تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۴:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۳۸۹۴۳
به مناسبت 30 شهریور روز گفت‌وگوی تمدن‌ها بررسی می‌شود


عزت‌الله‌ نوذری

قرار گرفتن‌ ایران‌ در کانون‌ جغرافیای‌ جهان، همواره‌ باعث‌ برخورد اقوام‌ و فرهنگ‌های‌ جهانی‌ در این‌ سرزمین، با یکدیگر شده‌ است‌. دولت‌ عیلام‌ که‌ بر پهنه‌ رود کارون‌ شکل‌ گرفت، اولین‌ دولتی‌ است‌ که‌ از هزاره‌ چهارم‌ پیش‌ از میلاد وارد تجارت‌ بین‌‌المللی‌ شد.

شوش، پایتخت‌ عیلام‌ در جنوب‌ فلات‌ ایران، پیش‌ از پیدایش‌ فرمانروایی‌های‌ هند و ایران، یکی‌ از چهارراه‌های‌ بزرگ‌ و کانون‌های‌ بازرگانی‌ و اقتصاد جهانی‌ به شمار می‌آمد. عیلام‌ از یک‌ طرف‌ با میان‌ رودان‌ و از طرف‌ دیگر با آسیای‌ صغیر و هند، روابط‌ بازرگانی‌ داشت‌ و تمدن‌ و فرهنگ‌ میان‌ رودان‌ نیز از میانه‌ هزاره‌ سوم‌ پیش‌ از میلاد، از طریق‌ نجد ایران‌ و خلیج‌فارس‌ و دریای‌ عمان، به‌ دره‌ سند و حتی‌ از آسیای میانه، به‌ شمال‌ چین‌ نیز می‌رسید. کاوش‌های‌ باستان‌شناسی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در عیلام‌ مشاغلی‌ همچون‌ رنگرزی، فلزکاری، درودگری، ساخت‌ ظروف‌ لعابدار، صنعت‌ کاشی‌سازی‌ با رنگ‌های‌ آبی، سبز و سفید، چینی‌سازی، شیشه‌گری‌ و پارچه‌بافی‌، بسیار پیشرفت‌ کرده بود. تولیدکنندگان‌ مس، قلع، سرب، چوب‌ و سنگ‌های‌ ساختمانی‌، تولیدات‌ خود را به‌ سرزمین‌های‌ میان‌ رودان‌ و هند صادر می‌کردند. در همین‌ دوره، آشوریان‌ از شهرهای‌ عیلام‌ فرآورده‌های‌ برنجی‌، طلا، نقره‌ و دیگر کالاهای‌ پیشه‌وری، مانند پارچه‌های‌ کتانی‌ و سنگ‌های‌ گرانبها را وارد می‌کردند.

با ورود اقوام‌ هندی‌ و ایرانی‌ (مادها، پارس‌ها و پارت‌ها) راه‌های‌ موجود در فلات‌ ایران‌ نه‌‌تنها حفظ‌ شدند، بلکه‌ گسترش‌ یافتند و دامنه‌ آن‌ در زمان‌ هخامنشیان، تا خاور و باختر جهان‌ امتداد یافت‌. در دوره‌ مادها، اکباتان‌ کانون‌ راه‌های‌ بازرگانی‌ شد. جاده‌ شاهی‌ با چاپاری‌ و پستی‌ (پیک‌های‌ شاهی‌) با بیش‌ از 111 کاروانسرا برای‌ مسافران، سیستم‌ کارآمدی‌ را ایجاد کرده بود. جاده‌ شاهی، از شوش‌ آغاز می‌شد و پس‌ از گذشتن‌ از میان‌ رودان، به‌ آسیای‌صغیر و شهر سارد می‌رسید و تا افسوس‌ ادامه‌ می‌یافت‌ که طول‌ آن‌ بالغ‌ بر 2682 کیلومتر بود. این‌ مسیر، علاوه‌بر کارکردهای‌ امنیتی‌، کارکردهای‌ دیگری‌ مانند بازرگانی‌ و تبادل‌ فرهنگی‌ نیز داشت. فرمانروایان‌ هخامنشی‌ که‌ جای‌ مادها را گرفته‌ بودند، برای‌ تسهیل‌ ارتباطات‌ با جهان‌ آن‌ روزگار، راه‌های‌ دریایی‌ ایجاد کردند. در زمان‌ داریوش، یک‌ یونانی‌ به‌ نام‌ اسکیلاس‌ کارماندی‌ مأمور شد از رود سند راه‌ مصر را بیابد. حفر کانال سوئز، میان‌ دریای‌ سرخ‌ و مدیترانه‌ نیز نخستین‌ بار به‌ فرمان‌ داریوش‌ آغاز شد.

