بیش از ۷۰ روز از روز حادثه میگذرد؛ روزی که دشمن تصور کرد با طراحی عملیاتی محدود و برقآسا میتواند معادلات پیچیده منطقه را به نفع خود تغییر دهد. جنگ «رمضان»، هرچند با هزینههای سنگین مالی و جانی همراه بود، اما برخلاف اهداف طراحانش، عملاً به رویدادی سرنوشتساز برای پالایش و تحکیم بنیانهای ملی کشور عزیزمان ایران تبدیل شد.
بدون تردید، نمیتوان و نباید از کنار خسارتهای این ماجراجویی دشمن به سادگی گذشت. جان باختن جمعی از بهترین فرزندان ایران و در پیشاپیش آنها قائد عظیمالشأن امت و فرماندهان فدایی ملت، آسیب به برخی زیرساختها و تحمیل فشار روانی بر جامعه، واقعیتهایی انکارناپذیر است؛ اما دقیقاً در متن همین تراژدی بود که گنجینههای پنهان قدرت ملی ما یکی پس از دیگری خود را نشان داد.
مهمترین برکت این رویارویی بزرگ تاریخی، ظهور و بروز دوباره «انسجام اجتماعی» در عرصه عمومی بود. مردم هوشیار و وطنپرست ما که همواره ثابت کردهاند صاحبان اصلی انقلاب اسلامی هستند، با حضور حماسی و بیسابقه خود در خیابانها، پاسخی قاطع به محاسبات غلط دشمن دادند. این انسجام سرمایهای گرانبهاست که با خون جان برکفان جوان این مرز و بوم آبیاری شد.
شگفتانگیزتر از حضور مردمی، پدیده کمنظیر «انسجام فراجناحی» در میان جریانها و چهرههای سیاسی از گرایشهای گوناگون بود.
این انسجام در چند بعد مهم قابل تحلیل است:
اجماع بر اصل امنیت ملی و تمامیت ارضی: در روزهای تهاجم دشمن و جنگ تحمیلی سوم، طیفهایی که تا پیش از آن درگیر چالشهای سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی بودند، ناگهان در یک نقطه مشترک گرد آمدند و آن، حفظ کشور در برابر تجاوز خارجی بود. این اجماع نشان داد اختلافات سیاسی، بهویژه زمانی که دشمن به آب و خاک این سرزمین طمع کرده باشد، هرگز بروز و ظهور پیدا نمیکند، بلکه جای خود را به «انسجام سیاسی» و «وحدت ملی» میدهد.
هماهنگی در حمایت از نیروهای مسلح کشور: چه اصلاحطلبان و چه اصولگرایان، چه چهرههای نزدیک به دولت و چه منتقدان ساختار قدرت، همگی در بیانیهها و مواضع عمومی خود بر حمایت همهجانبه از نیروهای مسلح مقتدر کشورمان از ارتش تا سپاه تأکید کردند. این اتفاق کمسابقه، تصویر یک «ایران متحد» را به جهان مخابره کرد ایرانی که با وجود جنگ ترکیبی ـ شناختی دشمن و رخدادی مانند ۱۸ و ۱۹ دی که به شهادت تعدادی از هموطنانمان در شبه کودتای آمریکایی ـ صهیونی منجر شد، وقتی شاهد تجاوز آشکار دشمن میشود، پردههای تردید غبارهای فتنه را کنار میزند و محکم و استوار در برابر دشمن میایستد.
پرهیز از مواضع تند و دعواهای سیاسی: چهرههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با صبر راهبردی به جای دامن زدن به شایعات و تحلیلهای هیجانی، با روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران درباره مقاومت ملی مردم همراه شدند. این رفتار، وحدت، همدلی و همراهی میان مردم و حاکمیت را در شرایط جنگی تقویت کرد.
رقابت برای خدمت، نه تخریب: در هفتههای پس از جنگ، جریانهای گوناگون اجتماعی در عرصههای جهادی و پشتیبانی از آسیبدیدگان با یکدیگر رقابت کردند؛ رقابتی برای اینکه چه کسی بیشتر به میهن خدمت میکند، نه چه کسی تخریبکنندهتر است. این الگوی تازه از رقابت سیاسی، میتواند الگویی برای دوران پسابحران باشد.
ارزش این همراهی زمانی دوچندان میشود که بدانیم در بسیاری از کشورهای جهان، هنگام جنگها و بحرانهای امنیتی نخستین چیزی که از بین میرود، «وحدت سیاسی» است؛ اما در ایران بزرگ و عزیزمان با وجود طیفها و سلیقههای گوناگون، بحران دقیقاً نقطه بازتولید وحدت و وفاق بود.
با این حال، در میان این سیل خروشان حمایتها، در گوشه و کنار مشاهده میشود که برخی افراد با نگرشهای سیاسی خاص درگیر نوعی اشتباه تحلیلی ـ راهبردی هستند و در سخنان و تحلیلهایشان بهجای کمک به همدلی و همراهی سه ضلع «خیابان»، «میدان» و «دیپلماسی»، با بالا بردن سطح انتظارات از میدان و مخدوش کردن چهره دیپلماسی، مردان و زنان حاضر در خیابان را هم دچار توهم و خطای تحلیلی و محاسباتی میکنند! در حالی که قشرهای گوناگون مردم برای پاسداری از ایران در برابر گرگهای وحشی، بنا به رهنمود رهبر عزیزشان در خیابان هستند تا با پشتیبانی از جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح، آخرین میخها را بر تابوت متجاوزان آمریکایی و صهیونیستی بکوبند و دشمنان را پشیمان کنند تا متجاوزان رؤیای تسلط بر ایران را به گور ببرند.
در چنین وضعیتی که جهانیان مبهوت حضور جانانه ملت مبعوث شده ایران هستند، ضروری است با بصیرت و هوشیاری و عقلانیت سیاسی مراقب تحریکات و تحرکات سیاسی بود تا جلوی انشقاق و اختلاف داخلی سد شود و ارکان دفاع و مقابله با دشمنان از میدان تا خیابان و از خیابان تا دیپلماسی پیروزی نهایی را برای ایران عزیز به ارمغان بیاورند.