تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۸۶

نوشته: مارک نکسون – کاتیاسواروفسکایا / مترجم: پرویز علمایی
این ساختمان با نمای فرسوده‌اش، که در برابر یک زمین فوتبال قرار دارد از هم‌اکنون محل معروفی شده است. مدرسه 305 در حومه جنوبی سن‌پترزبورگ به خاطر او... دمیتری مدودف رئیس جمهوری آینده، زنده است.
در هال ورودی که تازه رنگ شده، بازسازی یک تصویر سیاه و سفید دیده می‌شود: او در تصویر است با شلوار کوتاه و موهای مرتب، دسته گل در یک دست که با دست دیگر دست خانم آموزگارش را گرفته و به سوی کلاس می‌رود.
«ورا اسمیرنوا»، آموزگاری که امروزه بازنشسته شده است 35 سال بعد خاطرات خود را به یاد می‌آورد. او، فشرده در لباس بلند سیاه خود با موهای بلند، از دمیتری کوچولو، مثل یک نابغه سخن می‌گوید: «او قبل از دیگران، می‌توانست بخواند. ما حتی ناچار بودیم که تکالیف منزل اضافی به او بدهیم.» آموزگار بازنشسته دوباره با اشتیاق لب به سخن می‌گشاید: «او 7 سال داشت، از او پرسیدم، هنگامی که بزرگ شد می‌خواهد چکاره شود. پاسخ داد:
حقوقدان، - چرا؟ برای اینکه همیشه به حقوقدان نیاز است، تصورش را بکنید در این سن و سال.»! «نینا موزیکانتوا»، مدیر مدرسه نیز با همین اشتیاق، درباره دیدار مدودف از مدرسه، در سال گذشته، به مناسبت تجلیل از دانش‌آموزان پیشین، سخن می‌گوید. او آلبوم عکس‌‌ها را ورق می‌زند.« در آن روز، هوا بارانی بود؛ او برای ملاقات با بچه‌هایی که که منتظرش بودند بدون چتر به حیاط رفت. وقتی که او اینجا است، همه چیز آرام است.»
نگاه همه روسیه به او است. در 42 سالگی، مدودف آرام، استاد سابق حقوق که امروزه معاون اول نخست‌وزیر است جایگزین ولادیمیر پوتین می‌شود. حالا بگذریم که این یک نمایش است، ولی او در انتخابات 2 مارس با اکثریت گسترد‌ه‌ای پیروز شد. نمایشنامه‌ای که از قبل، توسط خود پوتین، که با توجه به قانون اساسی نمی‌تواند برای سومین بار رئیس جمهوری شود، نوشته شده بود. بنابراین، رئیس کرملین که پس از هشت سال حکومت در اوج محبوبیت قرار دارد، ولیعهد خود را تقدیم کشور می‌کند. مردی از دار و دسته خود را که همچون او از اهالی سن پترزبورگ است. او حتی نخست‌وزیر دولت آینده خواهد شد. مقامی که در نظر دارد همه قدرت خود را در آنجا متمرکز کند.
از سوی دیگر، او تصویر منتخب جدید را در دفتر کارش نصب دیوار نخواهد کرد. می‌گوید: «من به آن نیاز ندارم زیرا روابط شخصی با او دارم.»
آنچه باقی می‌ماند قرار دادن مدودف، در مدار است. تلویزیون مامور این کار است. آلکسی دوم، اسقف ارتدکس در مراسم عید نوئل که برای همه کشور پخش می‌شود، خطاب به جایگزین جوان گفت: «امیدواریم که زندگی شما مثل ستاره بیت لحم روشن باشد.» ظرف کم‌تر از سه ماه، مردم تزار جدید خود را پذیرفته‌اند.
