تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۷:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۵۱


رحمت‌الله بیگدلی/عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی زنجان

سابقه فعالیت حزبی در ایران

حزب سیاسی به مفهوم جمعیت‌های خاص که دارای اهداف ویژه برآمده از شرایط عینی و ذهنی ساختار نظام سیاسی جامعه خویش باشد در ایران پیشینه‌ای چندان قوی ندارد. شروع فعالیت حزبی بدین مفهوم به دوران بعد از مشروطه برمی‌گردد، آن هم نه به صورت یک جریان مستمر بلکه به صورت منقطع و ناپیوسته. با توجه به اینکه استبداد تاریخی حاکم بر ایران، فعالیت‌هایی از این سنخ را هرگز برنمی‌تابیده است، به دنبال پیدایش اندک فضای مناسب برای اینگونه فعالیت‌ها علاقه‌مندان به فعالیت حزبی و کسانی که در پی اهدافی از این طریق بودند، اقدام به تاسیس حزب می‌کردند، ولی به مجرد کمترین احساس خطر حاکمان از تحدید قدرت بلامنازع خویش توسط احزاب و یا بروز اندک بحرانی سیاسی در کشور، این احزاب توسط استبداد حاکم، سرکوب یا به علت فشارهای وارده بر آنان، متلاشی و تجزیه می‌شدند.

پس از شهریور 1320 (در دوران استبداد پهلوی دوم)، ملت ایران، شاهد پیدایش برخی از احزاب در کشور بود که به منظور حفظ و تقویت قدرت سیاسی حاکم و به صورت دستوری و توسط عوامل قدرت حاکم تشکیل می‌شدند و خود از ابزارهای سرکوب مردم و تثبیت استبداد داخلی و بعضاً تحکیم سلطه قدرت‌های خارجی بودند. اینگونه احزاب در تاریخ معاصر ایران به احزاب دولتی معروف شده‌اند و معمولاً سه ویژگی مشترک داشتند که عبارت بود از «درباری، فرمایشی و غیرمردمی بودن.»

اینگونه احزاب فاقد هرگونه بستر عقیدتی، ایدئولوژیکی و اتکا بر مردم بودند و بعضاً به منظور فریب‌ افکار عمومی در ظاهر علیه همدیگر موضع‌گیری هم می‌کردند و حال اینکه همانند عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی توسط قدرت حاکم به ایفای نقش می‌پرداختند.

مرحوم دکتر علی شریعتی در نوشتاری به صورتی ظریف و زیبا پرده از این فریب برمی‌دارد و درباره دو حزب معروف «ملت» و «مردم» آن روزگار می‌گوید: «حزب ملت مخالف مردم حزب مردم مخالف ملت»

شریعتی ادامه می‌دهد: «یکی از رجال به نویسنده می‌فرمود که «به آقای اقبال گله کرده‌ام که چرا کم‌لطفی فرموده‌اید و اسم مرا در فهرست حزب نیاورده‌اید؟ اقبال گفت، به عرض رسید، فرمودند، ایشان را برای حزب مخالف نگاه داشته‌ایم و بنده بسیار تشکر کردم»!1

ضرورت تبیین دقیق اصول، اهداف و... حزب

«حزب در قاموس عمومی روشنفکران دنیا به طور کلی عبارت از سازمان اجتماعی متشکلی است، دارای «جهان‌بینی»، «ایدئولوژی»، «فلسفه تاریخ»، «نظام اجتماعی ایده‌آل»، «پایگاه طبقاتی»، «جهت‌گیری طبقاتی»، «رهبری اجتماعی»، «فلسفه سیاسی»، «جهت‌گیری سیاسی»، «سنت»، «شعار»، «استراتژی»، «تاکتیک مبارزه»، «آرمان» و... که می‌خواهد «وضع موجود» را در انسان، جامعه، ملت یا طبقه‌ای خاص (برحسب اینکه، جهانی، ملی یا طبقاتی باشد) تغییر دهد و «وضع مطلوب» را جانشین آن سازد».

از این‌رو برای شروع در فعالیت‌های حزبی، همان‌طوری که در تعریف حزب مذکور گفته شد، باید قبل از ورود در میدان عمل به تبیین «جهان‌بینی»، «ایدئولوژی»، «فلسفه تاریخ»، «نظام اجتماعی ایده‌آل» «پایگاه طبقاتی»، «جهت‌گیری طبقاتی»، «رهبری اجتماعی»، ‌«فلسفه سیاسی»، «جهت‌گیری سیاسی»، «سنت»، «شعار»، «استراتژی»، «تاکتیک مبارزه»، «آرمان» و... پرداخت تا بتوان نیروهای همفکر را در کنار هم گردآورد و با تشریح «وضع موجود» در انسان، جامعه، ملت یا طبقه‌ای خاص (برحسب اینکه، حزب، جهانی، ملی یا طبقاتی باشد)، به‌سوی تغییر در راستای «وضع مطلوب» حرکت کرد.

