پس از گذشت چند دهه از حضور نظامی آمریکا در پایگاههای اروپایی، ناگهان پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، دستور خروج حدود پنج هزار سرباز آمریکایی از آلمان را صادر کرده است. سخنگوی پنتاگون روز جمعه اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) ، اعلام کرد که انتظار میرود خروج این سربازان طی شش تا دوازده ماه آینده به پایان برسد. در همین راستا نیز وزیر امور خارجه آلمان در واکنش به تهدید نظامی ترامپ گفت که هیچ پیشزمینهای برای تخلیه پایگاههای کلیدی نظامی آمریکا از خاک آلمان وجود ندارد.
سران آمریکا برآنند تا این خروج یا جابه جایی نیرو را اقدامی برگرفته از اقتدار ترامپ در برابر سایر کشورها معرفی نمایند، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، پیشتر اعلام کرده بود که در حال بررسی چنین اقدامی است. ترامپ پیش از اعلام این موضوع، به دلیل انتقاد فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، از عملیات نظامی آمریکا علیه ایران، بهشدت او را مورد انتقاد قرار داده بود. رویکردی که با واکنش آلمان نیز همراه شده است. چنانکه معاون صدراعظم آلمان گفت که ما به توصیههای ترامپ نیازی نداریم. وی همچنین از انتقاد «فریدریش مرتس» صدراعظم آلمان از عملکرد ترامپ در قبال ایران حمایت کرد و افزود: ما به توصیههای ترامپ نیازی نداریم. او باید به هرج و مرجی که ایجاد کرده است، نگاه کند. او باید اطمینان دهد که مذاکرات صلح جدی با ایران برگزار میشود. کلینگبیل خاطرنشان کرد: این سخنان را مشخصا با توجه به اظهارات اخیر ترامپ در مورد دولت فدرال و صدراعظم آلمان میگویم. صدراعظم آلمان در انتقاد از واشنگتن گفت که آمریکا راهبردی برای خروج از جنگ با ایران ندارد و ایالات متحده در جریان مذاکرات با تهران «تحقیر» شده است.ترامپ در واکنش به اظهارات مرتس گفته بود که صدراعظم آلمان «نمیداند درباره چه چیزی حرف میزند.»
هر چند که این جنگ رسانهای میان آلمان و آمریکا از عوامل ادعایی برای خروج نیروهای آمریکایی عنوان شده است اما نگاهی دقیق به شرایط نظامی آمریکا و وضعیت اروپا بیانگر حقایقی ورای این ادعاست. نخست آنکه یکی از مهمترین پیامد های جنگ رمضان و اقتدار ایران و مقاومت آشکار شدن ضعفهای شدید آمریکا است، چنانکه هگست وزیر جنگ آمریکا در کنگره اذعان می کند که بازسازی پایگاه های آمریکا و تجهیزات نابود شده چند ماه تا چند سال زمان خواهد کشید. همچنین شبکههای خبری از جمله سی ان ان اذعان میکنند که ویرانههای پایگاههای آمریکا غیر قابل بازسازی میباشد. با توجه به این شرایط میتوان گفت که بخش عمده ای از جابه جایی نیروی آمریکا نه برگرفته از قدرت بلکه ریشه در شکستها و چالش فزاینده آن از جمله در تأمین نیروی انسانی و هزینهها دارد که در لوای ادعای اقتدار ترامپ در برابر اروپا توجیه میشود. این امر زمانی بیشتر نمود می یابد که از دههها پیش دهها پایگاه بزرگ نظامی آمریکا در اروپا وجود دارد. این پایگاهها در عملیات گسترده جهانی آمریکا، از جمله در خاورمیانه، اهمیت بسیار زیادی دارند. در اینجا نیروها، سلاحها، کشتیها و هواپیماهای آمریکایی مستقر هستند. پهپادها از این پایگاهها هدایت میشوند و درمان مجروحان در اینجا انجام میگیرد. در این شرایط با توجه به نظامی گری جهانی آمریکا بخشی از این خروج را میتوان به دلیل بحرانهای داخلی و چالشهای درونی ارتش آمریکا دانست که از پیامدهای شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ رمضان است هر چند که ترامپ با ادعای پیروزی سعی در سرپوش نهادن بر آن دارد، در حالی که درخواست او برای ائتلاف سازی بازگشایی تنگه هرمز سندی بر تهی بودن این ادعاست.
