تجربههای تاریخی نشان میدهد که هر جا منفعت اقتصادی چند کشور بر سر یک مسیر مشترک قرار گرفته، احتمال بروز جنگ کاهش یافته است؛ چرا که حفظ امنیت این مسیر به نفع تمام طرفهاست.نخستین نمونه برجسته این نقش بازدارنده را میتوان در بحران برلین طی سال ۱۹۴۸ مشاهده کرد. در دوران جنگ سرد، کریدور برلین یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی برای انتقال کالا و مایحتاج از آلمان غربی به برلین غربی بود.
کریدورهای بینالمللی در جهان امروز تنها مسیرهای ترانزیتی برای عبور کالا نیستند؛ آنها در واقع شاهراههایی هستند که امنیت اقتصادی و سیاسی کشورها را به یکدیگر پیوند میدهند. همین پیوند است که میتواند از شکلگیری درگیریهای نظامی جلوگیری کند یا در برخی دورهها خود به عاملی برای تشدید رقابتها و تنشها تبدیل شود.
تجربههای تاریخی نشان میدهد که هر جا منفعت اقتصادی چند کشور بر سر یک مسیر مشترک قرار گرفته، احتمال بروز جنگ کاهش یافته است؛ چرا که حفظ امنیت این مسیر به نفع تمام طرفهاست.نخستین نمونه برجسته این نقش بازدارنده را میتوان در بحران برلین طی سال ۱۹۴۸ مشاهده کرد. در دوران جنگ سرد، کریدور برلین یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی برای انتقال کالا و مایحتاج از آلمان غربی به برلین غربی بود.
زمانی که اتحاد جماهیر شوروی دسترسی زمینی به این منطقه را مسدود کرد، احتمال وقوع یک جنگ گسترده وجود داشت، اما به جای ورود به درگیری مستقیم، کشورهای غربی با استفاده از کریدور هوایی و دیپلماسی، بحران را بدون جنگ مدیریت کردند. این رخداد نشان داد که وجود یک مسیر حیاتی میتواند ابزار ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از تشدید بحران باشد.در مقابل، تاریخ مثالهایی دارد که رقابت بر سر همین کریدورها به شعلهور شدن جنگ انجامیده است. یکی از مهمترین آنها پروژه کریدور ریلی برلین–بغداد در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود.
آلمان با هدف ایجاد مسیر مستقیم تجاری و استراتژیک به امپراتوری عثمانی این مسیر را طراحی کرد؛ اقدامی که نگرانی جدی برای انگلیس و روسیه ایجاد کرد.این دو قدرت نگران بودند که ایجاد چنین کریدوری توازن ژئوپلیتیکی را تغییر داده و نفوذ آلمان را در مناطق حساس تقویت کند. مجموعه این تنشها در کنار سایر عوامل سیاسی، به یکی از زمینههای شکلگیری جنگ جهانی اول تبدیل شد.با این وجود، تجربههای معاصر نشان میدهد که کریدورهایی که منافع چند کشور را به هم گره میزنند، نقش مهمتری در جلوگیری از درگیری دارند. در جهان امروز، کشورها بیش از هر زمان دیگری به شبکههای حملونقل و زنجیرههای عرضه وابستهاند.
هرگونه اختلال در یک مسیر حیاتی میتواند خسارت اقتصادی سنگینی به چندین کشور تحمیل کند. همین وابستگی متقابل، انگیزهای برای حفظ ثبات و جلوگیری از درگیری ایجاد میکند.برای کشورهایی مانند ایران که در مرکز تقاطع مسیرهای بینالمللی (در مرکز کریدورهای شرق-غرب و شمال-جنوب) قرار دارند، توسعه کریدورهای شمال–جنوب و سایر مسیرهای ترانزیتی میتواند نقش مهمی در افزایش امنیت ایفا کند. عبور محمولات استراتژیک از خاک ایران، منافع سایر کشورها را با ثبات و امنیت این سرزمین پیوند میدهد و نوعی بازدارندگی طبیعی در برابر تنشهای منطقهای ایجاد میکند.
در نهایت، کریدورهای بینالمللی زمانی بیشترین نقش را در جلوگیری از جنگ ایفا میکنند که به جای تبدیل شدن به ابزار رقابت، به بستری برای همکاری و همگرایی میان کشورها بدل شوند.پس از پیروزی و پایان جنگ رمضان، ایران باید با همکاری کشورهای دیگر کریدورهای اقتصادی با منافع برد-برد ایجاد کند تا امنیت اقتصادی خود را برای سالهای آینده تضمین کند و گزینههای جنگ یا تحریم از سر ایران برداشته شود.