هرگونه سهل‌انگاری در این زمینه بعضاً می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری را متوجه حزب، فعالیت حزبی، منافع ملی، کشور و... کند.

تجربه احزاب و سازمان‌هایی که با آرمان‌های متعالی در این کشور پا گرفتند و توانستند با طرح شعارهای جذاب به جذب صدها و بعضاً هزاران نیروی جوان و نخبه این کشور بپردازند، ولی به علت کم‌توجهی به نکات مذکور نه تنها باری از دوش ملت ایران برنداشتند، بلکه آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری را متوجه کشور کردند، می‌تواند برای علاقه‌مندان به فعالیت حزبی عبرت‌آموز باشد.

ضرورت رعایت موازین دینی در فعالیت‌ حزبی

از آن‌جایی که جامعه ما جامعه‌ای اسلامی است و خود ما هم مسلمانیم و نظام حاکم بر کشور نیز جمهوری اسلامی است و قانون اساسی جاری در آن نیز در چارچوب اسلام تدوین شده و به تایید اکثریت ملت مسلمان رسیده است، لذا فعالان حزبی باید در فعالیت‌های خود اسلام و ارزش‌های برخاسته از آن را پاس بدارند و تئوری و عمل خویش را در چارچوب آن سامان دهند.

البته برای رعایت موازین دینی باید با دیدی انبیایی و اولیایی، دین و آرمان‌های اصلی آن یعنی «انسان‌سازی، عدالت، آزادی و...» را شناخت و با درک مقتضیات زمان به فهمی جامع‌الاطراف از دین نائل آمد تا از سقوط در گرداب ارتجاع در نظر و عمل مصون ماند.

یکی از مهم‌ترین وظایف احزاب مسلمان در جامعه اسلامی این است که اسلام را خوب بشناسند و خوب بدان عمل کنند و خوب به مردم معرفی نمایند تا به تعبیر استاد محمدرضا حکیمی «مانع فرار و زدگی مردم به‌ویژه جوانان از اسلام واقعی در نتیجه معرفی مرتجعانه آن توسط بی‌سوادان، بی‌تقوایان، شیادان دنیا‌طلب و مریدباز و دکه‌داری شوند که در گوشه و کنار، ظاهری به هم زده و دسترسی به حسینیه و مسجد و محراب و منبری پیدا کرده‌اند و اکنون شاید دسترسی به جاهای دیگر نیز... و خدا می‌داند که چه می‌گویند و چه انحطاط‌ها و چه زدگی‌هایی به وجود می‌آورند و چه اموالی می‌اندوزند و چه موضع‌گیری‌هایی ـ خام و جاهلانه و مرتجعانه و عوام‌فریبانه و معاش‌جویانه ـ ابراز می‌دارند و با ذهن عوام چه می‌کنند، و دل خواص را چگونه از درد می‌آکنند و نسل جوان را چه‌سان می‌تارانند!»3 و در مقابل آنان، عده‌ای دوست نادان و بعضا دشمن پیچیده، مردم را به سوی جدایی دین از سیاست می‌خوانند.

بداهت امکان وقوع خطا در فعالیت حزبی

یکی از مهم‌ترین پیش‌فرض‌هایی که باید مدنظر فعالان حزبی باشد، این است که هرگونه تشکلی فراهم آمده از تعدادی انسان است که بنا به سرشت بشری خویش دچار خطا و اشتباه می‌شوند. از این‌رو فرض خطا و اشتباه در فعالیت‌های جمعی و حزبی، امری واضح و بدیهی است و تنها معصومان هستند که به عنایت الهی از هرگونه لغزشی مصون هستند. لذا اگر کسی به دنبال تشکل و حزب و جمعی از دوستانی است که هرگز از آنان خطا سرنزند، بهتر است که هرگز وارد این‌گونه فعالیت‌ها نشود، چون فرض تشکل، حزب، جنبش و حرکت بدون خطا و اشتباه، فرضی است خیال‌پردازانه، ایده‌آلیستی و محال. از سوی دیگر عدم ورود به اینگونه فعالیت‌ها به بهانه امکان وجود خطا در آن، خود بزرگ‌ترین خطایی است که ممکن است از کسی سر بزند؛ زیرا در جهان و عصر جدید، اصلاح جامعه و حکومت و حتی انجام فریضه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بدون حضور جدی در عرصه فعالیت‌های حزبی و استفاده بهینه از پتانسیل نیروهای مختلف امکان ندارد.

