانند ادعا کنند که هنوز هم در داخل ایران فعال هستند و می‌توانند امنیت را خدشه‌دار کنند.
در این میان، تمام امکاناتی که قرار بود در جنگ دوازده روزه (که بنا بود در درگیری‌های نظامی گسترده‌تر استفاده شود) به کار گرفته شد، به میدان آمد و اتفاقات شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی رقم خورد. این نشان می‌دهد که دشمن تمام تخم‌مرغ‌هایش را در این سبد گذاشته بود و امید زیادی به موفقیت این طرح داشت اما شکست سنگینی که خورد، نه تنها آن‌ها را به عقب نشاند، بلکه زوایای پنهان توطئه آن‌ها را نیز آشکار کرد. دشمنان در حداقل‌ترین حالت فقط برای رسانه‌های خودشان خوراک‌سازی کردند و بنا دارند مدتها با این کشته‌سازی و بزرگنمایی حوادث، جریان‌سازی کنند. آن‌ها می‌خواهند با نشان دادن صحنه‌های دلخراش و انتشار اخبار کذب و اغراق‌آمیز، افکار عمومی جهان را علیه ایران تحریک کنند و چهره‌ای خشن از حوادث ارائه دهند تا فشارهای سیاسی را افزایش دهند.
اما باید به عمق استراتژی دشمن نیز توجه کرد. همان جریانی که سال‌هاست مردم ایران را مورد هجمه و حملات مختلف قرار داده، آن‌ها را از رشد و پیشرفت ناامید کرده و سعی در کم کردن اعتماد مردم به نظام داشته است، در این ماجرا نیز دنبال همان هدف بود. آن‌ها می‌خواهند تا جدایی کامل مردم از نظام پیش بروند. آن‌ها تصور می‌کنند که با ایجاد ناامنی، کشتار مردم بی‌گناه و ترساندن خانواده‌ها، می‌توانند مردم را از نظام جدا کنند اما این محاسبه غلط است. مردم ایران باهوش هستند و می‌دانند که چه کسانی عامل این ناامنی‌ها هستند. آن‌ها خوب درک می‌کنند که تفاوت بین مطالبات مدنی و تروریسم چیست؟ ترور شهروندان و حمله به اماکن عمومی، هیچ ارتباطی با اعتراض ندارد و مردم ایران این خط را به خوبی تشخیص می‌دهند.
 
 
دشمنان تلاش دارند از این حوادث به عنوان بهانه‌ای برای توجیه شکست‌های خود در میدان جنگ و سیاست استفاده کنند. آن‌ها می‌خواهند نشان دهند که ایران درگیر مشکلات داخلی است و توان مقابله با بیگانگان را ندارد اما واقعیت این است که اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران در سرکوب این توطئه بزرگ، دوباره به جهان ثابت کرد که امنیت ایران خط قرمز است و هرگونه خطای محاسباتی از سوی دشمنان با پاسخی سخت و کوبنده روبرو خواهد شد. بازداشت‌های گسترده، کشف انبارهای سلاح و خنثی‌سازی شبکه‌های تروریستی، همگی نشان‌دهنده قدرت بالای دستگاه‌های اطلاعاتی ایران است که همواره در حال رصد تحرکات دشمن هستند.
علاوه بر ابعاد نظامی و امنیتی، بعد رسانه‌ای این ماجرا نیز بسیار مهم است. دشمنان با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای پیشرفته و شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر الگوریتم‌های پیچیده، سعی کردند ابعاد واقعی ماجرا را تحریف کنند. آن‌ها تلاش کردند تا تروریست‌ها را «معترض» معرفی کنند و اقدامات تروریستی را «قیام» جا بزنند ولی شواهد و قرائن موجود در رسانه‌های داخلی، روایت دیگری را ارائه می‌دهد. انتشار تصاویر سلاح‌های جنگی، پهپادهای ساخت خارجی و اسناد محرمانه‌ای که از عناصر دستگیر شده به دست آمده، همه گواه بر این مدعاست که این یک جنگ تمام‌عیار بوده است، نه یک حرکت اجتماعی؛
روز سیزدهم جنگ، اگرچه با خون و ترور همراه بود لیکن با پیروزی امنیت و اقتدار به پایان رسید. دشمنان که رویای براندازی را در سر داشتند، با واقعیت تلخی روبرو شدند: ایران امروز با دیروز متفاوت است
در نهایت، آنچه در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی ماه اتفاق افتاد، یک نقطه عطف در جنگ ترکیبی علیه ایران بود. دشمن تمام توان خود را به کار گرفت تا شاید بتواند شکافی در دیوار امنیت ایران ایجاد کند اما ایستادگی و هوشمندی نیروهای امنیتی و درک عمیق مردم از شرایط کشور، باعث شد این توطئه نیز مانند توطئه‌های قبلی در دامن شکست فرو ریزد. این حوادث به ما آموخت که دشمن هرگز از دشمنی دست برنخواهد داشت و همواره به دنبال بهره‌برداری از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران است. همچنین ثابت کرد که قدرت بازدارندگی ایران به حدی بالاست که هیچ جریان تروریستی و هیچ قدرت بیگانه‌ای نمی‌تواند اراده ملت ایران را شکست دهد.
روز سیزدهم جنگ، اگرچه با خون و ترور همراه بود لیکن با پیروزی امنیت و اقتدار به پایان رسید. دشمنان که رویای براندازی را در سر داشتند، با واقعیت تلخی روبرو شدند: ایران امروز با دیروز متفاوت است. ایران امروز دارای قدرت دفاعی و اطلاعاتی است که می‌تواند توطئه‌ها را در همان نطفه خفه کند. مردم ایران نیز با آگاهی کامل، پشت سر نظام خود ایستاده‌اند و اجازه نخواهند داد که تروریست‌ها و حامیان خارجی‌شان، امنیت و آرامش کشور را به بازی بگیرند. این وحدت و همدلی، همان سدی است که دشمنان هنوز نتوانسته‌اند از آن عبور کنند و در آینده نیز نخواهند توانست. اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی، نه تنها ضعفی را نشان نداد، بلکه به‌عکس، قدرت و انعطاف‌پذیری نظام در مدیریت بحران‌ها را به نمایش گذاشت و فصل جدیدی از شکست‌های پیاپی دشمنان را رقم زد.