صفحه نخست >>  عمومی >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۳۸۸۷۸۸
پیروزی صرفاً از مسیر انهدام پایگاه‌های نظامی آمریکا عبور نمی‌کند، بلکه در گرو تحمیل هزینه‌های اقتصادی پایدار به آمریکا و متحدانش است. به همین دلیل ایران تدابیر لازم و راهبردی را در منطقه در دستور کار دارد؛ از جمله بستن تنگه هرمز از طریق یک تاکتیک نظامی با مختصات و ویژگی‌های خاص خود.
پایگاه بصیرت / علی محمدی

همان‌گونه که برای فهم آغاز جنگ باید «رد پول» را دنبال می‌کردیم، برای تحلیل پایان آن نیز ناگزیر از رصد جهت‌گیری سرمایه در بازار‌های مالی هستیم. در بسیاری از منازعات، این جریان سرمایه است که توازن واقعی قدرت را آشکار می‌کند و حتی می‌تواند برنده و زمان پایان جنگ را مشخص سازد. پیروزی صرفاً از مسیر انهدام پایگاه‌های نظامی آمریکا عبور نمی‌کند، بلکه در گرو تحمیل هزینه‌های اقتصادی پایدار به آمریکا و متحدانش است. به همین دلیل ایران تدابیر لازم و راهبردی را در منطقه در دستور کار دارد؛ از جمله بستن تنگه هرمز از طریق یک تاکتیک نظامی با مختصات و ویژگی‌های خاص خود.

با این حال، واکنش بازار‌های مالی و نفت تاکنون تقریبا همسو با انتظارات مطلوب ایران بوده است. بازار پرریسک کریپتو، به‌عنوان شاخص پیش‌نگر جریان سرمایه، اگرچه در آغاز جنگ افت کرد، اما هنوز کف‌های پایین‌تر از سطوح پیش از جنگ ثبت نکرده است، اما احتمال بازگشت روند صعودی آن در شرایط فعلی کمتر است. طلا پس از جهش اولیه وارد فاز اصلاحی شد و اکنون اگرچه پایین‌تر از سطوح روز نخست جنگ نوسان می‌کند، اما همچنان ریسک‌های ژئوپلیتیک در آن وجود دارد تا رکورد‌های جدید ثبت شود. نفت نیز در محدوده ابتدایی خود، حدود ۷۷ تا ۸۳ دلار، باقی مانده است. البته باید توجه داشت که بازار‌ها معمولاً اخبار را پیش‌خور می‌کنند و بخشی از واکنش خود را پیش از آغاز رسمی بحران نشان می‌دهند. همچنین طلا و کریپتو به‌شدت به نرخ بهره آمریکا وابسته‌اند.

تاکنون همه چیز مطابق برنامه پیش رفته است. از طرفی از منظر اقتصادی، نقطه مطلوب برای ایران زمانی شکل می‌گیرد که جنگ فرسایشی شود و شوک‌های پی‌درپی نظامی، انتظارات سرمایه‌گذاران را به‌طور پایدار تغییر دهد و اثر آن در بازار‌ها نمایان شود؛ و از قضا جمهوری اسلامی تدابیر لازم را در این خصوص در دستور کار دارد و در روز‌های آینده شگفتی‌های تازه‌ای را شاهد خواهیم بود.

اما در این میان، داستان گاز متفاوت است. گاز نسبت به نفت، به‌ویژه برای اروپا، اهمیت راهبردی بیشتری دارد. برخلاف نفت که بازاری جهانی و متنوع دارد، بازار گاز منطقه‌ای‌تر و وابسته به زیرساخت‌های انتقال است. اروپا پس از جنگ اوکراین و کاهش واردات از روسیه، به واردات LNG و تأمین از مسیر‌های محدود، به‌ویژه آمریکا و قطر، وابسته‌تر شده و در نتیجه نسبت به شوک‌های عرضه حساس‌تر است. شاخص اصلی قیمت گاز اروپا، یعنی قرارداد‌های TTF هلند، معمولاً سریع‌تر از نفت به تنش‌های ژئوپلیتیک واکنش نشان می‌دهد.

در چنین شرایطی، اگر روند جنگ امنیت عرضه یا مسیر‌های انتقال گاز را تهدید کند، فشار تورمی و رکودی در اروپا می‌تواند بسیار سریع‌تر و عمیق‌تر از نوسانات نفت بروز کند. گاز مستقیماً بر هزینه تولید صنعتی، برق و گرمایش اثر می‌گذارد و افزایش قیمت آن به‌سرعت به شاخص قیمت مصرف‌کننده منتقل می‌شود؛ بنابراین اگر هدف، تحمیل هزینه اقتصادی به طرف مقابل باشد، کانون اثرگذاری بیش از نفت، بر بازار گاز اروپا متمرکز است. برآورد‌های Oxford Institute for Energy Studies نیز نشان می‌دهد که در صورت تداوم جنگ و اختلال جدی در تنگه هرمز، پیامد‌های آن بر قیمت گاز اروپا می‌تواند مشابه شوک‌های ناشی از جنگ اوکراین باشد.

جمهوری اسلامی ایران برای همه این بازار‌ها برنامه دارد و به زودی از اهرم اقتصادی خود در جهت شکست دشمن استفاده خواهد کرد.