انتخاب آیتالله مجتبی خامنهای به عنوان رهبر سوم از سوی خبرگان نه تنها پروژه تغییر رژیم انجام نشد بلکه حتی پروژه تغییر رفتار رژیم که به عنوان حداقلترین هدف حمه آمریکا و اسرائیل به ایران اسلامی بود هم با شکست مواجه شد.
سومین رهبر انقلاب اسلامی بعد از شهادت رهبر ثانی بعد از یک هفته از شروع جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران توسط مجلس خبرگان رهبری تعیین شد. اهمیت، حساسیت و ارزشمندی این اقدام به جرئت شاید کمتر از موشکها و پهپاد ها و سیلیهای سختی که نیروهای مسلح پر توان نظام جمهوری اسلامی ایران بر صورت استکبار جهانی می زند نیست. در ادامه به صورت موردی چندین مورد از اهمیت، ارزشمندی و نقش سازنده مجلس خبرگان بیان خواهد شد:
شکست نقشه شوم دشمنان:
دو بار در سال جاری دشمن آمریکایی صهیونیستی به سرزمین ایران اسلامی حمله ور شد و در هر دو بار هم یک نقشه و سناریو بزرگ برای خود تعریف کرده بود؛ به شهادت رساندن فرماندهان و مسئولین ارشد و اختلال در نظام تصمیم گیری سران نظام، ایجاد جنگ شناختی در بدنه مردم و تشدید منازعات اجتماعی و فاصله اندازی مصنوعی میان حاکمیت با ملت، فراگیری ناامنی و آشوب و در نتیجه تضعیف نظام، تجزیه جغرافیای ایران و سربرآوردن سرکردههای اجیر شده خارجی. در همین راستا هم در هر دو مرحله جنگ در ساعات اولیه تلاش داشتند تا سران نظام و فرماندهان نظامی ارشد نیروهای مسلح را به شهادت برسانند تا نظام تصمیم گیری به خطا بیافتد. اما در جنگ تحمیلی 12 روزه حضور پر صلابت رهبر شهید انقلاب اسلامی و فرماندهی مقتدرانه معظم له باعث شد تا رژیم صهیونیستی له شده و سیلی سختی از ملت رشید ایران بخورد. انتصابات فوری انجام شده و همچنین فرماندهی داهیانه و هوشمندانه ایشان زبان زد خاص و عام بود و چندین تلاش نافرجام رژیم غاصب صهیونی در به شهادت رساندن ایشان هم با شکست مواجه شده و عملاً رژیم دست خالی و بدون رسیدن به اهداف خود مجبور به ترک مخاصمه و پایان دادن به عملیات تجاوزکارانه خود شد.
در جنگ تحمیلی سوم در سال جاری هم مجدداً نقشه و سناریو دقیقاً همین گونه بود. این بار البته رژیم صهیونی با همراهی مستقیم ایالات متحده وارد این کارزار شد. به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز اول جنگ باعث شد تا امیدواری مذبوحانه و از سر نادانی کوتاه مدتی در اذهان و افکار دشمن آمریکایی صهیونی به وجود بیاید اما خیلی سریع پاسخ مقتدرانه موشکی و پهپادی نیروهای مسلح نظام جمهوری اسلامی ایران باعث شد تا دشمنان بفهمند که اشتباه میکردند و انقلاب اسلامی ایران متکی و وابسته صرف به افراد نیست و انقلاب اسلامی تثبیت شده نهادی و ساز وکار و روندهای مشخص، متقن و قانونی است. بنابراین نقشه دشمنان که به دنبال ایجاد خلأ فرماندهی و رهبری در نظام ایران برای ایجاد هرج و مرج و دعوا در سطح سران بودند عملاً با شکست مواجه شد و فرآیندهای قانونی برای معرفی رهبر جدید توسط مجلس خبرگان رهبری انجام شده و نهایتاً با حداکثر آرا و به راستی به واسطه لطف و رحمت الهی سومین رهبر انقلاب اسلامی، ادامه دهنده راه امامین انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی الامام مجتبی حسینی خامنهای (اشبه الناس بابیه رحمت الله علیه) توسط نمایندگان مردم در مجلس خبرگان رهبری بر همگان معرفی شد.
پاسخ به یاوهگوییهای معاندین و دشمنان:
موضوع تعیین رهبری بعد از دوران رهبری قائد شهید امت از چندین سال پیش در رسانهها و صحبتهای معاندین مطرح شده بود. سناریو سازی ها و داستان پردازیهای مختلفی هم مطرح میشد و هر بار با اسم بردن از افراد خاصی تلاش بر آن بود تا افکار عمومی و اذهان مردمی نسبت به جانشینان و نامزدهای احتمالی رهبری انقلاب اسلامی کانالیزه شده و تحت تأثیر قرار بگیرد. طبیعتاً ممکن بود تا چنین به نظر برسد که دشمنان با این سناریو پردازیها و اوهام پردازیهای خود ممکن است تا فرآیند انتخاب رهبر جدید را به خطا کشانده و تحت تأثیر سوء خود قرار دهند. شاید یکی از نگرانیها و اضطرابهایی که بعضاً در قلوب مؤمنین و جمعیت حزب اللهیها وجود داشت این بود که شاید تحت تأثیر رسانهها و مواضع معاندین و دشمنان، مجلس خبرگان رهبری شایسته سالاری و انتخاب اصلح را نتواند انجام بدهد و در نتیجه ممکن است تا بازی شبکههای معاند مبنی بر تأثیر گذاری بر روی انتخاب رهبر ثالث با موفقیت همراه شود. اوج این تلاشهای مذبوحانه برای تاثیرگذاری بر فرآیند انتخاب رهبر ثالث به مواضع و صحبتهای چند روز گذشته رئیس جمهور ایالات متحده دونالد ترامپ بر میگردد. به نقل از رسانه اکسیوس: ترامپ اعلام کرده بود که او باید در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد. او گفته بود که مجتبی خامنهای محتملترین جانشین است و این را غیرقابل قبول میداند. این اعلام نظر ترامپ شاید جزء معدود مواردی است که به صورت صادقانه قصد و نیت و خواسته اصلیاش را نمایان میساخت و عملاً با زبان بی زبانی اشاره داشت که این اتفاق نباید رخ بدهد چرا که باعث میشود تا ایالات متحده و غرب منافع خود را در ایران اسلامی از دست بدهند. مداخله در مسائل داخلی ایران و تاثیرگذاری و فشار سیاسی برای تعیین رهبر ثالث از سوی ترامپی که کشورش هم اکنون بعد از گذشت 11 روز همچنان در حال جنگ و نبرد با ایران است اما به هیچ وجه از سوی ملت شجاع و مؤمن ایران اسلامی قابل قبول نبوده و عملاً انتخاب حضرت آیت الله مجتبی خامنهای (مد ظله العالی) به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی، پاسخ سخت و دندان شکنی بر یاوه گویی های ترامپ و همچنین زمینه سازان این یاوه گویی یعنی رسانههای معاند و شبکههای مختلف دشمنان محسوب میشود.
