مقدمه:
گفتوگو با دکتر سیدمحمد صدر معاون سابق وزیر امور خارجه ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه درباره بحران انتخابات ریاست جمهوری که گریبان لبنان را گرفته است میباشد. او میگوید آرزو میکنم گروهها به توافق برسند. رئیسجمهور انتخاب و دولت تشکیل شود.
">مقدمه:
گفتوگو با دکتر سیدمحمد صدر معاون سابق وزیر امور خارجه ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه درباره بحران انتخابات ریاست جمهوری که گریبان لبنان را گرفته است میباشد. او میگوید آرزو میکنم گروهها به توافق برسند. رئیسجمهور انتخاب و دولت تشکیل شود.
">مقدمه:
گفتوگو با دکتر سیدمحمد صدر معاون سابق وزیر امور خارجه ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه درباره بحران انتخابات ریاست جمهوری که گریبان لبنان را گرفته است میباشد. او میگوید آرزو میکنم گروهها به توافق برسند. رئیسجمهور انتخاب و دولت تشکیل شود.
">مقدمه:
گفتوگو با دکتر سیدمحمد صدر معاون سابق وزیر امور خارجه ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه درباره بحران انتخابات ریاست جمهوری که گریبان لبنان را گرفته است میباشد. او میگوید آرزو میکنم گروهها به توافق برسند. رئیسجمهور انتخاب و دولت تشکیل شود.
">مقدمه:
گفتوگو با دکتر سیدمحمد صدر معاون سابق وزیر امور خارجه ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه درباره بحران انتخابات ریاست جمهوری که گریبان لبنان را گرفته است میباشد. او میگوید آرزو میکنم گروهها به توافق برسند. رئیسجمهور انتخاب و دولت تشکیل شود.
">مقدمه:
گفتوگو با دکتر سیدمحمد صدر معاون سابق وزیر امور خارجه ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه درباره بحران انتخابات ریاست جمهوری که گریبان لبنان را گرفته است میباشد. او میگوید آرزو میکنم گروهها به توافق برسند. رئیسجمهور انتخاب و دولت تشکیل شود.
">مقدمه:
گفتوگو با دکتر سیدمحمد صدر معاون سابق وزیر امور خارجه ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه درباره بحران انتخابات ریاست جمهوری که گریبان لبنان را گرفته است میباشد. او میگوید آرزو میکنم گروهها به توافق برسند. رئیسجمهور انتخاب و دولت تشکیل شود.
علی موسوی خلخالی و حسین صرافی
* انتخابات ریاست جمهوری لبنان به دلیل اختلاف بین نیروها و احزاب برای بار دوم به تعویق افتاد. اختلافات بر سر چیست؟
** اختلاف در حال حاضر بر سر انتخاب رئیسجمهور و تشکیل دولت وحدت ملی است. اما واقعاً اختلاف اصلی بر سر این موضوع است؟ طبیعتاً پاسخش منفی است. آن چیزی که هماکنون در لبنان خود را نشان میدهد و علتالعلل مشکلات این کشور بهویژه بعد از جنگ 33 روزه و شکست اسرائیل است مواضع آمریکا در لبنان است. بعضی از مفسرین گفتند جنگ حزبالله و اسرائیل جنگ نمایندگی بود. یعنی حزبالله به نمایندگی از ایران و اسرائیل به نمایندگی از آمریکا میجنگید. اینکه این تحلیل درست است یا نه کار ندارم اما بالاخره نشاندهنده واقعیتی است. آن واقعیت این است که آمریکا و اسرائیل از اتفاقاتی که در چند ساله اخیر در لبنان به وقوع پیوسته راضی نیستند. لبنان زمانی عروس خاورمیانه بود. 35 سال پیش تمام ویژگیهای دبی فعلی در لبنان بود. این کشور مرکز اقتصاد، سیاست، تجارت، جاسوسی، مسائل فرهنگی و تنها کشور عربی بود که روزنامههای آزاد داشت. هیچ کشور عربی چنین شرایطی نداشت. در آن زمان هم با توجه به سابقه فرانسوی بودن لبنان، این کشور در جهت منافع غرب حرکت میکرد و هیچ خطری برای اسرائیل نداشت. با سفر امام موسی صدر به لبنان شرایط این کشور تغییر کرد. این کشور به مرکز مقاومت، اخراج نیروهای آمریکایی و شکستن غول عظمت اسرائیل تبدیل شد. ریشه بحران اینجاست. پدیدههای جدیدی در لبنان به وجود آمده که به چالش کشنده شکستناپذیری اسرائیل، طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا است و در برابر تمام برنامههای آمریکا برای خاورمیانه و کشورهای عربی ایستادگی میکند.