بابل، مرکز میان‌ رودان، از پایانه‌های‌ مهم‌ ارتباطات‌ هخامنشیان‌ بود و اکباتان‌ واسط‌ میان‌ راه‌های‌ شرق‌ و غرب‌ و شمال‌ قلمرو فرهنگی‌ ایران‌ به شمار می‌آمد. ساخت‌ جاده‌ها و پل‌ها، حفظ‌ و مرمت‌ آنها و تأمین‌ خدمات‌ عمومی‌ موردنیاز مسافران‌ جاده‌ ابریشم، ارتباط‌ قومی‌ و منطقه‌ای‌ را در این‌ زمان‌ تا سرزمین‌های‌ چین‌، میان‌ رودان‌، مصر و هند ایجاد نمود و با اقتباس‌ خلاقانه‌ از درون‌مایه‌های‌ این‌ فرهنگ‌ها، بارور شد. به‌ویژه‌ آنکه‌ هخامنشیان‌ آموخته بودند که‌ چگونه‌ می‌توانند به طور منطقی‌ در جوار یکدیگر به‌ سر برند و چگونه‌ می‌توانند از اقوام‌ دیگر بیاموزند. تجلی‌ این‌ رشد تمدن‌ و فرهنگ‌ را می‌توان‌ در صلح‌ دویست‌ ساله‌ هخامنشیان‌ دانست‌ که‌ در تاریخ‌ برای‌ بشر فراهم‌ شده بود تا تقریباً بدون‌ جنگ‌ و خونریزی، به‌ سازندگی‌ و تولید در زمینه‌های‌ مادی‌ و معنوی‌ و مبادله‌ دست‌آوردهای‌ یکدیگر بپردازند. یکی‌ از مصادیق‌ بارز آن‌، کاخ‌ تخت جمشید است‌ که‌ حجاری‌ آن‌ را ایرانیان‌، طلاکاری‌ آن‌ را ساردیان‌ و نقش‌ آجرهای‌ مینایی‌ با تصاویر بابلی‌ و تزئین‌ دیوارها را مادها و مصریان‌ انجام‌ داده‌اند.

برای‌ ساختن‌ کاخ‌های‌ هخامنشیان‌، مواد و مصالح‌ از مناطق‌ دیگر آورده‌ می‌شد؛ مثلاً، چوب‌ سدر از لبنان‌، طلا از سارد و بلخ، سنگ‌ لاجورد و عقیق‌ از سغد، فیروزه‌ از خوارزم‌ و نقره‌ و چوب‌ منبت‌کاری‌ از مصر که‌ این‌ نشان‌دهنده‌ شکوه‌ و بزرگی‌ همکاری‌ و هماهنگی‌ و صلح‌جویی‌ در میان‌ اقوام‌ آن‌ امپراتوری‌ است. از سوی‌ دیگر، هنر هخامنش‌ نیز بر معماری‌ مصر و هند تأثیر گذارده است‌ که‌ یکی‌ از نمونه‌های‌ آن‌، مربوط‌ به‌ زمان‌ سلسله‌ موریا در هند است‌ که‌ از طرح‌ معماری‌ هخامنش‌ الهام‌ گرفته‌اند. مجموعه‌ این‌ پیشرفت‌ در تمدن‌ را می‌توان‌ در منشور ملل‌ توسط‌ کوروش‌ مشاهده‌ کرد. به‌ این‌ معنی‌ که‌ در قلمرو امپراتوری‌ خود، همه‌ قومیت‌ها و ملت‌ها را آزاد و دارای‌ حقوق‌ مساوی‌ اعلام‌ می‌نماید. با به‌ قدرت‌ رسیدن‌ سلوکیان، اکتشافات‌ جغرافیایی‌ در دریای‌ خزر به‌ منظور شناخت‌ ارتباط‌ این‌ دریا با اقیانوس‌ هند انجام‌ گرفت‌. سلوکوس‌ چهار بار سفیری‌ را به‌ پایتخت‌ هند نزد چندره‌ گویتا فرستاد.

