جهان در آستانه یک تغییر پارادایم بزرگ در مدیریت مسیرهای ترانزیت انرژی و کالا قرار دارد. در حالی که تنها دو ماه از آغاز درگیریهای گسترده میان ایران و ائتلاف آمریکایی_صهیونی میگذرد، توازن قدرت در گلوگاههای استراتژیک جهان به شکلی بیسابقه در حال جابهجایی است. اقدامات ایران در کنترل کامل تنگه هرمز و اعمال نظام عوارضی در این مسیر، نه تنها شوک بزرگی به زنجیره تأمین جهانی وارد کرد، بلکه الگوهای سنتی مالکیت بر آبهای بینالمللی را نیز به چالش کشید. اکنون، گویی موجی از ملیگرایی اقتصادی در مسیرهای دریایی، از خلیج فارس به سمت جنوب شرق آسیا سرایت کرده است.
در جدیدترین تحول این حوزه، دولت اندونزی گامی جسورانه و بحثبرانگیز را آغاز کرده است. بوربایا یودهی سادیوا، وزیر دارایی اندونزی، رسماً اعلام کرد که این کشور در حال برنامهریزی برای ایجاد سامانهای جهت دریافت عوارض از کشتیهایی است که از تنگه مالاکا عبور میکنند. تنگه مالاکا، که پل ارتباطی حیاتی میان اقیانوس هند و اقیانوس آرام است و اندونزی، مالزی و سنگاپور را در اطراف خود دارد، یکی از پرترددترین شریانهای اقتصادی جهان محسوب میشود.
سادیوا با اعتراف به این واقعیت که اندونزی علیرغم قرارگیری در یکی از مهمترین مسیرهای تجارت و انتقال انرژی جهان، تاکنون هیچگونه درآمدی از عبور کشتیها دریافت نمیکرده است، بر ضرورت این اقدام تأکید کرد. این طرح که در چارچوب چشمانداز اقتصادی «پرابوو سوبیانتو»، رئیسجمهور اندونزی برای تقویت نقش این کشور در تجارت جهانی تدوین شده، نشاندهنده یک گذار از سیاستهای غیرفعال به سیاستهای کنشگرایانه در حوزه مدیریت دریاهاست.
وزیر دارایی اندونزی با درک واقعیتهای ژئوپلیتیک، اشاره کرده است که این طرح هنوز در مراحل اولیه است و اجرای آن با چالشهای جدی روبهرو خواهد بود. هماهنگی با کشورهای همسایه مانند مالزی و سنگاپور، که منافع اقتصادی همسو، اما استراتژیهای متفاوتی دارند، میتواند به یک مذاکره دشوار تبدیل شود. علاوه بر این، واکنش قدرتهای جهانی که به شدت به امنیت تردد در مالاکا وابسته هستند، میتواند تنشهای دیپلماتیک جدیدی را ایجاد کند.
به نظر آنچه در تنگه مالاکا در حال شکلگیری است، میتواند الگویی از آنچه در تنگه هرمز رخ داد باشد. اگر اندونزی موفق شود با کشورهای ساحلی به توافقی دست یابد، ما شاهد ظهور دوران جدیدی خواهیم بود که در آن گلوگاههای استراتژیک دیگر صرفاً مسیرهای عبوری رایگان نیستند، بلکه به ابزارهای قدرتمند سیاسی و اقتصادی برای کشورهای ساحلی تبدیل میشوند. در این میان، تغییر رویکرد کشورهای جنوبشرق آسیا، میتواند معادلات قدرت را در تقابل میان شرق و غرب به کلی دگرگون کند.