صفحه نخست >>  عمومی >> تیتر اول
تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۷۰۹
اگر دوران پهلوی، آنگونه که بود از حیث شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، معیشت مردم و وضعیت سواد، سلامت، بهداشت و درمان، پیشرفت کشور، استقلال و آزادی‌های جمعی و فردی و سیاست خارجی، میزان وابستگی به خارج و سطح نفوذ و دخالت بیگانگان و از جمله آمریکایی‌ها در امور داخلی کشور، خوب روایت شود، جوان امروزی هم با صراحت و قاطعیت می‌گوید؛ اگر من هم سال‌ها
پایگاه بصیرت / یدالله جوانی

این سوال به طور طبیعی، سوال همه جوانانی می‌باشد که سال ها، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دنیا آمده و هیچ شناختی نسبت به انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی پدیدایی آن ندارند.

سوال هم طبیعی و هم منطقی، و هم شایسته پاسخ قانع‌کننده برای جوانان است.

در اینجا روایت‌گری صحیح و منطقی از چیستی، چرائی و چگونگی وقوع انقلاب اسلامی برای جوانان ایران زمین، یک واجب عینی برای هر دلسوز کشور و انقلاب است. دلیل آنکه اگر عالمان و اندیشمندان و صاحبان قلم و رسانه، معلمان دلسوز و اساتید انقلابی در دانشگاه و هر فرد آگاه و توانمند در این امر کوتاهی در روایت‌گری صحیح داشته باشد، انقلاب را به صورت نادرست، دشمن آن‌گونه که خود می‌خواهد برای جوانان ما روایت می‌کند. روایت‌گری صحیح، معارف انقلاب اسلامی را به ذهن جوانان منتقل، و قلب و دل آنها را با انقلاب اسلامی همراه می‌سازد. دشمن با روایت غلط و غیر واقعی از انقلاب اسلامی، تلاش می‌کند تا جوان ایرانی، نه تنها نسبت به انقلاب علاقه‌ای پیدا نکند؛ بلکه با نادرست دانستن انقلاب به دلیل تحریفی که از تاریخ به خورد او داده شده، خود را در مقابل این رویداد تاریخی با عظمت و افتخار آفرین که استقلال و عزت ملی ایرانیان را در پی داشت، قرار دهد؛ بنابراین باید به سوال در صدر این یادداشت، پاسخ درخور فهم جوان امروزی داد. به طور قطع اگر دوران پهلوی، آنگونه که بود از حیث شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، معیشت مردم و وضعیت سواد، سلامت، بهداشت و درمان، پیشرفت کشور، استقلال و آزادی‌های جمعی و فردی و سیاست خارجی، میزان وابستگی به خارج و سطح نفوذ و دخالت بیگانگان و از جمله آمریکایی‌ها در امور داخلی کشور، خوب روایت شود، جوان امروزی هم با صراحت و قاطعیت می‌گوید؛ اگر من هم سال‌های ۵۶ و ۵٧ بودم، امام خمینی را در به پیروزی رساندن انقلاب اسلامی یاری می‌کردم.

اما افسوس که از یک سوی خیلی‌ها در روایت درست انقلاب اسلامی برای جوانان کوتاهی کردند، و از سوی دیگر دشمن در جنگ شناختی با کوچک‌نمایی دستاورد‌ها و بزرگنمایی مشکلات و همچنین بزک کردن رژیم پهلوی، توانست بر روی ذهن برخی از جوانان اثر مخرب داشته باشد.

حال باید با جهاد تبیین و نهضت روشنگری، این کوتاهی‌ها جبران شود. به سولات جوانان در موضوع انقلاب اسلامی پاسخ داده شود. دستاورد‌های ارزشمند این انقلاب، آن‌گونه که بوده، تبیین شود و ریشه‌های مشکلات موجود هم تشربح گردد.