این‌ سفیر، مورخ‌ و جغرافی‌دانی‌ به‌ نام‌ مگاستن‌ بود و کتاب‌هایی‌ درباره‌ هند به‌ نام‌ ایندیکا نوشت‌ که‌ جغرافی‌دانان‌ ادوار بعد از آن‌ استفاده‌ کردند. حضور سلوکیان‌ در ایران‌، آنان‌ را وادار به‌ همکاری‌ با ایرانیان‌ کرد. به‌ همین‌ دلیل‌ بسیاری‌ از سازمان‌های‌ اداری‌ و شاهنشاهی‌ ایران‌ شکل‌ سابق‌ خود را حفظ‌ نمود و اسکندر و فرماندهان‌ وی، شیوه‌ زندگی‌ و زرق‌وبرق‌ دستگاه‌ حکومت‌ هخامنشی‌ را تقلید کردند. در این‌ دوره‌، توسعه‌ شهرسازی‌ در فاصله‌ سوریه‌ و میان‌ رودان‌، بیش‌ از سایر نواحی‌ انجام‌ گرفت‌. با این‌ همه، در فلات‌ ایران، در ناحیه‌ کرمانشاه‌، همدان، بروجرد و نهاوند، شهرهای‌ تازه‌ای‌ به‌ وجود آمدند. تنها در کناره‌ خلیج‌فارس، چندین‌ بندر و شهر تازه‌ ایجاد شد. با ظهور شهرهای‌ جدید، بعضی‌ از مراکز تمدن‌ قدیمی‌ نظیر بابل‌ و شاهراه‌های‌ فنیقی‌ و سوری‌ دچار انحطاط‌ شد.

حکومت‌ اشکانیان، حکومت‌ دیگری‌ است‌ که‌ بارهایی‌ از فرهنگ‌ هلنی، توانست‌ با گسترش‌ جاده‌ ابریشم‌، داد و ستد و در نتیجه‌، اقتصاد پر رونقی‌ را به وجود آورد. به‌ گونه‌ای‌ که‌ ایران‌ اشکانی‌ در این‌ دوره‌، مرکز متخصصان‌ در تجارت‌ ترانزیت، دلالان‌ و تشکیلات‌ دریانوردی‌ برای‌ حمل‌ونقل‌ دریایی‌ شده بود. به‌ویژه‌ آنکه‌، عوارض‌ راهداری، درآمد هنگفتی‌ را برای‌ دولت‌ اشکانی‌ فراهم‌ می‌کرد. جاده‌ ابریشم، فرهنگ‌ منزوی‌ چین و هند را با جهان‌ مرتبط‌ ساخت‌. در دوره‌ سلسله‌ اشکانیان، امپراتوری‌ چین‌ تحت تأثیر هنر ایرانی، تجهیزات‌ خود را بر حسب‌ الگوهای‌ سواره‌نظام‌ ایرانی‌ مانند تیر و کمان‌ (تیر کوتاه‌)، شمشیر، خنجر و زره‌ چرمی‌ و حلقه‌حلقه‌ (که‌ ویژه‌ سواره‌نظام‌ اشکانی‌ بود) در میان‌ سواره‌نظام‌ چینی‌ رواج‌ داد. کاوش‌های‌ باستان‌شناسی‌ و پراکندگی‌ سکه‌های‌ اشکانی‌ در کنار ولگا در قفقاز، ترکستان، چین‌ و جاهای‌ دیگر، در نیمه‌ سده‌ نخست‌ میلادی، فعالیت‌ گسترده‌ بازرگانی‌ را در این‌ دوره‌ تأیید می‌کند.

ساسانیان‌ که‌ وارث‌ ایران‌ اشکانی‌ بودند نیز به‌ خطوط‌ واقع‌ در جاده‌ ابریشم‌ توجه‌ بسیار داشتند. مرکز جاده‌ ابریشم‌ در شهر تیسفون‌ قرار داشت‌. در این‌ دوره‌، علاوه بر تجارت‌ ابریشم‌ خام‌، پارچه‌های‌ نفیس‌ ابریشمی‌ در کارگاه‌های‌ ابریشم‌بافی‌ در شوش‌، جندی‌شاپور و شوشتر تولید و به‌ کشورهای‌ چین‌ و ژاپن‌ و سراسر اروپا صادر می‌شد. ساسانیان‌ علاوه‌بر تجارت‌ ابریشم، بر راه‌های‌ خشکی‌ و دریایی‌ نیز تسلط‌ داشتند و نیروهای‌ دریایی‌ قدرتمند و فعال‌ تجارتی‌ آن‌ها در خطوط‌ دریایی‌، با قدرت‌ امپراتوری‌ رم‌ در دریاهای‌ شرق‌ مقابله‌ می‌کردند و تقریباً توانستند همه‌ را بیرون‌ برانند و دامنه‌ نفوذ خود را از چین‌ تا اقیانوس‌ اطلس‌ گسترش‌ دهند. پرچم‌ مقدس‌ نشمو، امپراتور بزرگ‌ ژاپن‌، که‌ در چین‌ و ژاپن‌ بافته‌ شده بود، تقلیدی‌ کامل‌ از یک‌ زربفت‌ ساسانی‌ بود که‌ به‌ نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ نیز صادر می‌شد و از نظر ظرافت‌ و زیبایی‌، در نوع‌ خود بی‌نظیر بود. کارهای‌ هنری‌ سیمین‌ و مفرغی‌ و پارچه‌ای‌ دوره‌ ساسانی، معیار زیبایی‌ و ظرافت‌ در سراسر جهان‌ شده بود.

