1. عدالت در دسترسی: پایان انحصار انرژی و تحقق حق شهروندی؛ پیش از انقلاب، برق کالایی لوکس و محدود به کلانشهرها و مراکز خاص بود. برنامه ریزی و سرمایهگذاری گسترده پس از انقلاب، با محوریت برق رسانی به ۵۹۰۰۰ روستا، این انحصار را شکست. امروزه برق، به عنوان یک حق اولیه و زیربنای حیات مدرن، به طور یکسان در دورافتادهترین مناطق کشور نیز تامین میشود. این اقدام، مهمترین گام در جلوگیری از حاشیهنشینی گسترده و ایجاد فرصتهای برابر برای تمام ایرانیان، صرفنظر از محل سکونتشان، بوده است.
2. عدالت در فرصت اقتصادی: توانمندسازی مناطق محروم؛ برق رسانی تنها روشن کردن چراغ خانهها نبوده، بلکه روشن کردن چراغ تولید، کار و ابتکار در مناطق محروم است.
توسعه کشاورزی: استفاده از موتورهای برقی، سیستمهای آبیاری نوین و سردخانهها، بهرهوری و ارزش افزوده محصولات کشاورزی روستایی را بالا برده است.
رونق صنایع کوچک و متوسط: راهاندازی و توسعه کارگاههای تولیدی، صنایع دستی و فرآوری محصولات محلی در روستاها و شهرهای کوچک میسر شده که به ایجاد اشتغال پایدار و جلوگیری از مهاجرت بیرویه کمک کرده است.
تحقق توازن منطقهای: سیاستگذاریهای اخیر در صنعت برق، بهطور مشخص بر توزیع عادلانه پروژهها در بیش از ۹۰ منطقه کشور تاکید دارد، که نشانگر عزم نظام برای کاهش شکاف توسعه بین مناطق مختلف است.
3. عدالت زیستمحیطی و نگاه به آینده؛ توسعه زیرساخت برق، همراه با حرکت به سمت انرژیهای پاک بوده است. رشد چشمگیر نیروگاههای خورشیدی و بادی، که ظرفیت آنها در حال دو برابر شدن است، نشان میدهد تامین انرژی نه تنها به عدالت بین نسلی و حفظ محیط زیست برای آیندگان توجه دارد، بلکه فرصتهای جدید اقتصادی در زمینه فناوریهای سبز نیز ایجاد میکند. بنابراین دستاورد عظیم برق رسانی سراسری، که با وجود تمام محدودیتهای خارجی و داخلی محقق شده، نمادی از اراده ملی و تحقق عملی شعار «عدالت محوری» است. این زیرساخت، امروزه بستر ضروری برای توسعه اقتصادی، ارتقای سلامت و آموزش، و کاهش نابرابریها فراهم کرده و ادامه این مسیر به ویژه با تاکید بر انرژیهای تجدیدپذیر، تضمینکننده آیندهای پایدار و عادلانه برای همه ایرانیان خواهد بود.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 23