در همین راستا و به اقتضای این یادداشت، مواردی چند از صد‌ها مورد تفاوت میان رژیم پهلوی و نظام جمهوری اسلامی که مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی می‌باشد؛ به اختصار روایت می‌شود:

١- رژیم پهلوی، یک رژیم دست‌نشانده انگلیسی‌ها در ایران است. رضاخان را انگلیسی‌ها با کودتا به قدرت رساندند. اما نظام جمهوری اسلامی، یک نظام مبتنی بر آرای مردم است و امام خمینی را مردم ایران با انقلاب بزرگی که انجام دادند، به قدرت رساندند.

٢- رضاخان موسس رژیم پهلوی، یک فرد بی‌سواد و دیکتاتوری بود که وقتی برای قدرت انتخاب شد، بدهکاری هم به مردم داشت. اما در دوره ١۶ ساله در قدرت، به یک زمین‌خوار بزرگ از بهترین زمین‌های مردم تبدیل شد. طبق اسناد موجود، در این مدت ۴۴ هزار سند زمین به نام رضاخان زمین‌خوار با وسعت یک و نیم میلیون هکتار ثبت شده است. اما امام خمینی، یا فیلسوف، عالم و فقیه، عارف و صاحب تفسیر و مرجع تقلید بود که برای نجات کشور و در راه خدا قیام کرد و با پشتوانه مردم به قدرت رسید. امام در دوره حکومت ١٠ساله، نه تنها مانند قشر متوسط به پایین جامعه زندگی کرد، بلکه زمین‌های پدری خود در خمین را هم، بین مردم نیازمند تقسیم کرد.

٣- در دوره پهلوی اول و دوم، این پدر و پسر که هر دو با کودتا به قدرت رسیدند، پیش برنده سیاست‌های غرب در ایران بودند. در واقع غرب از طریق دست نشانده‌های خود در رژیم پهلوی، سیاست‌های پنچ‌گانه خود، شامل کوچک‌سازی ایران، وابسته کردن ایران، عقب نگه داشتن و جلوگیری از پیشرفت ایران، منزوی سازی ایران و نابودی هویت ملی - اسلامی ایرانیان را دنبال کرد. نتیجه این سیاست‌ها در همه موارد، به تفصیل و به صورت مستند قابل مطالعه است. به عنوان مثال، رژیم پهلوی، تنها رژیمی در ایران است که به دلیل ماهیت دست نشاندگی و وابستگی آن، تمامیت ارضی ایران مخدوش شده و بدون جنگ بخش‌های مهمی به لحاظ ژئوپلیتیکی از ایران جدا می‌شود. آخرین جداسازی، کشور بحرین کنونی است که در دوره پهلوی دوم جدا شد. اما در دوران امام خمینی رحمه‌الله علیه و خلف صالح او، دو جنگ با هدف تکه تکه کردن ایران به کشور عزیز و مردم نجیب ما از سوی قدرت‌های شیطانی تحمیل شد، اما طی این دو جنگ جهانی، در دوره حاکمیت ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی، یک وجب از خاک ایران هم جدا نشد.

۴- در دوره پهلوی ایران از هرجهت روز به روز وابسته‌تر و عقب مانده‌تر شد، و مقامات حکومتی با گفتمان «ایرانی نمی‌تواند»، عقب‌ماندگی‌ها را توجیه می‌کردند. تاریخ فراموش نمی‌کند که وقتی در دوره مصدق و کاشانی، نهضت ملی کردن صنعت نفت شکل گرفت، رزم‌آرا به عنوان نخست‌وزیر وقت بر سر نمایندگان مجلس که خواهان ملی کردن نفت بودند، فریاد زد و گفت؛ شما‌ها چه می‌گویید، ایرانی که نمی‌تواند آفتابه بسازد، می‌خواهید پالایشگاه اداره کند!

