اولین دلیل برای تاخیر در انتشار چنین اخباری، مدیریت افکار عمومی است. در شرایط جنگ، خبر شهادت فرماندهان ارشد میتواند:
_شوک روانی ایجاد کند،
_روحیه عمومی را تضعیف نماید،
_ و موجب سرخوردگی، اضطراب و نااطمینانی شود، بنابراین رسانههای رسمی تلاش میکنند خبر را در زمان کنترلشده و تدریجی منتشر کنند و آن را در چارچوب یک روایت خودی بازسازی کنند.
در بسیاری از موارد، تأخیر به رسانه داخلی اجازه میدهد، روایت را بازتعریف کرده و شخصیت یک فرمانده بزرگ مانند شهید تنگسیری را آن گونه که بود و هست به رخ بکشد. از لحاظ افکار عمومی اگر خبر شهادت با یک عملیات یا پاسخ نظامی هماهنگ شود تاثیرگذاری آن بر افکار عمومی قابل توجهتر و مطلوبتر است.
برای مثال نیروی دریایی پس از عملیات دشمن با کمک هوافضای سپاه عملیاتهای غرورآفرین و بزرگی مانند ضربه به دشمن در بوبیان، غرق کردن لندینگ کرافتهای آمریکایی، ضربه به آواکس و سوخت رسانهای آمریکایی و. داشت؛ لذا جامعه خلأ فرماندهی را احساس ننمود.
دلیل اول اینکه در میدان جنگ اطلاعات اولیه ممکن است دقیق نباشد، حتی گاهی فرد زخمی تصور میشود یا برعکس. در این شرایط نیروهای نظامی صبر میکنند تا وضعیت قطعی مشخص و از انتشار اطلاعات غلط جلوگیری شود.
دلیل دومِ؛ نیروهای مسلح در اعلام با تأخیر اخبار، حفاظت از زنجیره فرماندهی است. در جنگ به علت ساختار سلسله مراتبی، فرماندهان جایگزین بلافاصله تعیین میشوند. اعلام زودهنگام ممکن است:
_ ساختار فرماندهی جایگزین را برای دشمن آشکار کند،
_ و جان فرماندهان جدید را به خطر بیندازد، بنابراین:
_ ابتدا انتقال فرماندهی تثبیت میشود،
_ سپس خبر اعلام میگردد،
دلیل سوم اینکه، اگر شهادت یک فرمانده در حین عملیات اعلام شود مانند آن چه درباره شهید بزرگوار تنگسیری اتفاق افتاد ممکن است نیروها دچار تزلزل روحی شوند و هماهنگی میدانی ممکن است مختل شود. در نتیجه خبر تا پایان فاز حساس عملیات نگه داشته میشود. این نکته را در نظر داشته باشیم که شهادت شهید تنگسیری همزمان با تلاش آمریکا برای عملیات هلی بُرن یا آبی خاکی در جزایر بود؛ لذا در این شرایط باید گفت که:
_ ممکن است تأخیر برای کاهش توان دشمن و یا طراحی پاسخ متقابل باشد، به این معنا که:
_ ابتدا واکنش نظامی آماده یا اجرا میشود،
_ سپس خبر شهادت اعلام میشود تا در چارچوب پاسخ مقتدرانه دیده شود.