انواع خطاهای ممکن

آنچه مهم است، تفکیک بین خطاهای محتمل در فعالیت‌های سیاسی و حزبی است؛ زیرا خطاهای ممکن به دو نوع تقسیم می‌شود:

الف‌ـ خطاهایی که از ویژگی‌های طبیعی روند فعالیت‌های سیاسی و حزبی است و قابل اصلاح می‌باشند و باید با اتخاذ روش‌های معقول در راستای اصلاح آنها کوشید.

ب‌ـ خطاهایی که در تناقض با اساس فعالیت حزبی می‌باشند و به عبارتی موجب نقض غرض می‌شوند و با ورود این خطاها ادامه فعالیت در چنین حزبی نه تنها سودمند به حال منافع ملی بلکه مفید به حال شخصیت انسانی افراد فعال در آن حزب نیز نیست.

خطاهای از نوع دوم را می‌توان به سه قسم ذیل تقسیم کرد:

الف‌ـ خطای در انگیزه‌ها

ب‌ـ خطای در آرمان‌ها و اهداف

ج‌ـ خطا در قوانین، مقررات، روش‌ها و سنت‌های مورد عمل در حزب

این سه خطای اساسی، خطاهایی هستند که می‌توانند اساس فعالیت حزبی و حرکت را زیر سوال ببرند و موجب نقض غرض شوند. اما خطاهای دیگر، خطاهای جزئی هستند که وقوع آنها در پروسه فعالیت‌های سیاسی و حزبی، طبیعی محسوب می‌شوند و به جوهره اینگونه فعالیت‌ها آسیب وارد نمی‌کنند.

بر این اساس در فعالیت‌های سیاسی و حزبی قبل از هر چیز باید انگیزه‌ها، آرمان‌ها، اهداف، قوانین، مقررات، روش‌ها و سنت‌های مورد عمل به صورت شفاف، مشخص و تبیین شوند تا بتوان جمعی را که در مقایسه با جمع‌های دیگر دارای مشترکات حداکثری می‌باشند، گردهم آورد و با استفاده از پتانسیل جمعی این افراد در راستای آرمان‌های مشترک فعالیت کرد و مانع ورود خطاهایی که کیان حزب را تهدید می‌کنند، شد.

ضرب‌المثل معروفی در میان طلاب علوم دینی رایج است که معمولاً آن را به منظور اصلاح انگیزه تحصیل علوم دینی توسط طلاب، مطرح می‌کنند:

«طلبه‌ای روستایی که تازه از ده وارد حوزه علمیه شده بوده، بسیار تلاش می‌کرده است که به سرعت، کتاب «شرح لمعه» را که یک دوره فقه نیمه استدلالی شیعه است، به پایان ببرد. وقتی از او می‌پرسند که چرا اینقدر عجله داری؟ می‌گوید، می‌خواهم این «شرح لمعه» را تمام کنم تا پدر کدخدا را در بیاورم»! یعنی با توجه به تنازعی که بر سر قدرت در ده، بین این طلبه و کدخدا بوده و هیچ راهی برای پیروزی آن طلبه بر او نبوده، عزم رحیل به حوزه علمیه کرده است تا از این طریق به این خواسته حقیر خود نائل شود؛ آموختن فقه آل‌محمد(ص) برای غلبه بر کدخدای ده!

لذا در فعالیت‌های حزبی و سیاسی نیز باید قبل از هر چیز به اصلاح انگیزه‌ها پرداخت. اگر انگیزه فعالیت حزبی، سیطره یافتن بر مردم، چنگ انداختن بر منابع قدرت و ثروت، انتقام و اموری از این قبیل باشد، هرگز نتایج مفیدی از اینگونه فعالیت‌ها عاید مردم و کشور نخواهد شد و عدم‌اینگونه احزاب به مراتب از وجود آنها بهتر است.

همچنین اگر حزبی به دنبال تحکیم قوانین ظالمانه و باطل و یا وابسته کردن کشور به بیگانگان و زمینه‌سازی برای سلطه آنان باشد و اهداف باطلی را تعقیب کند، نباید با چنین حزب و سازمانی همکاری کرد.