اما با انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی و به قدرت رسیدن امام خمینی رحمه‌الله علیه در پرتو حاکمیت ملی، با پرچمداری امامین انقلاب اسلامی گفتمان «ما می‌توانیم»، جایگزین گفتمان «ما نمی‌توانیم» شد و این گفتمان، گره‌گشایی از مشکلات کشور و مردم را در تمامی حوزه‌ها در پی داشت. در پرتو این گفتمان بود که به دوران خود تحقیری‌ها پایان داده شد و کشور در مسیر پیشرفت و آبادانی قرار گرفت.

۵- در دوران پهلوی، نه از آزادی جمعی و ملی یعنی استقلال ملی خبری بود و نه از آزادی‌های فردی، تنها چند حزب سیاسی دولتی بود که آن هم سرانجام به یک حزب شاه ساخته به نام «حزب رستاخیز» تبدیل شد و رسماً اعلام کردند همه باید عضو این حزب شوند و هر کس نمی‌خواهد، از ایران برود!

اما در جمهوری اسلامی با تاسیس احزاب و گروه‌های سیاسی، مردم صاحبان اصلی قدرت شدند. هم اکنون برای انتخابات شورا‌ها در تهران که به صورت تناسبی برگزار خواهد شد، بیش از ١٠٠ حزب و تشکل سیاسی رسمی وجود دارد که می‌توانند لیست انتخاباتی ارائه کنند. در همین راستا وضعیت مطبوعات و تولیدات ادبی و هنری و دیگر آزادی‌های مدنی قابل مقایسه است.

۶- در دوره پهلوی ده‌ها هزار مستشار آمریکایی در کشور در حوزه‌های مختلف حضور داشتند و نتیجه این حضور به ویژه در ارتش، تحقیر ایرانی و جلوگیری از پیشرفت کشور و تعمیق وابستگی‌ها بود. اما در دوره پس از انقلاب کشور به دست متخصصان جوان ایرانی در مسیر پیشرفت قرار گرفت. در آن دوره هزاران پزشک هندی، فیلیپینی، بنگلادشی و از دیگر جا‌ها در ایران طبابت می‌کردند و برای ساده‌ترین عمل‌های جراحی، ایرانی باید به دیگر کشور‌ها سفر می‌کرد، اما امروز ایران به قطب پزشکی در منطقه تبدیل شده است.

٧- در دوره پهلوی به دلیل سیاست عقب نگه داشتن ایران، سهم ایران در تولید علم با آن پیشینه تمدنی و تاریخ کهن چند هزار ساله، یک دهم درصد بود، اما این سهم با افزایش بیست برابری در دوره پس از انقلاب اسلامی، به دو درصد رسید. اکنون سرعت رشد علم در ایران، ١١ برابر میانگین سرعت رشد علم در جهان است. نتیجه این رشد علمی با افزایش روز افزون مراکز علمی، دانشگاه ها، پژوهشگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان، ورود ایران به باشگاه‌های هسته‌ای، فضایی، رشد در حوزه صنعت دفاعی، نانو‌ها و ده‌ها حوزه دیگر است. اساساً ریشه اصلی نگرانی‌های غرب از جمهوری اسلامی، به همین حوزه پیشرفت‌ها بر می‌گردد.

٨- در دوره پهلوی، ظرفیت‌های ملی ایرانی نجیب و غیرتمند و آزاده با آن همه ارزش‌های ملی - اسلامی تاریخی، کمک کار و یاری‌دهنده به ظالمین و از جمله رژیم صهیونیستی بود، اما در دوره بعد از انقلاب اسلامی، ایران و ایرانی بر اساس عقل و شرع و ارزش‌های خود، در مقابل ظالم و در کنار مظلوم قرار گرفت.

این فهرست تفاوت‌های میان دو دوره بسیار طولانی و بلند بالا است. به طور قطع هر جوان ایرانی اگر با این تفاوت‌ها آشنا شود، آن گاه خواهد فهمید که چرا در ایران انقلاب شد.