یعنی این کشور، سرنوشت اش را خودش تعیین میکند... یعنی قرار نیست در چنین مسئله مهمی تحت تأثیر فشار بیرونی تصمیم بگیرد. رهبر این کشور را نه جنگ تعیین میکند، نه عامل خارجی و نه خواست قدرتهای بیرونی. رضا خان میرپنج را یادتان هست؟ محمدرضا را چطور؟ چه کسانی او را انتخاب کردند؟ چه کسانی سرنوشت ما را در دست داشتند؟
از همین جا یک واقعیت مهم دیگر هم روشن میشود. وقتی کشوری در اوج فشار و تهدید میتواند روندهای اساسی خود را با آرامش و طبق قانون پیش ببرد، یعنی فشار خارجی به هدفش نرسیده است. اگر تصور برخی این بود که با تهدید و جنگ میتوانند مسیر تصمیمگیری یک ملت را تغییر دهند، همین صبر و دقت در روند انتخاب نشان میدهد که آن فشارها کارساز نبوده است. یعنی پیروزی فرهنگ مقاومت بر اراده تسلیم از سوی دشمن. یعنی مردم سالاری دینی.
از طرف دیگر، این اتفاق نشانه بلوغ سیاسی جامعه هم هست. جامعهای که به نهادهای قانونی خود اعتماد دارد، میداند که تصمیمهای بزرگ نیازمند بررسی و مشورت است. آرامش و صبوری داشتن نشان میدهد که کشور به سطحی از پختگی رسیده که میتواند در شرایط بحرانی هم با عقلانیت تصمیم بگیرد.
وقتی ملتی در برابر فشار برای تحمیل اراده خارجی میایستد و خود درباره آیندهاش تصمیم میگیرد، در واقع به جهان اعلام میکند که سرنوشتم را خودم تعیین میکنند؛ بنابراین اگر میبینید در این مسیر چند روزی تأمل و گفتوگو وجود دارد، خود نشانه قدرت یک ملت است که هدیه انقلاب و امام راحل است.