تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۳۸۹۵۲


علی صالح‌آبادی

ملت ایران از دیرباز خاطره تجاوزها و دخالت‌های روسیه در امور داخلی ایران را هرگز فراموش نمی‌کند. ایرانیان به یاد دارند که در جریان مشروطه پس از آن‌که محمدعلی شاه مجلس را به توپ بست و عملاً در برابر اراده آزادی‌خواهی ملت ایستاد از آنجا که این عمل با چراغ سبز روس‌ها صورت گرفته بود، پس از آن‌که عرصه بر محمدعلی شاه خونخوار تنگ شد و در برابر سرداران دلاور چون ستارخان، باقرخان، سردار اسعد، سردار تنکابنی، یپرم‌خان و... تاب مقاومت نیاورد، فرار را برقرار ترجیح داد و نخست به سفارت روسیه گریخت و آن‌گاه به دربار تزار رفت. ایرانی‌ها از یاد نمی‌برند که در قرارداد گلستان که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار صورت گرفت بسیاری از شهر‌ها از جمله باکو و شیروان و... به روسیه واگذار شد و در قرارداد ترکمانچای نخجوان، اردوباد، گنجه و... به تملک روس‌ها در آمد. در جریان جنگ جهانی دوم اگر فشار شورای امنیت و آمریکا نبود روس‌ها حاضر نبودند خاک ایران را تخلیه کنند و همین روس‌ها بودند که از دولت پیشوری در تبریز و دولت قاضی‌محمد در مهاباد جانبداری می‌کردند. روس‌ها نه تنها در ایران بلکه در عرصه بین‌المللی نیز همواره رفیق نیمه‌راه بوده‌اند.

چنانچه در جنگ اعراب و اسرائیل روس‌ها پشت عبدالناصر و حافظ اسد را خالی کردند. این خیانت باعث شد تا اسرائیل به راحتی اعراب را سرکوب و شکست دهد. قضیه دریای خزر براساس قرارداد 1941 که میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق منعقد شده‌بود، سهم استفاده از دریای خزر میان دو کشور مشاع و 50-50 تعیین گردیده بود. در آن زمان ذخایر نفت در بزرگترین دریاچه جهان کشف نگردیده بود، بنابراین تقسیم آن مشابه دریاهای آزاد صورت گرفت که هر کشوری به اندازه محدوده کشورش می‌توانست از ساحل و عمق دریا و منابع آن استفاده نماید. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل 4 کشور روسیه، قزاقستان، آذربایجان، ترکمنستان باید 50 درصد سهم شوروی ‌سابق بین این 4 کشور تقسیم می‌شد و سهم ایران همان 50 درصد ثابت می‌ماند. اما روس‌ها از تخاصم میان ایران و آمریکا سوء استفاده کردند و با نادیده گرفتن قرارداد قبلی به دنبال تقسیم جدید سهم دریای خزر بر آمدند. از آنجا که 4 کشور یاد شده با ایران 5 کشور می‌شوند ابتدا سهم 20 درصد برای هر کشور پیشنهاد گردید.

این پیشنهاد در حالی مطرح شد که این قرارداد همان قرارداد قبل است و در آن تغییری صورت نگرفته است و طبق قرارداد قبلی باید عمل شود. بنابراین باید 50 درصد این دریاچه متعلق به ایران و 50 درصد متعلق به شوروی سابق میان چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان تقسیم می‌گردید. به دلیل کوتاه آمدن ایران و تردید در قرارداد قبلی موجب شد نخست 20 درصد به جای 50 درصد از سوی روس‌ها برای ایران مطرح شد به تدریج این کشور با فشار آوردن به ایران به دلیل آن‌که ساحل ایران از دریا 13 درصد است، سهم ایران باید همین 13 درصد تعیین شود. روس‌ها بر این باور هستند که این سهم می‌تواند برای ماهیگیری و کشتیرانی تا عمق 20 درصد هم معتبر باشد. براساس نظر کارشناسان اهمیت دریای خزر در مناطقی است که از عمق بیش‌تری برخوردار است یعنی همان 7 درصد که روس‌ها تلاش می‌کنند ایران را از آن محروم سازند.