حمل‌ آتش‌ پیشاپیش‌ قیصرها به‌ نشانه‌ ابدیت‌ قدرت‌ در روم‌، به‌ عصر داریوش‌ بر می‌گردد. رسم‌ روبوسی‌ دوستان‌ هنگام‌ دیدار و نیز آیین‌ دست دادن‌، هر دو، جزو آداب‌ ایرانی‌ بودند که‌ در روم‌ مرسوم‌ شدند. اعتقاد به‌ دو اصل‌ خیر و شر و باور به‌ بهشت‌ و دوزخ‌، توسط‌ کشیشان‌ مزدایی‌ به‌ خارج‌ از ایران‌ راه‌ یافت‌ و در گسترش‌ یکتاپرستی‌ نقش‌ مهمی‌ ایفا نمود. کیش‌ مهرپرستی‌ در زمان‌ دیوکلسین‌ (307م‌) دین‌ رسمی‌ رم‌ شد. این‌ دین‌ در آفریقا، شمال‌ اسپانیا، فرانسه‌ و حتی‌ انگلستان‌ گسترش‌ یافت‌. علاوه‌بر این، دانشگاه‌ علمی‌ جندی‌شاپور در خوزستان‌ ایران، به‌ مرکز اختلاط‌ و آموزش‌ علوم‌ ملیت‌ها و اقوام‌ گوناگون‌ علمی‌ آن‌ دوره‌ تبدیل‌ شده بود. در سال‌ 529 میلادی‌، هفت‌ تن‌ از فلاسفه‌ آتن‌ به‌ دربار ایران‌ پناهنده‌ شدند. بسته‌ شدن‌ تیسفون‌ و مراکز فرهنگی‌ آتن‌ توسط‌ ژوستینین، امپراتور رم‌ شرقی‌ و مورد تعدی‌ قرار دادن‌ یونانیان، باعث‌ شد که‌ آنان‌ به‌ جندی شاپور گریخته‌ و مورد عنایت‌ انوشیروان‌ قرار گیرند.

در دانشگاه‌ جندی شاپور از روش‌های‌ طبی‌ ملل‌ مختلف‌ چون‌ طب‌ ایرانیان، هندوان، یونانیان، اسکندرانیان‌ و سریانیان‌ استفاده‌ می‌شد و با تصرفاتی‌ که‌ در آنها به‌ عمل‌ آمد، طب‌ ایران‌ از طب‌ یونانی‌ کامل‌تر گشت. برزویه‌ طبیب‌ بنا به‌ دستور انوشیروان‌ به‌ هند رفت‌ و کتاب‌ کلیله‌ و دمنه‌ و بازی‌ فکری‌ شطرنج‌ را با بعضی‌ آثار طبی‌ و هم‌‌چنین‌ تنی‌ چند از پزشکان‌ هندی، با خود به‌ جندی شاپور آورد. فارغ‌التحصیلان‌ دانشگاه‌ جندی شاپور، در بیت‌الحکمه‌ مأمون‌ عباسی‌ و نیز در دانشگاه‌ها و بیمارستان‌های‌ او در دوران‌ بعد از اسلام‌ هم‌ فعالیت‌ می‌نمودند. حارث‌ بن‌‌کلده، از مردم‌ طائف‌ که‌ معاصر رسول‌ اکرم بود، از جمله‌ طبیبانی‌ است‌ که‌ در جندی شاپور تحصیل‌ نموده‌ بود و آن‌ حضرت‌ او را برای‌ معالجه‌ سعد بن‌وقاص‌ دعوت‌ فرمود. با ورود اسلام‌ به‌ ایران، خلفای‌ اموی‌ و عباسی‌ در قلمرو وسیع‌ خود از عناصر ایرانی‌ بهره‌ می‌جستند. به عنوان‌ مثال‌ مقاتل‌ بن‌علی، به‌ امورات‌ آمل‌ در طبرستان‌ گمارده‌ شد.

