اخیرا این گزارش شبکه الجزیره توجهم را جلب کرد: "تاکنون ۱۱۳۴ موشک و ۳۳۰۴ پهپاد به مناطق نظامی تحت کنترل آمریکا در امارات، کویت، عربستان، قطر و بحرین اصابت کرد. همزمان، شمار حملات موشکهای حزبالله به مناطق شمالی اسرائیل به ۳۰۰۰ مورد رسیده. راستی که پدافند هوایی دشمن چه بیخاصیت شده.
نمیدانم همسفر کدام موشک شوم تا همچنان شاهد تحقیر سران صهیونیسم باشم. امروز که برای اولین بار جنگنده سوپرهورنت F۱۸ در اقیانوس هند سقوط کرد، انگار دو ناو جدید وارد نبرد شدهاند. هفتۀ گذشته جنگندههای F۳۵ و F۱۶ در پایگاه آمریکایی الخرج، محل نگهداری سوخت رسانها و پایگاه اصلی آواکسهای آمریکایی منهدم شده بود.
از سوی دیگر، ۲۵۰۰ تفنگدار نیروی دریایی تا آخر هفته به لشکر ۸۲ هوابرد آمریکا خواهند پیوست؛ و متقابلاً، تعداد داوطلبان ایرانی برای نبرد زمینی به صورت تصاعدی در حال افزایش است.
به نظر میرسد زمزمۀ مذاکره توسط ترامپ اهمیت این موفقیتهای ایران را در افکار عمومی کمرنگ کرده و این مرد مرموز همچنان نیازمند زمان برای رسیدن به راه حل است.
در حالیکه مذاکره کنندگان اصلی ایران، یعنی موشکهای دیپلمات عماد، قیام، قدر و خرمشهر اعزامی به دیمونا، حیفا و تلآویو، با قدرت در حال مذاکره هستند، تیتر مجله اکونومسیت توجهم را جلب میکند.
"اگر تنگه هرمز تا دو هفته دیگر بسته بماند، قیمت نفت خام میتواند به ۱۵۰، حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد. این میتواند زمینهساز رکود جهانی شود."
شاید مطرح شدن مذاکره توسط ترامپ برای جلوگیری از انفجار قیمت نفت باشد.
آیا واقعا ترامپ دنبال مذاکره است؟ آیا این سیاستمدار غیرقابل پیشبینی، قابل اعتماد است؟ ترافیک تلفن وزرای خارجه کشورهای منطقه به ایران چه معنایی دارد؟ امشب با جماعتی دیگر در وعدهگاه هرشبشان همراه شدهام، مردم خوب بهشهر. فوج فوج از محلهها و روستاها دارند میآیند؛ پر صلابت و با عزمی به خونخواهی رهبر شهیدشان. گم شدهام در بینشان و به این مسائل فکر میکنم، و نیز از هماهنگی بینظیر بین تیم عملیاتی هوافضا و موج خروشان مردم. لذا، احتمالاً آخر این هفته شاهد یک جنگ رسانۀ پیچیدهای خواهیم بود. پس باید خودمان را برای نبردی سخت آماده کنیم.
اسرائیل، کشوری معتاد به "تاکتیک" و "استراتژی" گریز.
آمریکا ترس از طولانی شدن جنگ. ایران، درحال تقویت قدرت نیروهای مسلح برای جنگ بدون تاریخ.
پس ایرانیان، فراموش نکنیم، تعیین کننده همان است که ما متکی به آن هستیم؛ خدا.