* تحولاتی که شما میبینید در واقع روبنایی است از آن زیربنا. آن زیربنا میخواهد روبناهایی در لبنان بسازد که رئیسجمهور، دولت، پارلمان مال خود باشد تا به اهدافی برسد که آنها میخواهند. آن اهداف چیست؟
** هدف این است که دیگر لبنان مرکز مقاومت علیه اسرائیل و روحیهدهنده به فلسطین نباشد. لبنان مثل گذشته به مرکز تأمین منافع اقتصادی، سیاسی و استراتژیک غرب تبدیل شود. به این دلیل آمریکا، اسرائیل و... میخواهند لبنان رئیسجمهور، نخستوزیر و دولتی داشته باشد تا این شرایط و امکان را فراهم کند.
* حدود یکماه پیش نیوزویک با سعد حریری مصاحبهای کرد. سعد حریری در این مصاحبه گفته من برای لبنان جان میدهم. اما از سخنان شما اینگونه برداشت میشود که سعد حریری و فواد سینیوره در جهت منافع آمریکا و ضد منافع لبنان عمل میکنند.
** گروه چهارده مارس گروه واحدی نیست و از طیفهای مختلفی تشکیل شده است. سالمترین طیفش سعد حریری است. رفیق حریری به پسرش گفته بود اگر بخواهم لبنان را بسازم هیچ شریکی بهتر از حسن نصرالله و حزبالله در لبنان ندارم. به همین دلیل در اختلافات یکی دو ساله اخیر احساس میشد سعد حریری میرفت به طرفی که یک مقدار مشکلات را حل کند و وضعیت را از بنبست خارج کند. به تبع سعد حریری عربستان سعودی که در واقع پشتیبان شماره یک سعد حریری و گروههای سنی لبنان هست هم یک گرایشات مثبتی داشت که مسائل را حل کند اما یک مسئله وجود داشت که آمریکا بود. آمریکا از یک طرف به عربستان سعودی اجازه نمیداد جدی وارد ماجرا شود، از طرف دیگر نفوذ بسیار زیادی روی جنبلاط و سمیر جعجع داشت و موتلفان سعد حریری را تحریک میکرد تا از برداشتن قدمهای مثبت سعد حریری جلوگیری کنند. آنها طیفهای مختلفی هستند. سمیر جعجع وابسته به جناح تند مسیحیان است. جنبلاط مشکلش سوریه است. او تحلیلش این است که پدرش ـ کمال جنبلاط ـ را سوریه کشته و معتقد است در سی سال اخیر همه سررشتههای سیاسی و اقتصادی لبنان در دست سوریه بوده و باید بیرون برود. در مجموع آمریکا و... نمیگذارند این مسئله حل شود. در حالی که همه میدانند اگر مدت زمان تعیین ریاست جمهوری بگذرد و رئیسجمهور تعیین نشود چه اتفاقاتی خواهد افتاد. آیا دولت موازی تشکیل میشود؟ آیا دوباره جنگ داخلی آغاز میشود؟ خب اینها تصاویر وحشتناکی است که اگر کسی از آقایان ـ احزاب و گروهها ـ دلش برای لبنان بسوزد باید به طرفی برود که نگذارد ماجرا به جای بدی برسد.
* سفر سه وزیر اتحادیه اروپا به لبنان را چگونه ارزیابی میکنید؟
** اروپاییها به لبنان احساس خاصی دارند. آنها میخواهند بگویند لبنان در اختیار اروپاست نه آمریکا. چون سوابق و اسناد تاریخی نشان میدهد بعد از قرارداد سایس پیکو لبنان و سوریه در اختیار فرانسه بوده است. البته فرانسه همیشه بیشتر از دیگر کشورهای اروپایی در لبنان نقش داشته. اکنون آنها در همین چارچوب عمل میکنند. فکر میکنند اگر بتوانند این بحرن روبنایی ـ انتخاب رئیسجمهور، نخستوزیر و دولت وحدت ملی ـ را حل کنند قضایا حل میشود. ولی واقعیت آن است که سفیر آمریکا با سمیر جعجع، سعد حریری و جنبلاط گفتوگو میکند. تا این لحظه اطلاعات و شواهد میگوید، آمریکا تصمیم گرفته این بنبست حل نشود. اگر تصمیم آمریکا تغییر کند و توصیههای لازم به افراد شود احتمال حل قضیه توسط سه وزیر اروپایی است وگرنه نیست.
