نظام اقتصادی ایران طی سالهای اخیر آزمونی بیسابقه را از سر گذرانده است آزمونی که بسیاری از تحلیلگران بینالمللی عبور از آن را بدون فروپاشی نهادهای مالی و اجتماعی غیرممکن میدانستند. با این حال مرور شاخصهای کلان و بهویژه پویایی بخشهای مولد غیرنفتی نشان میدهد آنچه در ادبیات رسمی کشور «اقتصاد مقاومتی» نام گرفته فراتر از یک شعار سیاسی به یک واقعیت میدانی و یک مزیت رقابتی در عرصه حکمرانی تبدیل شده است. حتی نشریه اکونومیست نیز در تحلیلی تازه به صراحت نوشته است که «اصطلاحاتی مانند اقتصاد مقاومتی و خوداتکایی که سالها نادیده گرفته میشدند در عمل کارآمدی خود را ثابت کردند و دولت ایران از هم نپاشید.»
این گزاره از سوی رسانهای که همواره زبان منتقدان سیاستهای استقلالطلبانه ایران بوده است نشاندهنده یک چرخش مهم در فهم جهانی از ظرفیتهای درونزای اقتصاد ماست. آنچه در این میان قابل تأمل است نه صرفاً بقا در شرایط دشوار که دستیابی به الگویی از انطباقپذیری است که میتواند مبنای برنامهریزی برای جهش تولید در سالهای آینده قرار گیرد. اقتصاد ایران در حالی با موجهای سنگین تحریم و محدودیتهای مالی بینالمللی مواجه شد که پیشتر ساختار آن به شدت به درآمدهای نفتی و کانالهای وارداتی وابسته بود. اما در یک دهه اخیر و به مدد سیاستهای تقویت بنیه داخلی شاهد کاهش ضریب وابستگی بودجه به نفت و تقویت قابل توجه صنایع پاییندستی و دانشبنیان بودهایم.
به طور کلی تابآوری اقتصادی ایران ریشه در چند مؤلفه راهبردی دارد. نخست تنوعبخشی به مبادی تأمین مالی و تجاری که منجر به شکلگیری کریدورهای جدید ترانزیتی و پیمانهای پولی دوجانبه با کشورهای همسو شده است. دوم ارتقای ظرفیت تولید داخلی در کالاهای استراتژیک که وابستگی به واردات اقلام اساسی را به طور محسوسی کاهش داده و سوم بهکارگیری سازوکارهای نوین در نظام بانکی و مالیاتی برای مدیریت نقدینگی و مقابله با آثار تورمی فشارهای خارجی. مجموعه این اقدامات باعث شده است تا شوکهای سیاسی و امنیتی نتوانند چرخ تولید و توزیع کالاهای اساسی را متوقف سازند.
امروز بر همگان روشن شده است که قدرت چانهزنی ایران در مذاکرات منطقهای و بینالمللی نه صرفاً متکی به قدرت نظامی که برآمده از استحکام این ستونهای اقتصادی است. دشمن به خیال وادار کردن ایران به سازش ناخواسته به معمار تقویت زیرساختهای خودکفایی بدل شد. اکنون وظیفه سیاستگذار و فعال اقتصادی آن است که این دستاورد مهم را از مرحله «بقا» به مرحله «شکوفایی» سوق دهد. تمرکز بر تکمیل زنجیرههای ارزش داخلی حمایت واقعی از بخش خصوصی واقعی و جلوگیری از سفتهبازی در بازارهای موازی سه ضلع مثلث طلایی برای تبدیل تابآوری کنونی به رشد پایدار و فراگیر است. بیتردید مسیر آینده روشن است و این اعتراف تلخ از سوی رسانههای غربی تنها تأییدی بر صحت راهبرد انتخابشده ملت ایران است.