یک فرمالیته، البته زمینه آماده شده است. رقبای او تنها سرگرم کننده عمومی هستند؛ ولادیمیر ژیرینوفسکی که آماده قطع گاز به اروپا است. گنادی زیوگانف کمونیست، مطمئنا سرسخت است ولی رو به سوی گذشته‌ها (ژوزف استالین) دارد و «آندری بوگدانف»، آدم ناشناخته‌ای که در راس حزب دموکرات بی‌آزار است. البته کاندیدای رسمی ما، این زحمت را هم به خود نمی‌دهد که در بحث‌های تلویزیونی شرکت کند.
معهذا مدودف، موجود شگفت‌آفرین زمین است. یک کارمند عالیرتبه کرملین می‌پذیرد که «کسی، بر سر او شرط‌بندی نمی‌کرد. از دو سال قبل، او مطمئنا جزو مدعیان بود ولی مشهور بودن او به اینکه با افکار لیبرالی با غرب سرآشتی دارد، شانس کمی برای او در مقابل رقیبش سرگئی ایوانف، وزیر دفاع سابق، که مانند پوتین از کا.گ.ب بیرون آمده، برجای می‌گذارد. بدین جهت او آماده تقسیم قدرت با مشاور دانا و با تجربه‌اش پوتین است.
پوتین در نوجوانی به شکار موش‌های صحرایی، آزمون زور بازو و کار جودو مشغول بود در حالیکه مدودف، زیرنظر والدین آموزگارش به کتاب پناه می‌برد. یکی زندگی فعالش را در اوج جنگ سرد در کا.گ.ب، آغاز می‌کند. دیگری، در فردای سقوط پرده آهنین، در زمانی که نسیم آزادی بر کشور می‌وزد، به کار در دانشگاه سن‌پترزبورگ می‌پردازد.
هر دو در سال 1991، با شهرداری سن‌پترزبورگ آشنا می‌شوند. پوتین در آنجا کمیته سرمایه‌گذاری‌های خارجی را اداره می‌کند. او در آن زمان در جستجوی یک مشاور حقوقی بود. دانشکده حقوق، استاد مدودف را به او توصیه می‌کند.
«لودمیلا فومیچوا»، سخنگوی سابق شهردار می‌گوید: «اولی برادر بزرگ دومی شد و مدودف، پوتین را به عنوان یک بت بزرگ می‌پرستید و قبول کرد که هرچه از او می‌خواهد، انجام دهد. من هرگز ندیدم آنها با هم بحث کنند. شب، اغلب، دونفره با هم دفتر را ترک می‌کردند.»
‌«اولگا کورنوسوا» عضو شورای شهرداری در همان زمان می‌گوید مدودف حرف‌شنو و در عین حال کم پیدا بود «هرگز به گردهمایی‌ها نمی‌آمد.» «والری موسین‌» مشاور علمی می‌گوید: «مدودف برای مهمان‌های پوتین قهوه درست می‌کرد.» «او آدم جدی بود. یک روز مدودف را دیدم که یک سند حقوقی قلابی را کشف کرده است. بدینترتیب او مانع به دام افتادن پوتین توسط دشمنانش شد.» اعتماد میان این دو نفر به وجود آمد. این دو نفر هرگز یکدیگر را ترک نکردند. با ترقی مراد، ترقی مرید نیز آغاز شد. پوتین پس از رسیدن به قدرت در سال 2000 در مورد مرد مورد حمایت‌اش می‌گوید: «ما هنوز نمی‌دانیم چه استفاده‌ای از او خواهیم کرد.» تردید زود برطرف می‌شود. شش ماه بعد مدودف فرماندهی شورای اداری گاز پروم را برعهده می‌گیرد. سپس در سال 2003 رئیس اداره ریاست جمهوری شد.