در صورتی که ایران سهم 13 درصد را به‌جای 50 درصد یا حداکثر 20 درصد بپذیرد معنایش محروم شدن از منابع نفتی و گازی دریاست و به نوعی واگذاری امکانات سرزمینی. حضور پوتین در تهران می‌تواند بدین منظور باشد که او به ایرانی‌ها بگوید که حاضر است سوخت نیروگاه بوشهر را تامین کند و یا بالاتر از آن با استفاده از حق وتو در شورای امنیت مقابل آمریکا، فرانسه، انگلیس و چین بایستد و به صراحت از استفاده ایران از انرژی هسته‌ای نیز دفاع کند. اگر نیت پوتین این باشد آیا اهمیت انرژی هسته‌ای آنقدر مهم است که ایران به نوعی از امکانات سرزمینی و حقوق خود بر دریای خزر صرفنظر کند و سهم 13 درصد و یا حتی 20 درصد را بپذیرد؟ این موضوع اگر این‌چنین باشد آیا ما را به یاد جمله معروف علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی که در اعتراض به سیاست هسته‌ای دولت خاتمی گفت: "گرفتن آب نبات و دادن دُر غلتان" نمی‌اندازد. به یاد داشته باشیم ملت ایران 8 سال در برابر تجاوز بعثی‌ها ایستاد و خسارات جانی و مالی را تحمل کرد تا یک وجب از خاک خود را واگذار نکند. باز به یاد آوریم که صدام حسین ترسناک‌ترین دیکتاتور خاورمیانه قرارداد 1975 را که در آن حقوق ایران بر اروندرود را به رسمیت شناخته شده بود در برابر بینندگان تلویزیون پاره کرد.

ایرانیان لغو قرار 1975 را نپذیرفتند و جنگیدند تا سرزمین خود را حفظ کنند. روس‌ها در عمل نشان دادند که با کارت ایران بازی می‌کنند و با امتیازگیری از ایران و غرب در نهایت به نفع غربی‌ها در شورای حکام و شورای امنیت رأی می‌دهند. مجلس و مردم ایران باید از کم‌وکیف نتایج لغو یک‌جانبه قرارداد قبلی دریای خزر و سهم مورد بحث ایران مطلع و در جریان قرار گیرند. پرسش این است از آنجا که روس‌ها قرارداد 1941 را نادیده می‌‌انگارند و تلاش می‌کنند تا استفاده از دریای مازندران به‌جای سهم 50 درصد ایران آن را میان 5 کشور تقسیم کنند، آیا نباید در قراردادهای گلستان و ترکمنچای که این دو قرارداد متعلق به تزارها بوده‌ و آنها از میان رفته‌‌اند، تردید کرد؟ نگارنده بر این باور است هرچند در روابط خارجی باید منافع ملی مد‌نظر قرار گیرد، اما روس‌ها در عمل نشان داده‌اند که اهل معامله و غیرقابل اعتماد هستند. بنابراین در مقابل روس‌ها نباید کوتاه آمد و از حقوق ایران به هیچ‌وجه نباید چشم‌پوشی کرد. ملت ایران و آیندگان بی‌تردید درباره تصمیمات مجلس و دولت که در اختیار اصولگرایان است قضاوت خواهند کرد. قضاوت ملت و تاریخ را باید جدی گرفت و از آن در هراس بود.

در پایان یادآور می‌شود کـه نگارنده در دولت خاتمی در عین حال که مسئولیت دولتی داشت با نوشتن 2 یادداشت نسبت به حقوق ایران بر دریای خزر و کوتاه نیامدن از حق 50 درصد آن، اعتراض و هشدار دادم که در آرشیو روزنامه همبستگی موجود و قابل دسترسی است. در شرایط کنونی که پوتین در تـهـران بـه‌سر می‌برد، یادآور می‌شوم هرگونه تصمیم درباره تغییر سهم ایران و تغییر در قرارداد قبلی براساس قانون اساسی باید به تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلا‌می برسد.