علاوه‌بر این‌ وزیران، دبیران، قضات، هنرمندان، پزشکان، منجمان، مورخان، علمای‌ حدیث، غالباً ایرانی‌ بودند. این‌ وزیران‌ به‌ ترویج‌ و اشاعه‌ تربیت‌ و ادب‌ پارسی‌ همت‌ می‌گماشتند. انتقال‌ مقر خلافت‌ از دمشق‌ به‌ بغداد در پیشرفت‌ علوم‌ و معارف‌ پارسی‌ تأثیر به‌ سزایی‌ داشت. با آغاز نهضت‌ ترجمه‌ در زمان‌ عباسیان‌ هزاران‌ کتاب‌ توسط‌ اندیشمندان‌ ایرانی‌ ترجمه‌ شدند. علاوه بر این‌، هنرمندانی‌ همچون‌ گچبران، نقاشان، معماران، حجاران، پارچه‌‌بافان، قالی‌‌بافان، اسلحه‌سازان، کاغذ‌سازان‌ که‌ از چین‌ به‌ سمرقند آورده‌ شده بودند، به‌ دستور یحیی‌ برمکی‌ در بغداد کارگاه‌هایی‌ متعدد ایجاد کردند. با ضعف‌ حکومت‌ بغداد در واکنش‌های‌ مذهبی‌ و سیاسی‌ و نظامی‌ از قرن‌ دوم‌ هجری، خلافت‌ اسلامی‌ دچار انحطاط‌ و تجزیه‌ گردید و امرای‌ محلی‌ مختلف‌ و مستقل‌ در ایران‌ به وجود آمد. آرمان‌گرایی‌ ملی‌ آنان‌ باعث‌ به وجود آمدن‌ زمینه‌های‌ رشد و ترقی‌ در عرصه‌های‌ علمی‌ و هنری‌ گردید؛ به طوری‌ که‌ در عصر سامانیان‌، بخارا مرکز بزرگ‌ تلاقی‌ علم‌ و هنر و دین‌ و تجارت‌ بین‌الملل‌ شد و عالمان‌ و دانشمندان‌ بزرگ‌ ممالک‌ مختلف، در آن‌جا با یکدیگر به‌ حشر و نشر و تبادل‌ افکار می‌پرداختند. اما با ضعف‌ این‌ حکومت‌ها و ورود چادرنشینان‌ ترک‌ در عرصه‌ حکومت‌ ایران‌ زمین‌، تمدن‌ و فرهنگ‌ ایرانی‌ که‌ اساس‌ آن‌ به وسیله‌ خاندان‌ها و حکومت‌های‌ ایرانی‌ بعد از اسلام‌ گذارده‌ شده بود، راه‌ خود را ادامه‌ داد؛ به طوری‌ که‌ مهمترین‌ کارگزار حکومتی‌ ایران‌ در این‌ دوره‌، ابوعلی‌ حسن‌ ابن‌اسحاق، معروف‌ به‌ نظام‌الملک‌ بود که‌ از زمان‌ آلب‌ ارسلان‌ تا پایان‌ دوره‌ ملکشاه‌، مقام‌ صدارت‌ اعظمی‌ دولت‌ مقتدر سلجوقی‌ را در دست‌ داشت.