همچنین اگر روش‌های مورد عمل در حزب مبتنی‌بر توطئه، ستم، دروغ، زد و بند، تخریب دیگران و... باشد و به عبارت دیگر اگر سردمداران و اعضای حزبی، از تفکر ماکیاولیستی «هدف، وسیله را توجیه می‌کند»، پیروی کنند، قطعاً آثار منفی فعالیت‌های این حزب از  آثار مثبت آن بیشتر خواهد بود.

با ابزار و روش‌های باطل نمی‌توان به حق کمک کرد زیرا در حدیث شریف آمده است: «خداوند از جایی که معصیت شود، پرستیده نمی‌شود.»

ضرورت حاکمیت مستمر انتقاد از خود

هرگونه حزب، سازمان و حرکت اسلامی باید روند مستمر انتقاد از خود به منظور تصحیح خطاها را در پیش گیرد تا از بروز خطاهای غیرقابل تصحیح در فعالیت‌های خود جلوگیری و خطاهای طبیعی را نیز اصلاح کند. اگر بخواهیم به زبان فقهی سخن بگوییم،‌ می‌توان روند تصحیح خطاها را به جریان آب جاری تشبیه کرد؛ بدین‌صورت که اگر قسمتی از این آب دچار آلودگی شود به علت جریان داشتن آن به وسیله قسمت دیگر پاک می‌شود و این جریان از فراگیری آلودگی جلوگیری می‌کند. حاکمیت روند انتقاد از خود به‌صورت جدی در هر سیستمی از جمله احزاب نیز موجب تصحیح خطاها و جلوگیری از فراگیر شدن آنها و بروز خطاهای غیرقابل تصحیح می‌شود.

مسئول تصحیح خطاها در فعالیت‌های حزبی

یکی از مهم‌ترین سوالاتی که در این زمینه مطرح می‌شود، این است که مسئولیت تصحیح خطاها در فعالیت‌های حزبی بر عهده کیست؟

اگرچه به صورت طبیعی رهبری حزب مسئول نظارت بر عملکرد کل تشکیلات است و مسئولیت تصحیح خطاهای قاعده هرم تشکیلات را برعهده دارد، ولی این به معنی سلب مسئولیت از سایر ارکان و حتی اعضای حزب به صورت فردی نیست. در اندیشه اسلامی همه افراد مسئولند و در حدیث شریف آمده است: «همه شما نگهبان و مسئولید.»

شیوه‌های تصحیح خطاها

در خصوص مقابله با خطاها و اشتباهات در حزب باید دو نکته اساسی را مدنظر داشت: الف‌ـ بر اساس نکته معروف «بهترین درمان، پیشگیری است»، بهترین روش برای مقابله با خطاها پاک‌سازی فضای فعالیت در حزب است و باید کوشید که اولاً از بروز خطاها جلوگیری و در صورت بروز خطا آن را در نطفه اصلاح کرد و اجازه نداد که خطاها گسترش یابند و در ارکان مختلف حزب ریشه بدوانند و کار به جایی برسد که درمان این خطاها هزینه‌های مادی و معنوی سنگینی را طلب کنند و یا اینکه غیرقابل درمان شوند و کیان حزب را به مخاطره اندازند.

ثانیا در تصحیح خطاها و درمان اشتباهات باید کوشید که براساس موازین حق و شرع و عقل و منطق عمل کرد. نباید برای اصلاح یک خطا، خطای دیگری را مرتکب شد که اصلاح‌ خطا از طریق خطا میسور و ممکن نیست و چه‌بسا خسارت‌های جبران‌ناپذیری را به دنبال داشته باشد و دست‌اندرکاران حزب را گرفتار مشکلات بیشتری کند. مثلاً در صورت بروز خطا از افراد هرگز نباید برای اصلاح، شخصیت آنان را هتک کرد که این عمل شرعاً و عقلاً جایز نیست و چه‌بسا آثار منفی آن بیشتر از آثار مثبت آن باشد.

تعالیم قرآن کریم، سنت نبوی و سیره ائمه معصومین(ع) می‌تواند بهترین راهنمای عمل در این زمینه برای ما باشد. مثلاً رسول اکرم‌(ص) هرگاه متوجه ارتکاب خطایی از یاران خود می‌شد، در مقام موعظه در بالای منبر می‌فرمود: «اقوامی بودند که مرتکب فلان خطا و اشتباه شدند و نتیجه این عملشان فلان بود» و در ضمن اظهارات خویش به خطای موردنظر اشاره می‌فرمود و از این طریق هم خطا را اصلاح می‌کرد و هم مانع خرد شدن شخصیت افراد می‌شد و هم بدین‌وسیله از ارتکاب چنین خطایی توسط افراد دیگر جلوگیری می‌کرد.