* خاورمیانه برای سیاست خارجی آمریکا حساسیت بالایی دارد. با توجه به این مسئله چرا این کشور نباید به دنبال حل مسئله لبنان باشد؟
** آمریکا میخواهد مسئله لبنان را آنطور که میخواهد حل کند. این کشور به دنبال راهحلی است تا رئیسجمهوری مثل امیل لحود که دوست ایران، سوریه و حزبالله است در لبنان رئیسجمهور نشود. این کشور میخواهد فردی مثل آقای فواد سینیوره رئیسجمهور و دولتی همجهت با او تشکیل شود تا برنامههای بعدی را آغاز کنند. اگر این اتفاقات بیفتد حزبالله خلع سلاح خواهد شد، بحث تروریسم مطرح میشود، در ادامه سیدحسن نصرالله و بشار اسد محاکمه میشوند. این داستان تا پیاده شدن طرح خاورمیانه بزرگ ادامه دارد. البته به شما بگوییم این طرح شکستخورده است. اما آمریکا، اسرائیل و... این موضوع را در قالب طرح دیگری دنبال میکنند.
* به هر حال دو مقاومت وجود دارد. مقاومت آمریکاییها که از زورشان برای تغییر شرایط در لبنان استفاده میکنند و طرف دیگر مقاومت گروههای طرفدار حزبالله و کسانی که در مقابل این طرح مقاومت میکنند. فکر میکنید اصطکاک تا کجا ادامه پیدا کند.
** من با شناختی که از لبنان دارم اگر لبنانیها به حال خود واگذار شوند به دلیل توسعهیافتگی سیاسی و فکریشان مشکلات را حل میکنند. چنانچه طرح آقای نبیه بری علیرغم مخالفت گروه چهارده مارس طرح خیلیخوب بود. چهارده مارسیها نمیتوانند بگویند چرا با این طرح مخالفت کردند. هماکنون آنها در داخل لبنان پاسخ ندارند برای اینکه جناح معارضین از خواسته خود که تشکیل دولت وحدت ملی بود کوتاه آمده و پذیرفته رئیسجمهور را با همان قانون اساسی انتخاب کند. تا آنجا که اطلاع داریم آمریکا نمیگذارد این بحران حل شود.
* حزبالله طرفدار ایران و سوریه است که قرار است آنجا قوام بگیرند. عربستان سعودی با وجود چنین قدرتی مخالف است. فکر میکنید لبنان محل زورآزمایی کشورهای مهم خاورمیانه شده است؟
** عربستان مثل مصر در روزهای ابتدایی جنگ سیوسه روزه مرتکب اشتباه بزرگی شد. آن اشتباه این بود که این دو کشور اعلام کردند حزبالله ماجراجویی کرده و تلویحاً گفتند آغازکننده جنگ این گروه بوده است. میدانید چرا این اشتباه را کردند؟ چون آنها فکر کرند اسرائیل طومار حزبالله را در این جنگ میپیچد و همه چیز تمام میشود. خود اسرائیل و آمریکا هم این اشتباه را کردند. البته شاید بتوانیم بگوییم کمترین اشتباه را اسرائیلیها مرتکب شدند. چون اسرائیل نمیخواست جنگ را ادامه بدهد. چند روز که از جنگ گذشت اسرائیلیها فهمیدند نمیتوانند جنگ را ادامه بدهند اما با فشار خانم رایس جنگ را تا 33 روز ادامه دادند. خانم رایس فکر میکرد با شکست حزبالله طرح خاورمیانه جدید از جنگ سیوسه روزه زاده میشود. چون ارزیابیها از توان حزبالله غلط بود همه اشتباه کردند. مصر و عربستان روز هفدهم هجدهم تلویحا موضع قبلی را پس گرفتند. چون رهبر کشور عربی نمیتواند از مقاومت علیه اسرائیل دفاع نکند یا حداقل علیه آن صحبت کند. ملت کشورش او را بازخواست میکنند. ملت عرب برخلاف رهبرانشان ضداسرائیل و ضدآمریکا هستند. آن موضعگیری را ملاک یک اشتباه استراتژیک بگیرند. اما رقابت ایران و عربستان موضوعی طبیعی است. دو کشور در خلیج فارس و منطقه قدرتهای بزرگی هستند و هر کدام به دنبال منافع خود.