امپراتوری‌ وسیع‌ سلجوقی‌ نه‌‌تنها ناگزیر از دفاع‌ ایران‌ و میراث‌ ایرانیت‌ در مقابل‌ هجوم‌ اقوام‌ مختلف‌ در شرق‌ و غرب‌ گردید، بلکه‌ عامل‌ نزدیکی‌ میان‌ ملل‌ تابع‌ قلمرو سلجوقی، یعنی‌ نزدیکی‌ شرق‌ مدیترانه‌ با اروپای‌ جنوبی‌ و غربی‌ شد. با تشکیل‌ امپراتوری‌ پهناور مغولان‌ از آسیای‌ مرکزی‌ تا حدود سوریه‌ و میان‌ رودان، روسیه‌ و اروپای‌ خاوری‌ زمینه‌های‌ از بین‌ رفتن‌ موانع‌ و محدودیت‌های‌ ملی‌ و نزدیک‌ شدن‌ مجدد ملل‌ مختلف‌ به‌ ایران‌ فراهم‌ گردید. در نتیجه‌ این‌ نزدیکی، رابطه‌ بین‌ شرق‌ و غرب‌ که‌ از زمان‌ سلجوقیان‌ و جنگ‌های‌ صلیبی‌ به طور قابل‌ ملاحظه‌ افزایش‌ یافته بود، در دوره‌ مغولان‌ به‌ طور بی‌سابقه‌ توسعه‌ یافت. از همین‌ دوره‌ است‌ که‌ سیاحان‌ و سوداگران‌ (نظیر مارکوپولو) برای‌ آگاهی‌ از اوضاع‌ و احوال‌ شرق‌ افسانه‌ای‌ و دست‌ یافتن‌ به‌ ثروت‌ این‌ نواحی‌ و اشاعه‌ آیین‌ مسیح، از راه‌ اروپا و ایران‌ به‌ آسیا رفته‌ و در مقابل، سفرا و نمایندگان‌ از طرف‌ شاهزادگان‌ مغول‌ (ایلخانان‌) روانه‌ کشورهای‌ مختلف‌ اروپایی‌ شدند. بازرگانی‌ بین‌المللی‌ و انواع‌ کالاهای‌ مورد مبادله‌ نیز در این‌ دوران‌ حائز اهمیت‌ است‌؛ زیرا بخش‌ عمده‌ این‌ بازرگانی‌ از راه‌ ایران، از جاده‌ معروف‌ ابریشم‌ در شمال‌ و جاده‌ ادویه‌ در جنوب‌ بوده‌ و اساس‌ شروع‌ اکتشافات‌ بزرگ‌ جغرافیای‌ قرن‌ پانزدهم‌ و شانزدهم‌ و انقلاب‌ بزرگ‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ عهد رنسانس‌ می‌باشد.

با به قدرت‌ رسیدن‌ صفویان‌ و وحدت‌ ملی‌ و دینی‌ در ایران، زمینه‌های‌ بسیاری‌ برای‌ رشد فرهنگ‌ و تمدن‌ در این‌ عهد به وجود آمد. به ویژه‌ آنکه‌ اکثر پادشاهان‌ این‌ سلسله، خود اهل‌ هنر و شعر و شاعری‌ بوده‌ و در مکتب‌ هرات‌ پرورش‌ یافته بودند. انتشار زبان‌ فارسی‌ دری‌ در سرزمین‌های‌ پهناور هند توسط‌ مهاجرین، تا آن‌جا گسترش‌ یافت‌ که‌ در دربار آنان‌، دیوان‌ها و دفاتر به‌ زبان‌ فارسی‌ تحریر می‌شد. کتاب‌های‌ زیادی‌ در شعر، تاریخ‌، تصوف‌ و دین‌ به‌ رشته‌ تحریر درآمد و مکتب‌ هندی‌ صفوی‌ را به وجود آورد. در این‌ دوران، رهبران‌ کشیشان‌ گرملی‌ و آگوستینی‌ از طرف‌ فیلیپ‌ دوم، پادشاه‌ متعصب‌ کاتولیک‌ اسپانیا و پاپ، به‌ تبلیغ‌ دین‌ مسیح‌ پرداختند و چندین‌ کلیسا در جلفای‌ اصفهان، شیراز و در نقاط‌ دیگر، ایجاد نمودند. این‌ ارتباط‌ باعث‌ شد که‌ اتحادی‌ میان‌ ایران‌ صفوی‌ و پادشاهان‌ عیسوی‌ در مقابل‌ دشمن‌ مشترک، یعنی‌ عثمانی، به وجود آید. در دوران‌ افشاریه، وحدت‌ مجدد ایران‌ و حملات‌ نظامی‌ نادر به‌ هندوستان‌ و انتقال‌ ثروت‌ هند به‌ ایران‌، باعث‌ ارتباط‌ مجدد ایرانیان‌ با هندیان‌ گشت. در این‌ دوران‌ و دوران‌ زندیه، کمپانی‌های‌ هند شرقی‌ و غربی، هم‌زمان‌ با انتقال‌ کالاها و ایجاد مراکز تجاری‌ در بنادر جنوب‌ ایران، باعث‌ انتقال‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ اروپایی‌ به‌ این‌ سرزمین‌ شدند و در نتیجه، ساختارهای‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ایران‌ را تحت تأثیر قرار دادند.