آیا رئیس جمهور شدن مدودف، نوعی بوالهوسی پوتین است؟ به هیچوجه. این تصمیم مربوط به بیش از دو سال قبل است. در سال 2006 در هواپیمایی که او را از «آلتایی» پس از شرکت در مراسم فوت یک استاندار، برمی‌گرداند، پوتین امتیازهای جانشین خود را برای «آندری کولسنیکوف»، مقاله‌نویس مشهور «مجمع خبرنگاران» ریاست جمهوری، شرح می‌دهد: «او جوان، لیبرال و وفادار... خواهد بود. شما از او خوشتان خواهد آمد.» این تصویر مدودف بود! شرط اصلی: وفاداری! همان شرطی که بوریس یلتسین، قبل از برگزیدن پوتین در سال 1999 از او توقع داشت. زیرا رئیس پیر بیم آن داشت که دشمنان گذشته‌اش او را روزی به پای میز محاکمه بکشانند. «میخائیل دلیاگین» مدیر انستیتوی جهانی‌سازی توضیح می‌دهد: «پوتین با انتخاب مدودف، خود را نیز در امان قرار می‌دهد.» لودمیلافومیچوا، همکار سابق او در سن‌پترزبورگ می‌گوید: «در میان نزدیکانش، او از همه حرف‌شنوتر و ضعیف‌تر است» ضعیف؟ فومیچوا اصلاح می‌کند «می‌توان گفت دارای نرمش بیشتری است. او جنگ و دعوا را دوست ندارد.»
‌«ایگوریورگنز» نفر دوم اتحادیه کارفرمایان روسیه می‌گوید: «او پی‌آمدهای حقوقی هر یک از تصمیماتش را سبک سنگین می‌کند.» بدین جهت در سال 2003 با بازداشت خودورکوفسکی [‌رئیس سابق شرکت نفتی یوکاس‌]‌‌‌‌ موافق نبود. او همچنین مانع سرویس‌های امنیتی پوتین در بازداشت حدود 15 تن دیگر از مسئولان شد. «آلکسی وندیکتوف» مدیر رادیو اکوی مسکو که او نیز رئیس گازپروم بود، می‌گوید: «او به مدت سه روز با پوتین مبارزه کرد تا مانع گازپروم برای دست گذاشتن بر روی شعبه اصلی یوکاس شود؛ زیرا بیم آن داشت که آنها به دادگاه متوسل شوند.
همیتی که غرب از آن خوشش می‌آید. به ویژه هنگامی که مدودف در جایی مثل نمایشگاه داووس، که کلیه بزرگان اقتصادی جهان در آن جمع می‌شوند، می‌گوید: «یک کشور غیردموکراتیک، ‌هرگز مرفه نمی‌شود.» تشویق طولانی حاضران. آنگلامرکل ناخودآگاه می‌گوید: «فکر می‌کنم می‌توانم با او کار کنم.»
جایگزین پوتین آیا آرام‌تر است! شتاب نباید کرد. او نیز باید فشارهای استبداد را درک کرده باشد. «دمیتری پسکوف» سخنگوی پوتین می‌گوید: «کسانی که فکر می‌کنند مدودف ملایم‌تر از پوتین است به شدت اشتباه می‌کنند.» «مارینا لاوریکورا» استاد حقوق در سن‌پترزبورگ و دوست دانشگاهی مدودف می‌گوید: «آنها نسبت به مصالح ملی دید مشترک دارند.» بلافاصله در اردوی کوچک مخالفان، پندار باطل شکل می‌گیرد. «ولادیمیر ریژکف» نماینده سابق مجلس پیش‌بینی می‌کند که «هیچ گشایش سیاسی، وجود نخواهد داشت.« نگاه مدودف تنها در این امر متمرکز می‌شود که «سیاست رئیس جمهور پوتین را دنبال کند.» در زمینه سیاست خارجی عقیده دارد: «ما باید نگاهمان به اروپا و آفریقا باشد، آنچه را که در آمریکا اتفاق می‌افتد، تعقیب کنیم و البته مدیریت در آسیا را حفظ کنیم.» جاه‌طلبی گسترده‌ای است. معهذا برخی به آزاداندیشی مدودف فکر می‌کنند. «والری فدایف» مدیر گروه مطبوعاتی «اکسپرت» که مرتبا با او در تماس است، می‌گوید: «او جاه‌طلب است. پوتین نخواهد توانست او را کنترل کند، وگرنه بحرانی به وجود خواهد آمد.»
