جمهوری اسلامی ایران حاصل بیش از چهار دهه تجربه حکمرانی در پرآشوبترین منطقه جهان است، علاوه بر این با توجه به نقش مردم در حکومت به جرئت میتوان گفت جمهوری اسلامی ایران مشروعترین حکومت در منطقه است
جمهوری اسلامی ایران محصول یک تجربه تاریخی عمیق و حاصل فهمی راهبردی از واقعیتهای قدرت در جهان معاصر است. انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ در شرایطی پیروز شد که منطقه غرب آسیا و حتی بسیاری از کشورهای جهان سوم با بیثباتیهای شدید سیاسی، کودتاهای پیاپی و بحرانهای ساختاری و مشروعیت سیاسی مواجه بودند. در چنین فضایی، بنیانگذاران نظام جدید بهخوبی میدانستند که دوام یک انقلاب تنها با شور انقلابی ممکن نیست، بلکه نیازمند طراحی نهادی دقیق و ایجاد سازوکارهایی است که حتی در سختترین شرایط امنیتی و جنگی نیز از فروپاشی یا خلأ قدرت جلوگیری کند. در این طراحی به خوبی مشخص شده است که مشروعیت حکومت جمهوری اسلامی ایران هم از دو مؤلفه اصلی مشتق میشود که اولی همان نظر و رأی مردم است و دوم هم حاصل مبانی اسلامی است. در چنین شرایطی به جرئت میتوان گفت که مشروعترین حکومت در منطقه همان حکومت جمهوری اسلامی ایران است.
امروز پس از گذشت بیش از چهار دهه از استقرار جمهوری اسلامی، تحولات منطقهای و جنگهای ترکیبی علیه ایران نشان داده است که این طراحی نهادی تا چه اندازه دقیق و آیندهنگرانه بوده است. برخلاف بسیاری از نظامهای سیاسی که در شرایط بحران دچار آشفتگی در ساختار تصمیمگیری میشوند، ساختار جمهوری اسلامی به گونهای طراحی شده که در سختترین شرایط نیز ثبات خود را حفظ کند و فرآیندهای کلان حکمرانی بدون وقفه ادامه یابد. پیش بینیهای صورت گرفته در رابطه با هر سناریوی ممکن در قانون اساسی موید این موضوع است. به گونهای که امروز نیز هجوم یزیدیان زمان به همراه استکبار و شیطان بزرگ در ایران نتوانسته است که باعث شود که ایران و ملت ایران پا پس بکشند و ساختار سقوط نکرده است.
قانون اساسی مقوم ساختار
نخستین ستون این ثبات را باید در قانون اساسی جمهوری اسلامی جستوجو کرد. قانون اساسی ایران هم چارچوب حقوقی اداره کشور را تعیین کرده و همچنین برای شرایط بحرانی نیز سازوکارهای مشخص و دقیقی پیشبینی کرده است. یکی از مهمترین این سازوکارها، طراحی نهادی برای انتقال قدرت در عالیترین سطح نظام است.
بر اساس اصل ۱۰۷ قانون اساسی، انتخاب رهبر بر عهده مجلس خبرگان رهبری است. این نهاد که اعضای آن با رأی مستقیم مردم انتخاب میشوند، وظیفه دارد در صورت فقدان رهبر، در کوتاهترین زمان ممکن رهبر جدید را تعیین کند. همین سازوکار باعث میشود که در ساختار سیاسی کشور هیچگونه خلأ قدرت شکل نگیرد و ساختار به خوبی قوام داشته باشد.
تجربه تاریخی نیز نشان داده است که این سازوکار کاملاً کارآمد بوده است. پس از رحلت حضرت امام خمینی (ره) در خرداد ۱۳۶۸، بسیاری از ناظران خارجی تصور میکردند که جمهوری اسلامی با بحران جانشینی روبهرو خواهد شد. اما تنها چند ساعت پس از اعلام رحلت بنیانگذار انقلاب، مجلس خبرگان تشکیل جلسه داد و رهبر جدید را انتخاب کرد. این انتقال قدرت سریع و آرام، در تاریخ معاصر منطقه نمونهای کمنظیر محسوب میشود که انقلاب اسلامی ایران آن را تجربه کرد. در همان زمان نیز بسیاری از تحلیلگران غربی نیز به این واقعیت اذعان کردند. مطابق با اسناد بر جای مانده از آن دوران مشخص شده است که روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشته بود که انتقال رهبری در ایران با سرعتی انجام شد که بسیاری از پیشبینیهای مربوط به بحران جانشینی را بیاعتبار کرد و این موضوع در منطقه غرب آسیا تقریباً بی نظیر و بدون نسخه مشابه است.
نهادهای پایدار؛ ستونهای ثبات سیاسی
عامل مهم دیگر در ثبات جمهوری اسلامی، وجود مجموعهای از نهادهای پایدار و مکمل در ساختار حکمرانی است. مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، قوه قضائیه، مجلس خبرگان و نیروهای مسلح هر کدام نقش مشخصی در حفظ توازن و ثبات سیاسی ایفا میکنند.
