از جنگ ویتنام به این سو ائتلافسازی همواره یکی از سیاستهای ثابت آمریکا در ورود به عملیات نظامی علیه سایر دولتها بوده است. این سیاست نه صرفاً با هدف افزایش توان نظامی، بلکه عمدتاً به منظور تقویت چندجانبهگرایی در راستای منافع آمریکا و متحدینش صورت میگرفت. اما اکنون و در سایه تقویت یکجانبهگرایی تحت سیاستهای دونالد ترامپ، نوعی تغییر رویه را از سوی واشنگتن شاهدیم؛ همانگونه که در محاصره نظامی ونزوئلا و سپس جنگ علیه ایران مشاهده میشود.آنچه مسلم است تا پیش از آغاز حمله نظامی علیه ایران، آمریکاییها تمایلی به همراهی دیگر متحدینشان نشان نمیدادند؛ شاید چون برای پیروزی در این جنگ توان خود را کافی انگاشته و اصولاً قصد هم نداشتند دیگران را در عواید این پیروزی سهیم کنند.
از سوی دیگر متحدین سنتی آمریکا یعنی اروپایی ها نیز تمایلی به این مشارکت نشان نمیدادند، چرا که از یک سو برنامه مدونی توسط ایالات متحده در رابطه با این کارزار دریافت نکرده بودند و از سوی دیگر چشمانداز روشنی از فتح و پیروزی در این جنگ در دسترس نداشتند. مهمتر آنکه افراط ترامپ در اتخاذ رویکرد یکجانبهگرایانه حتی علیه متحدین خود، نوعی شکاف بیسابقهٔ امنیتی و بیاعتمادی عمیق نسبت به نیات و اراده آمریکا را در بلوک غرب پدیدار ساخته که خود مانعی جدی بر سر راه شکلگیری هر نوع ائتلاف و اتحاد است.
اما اکنون و پس از گذشت بیش از دو هفته از آغاز جنگ و ناتوانی ترامپ در به تسلیم کشاندن جمهوری اسلامی؛ شرایط به گونه دیگری پیش میرود. تمرکز نظامی و امنیتی ایالات متحده در خلیج فارس و چشمانداز مبهم از پایان جنگ میتواند در میان مدت موجب شکلگیری خلأ قدرت در بسیاری از هارتلندها شده است.
از سوی دیگر درگیر شدن ایالات متحده به عنوان مهمترین رکن ناتو در یک جنگ فرسایشی میتواند ذخایر استراتژیک تجهیزات و تسلیحات نظامی را به سطح هشدار رسانده و به این ترتیب توازن قوای نظامی را به نفع قدرتهایی همچون روسیه و چین تغییر دهد.لذا به نظر میرسد امنیت اروپاییها به پایان هرچه سریعتر این جنگ گره خورده است. شاید بهترین و ارزانترین نتیجه برای اروپاییها از طریق تلاش جهت ایجاد تغییر در ادراک و ذهنیت ترامپ حاصل شود. پیامدهای کوتاه، میان و بلند مدت شوک اقتصادی، سقوط ارزش سهام بازارهای اصلی، افزایش نرخ تورم، کند شدن چرخه صنعت، تولید و به تبع آن رشد اقتصادی، همه و همه شاخصها و علائمی است که میتواند ذهنیت ترامپ نسبت به نتایج ادامه وضع موجود را اصلاح کند.
به عبارت دیگر اروپاییها باید با برجستهنمودن هزینههای جنگ نقش معکوس نتانیاهو را بازی کنند. آنها برای حفظ امنیت خود در میان و بلند مدت باید تلاش کنند تا در موضع و در عمل با گوشزد کردن پیامدهای امنیتی، نظامی و اقتصادی ادامه وضع موجود، محاسبات ترامپ را دستخوش تغییر نموده و با فشار سیاسی، رسانهای و اقتصادی ایالات متحده را به ارائه امتیازاتی برای پایان جنگ متقاعد نمایند.