در جنگ تحمیلی اول که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ از سوی ارتش بعث عراق به نیابت از قدرتهای شیطانی علیه ملت ایران آغاز شد؛ متجاوزین بر این تصور بودند که با بهرهگیری از استراتژی جنگ برقآسا، حداکثر یکی دوماهه فاتح تهران شده و بر ایران تسلط پیدا میکنند!
اما در این میان در حالیکه تصور ارتش بعث عراق، عبور چند ساعته از شهر خرمشهر و رفتن به سمت اهواز بود، مقاومت مردان و زنان خرمشهری با دستهای خالی، این ارتش متجاوز را پشت ورودیهای خرمشهر متوقف ساخت. ایستادگی و مقاومت بینظیر مردم خرمشهر و رزمندگان سپاه اسلام در برابر ارتش عراق به مدت حدود چهل شبانهروز، به طور کلی معادله جنگ را تغییر داد و نقشه دشمن بعثی برای فتح سریع ایران را بر هم زد. خرمشهر گرچه بعد از حدود ۴۰ روز به اشغال متجاوزان درآمد، لکن یکبار دیگر و آن هم در خرداد سال 1361، آزادسازی خرمشهر از سوی رزمندگان اسلام، به گونهای دیگر سرنوشت جنگ را تغییر داد.
صدام حسین بر این تصور بود که با اشغال خرمشهر و تبدیل این شهر به یک دژ تسخیر ناپذیر، میتواند برگ برندهای در جنگ در اختیار داشته باشد تا در صورت لزوم پای میز مذاکره با ایران، روی آن معامله کرده و امتیاز بگیرد. برهمین اساس صدام با صراحت اعلام کرد که ایرانیها هرگز قادر به آزادسازی خرمشهر از طریق نظامی نیستند. صدام آنچنان بر این باور استوار بود که گفت، اگر ایرانیها موفق شوند خرمشهر را با اقدام نظامی پس بگیرند، من کلید بصره را به آنان خواهم داد!
آری صدام مغرور و متوهم که چنین میپنداشت، غافل از این بود که رزمندگان سپاه اسلام، در پرتو قدرت ایمان، معنویت و برخورداری از نصرت الهی، قادر به آزادسازی خرمشهر خواهند بود. در نهایت طی عملیات افتخارآفرین بیتالمقدس که بیش از بیست شبانهروز و در چند مرحله انجام گرفت، خرمشهر در روز سوم خرداد سال 1361 آزاد شد. حضرت امام کبیر در توصیف این پیروزی بزرگ فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» امام شهید درباره علت آزادسازی خرمشهر فرمودند؛ عامل اصلی آزادسازی خرمشهر، باور و اعتقاد رزمندگان به نصرت الهی بود.
جنگ هشت ساله تحمیلی در پرتو همین باورها و اعتقادات که خداوند وعده نصرت به مومنین و جهادگران در راه خود داده، با مجاهدتهای بینظیر ملت ایران تبدیل به دفاع مقدس هشت ساله شد. این دوران هشت ساله، یک دوران پرافتخار در تاریخ ملت ایران است و روز سوم خرداد در این دفاع مقدس، یک نقطه عطف به حساب میآید.
اما امروز و در جنگ تحمیلی سوم که آمریکای جهانخوار با تمام توان خود آن را علیه ملت ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز کرد، یک جغرافیای دیگر سرنوشتساز شده، آن هم تنگه هرمز است.
متجاوزین آمریکایی- صهیونی بر این تصور بودند که با آغاز جنگ برقآسا، حداکثر سه روزه تمامی اهداف راهبردی جنگ شامل نابودی صنعت هستهای، قدرت دفاعی، براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران برایشان حاصل شده، و از این رهگذر به زعم خود تهدید ایران را از بین بردهاند، و هم بر موقعیت راهبردی و ذخایر عظیم نفت و گاز ایران مسلط میشوند.
برخلاف تصور ترامپ متوهم، نه تنها متجاوزین به هیچ کدام از اهداف راهبردی جنگ دست نیافتند، بلکه سپاه اسلام با به دست گرفتن کنترل تنگه هرمز، به طور کلی معادله جنگ و سرنوشت آن را تغییر داد. اینک آمریکا نه تنها با تمام توان نظامی خود قادر به بازگشایی تنگه هرمز نیست، بلکه با رو زدن به ناتو و چین برای کمک گرفتن از آنان برای بازگشایی تنگه هرمز تحقیر هم شده، و بسیاری از کارشناسان ناتوانی آمریکا و تنهایی این کشور در ائتلافسازی علیه ایران را، از نشانههای پایان یافتن دوران ابرقدرتی این کشور ارزیابی میکنند.
نکته بسیار قابل توجه در یک مقایسه تطبیقی میان جنگ هشت ساله و قصه خرمشهر، با جنگ رمضان و قصه تنگه هرمز، در نکات زیر است که هر کدام در جای خود نیاز به پردازش دارد:
۱- خرمشهر و تنگه هرمز در هر دو جنگ، نقش تعیینکننده و سرنوشتساز دارد.
۲- در جنگ هشت ساله، در حالیکه دشمن بعثی تصور میکرد ایرانیها هرگز قادر به آزادسازی خرمشهر از طریق اقدام نظامی و انجام عملیات نیستند؛ اما رزمندگان اسلام، برخورداری از نصرت الهی خرمشهر را آزاد کردند. در جنگ رمضان بعد از کنترل تنگه هرمز از سوی ایران، آمریکا اعلام کرد با استفاده از ابزار نظامی، تنگه هرمز را باز خواهد کرد؛ اما سپاه پاسداران اعلام کرد با برخورداری از نصرت الهی تنگه را حفظ خواهیم کرد و هیچ قدرت نظامی قادر به باز کردن تنگه هرمز نخواهد بود.
آری اکنون دنیا مشاهده میکنند که سپاه اسلام دیروز با تکیه بر قدرت ایمان و بهرهمندی از نصرت الهی خرمشهر را آزاد کرد، و امروز با همین قدرت تنگه هرمز را در کنترل خود نگه میدارد.
«و ما النصر الامن عندالله العزیز الحکیم»