صفحه نخست >>  عمومی >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۷۴۳
منطق رهبر شهید در باب مذاکره، منطق «عقلانیت انقلابی» است: مذاکره را نه نفی مطلق می‌کند و نه به آن ساده‌دلانه امید می‌بندد.
پایگاه بصیرت / سعید سپاهی

در فضای پرالتهاب پس از جنگ و در میانه فشار‌های اقتصادی و روانی، یکی از پرهزینه‌ترین خطا‌ها «دو قطبی‌سازی کاذب» است: گویی کشور یا باید اهل مقاومت باشد یا اهل مذاکره؛ یا باید دولت را تخطئه کرد یا هر تصمیمی را بی‌چون‌وچرا پذیرفت. این دوگانه‌سازی، دقیقاً همان چیزی است که دشمن می‌خواهد؛ زیرا او از اختلاف داخلی، بیش از موشک و پهپاد سود می‌برد.

منطق رهبر شهید در باب مذاکره، منطق «عقلانیت انقلابی» است:

مذاکره را نه نفی مطلق می‌کند و نه به آن ساده‌دلانه امید می‌بندد.

اگر بخواهیم این منطق را درست بفهمیم، باید چند گزاره کلیدی را کنار هم ببینیم، نه گزینشی و سلیقه‌ای.

۱) رهبر شهید با اصل مذاکره دشمنی نداشت؛ با مذاکره زیر سایه تهدید مخالف بود

رهبر شهید صریح می‌گوید: «من با مذاکره کردن مخالف نیستم؛ مذاکره کنند؛ تا هروقت میخواهند مذاکره کنند» (۱۷ دی ۱۳۹۳). این جمله، خط بطلان بر قرائت‌هایی است که مذاکره را ذاتاً ممنوع یا ضدانقلابی معرفی می‌کنند.

اما همزمان، مرز را روشن می‌کند: «بنده با مذاکراتی که در زیر شبح تهدید انجام بگیرد، موافق نیستم… مذاکره کنند، به توافق برسند، اشکالی ندارد؛ البته درحالی‌که آن خطوط اصلی را رعایت کرده باشند.» (۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴).

پس مسئله، «مذاکره/ عدم مذاکره» نیست؛ مسئله، شرایط و هندسه مذاکره است: تهدید، تحقیر، تحمیل.

۲) چرا گفتند مذاکره با آمریکا عاقلانه و شرافتمندانه نیست؟ چون طرف مقابل اهل تحمیل بود.

آن تعبیر مشهور درباره آمریکا، ناظر به «ماهیت رفتاری» واشنگتن در آن مقطع و به طور کلی در مواجهه با ایران است؛ یعنی مذاکره‌ای که طرف مقابلش مذاکره‌گر نیست، بلکه با زبان فشار می‌آید. رهبر شهید می‌گوید: «ما قسم نخورده‌ایم که تا آخر مذاکره نکنیم؛ مذاکره نمی‌کنیم، به خاطر این عوارض است… به خاطر این است که اینها مذاکره‌کننده نیستند.» (۲۷ مرداد ۱۳۹۸).

پس نفی مذاکره با آمریکا، نفی یک «روش تحقیرآمیز و زیان‌بار» است، نه نفی ابزار مذاکره به عنوان یک امکان در سیاست خارجی.

۳) مذاکره چه زمانی می‌تواند مجاز/مفید باشد؟ وقتی از موضع اقتدار و برای رفع شر یا حل مشکل باشد

رهبر شهید معیار می‌دهد: «ما باید وقتی مذاکره کنیم… که فشار او، هوچیگری او، نتواند در ما تأثیر بگذارد… به‌خاطر یک اقتداری که داریم.» (۲۲ مرداد ۱۳۹۷)؛ و در گزاره‌ای دیگر تصریح می‌کند: «جمهوری اسلامی درباره‌ی موضوعات خاصّی که مصلحت بداند، با این شیطان برای رفع شرّ او و برای حلّ مشکل، مذاکره می‌کند.» (۱۹ دی ۱۳۹۲).

این یعنی مذاکره در منطق نظام، ابزار کاهش هزینه و دفع شر است؛ نه سازش، نه دل‌سپردگی، نه اعتماد.

۴) خطوط قرمز کجاست؟ «مسائل ناموسی انقلاب» محل معامله نیست

دقیقاً همین‌جا تفاوت «مذاکره هوشمندانه» با «مذاکره تسلیم‌گرایانه» روشن می‌شود:

«مسئله، تعیین موضوع مذاکره است؛ روی هر موضوعی مذاکره نمی‌کنیم؛ روی مسائل ناموسی انقلاب… مذاکره نمی‌کنیم.» (۹ خرداد ۱۳۹۸).

بنابراین، هر روایت رسانه‌ایی که مذاکره را پلی برای دست‌بردن به مؤلفه‌های قدرت (امنیت، بازدارندگی، استقلال) تصویر کند، یا ناآگاهانه است یا در زمین دشمن بازی می‌کند.

۵) نسبت وحدت با نقد چیست؟

تخریب مذاکره‌کننده، خطاست؛ نقد مستند، لازم در فضای جنگ و پساجنگ، تضعیف مسئول مأمور به یک فرایند، هزینه‌ساز است.

رهبر شهید صریح میفرماید: «نباید مأموری را که مشغول یک کاری است… مورد تضعیف یا توهین… قرار داد؛ نه، این حرف‌ها نیست.» (۱۲ آبان ۱۳۹۲).

همچنین می‌فرماید: «انتقاد بکنید لکن توجه داشته باشید… ممکن است میدانند… ضرورت‌ها آنها را به اینجا کشانده…» (۲ تیر ۱۳۹۴).

این یعنی هم نقد باید بماند، هم انسجام نباید شکسته شود. تخریب بی‌سند و اتهام‌زنی رسانه‌ایی، نقد نیست؛ «انشقاق» است و خوراک عملیات روانی دشمن.

جمع‌بندی: عقلانیت انقلابی یعنی «مقاومت مقتدرانه + دیپلماسی مشروط»

رهبر شهید یک قاعده روشن می‌دهد: «[امروز]روزگار همه‌چیز است. روزگار مذاکره هم هست؛ باید در مذاکره قوی بود و جوری باید مذاکره کرد که بعد سرمان کلاه نرود.» (۱۱ فروردین ۱۳۹۵).

پس نسخه نظام، نه تعطیل‌کردن دیپلماسی است و نه شرطی‌کردن کشور به میز مذاکره.

راهبرد، تکیه بر توان درونی و حفظ وحدت ملی است؛ همان‌گونه که تأکید می‌شود: دولت‌ها «حاشیه‌سازی نکنند… این یکپارچگی مردم… مورد استفاده قرار بگیرد.» (۱۷ دی ۱۳۹۳).

امروز امیدآفرینی یعنی مردم ببینند کشور، هم «عقل دارد» هم «ستون فقرات»

نه با هیجان مذاکره را بت کند، نه با هیجان آن را تابو

اگر این منطق درست تبیین شود، دشمن در مهم‌ترین میدانش شکست می‌خورد: میدان ادراک و اختلاف‌افکنی.

«وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ریحُکُم» (انفال/۴۶)