منتخب جوان در روزهای اخیر «قدرت ریاست جمهوری مقتدر» را توصیه می‌کند. توصیه‌ای شگفت‌آور، آنهم در زمانی که پوتین مرتب تکرار می‌کند که «بالاترین مقام در قوه مجریه، رئیس دولت است.» اولین صدای ناموزون در جفت جدید؟ خیلی زود است که چنین داوری کنیم. مدودف در آغاز قامت ریاست جمهوری خود را می‌سنجد. مطمئنا او مرد جذابی است. ملاقات‌کنندگانش به این امر واقف هستند و با ظرافت تمجید از او، هنگامی که وارد دفتر کارش می شوند، آشنا هستند. مدودف با انداختن یک نظر کوتاه به تصویر تزار نیکلای دوم که در اطاق انتظار به دیوار است، با لحنی رضایتمندانه می‌گوید: «چقدر شبیه او هستید.» همین ذوق تجمل در آپارتمان 364 مترمربعی او در خیابان مینسکایا نیز مشاهده می‌شود. در پشت نرده‌های سبز رنگ که دوربین‌های مخفی هم در آنجا کار گذاشته شده‌اند، همه چیز لوکس و چشم‌نواز است. کف زمین از مرمر، ستون‌ها از شیشه، باغ زمستانی... و تعدادی آینه که او خود را در مقابل آنها مرتب می‌کند تا بعدا در برابر دوربین‌ ظاهر شود. همه این کارها زیرنظر همسرش «سوتلانا»، که در مدرسه با او آشنا شده، انجام می‌گیرد.
دانش‌آموزی که با سرعت می‌آموزد. مدودف کمبودها و معایبی هم دارد. در وهله اول قد کوتاهش (یک متر و 62 سانت) این امر موجب شده که از هم‌اکنون لقب «نانو رئیس جمهور» به او داده شود. کابوسی برای گردهمایی تلویزیونی. آنها ناچارند تدابیری در این زمینه بیندیشند. «سرگئی مارکوف» استاد علوم سیاسی می‌گوید: «از او می‌‌خواهند که به پایین نگاه نکند و جمله‌های کوتاه‌تر را کشیده‌تر ادا کند.» از جنبه ورزش هم نمی‌تواند با پوتین بدنساز رقابت کند. بنابراین هر روز صبح یک ساعت شنا می‌کند. البته برروی نیمکت اطاقش که دستگاه پرورش ماهیچه نصب کردند، روزی یک ساعت عرق می‌ریزد. تلاش‌هایی که هنوز ناکافی هستند. زیرا کتی را که شانه‌های پهن‌تری دارد برای او طراحی کرده‌اند.
از اسکی چیزی نگوییم که یکی از ورزش‌های مورد علاقه پوتین است. رفتار ابتدایی او در پیست‌های «سوچی» در اوایل ماه گذشته، در کنار «آلکساندر لوکاچنکو»، رئیس جمهوری روسیه سفید، مطبوعات روسیه را مدتی غمزده کرده بود.
با وجود این، مدودف، دانش‌آموزی است که خیلی زود می‌آموزد. او مانند پوتین روی دست‌هایش بالانس می‌زند. از همان آهنگ صدا هم استفاده می‌کند و حتی تا آنجا پیش می‌رود که مانند اربابش بر خشم خود تسلط یابد. دمیتری مدودف زود می‌تواند اطمینان پوتین را جلب کند. پوتین اخیرا به نزدیکانش گفته بود: «قدرت. از آن می‌ترسم، به آن عادت کرده‌ام و دوستش دارم.»