تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۷:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۵۷


صادق زیباکلام

وجود دیدگاه‌های متفاوت سیاسی، حتی داشتن اختلاف‌نظر سیاسی و ایضاً رقابت سیاسی میان مدیران و مسئولان اجرایی در جوامع امروزی نه چندان غیرطبیعی هستند و نه اموری نادر. اما آنچه که غیرطبیعی می‌باشد آن است که این اختلافات بر سرنوشت و عملکرد امور اجرایی کشور تاثیر سوء بگذارند و این دقیقا معضلی است که مدیریت کلان‌شهر تهران با قریب به 12 میلیون نفر جمعیت، گرفتار آن شده است.

اگرچه نه مسئولان و نه رسانه‌های جمعی به روی خود نمی‌آورند اما واقعیت تلخ آن است که اختلافات سیاسی میان دولت نهم و شهرداری مشکلات زیادی برای شهرداری تهران به وجود آورده است.

به نظر می‌رسد دولت نهم نه‌تنها همراهی و مساعدتی با شهرداری ندارد بلکه داد شهردار و دستیارانش از بی‌مهری‌های دولت مهرورز به شهرداری به آسمان است. هیچکس البته مدعی نیست که شهرداری و عملکردش «فرشته» و گل بی‌عیب و نقص است، اما واقعیت آن است که بروز اختلاف سیاسی در اردوگاه اصولگرایان در جریان انتخابات ریاست جمهوری در سال 1383 میان دو چهره اصولگرا که یکی بعدها خلعت رئیس بلدیه را به تن کرد و دیگری به ریاست جمهوری رسید، سبب شده تا شهرداری تهران از همان ابتدای شکل‌گیری دولت نهم تا به امروز با دشواری‌های زیادی روبه‌رو شود. رقابت اعلام نشده میان آن دو چهره در جریان انتخابات شوراها در سال گذشته و پیروزی نسبی رئیس بلدیه بر رئیس‌جمهوری سردی دولت نهم را نسبت به بلدیه عمیق‌تر کرد.

عدم دعوت از شهردار در جلسات هیات دولت، مناقشه بر سر تغییر رئیس مترو، تعلل در تخصیص و تامین بودجه شهرداری و بی‌اعتنایی دولت نهم به خواسته‌ها و مشکلات شهرداری ظرف 5 ماه گذشته دردسرهای جدی برای پیشبرد امور شهرداری به وجود آورده است.

فی‌الواقع می‌توان گفت که بخش‌های مختلف دولت نهم بالاخص بخش مربوط در وزارت کشور به جای هماهنگی و همکاری با شهرداری، «مرکب» خود را سوار بوده و بی‌اعتنا به شهرداری و بعضا از بالای سر آن در حوزه‌هایی که در قلمرو امور شهرداری قرار می‌گیرد به سیاستگذاری، تصمیم‌گیری و اختصاص بودجه اهتمام ورزیده‌اند.

آخرین فقره در پس زدن و بی‌اعتنایی به شهرداری، به جریان انداختن طرح احداث مونوریل است.

علی‌رغم آنکه جملگی کارشناسان و صاحبنظران بی‌طرف تاکید کرده‌اند که بودجه هنگفتی که صرف ایجاد مونوریل می‌شود اگر به گسترش مترو و قطار شهری تخصیص یابد، به مراتب برای کاهش بار ترافیک نتیجه‌بخش‌تر است، مع‌ذلک دولت علی‌رغم این نظرات به علاوه مخالفت شهرداری و شورای شهر همچنان مصمم به احداث مونوریل است.

در حالی‌که همین چندی پیش یکی از مسئولان مترو اعلام داشته بود که اگر بودجه مترو به موقع پرداخت شده بود، مترو اکنون به تجریش رسیده بود.

اگر واقعا چنین خبری حقیقت داشته باشد، در آن صورت و با نهایت تاسف می‌بایستی پذیرفت که پیشرفت مترو علی‌رغم نقش حیاتی که در کمک به حل بار ترافیک تهران دارد، بلاگردان اختلاف سیاسی میان شهرداری و دولت نهم شده است.

ممکن است همه اینها «وهم» و «گمان» باشد و هم برای عدم تامین بودجه مترو و هم برای احداث مونوریل دلایل دیگری به‌جز اختلاف دولت با شهرداری باشد، اما واقعیت آن است که نفس و اصل این اختلاف را به زحمت می‌توان نادیده گرفت. به زحمت می‌توان تاثیر سوء این اختلاف و سایه سنگین آن را بر سر پیشبرد امور طرح‌ها و برنامه‌های شهرداری کتمان نمود.

واقعیت تلخ آن است که دود بی‌مهری‌های دولت به شهرداری مستقیما به چشم 12 میلیون شهروند تهرانی می‌رود.

به نظر نمی‌رسد که نیازی به یادآوری مشکلات و معضلات عظیم کلان‌شهر تهران به دولت نهم باشد. صرفاً به عنوان یک نمونه از معضلات عظیمی که تهران با آن روبه‌روست می‌توان توجه دولت نهم را به اختاپوس ترافیک جلب نمود.

متاسفانه و علی‌رغم خوش‌بینی‌های اولیه، سهمیه‌بندی بنزین نه تنها بار ترافیک را در تهران کاهش نداده، بلکه در مقایسه با مهرماه سال گذشته، امسال 8 درصد نیز بر بار ترافیک افزوده شده است.

پرسش اساسی آن است که چرا سرنوشت 12 میلیون شهروند تهرانی بلاگردان اختلاف سیاسی دولت نهم با شهرداری شود؟