برای نمونه شورای نگهبان به عنوان نهاد ناظر بر قانونگذاری، وظیفه دارد مصوبات مجلس را با قانون اساسی و موازین شرعی تطبیق دهد. این سازوکار از بروز بحرانهای حقوقی در ساختار حکمرانی جلوگیری میکند. مجلس خبرگان نیز علاوه بر انتخاب رهبر، وظیفه نظارت بر استمرار شرایط رهبری را بر عهده دارد. این ترکیب نهادی باعث شده است که ساختار سیاسی کشور از نوعی تعادل درونی برخوردار باشد.
در کنار این نهادهای حقوقی، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نیز نقش مهمی در حفظ ثبات کشور ایفا میکنند. ارتش، سپاه پاسداران و سایر نهادهای دفاعی نهتنها وظیفه دفاع از مرزهای کشور را بر عهده دارند، بلکه در شرایط بحرانی نیز از انسجام ساختار سیاسی حمایت میکنند. تجربه دفاع مقدس اول، دوم و سوم نشان می ددهد که این پیوند میان ساختار سیاسی و قدرت دفاعی تا چه اندازه در حفظ ثبات کشور مؤثر است.
مقایسه با بحرانهای جانشینی در جهان
برای درک بهتر اهمیت این طراحی نهادی، کافی است نگاهی به تجربه دیگر کشورها در مواجهه با بحرانهای جانشینی بیندازیم. در بسیاری از کشورهای منطقه، تغییر در رأس قدرت با بیثباتیهای جدی همراه بوده است. برخی کشورها پس از مرگ یا کنارهگیری رهبران خود وارد دورهای از کشمکشهای داخلی و حتی جنگهای داخلی شدهاند.
نمونههای متعددی از این وضعیت را میتوان در غرب آسیا، آفریقا و حتی برخی کشورهای آسیایی مشاهده کرد. در این کشورها نبود سازوکارهای روشن حقوقی برای انتقال قدرت، اغلب به رقابتهای پرتنش میان گروههای سیاسی و نظامی منجر شده است.
در مقابل، تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که یک طراحی نهادی دقیق میتواند از بروز چنین بحرانهایی جلوگیری کند. وجود قانون اساسی شفاف، نهادهای انتخابی و سازوکارهای مشخص برای انتقال قدرت باعث شده است که ساختار سیاسی ایران حتی در شرایط فشارهای خارجی و تهدیدهای امنیتی نیز از ثبات قابل توجهی برخوردار باشد.
شکست محاسبات دشمن در جنگ ترکیبی
یکی از اهداف اصلی دشمنان ایران در سالهای اخیر، ایجاد بیثباتی در ساختار سیاسی کشور بوده است. جنگ ترکیبی که شامل فشارهای اقتصادی، عملیات رسانهای، تحریمهای گسترده و تهدیدهای نظامی است، با این هدف طراحی شده بود که نظام سیاسی ایران را دچار اختلال کند.
با این حال واقعیتهای میدانی نشان میدهد که این محاسبات تا حد زیادی با شکست مواجه شده است. ساختار نهادی جمهوری اسلامی در برابر این فشارها فرو نریخته و توانسته است ثبات خود را حفظ کند و حتی در بسیاری از حوزهها ابتکار عمل را در دست بگیرد.
این واقعیت نشان میدهد که جمهوری اسلامی یک نظام سیاسی معمولی نیست که در برابر فشارهای خارجی دچار فروپاشی شود. بلکه نظامی است که از ابتدا با درک واقعیتهای سخت سیاست جهانی طراحی شده و برای مواجهه با دشوارترین شرایط نیز سازوکارهای لازم را در اختیار دارد. در این میان البته طبق قاعده لطف الهی بلا شک ملت مؤمن و با بصیرت ایرانی مشمول لطف و عنایات خداوندی و خاصه حضرت بقیه الاعظم (روحی له فداه) هم شده است. تا جایی که در سختیها و مشقتهای فراوان و در برابر فتنههای مختلفی که دشمنان در طول این سالها بر ملت ایران روا داشتهاند به خوبی و صحت و سلامت عبور کرده است.
در نهایت باید گفت که جمهوری اسلامی ایران امروز حاصل بیش از چهار دهه تجربه حکمرانی در یکی از پرآشوبترین مناطق جهان است. این تجربه نشان داده است که کیفیت طراحی نهادی و میزان انسجام ساختارهای حکمرانی جمهوری اسلامی ایران در تراز بسیار بالا و در استانداردهای با کیفیت بالا تعریف میشود. بهرحال جمهوری اسلامی در این زمینه توانسته است الگویی از یک نظام سیاسی مقاوم ارائه دهد؛ نظامی که در سختترین شرایط قادر است ثبات خود را حفظ کند و مسیر آینده خود را با اطمینان ادامه دهد. همین ویژگی است که محاسبات بسیاری از دشمنان ایران را برهم زده و نشان داده است که این نظام برای عبور از دشوارترین آزمونها نیز طراحی شده است و این بار نیز پوزه دشمنان خود را به خاک مالیده و نشان خواهد داد که ترامپ و نتانیاهو که دچار خطای محساباتی شده و به سمت ایران اسلامی حمله ور شدهاند قطعاً با پشیمانی رو به رو شده و عاجز و ناتوان در برابر مقاومت و هوشمندی ملت با بصیرت ایران قرار خواهند گرفت. تنها چیزی که نهایتاً مانا و ماندگار است او ایران است و ایران و ایران.