بخشی از این خروج را میتوان اقدامی در راستای باج خواهی آمریکا از اروپا دانست که حلقه تکمیلی آن را نیز اعلام ناگهانی اجرای تعرفه 25 درصدی برای واردات خودروی اروپایی به آمریکا تشکیل میدهد. تعرفههایی که در کنار مسکنی برای سرپوش نهادن بر پیامدهای اقتصادی جنگ رمضان برای آمریکا، نوعی باج خواهی از اروپا برای پرداخت هزینههای جنگ افروزی آمریکا برای رژیم صهیونی است که تاوانش را دیگران پرداخت میکنند.
دوم آنکه بخشی از این خروج را میتوان اقدامی در راستای باج خواهی آمریکا از اروپا دانست که حلقه تکمیلی آن را نیز اعلام ناگهانی اجرای تعرفه 25 درصدی برای واردات خودروی اروپایی به آمریکا تشکیل میدهد. تعرفههایی که در کنار مسکنی برای سرپوش نهادن بر پیامدهای اقتصادی جنگ رمضان برای آمریکا، نوعی باج خواهی از اروپا برای پرداخت هزینههای جنگ افروزی آمریکا برای رژیم صهیونی است که تاوانش را دیگران پرداخت میکنند.
نگاهی به کارنامه اروپا در طول چند دهه گذشته نشان میدهد که این کشورها به دلیل وابسته شدن نظامی و امنیتی به آمریکا عملا استقلال سیاسی و اقتصادی خود را نیز از دست دادهاند، بگونهای که در برابر هیچ گونه از تهدیدات آمریکا توان پاسخگویی نداشته که حضور حقارت آمیز در نشست کاخ سفید و نیز شرم الشیخ گواهی و تن دادن به تجارت آزاد با آمریکا بر اساس خواست آمریکا نمودی از این وضعیت است. اروپاییها در یک عقلانیت راهبردی در حالی با دیدن اقتدار نظامی ایران و مقاومت از ورود به ائتلاف سازی ترامپ خودداری کردند، اما عدم استقلال اروپاییها موجب شده تا از یک سو ترامپ به خود اجازه انتقام گیری از آنها را بدهد که اعمال تعرفهها و نیز خروج ۵ هزار نیرو از آلمان نمودی از این رفتار است. از سوی دیگر ترامپ با قربانی ساختن اروپای ضعیف و روبه زوال به دنبال سرپوش نهادن بر شکستهایش در جنگ رمضان است که این نیز ریشه در عدم استقلال اروپا دارد. نکته مهم آنکه این رفتار آمریکا در حالی که جنگ اوکراین و بحران غرب آسیا هزینههای سنگین اقتصادی برای اروپا بویژه در حوزه انرژی داشته است، تکرار قربانی شدن متحدان آمریکا برای اصل اول اسرائیل است که بی ارزش بودن سایر متحدان آمریکا را نشان میدهد، آمریکا امروز در حال سوء استفاده از وابسته بودن اروپا با تهدید تعرفههای و نظامی و نیز باج گیری از کشورهای عربی با ادعای فروش تسلیحات است حال آنکه کشوری همچون ایران با اقتدار نظامی و تاب آوری اقتصادی و انسجام ملی نه تنها گرفتار این باجخواهیها نشده است، بلکه به الگویی برای کشورهایی که به دنبال استقلال واقعی و مقابله با باج خواهی آمریکا هستند مبدل شده است.