شکست پروژه تغییر رفتار ایران:
شاید به جرئت بتوان گفت که یکی از دلایل اصلی که ایالات متحده و رژیم غاصب صهیونی به دنبال ترور هدفمند مسئولین و فرماندهان و در رأی آنها رهبر شهید انقلاب اسلامی بودند، تغییر ادراک و رفتار جانشینان آنها و در نتیجه انحراف مسیر مقاومت و انقلاب اسلامی بود. در همین زمینه گفتنی است که تصورات محور عبری غربی بر آن بود که با به شهادت رساندن رهبر انقلاب اسلامی، جانشین احتمالی او به جهت حفظ و حراست از جان خود و همچنین کاهش تنشها با ایالات متحده و رژیم صهیونی مجبور به همراه شدن نسبی با مواضع و رویکردها و خواستههای محور عبری غربی شده و نتیجه آن که این تغییر رهبری ممکن است تا در نهایت به سود محور عبری غربی باشد. اما مشیت و خواست پرودگار بر آن بود تا بار دیگر با انتخاب شایسته و به جا و میمون و مبارک حضرت آیت الله خامنهای (مد ظله العالی) این مسئله هم با پیروزی مقاومت و انقلاب اسلامی همراه شود چرا که عقلا و منطقاً، اشبه الناس به ابیه، صفتی است که موصوفش حضرت امام سید مجتبی خامنهای فرزند برومند و رشید انقلاب اسلامی است و مواضع، رویکردها و رفتاری که فرزند خواهد داشت بلا شک مخالف رویکردها، سیاستها و رفتار پدری نخواهد بود. بهر حال انتخاب خامنهای جوان منجر به ادامه راه خامنهای خواهد شد و اما این بار با شدت و انرژی بیشتر و عزمی راسختر و انگیزهای پولادینتر برای مقاومت و شکست دادن دشمنان در میدان تا جایی که هم انقلاب اسلامی ایران به عظمت و پیشرفت برسد و هم انتقام و خون خواهی همه شهدای عزیز ایران اسلامی که در تجاوزات رژیم صهیونی و ایالات متحده آمریکا به ایران این چنین ایستادگی و مبارزه کردند و با جان خویش حافظ انقلاب اسلامی شدند. بنابراین نه تنها پروژه سقوط و تغییر رژیم انجام نشد بلکه حتی پروژه تغییر رفتار رژیم که به عنوان حداقلترین هدف حمه آمریکا و اسرائیل به ایران اسلامی بود هم با شکست مواجه شد.
شکست پروژه کودتای آمریکایی:
پس از حوادث 18 و 19 دی ماه سال جاری بود که رهبر شهید امت از واژه کوتای آمریکایی در توصیف وضعیت ایران در دی ماه سخن گفتند. در آن زمان کمی این مسئله گنگ و به ظاهر سخت بود که بدانیم در پس ماجرا رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به چه چیزی اشاره داشتند. اما امروز می دانیم که منظور رهبری در سخنرانیهایشان آن بود که ضد انقلاب خارج نشین و جریان اپوزوسیون به همراه سردمداران آمریکا و اسرائیل به دنبال براندازی و کودتا در ایران هستند. موید این کلام آن است که در همین بازی یکی دو ماه حداقل چندین دیدار جریان اپوزوسیون به ریاست پهلوی با رئیس جمهور آمریکا و اسرائیل داشته است. پروژهای که قرار بود تا با حمله آمریکاییها به ایران نهایتاً به صورت کامل محقق شود و خلأ نبود رهبری پس از شهادت ایشان توسط پهلوی و جریان اپوزوسیون خارج نشین پر شود اما مشت محکم ملت ایران به دهان غرب و آمریکا و حضور در صحنه و میدان داشتن و همچنین تدابیر از پیش طراحی شده رهبر شهید انقلاب اسلامی و تنبیه تجاوز صورت گرفته توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران عملاً باعث شد تا این حرکت کودتا آمریکایی با شکست مواجه شود. آخرین میخ بر تابوت پروژه تجزیه ایران و کودتای آمریکایی هم در واقع انتخاب شایسته و الهی رهبر سوم، حضرت آیت الله العظمی سید مجتبی حسینی خامنهای به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی بود که طومار کودتا و براندازی و تغییر نظام را به کلی پیچید و به یغما برد.