محمدصادق اسلامی
نمیدانم واکنش به سخنانی که نشان از نادانی و یا خود فریبی افرادی میدهد که از آوردن مطلبی علمی در نقد نظرات یک عالم مسلم و مبرز حوزوی عاجزند و کارشان به اهانت میکشد، امری درست است یا نه.
سخن از صحبتهای بیدلیل و بیمورد جناب آقای محتشمی است خطاب به آیتالله محمدتقی مصباح یزدی.
یادم میآید که چند سال پیش موجی از حملات نسبت به آیتالله مصباح در بین روزنامهها و پایگاههای دوم خردادی شکل گرفته بود و ایشان در صدد تخریب وجهه مثبت و مورد قبول جناب مصباح در بین مردم برآمده بودند. این موج از بین رفت و مدتی این جماعت سکوت را بهتر از دادن پاسخهای بدون سند و مدرک دانسته و ترجیح دادند که بیش از این آبروی خود را در میان نگذارند. پس از چندی اصلاحطلبان تلاش کردند با رویکرد تبلیغاتی و به جهت بهرهبرداری برای انتخابات مهم ریاست جمهوری علاوه بر آنکه بغض خود را به شخص و شخصیت آیتالله مصباح یزدی نشان دهند و دولت دکتر احمدینژاد را هدف گیرند چرا که به زعم ایشان آقای مصباح پدر معنوی دولت نهم شمرده میشود.
اما از هر چه بگذریم بررسی برخی از توهینهای جناب محتشمی در رابطه با ایشان لازم است. محتشمیپور از مراتب فضل و علم آیتالله مصباح اینگونه یاد میکنند: «متأسفانه امروز افرادی که مسائل اولیه اسلام را درک نکردهاند، ایدئولوگ یک جریان تندرو شدهاند» و این در حالی است که جملات نغز و بیسابقهای از سوی عالمان و مراجع عظام تقلید که بررسی صلاحیت علمی و دادن مجوز اجتهاد از وظایف ایشان است در بزرگداشت شخصیت علمی ایشان داریم که برای نمونه تعبیر مقام معظم رهبری را عرضه میکنم: «بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقای مصباح را میشناسم و به ایشان به عنوان، یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحبنظر در مسایل اساسی اسلام ارادت دارم.»
البته این که جایگاه علمی جناب محتشمی در میان حوزویان تا چه اندازه میباشد سوالی است که حداقل حقیر برای آن جوابی نیافتهام.
در ادامه ایشان در رابطه با سوابق مبارزاتی ایشان میگوید: «از سال 44 در تمام اعلامیههایی که علما و روحانیون قم و شهرستانها امضا کردهاند حتی یک امضا از این آقا دیده نمیشود و چه شد این افراد اینگونه انقلابی شدند؟ شمایی که یک عمر خون به دل امام کردید، شما متحجران و شما مقدس نماها که وقتی دیدید امام سر بر زمین گذاشت برخاستید»
در گذر از این که جناب محتشمی از حدود آن همه نامه و بیانیه مهم در حمایت از امام فقط 4 نامه آن را امضا نموده است باید به این نکته توجه داشت که حضرت آیتالله مصباح در انتهای 18 نامه و بیانیه را امضاء نمودهاند که 7 مورد آن مربوط به پس از سال 42 میباشد. از جمله بیانیه مهم و تاریخی اساتید و مدرسین حوزه علمیه قم به امام خمینی در 14 خرداد سال 1349 که طی آن رهبری و زعامت امام (ره)، برای اولین بار مورد تایید و تاکید جدی قرار میگیرد.
درباره عدم اعتقاد ایشان به امام(ره) بد نیست به مشارکت در راهاندازی جامعه مدرسین به همراه 11 تن از فضلای آن زمان و مرجع تقلید و علمای حال حوزههای علمیه و نگارش اساسنامه آن با قلم خویش، راهندازی گروه ولایت، مدیریت نشریههای به شدت انقلابی بعثت و انتقام، عضویت در هیات مدیریه مدرسه حقانی به همراه شهید بهشتی و شهید قدوسی و دیگر از عمای حوزه که یکی از پایگاههای انقلابی بوده است و چندین و چند مورد دیگر اشاره کرد.
جناب آقای محتشمیپور که به این شکل برای عقدهگشایی از حضرت امام(ره) مایه میگذارند چرا نمیگویند که در این چند ساله خودشان چقدر و تا چه میزانی به آرمانهای امام راحل (ره) پایبند بودهاند؟ آقای محتشمیپور که اینقدر سنگ امام(ره) را به سینه میزنید، اگر واقعاً پایبند به آرمانهای امام راحل (ره) هستید جوابگو باشید:
مگر پیر جماران(ره) در وصیتنامه خودشان نفرمودند که: "تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است" پس چرا در مقابل هتاکیهای دوستانتان سکوت کردید؟ آیا نشریات و کتابها و مجلاتی که در زمان تصدی جریان شما و توسط دوستان شما منتشر میشد شامل این دستور امام(ره) نمیشدند؟
چگونه است که دوستان شما مشتریان دکان رادیوهای بیگانه و ضدانقلاب شدهاند و شما دم نزدهاید؟ چگونه است که دوستان شما در ماجرای قتلهای زنجیرهای، قانون مطبوعات، کوی دانشگاه و... هم عقیده و دارای یک دیدگاه با ضد انقلاب میشوند؟ چگونه است که دوستان شما در حمله و بیآبرو کردن افراد و اشخاص انقلابی، حمله به نیروهای مسلح، همان نیروهایی که حضرت روحالله در وصیتنامه خویش از آنان به عنوان بازوان قوی و نیرومند جمهوری اسلامی یاد میکند، تهاجم سازمانیافته به شورای نگهبان، صدا و سیما و... گوی سبقت را از اربابان خود ربوده بودند ولی شما حتی لب به اعتراض هم باز نکردید؟ مطمئناً پاسخگویی به این سوالات و دهها سوال از این دست بسیاری از مسائل را روشن خواهد کرد.