در پاسخ به این پرسش باید به سه نکته توجه کرد:
نکته اول براساس اظهارات مقامهای سیاسی کشور بهویژه وزیر امور خارجه در شرایط کنونی هرگونه مذاکره با آمریکا در دستورکار قرار ندارد. آقای عراقچی در گفتوگو با پیبیاس، به صراحت اعلام کرد که مذاکره با آمریکا دیگر در دستور کار ایران قرار ندارد. دلیل این موضعگیری، تجربه بسیار تلخ مذاکرات پیش از جنگ بود. وزیر امور خارجه اشاره کرد که آخرین دور مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو (درست چند روز پیش از شروع جنگ) با پیشرفتهای خوبی همراه بود و حتی تیم آمریکایی تأکید کرده بود که پیشرفت زیادی حاصل شده است، اما بلافاصله پس از آن، حمله نظامی آغاز شد. این "خیانت در میانه مذاکره" باعث شده که دیگر اعتمادی به صحبت با واشنگتن وجود نداشته باشد. همچنین علی بحرینی، سفیر ایران در ژنو نیز مذاکره را بیفایده خواند و گفت تنها زبان برای صحبت با آمریکا، زبان دفاع است.
نکته دوم برای عدم مذاکره با آمریکا تابآوری بالای ایران در جنگ کنونی است که تاکنون با هدف قرار دادن منافع دشمنانش هزینههای جنگ را برای آنها افزایش داده است. سیاست ایران در مقطع کنونی سیاست دفاع فعال است. بدین معنا که حملات خود را به منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام میدهد و این براساس تجربه جنگ ۱۲ روزه است که ایران با قبول توقف جنگ، حسن نیت خود را نشان داد که دشمن بعد از چندماه مجدداً حملات خود را آغاز کرد. براساس مواضع مقامات نظامی و سیاسی کشور به ویژه آقایان لاریجانی و قالیباف، جنگ کنونی باید تا تنبیه کامل متجاوز و ایجاد یک بازدارندگی کامل صورت گیرد تا دشمن مجدداً به سمت حمله نظامی سوق پیدا نکند.
نکته سوم توجه به این مساله است که احتمال دارد در آینده مذاکراتی صورت گیرد. زیرا تجربه تاریخی نشان داده که بعد از جنگها احتمالات سیاسی و دیپلماسی افزایش مییابد. یک نمونه از این موارد، تجربه ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه است که با وجود خیانت آمریکا و رژیم صهیونیستی، مساله مذاکرات بعد از چند ماه انجام شد؛ بنابراین میتوان گفت که در کوتاه مدت وقوع هر نوع مذاکرهای میان ایران و آمریکا بعید و حتی غیرممکن است، اما در بلندمدت برحسب شرایط منطقهای و جهانی احتمال دارد که رخدادهایی بین طرفین به وقوع بپیوندد و مذاکراتی در آینده صورت گیرد.