صفحه نخست >>  عمومی >> نبض تحلیل
تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۷۲۰
راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، حماسه‌ای ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی رقم زد؛ رویدادی که تحلیل آن حتی برای زبان‌ها و اندیشه‌های تحلیلگران نیز دشوار است.
پایگاه بصیرت / سلمان سلگی

راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، حماسه‌ای ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی رقم زد؛ رویدادی که تحلیل آن حتی برای زبان‌ها و اندیشه‌های تحلیلگران نیز دشوار است. این پدیده عظیم را باید در پرتو سه عامل اساسی بررسی کرد:

۱. مکتب اسلام؛ تمدن‌ساز و فتح‌آفرین

اسلام ناب، مکتبی تمدن‌ساز است. ملتی که به حقیقت این اسلام دست یابد، بی‌گمان در‌های فتح و شکوفایی به رویش گشوده می‌شود و طعم شکست را نخواهد چشید. در نبرد‌های پیامبر اکرم (ص) با کفار و مشرکان، هیچ جنگی نبود که مسلمانان به سبب صبر و استقامت، مغلوب شوند؛ اسلام همواره پیروز میدان بود.

این سنت الهی در عصر معاصر نیز تکرار شد. امام خمینی (ره) در تقابل بیش از ده‌ساله با طاغوت، پیوسته شکست را بر او تحمیل کرد؛ همان‌گونه که نبرد پیامبر با مشرکان پس از یک دهه به فتح مکه انجامید، مبارزه امام با فرعون زمان نیز به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید.

نمونه‌ای تاریخی: در جنگ احزاب، هنگام حفر خندق، مسلمانان با صخره‌ای عظیم روبه‌رو شدند و نتوانستند آن را جابه‌جا کنند. از پیامبر کمک خواستند. ایشان سه ضربه بر سنگ زد؛ هر ضربه با جرقه‌ای و تکبیری همراه بود و سنگ فروریخت. پیامبر فرمودند: «در ضربه نخست، فتح مکه را دیدم؛ در ضربه دوم، فتح ایران؛ و در ضربه سوم، فتح روم را نظاره کردم.» همان مسلمانانی که شکست در احزاب را باور نداشتند، در مدتی کوتاه فتح مکه، ایران و روم را نیز به چشم دیدند؛ تا آنجا که در برهه‌ای، بیش از دو سوم جهان زیر پرچم اسلام اداره می‌شد.

انقلاب اسلامی نیز چنین بود. در آغاز نهضت امام، هیچ‌کس پیروزی آن را باور نداشت؛ برخی علما همچون آیت‌الله حکیم نیز امام را از این راه بازمی‌داشتند. اما در عین ناباوری، انقلاب پیروز و تثبیت شد. همان‌گونه که بعد از پیامبر ابر قدرت‌های شرق آن روز (ایران) و سپس قدرت غرب (روم) در برابر اسلام فرو ریخت، به‌برکت انقلاب اسلامی، بعد از مرحوم امام ره ابرقدرت شرق (شوروی) نیز از هم پاشید و امروز، صدای شکستن استخوان‌های هژمونی غرب به‌ویژه آمریکا، به‌وضوح شنیده می‌شود. این پیروزی‌ها زاییده قدرت نرم و ایدئولوژی پویای اسلام است که هیچ قدرتی یارای مقابله با آن را ندارد.

۲. هویت ایرانی؛ سلطه‌ناپذیر و هویت‌ساز

دومین عامل، هویت ایرانی است؛ هویتی که هرگز سلطه‌پذیر نبوده است. هرگاه قدرتی بیرونی بر ایران چیره شد، این تمدن و هویت ایرانی بود که مهاجمان را در خود هضم کرد؛ از یونان باستان تا ترکان و مغولان. ایرانیان اگرچه گاه در میدان نبرد مغلوب می‌شدند، اما به‌سبب هنر و پویایی فکری، نام مهاجمان را در تمدن خود محو کرده و هویت‌ساز نوین می‌شدند.

شهید مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» به زیبایی این حقیقت را تبیین می‌کند: اسلام و ایران، دو گمشده‌ای بودند که یکدیگر را یافتند. ایران به‌دنبال مکتبی پویا بود تا شایستگی و توانمندی خود را به بشریت نشان دهد و قله‌های دانش و تمدن را فتح کند. اسلام نیز در سرزمینی پاگرفته بود که از تمدن و هویت ماندگار بی‌بهره بود و به همین دلیل پس از پیامبر، بار‌ها عصبیت‌های قبیله‌ای بر دستورات اسلام چیره می‌شد. اما در ایران، اسلام به اوج شکوفایی رسید. دانشمندان، ادیبان، عالمان مذاهب مختلف اسلامی و سیاستمداران بزرگی از ایران برخاستند؛ برمکیان، خواجه نصیرالدین طوسی و هزاران چهره ماندگار دیگر که نه‌تنها حکومت‌های اسلامی را به اوج رساندند، بلکه اسلام را در بحران‌هایی مانند حمله مغول‌ها نجات دادند.

امروز نیز پس از قرن‌ها، در میان بیش از یک میلیارد و ششصد میلیون مسلمان، ایران عزیزِ امت‌ها شده است. به‌برکت انقلاب اسلامی، بار دیگر «خدمات متقابل اسلام و ایران» در حال احیا است. همان‌گونه که در گذشته اسلام به‌واسطه ایرانیان قله‌های علم و تمدن را فتح کرد، امروز نیز ایران اسلامی در میان ملت‌ها و دولت‌های گوناگون، در عرصه‌های مختلف قدرت ساز و تمدن ساز پیشتاز است و دستاورد‌هایی خیره‌کننده در جهان آفریده است.

۳. نعمت ولایت؛ حلقه اتصال و تضمین‌بخش انسجام

بی‌تردید، مهم‌ترین و اساسی‌ترین رکن در این میان، «نعمت ولایت» است. ولایت مانند نخی نامرئی و درعین‌حال استوار، همه ظرفیت‌ها و عوامل پیشرفت را به هم پیوند می‌زند. اگر این حلقه اتصال نباشد، هر یک از این عوامل به‌تنهایی از انسجام و کارآمدی لازم برخوردار نخواهند بود همانطور که مهره‌های تسبیح به تنهایی کارایی ندارند بلکه به وسیله این نخ کارآمد می‌شود، امروز وجود و نقش رهبری در بدست آوردن این دستاورد‌ها بی بدیل است و بر هیچکس حتی معاندین نظام هم این نقش پوشیده نیست.