ضرورت تقدم مسائل اصلی بر مسائل فرعی

یکی از مهم‌ترین خطاهایی که ممکن است به علت فقر شناخت درباره واقعیت‌های موجود در احزاب رخ دهد، این است که حزبی مسائل اصلی را قربانی مسائل فرعی کند و دون‌پایگان را در سلسله مراتب تشکیلاتی بر شایستگان مقدم بدارد که این امر می‌تواند موجبات سقوط حزب را فراهم آورد. علی(ع) در این زمینه فرمود: چهار چیز پایه‌های هر نظام و حکومتی را ویران می‌سازد؛ ضایع کردن مسائل اصلی، چسبیدن به مسائل فرعی (و بزرگ کردن آنها) و مقدم داشتن فرومایگان و موخر داشتن شایستگان و دانایان.»4

البته این امور به نوعی با هم مرتبط‌اند و چه‌بسا رابطه علی و معلولی با هم دارند؛ به این معنا که در صورت تقدم فرومایگان و تأخر شایستگان و دانایان، کسانی که در صدر نشسته‌اند و مسئولیت هدایت تشکیلات را بر عهده دارند، به علت فقدان شناخت لازم، توان درک مسائل اصلی را از مسائل فرعی ندارند و با پرداختن به مسائل فرعی و تضییع مسائل اصلی، زمینه اضمحلال سیستم را فراهم می‌آورند.

ضرورت شایسته‌سالاری در فعالیت حزبی

برای جلوگیری از وقوع چنین ضایعه خطرناکی است که در تفکر اسلامی بر اصل شایسته‌سالاری تأکید فراوان شده است.

مرحوم علامه امینی در کتاب شریف «الغدیر» از رسول خدا(ص) نقل می‌کند: «هر کس از بین مسلمانان، عاملی را بر سر کار بیاورد و بداند که در بین مسلمین فردی وجود دارد که او برای این کار شایسته‌تر و به کتاب خدا و سنت پیغمبر(ص) آشناتر است، آن‌کس به خدا و رسول خدا و جمیع مسلمانان خیانت کرده است».5

پس هم بر رهبران حزب و هم کادرهای سراسری آن است که بکوشند در سلسله مراتب تشکیلاتی، نیروها در سر جای خود قرار گیرند که این به تقوا و عدالت و مصلحت حزب و جامعه نزدیک‌تر است و نشانگر آن است که اگر حزب در مسند قدرت قرار گیرد، شایسته‌سالاری را در جامعه حاکم و مانع تقدم فرومایگان و تأخر شایستگان خواهد شد.

از سوی دیگر، خود نیروهای فعال حزبی نیز باید بکوشند که بدون کسب صلاحیت‌های لازم، اقدام به تقدم در سیستم حزبی نکنند که علامه امینی در حدیثی دیگر از رسول خدا(ص) نقل می‌کند: «هر کسی خود را بر قومی مقدم بدارد در حالی که بداند در بین آنان شایسته‌تر از او برای آن کار وجود دارد، آن شخص به خدا و رسول و جمیع مسلمانان خیانت کرده است».6

بر این اساس باید بکوشید که روابط ناسالم مبتنی‌بر تملق و چاپلوسی، ریا و نفاق، توطئه و تخریب و زد و بند و... در حزب برای برکشیدن خود، جای خود را به اصول اخلاقی همچون راستی، پاکی، تقوی، ایثار، مصلحت جامعه و مردم را بر منافع شخصی ترجیح دادن و... بدهد و به عبارتی برای بالا رفتن، اسباب بزرگی آماده شود.

در این زمینه نکته لطیفی از شیخ ابوسعید ابوالخیر نقل شده است که می‌تواند برای ما بسیار آموزنده باشد:

«شیخ ما ابوسعید (قدس‌الله روحه‌العزیز) روزی در نیشابور بر اسب نشسته بود و جمع متصوفه در خدمت او و به بازار فرو می‌راند. جمعی برنایان (جوانان) می‌آمدند برهنه، هر یک ازارپایی (کفشی) چرمین در پای کرده و یکی را بر گردن گرفته می‌آوردند. چون پیش شیخ رسیدند، شیخ پرسید: این کیست؟ گفتند: امیر مقامران (قماربازان) است. شیخ او را گفت: این امیری به چه یافتی؟ گفت ای شیخ، به راست باختن و پاک باختن! شیخ نعره‌ای بزد و گفت: راستباز باش و پاکباز باش و امیر باش...»7