* شما فرمودید ولید جنبلاط معتقد است پدرش را سوریها به قتل رساندند. اما ولید جنبلاط طی دو سه سال گذشته موضع تندی علیه سوریها و حزبالله گرفته. قبل از آن حسن نصرالله را دوست صمیمی خود میدانست و در مورد بشار اسد حرفی نمیزد. چگونه این نگرش به وجود آمد؟
** جنبلاط با سوریه و حزبالله برخوردی متفاوت دارد. دلیل مخالفت جنبلاط با حزبالله دوستی این گروه با سوریه است. اما دلیل اینکه چرا به سوریه تندی نمیکرد این است که سوریه با 35 هزار نیروی نظامی در لبنان قدرت مطلق بود و او جرات نمیکرد حرفی بزند. بعد از قتل رفیق حریری، قطعنامههای سازمان ملل باعث شد که سوریه از این کشور خارج شود.
* سه وزیر خارجه اروپایی که به لبنان آمدند نکتهای را مطرح کردند که سبب تغییر قانون اساسی لبنان میشود. آقای کوشنر گفته که باید فکری برای انتخاب رئیسجمهور کرد تا اختلافات 15 سال گذشته تکرار نشود. فکر میکنید چنین اتفاقی بیفتد یا فرانسه صلاحیت چنین کاری را دارد؟
** آقای کوشنر در بسیاری موارد نشان داده نمیداند چه کند. یکی از آن موارد لبنان است. میدانید معنای این حرف چیست؟ یعنی بهم زدن نظام طایفی لبنان. به هم زدن نظام طایفی لبنان معنایش جنگ وحشتناکی است که جنگ داخلی قبلی در مقابلش هیچ است. یک زمان است کشور آنقدر توسعه یافته میشود که از مرز طایفه میگذرد. یعنی مردم به جایی میرسند که دیگر شیعه، سنی، درزی و مسیحی مطرح نیست. افرادی فارغ از مذهبشان کاندید میشوند. هر کس رای اکثریت را آورد رئیسجمهور میشود. خب یک چنین اتفاقی تقریبا و تحقیقاً در لبنان غیرممکن است.
* سخنان کوشنر را در جهت سیاستهای آمریکا میدانید؟
** فرانسه در رابطه با ایران کاملاً از آمریکا پیروی میکند اما در رابطه با لبنان این چنین نیست. این دو کشور در لبنان رقابتهایی دارند. دولت جدید فرانسه در موضوع اتمی ایران از آمریکا پیروی میکند و جای بریتانیا و بلر را گرفته اما در مورد لبنان اینطور نیست.
* ظاهرا گروه 14 مارس و گروههای هشت مارس میشل عون را بهترین گزینه برای ریاست جمهوری میدانند و روی میشل عون پافشاری دارند. اما عون نتوانست گروههای دیگر را به حمایت از خود ترغیب کند. چه چیزی باعث میشود میشل عون رئیسجمهور شود و چه چیزی باعث میشود او به ریاست جمهوری انتخاب نشود؟
** ببینید بحث میشل عون مطرح نیست. فرد مسیحیای در لبنان رئیسجمهور خواهد شد که تمام طرفها بر آن توافق کنند. همه میدانند که یک مسیحی باید رئیسجمهور شود. همه این موضوع را پذیرفتهاند. حالا مینشینند بحث میکنند و روی یک نفر توافق میکنند. نمیتوان گفت میشل عون یا فرد دیگری رئیسجمهور خواهد شد چون روی هیچکس توافق نیست. دو طرف باید توافق کنند.
* اگر توافق نکنند چه اتفاقی میافتد؟
** اگر توافق حاصل نشود بنبست ادامه دارد. من آرزو میکنم گروهها به توافق برسند. رئیسجمهور انتخاب و دولت تشکیل شود.