شاید مردان اطلاعاتی طرفین اسرائیلی و آمریکایی توافقی در مورد مواردی که قبل انتشار هستند به عمل آورده باشند ولی آن اطلاعاتی که در اختیار سیاستمداران اسرائیلی و آمریکایی قرار گرفت برای اهداف داخلی مورد استفاده قرار میگیرد و هرگونه توافقی راهی جز سطل زباله نمییابد. ممکن است ادعا شود که هیچ ضرری متوجه ما نشده و تلاش کنند تا دلیل و بهانه برای اقدام خود بتراشند ولی دقیقاً بر عکس؛ چرا که این قدرت باز دارندگی اسرائیل به عنوان یک قدرت منحصر به فرد در جهان است که خدشهدار شده و در طولانی مدت حتماً این خود ما هستیم که بهای چنین اقدامی را پرداخت خواهیم کرد.
یک کارمند آمریکایی بمب را منفجر کرد: «خود شما بودید که خواستار انتشار این اطلاعات شدید.» مردان امنیتی اسرائیل که در برابر وی نشسته بودند با خجالت سر خود را پایین انداخته و ناگهان متوجه وضعیت خود شدند. یک اسرائیلی از پشت سر پیشنهاد معاملهای را ارائه کرد: «بیایید در مورد مسائل قابل انتشار و غیرقابل انتشار در مورد پایگاه هستهای سوریه توافق کنیم تا مشخص شود که کدام بخش از این اطلاعات را میتوان در اختیار کنگره قرار داد.»
اعتراف به اشتباه
موضوعی که به خاطر آن طرفین به دور یکدیگر جمع شده بودند در واقع نیازی به بحث نداشت. اضافه بر آن آمریکاییها به همتایان اسرائیلی خود فهماندند که انتشار اطلاعات در مورد پایگاه هستهای سوریه به مثابه گاوی بود که بیش از نیاز گوساله خود به او شیر داد. گاو در این شرایط نه آمریکا است و نه اسرائیل. بدین ترتیب بود که اعضای کنگره آمریکا موفق شدند تا فیلم ارسالی از طرف اسرائیل را مشاهده کنند. هنوز تردیدهایی وجود دارد که آیا این فیلم توسط اعضای کمیته خارجی و امنیت اسرائیل مشاهده شده است یا خیر.
این تازه اول ماجرا است. مشکل این است که پس از آنها، تمامی جهانی این فیلم را مشاهده کردند. اگر واقعاً اسرائیل این فیلم را منتشر کرده باشد، دستگاه اطلاعاتی ارتش به لرزه درمیآید. انتشار علنی این موضوع که اسرائیل بمباران پایگاه هستهای سوریه دست داشته باعث میشود تا بشار اسد مجبور به پاسخگویی شود.
در دستگاه امنیتی و ارتش اسرائیل اکنون خشم زیادی پیرامون چگونگی انتشار و حجم اطلاعات فاش شده به چشم میخورد، چرا که این موضوع به سادگی بخش قابل توجهی از قدرت اطلاعاتی اسرائیل را لو داده است. مشکل در تصاویری نیست که از فاصله دور یا توسط هواپیماها یا ماهوارهها گرفته شدهاند بلکه مشکل در آن بخشی از تصاویر است که از داخل پایگاه هستهای برداشته شدهاند. این تصاویر به احتمال زیاد مربوط به مدت زمان طولانی نبوده و بسیار جدید هستند به گونهای که احتمالاً یک سال قبل یا متر توسط یک یا چند نفر از داخل نیروگاه یا اطراف آن ضبط شده است. اینکه چه کسی این تصاویر را برداشته مهم نیست، بلکه فاش شدن این موضوع مهم است که اسرائیل چه قدرتی در استخدام افراد در نقاط مختلف دارد. در اینجا احتمال وجود خلأ امنیتی در دستگاه اطلاعات سوریه مطرح میشود. از لحظهای که این فیلم منتشر شد، سوریها حتماً برای پر کردن این خلأ به تکاپو افتادهاند.
هرگز هیچ نمونهای در تاریخ وجود نداشته که دستگاهی اطلاعاتی به یک دستگاه اطلاعاتی دیگر در کشوری دیگر، تصاویری را از هدفی ارائه کند که از طریق مزدوران یا جاسوسان آن ثبت شده است. انتشار این تصاویر پیامی روشن داشت: «نگاه کنید... ببینید که ما کجا بودیم.»
هیچ بهانه سیاسی داخلی یا خارجی، انتشار این تصاویر را توجیه نمیکند. کنگره آمریکا نیز در شرایطی که واشنگتن و پیونگ یانگ در حال مذاکره هستند، هیچ توجهی به این موضوع نداشت که کره شمالی در ساخت نیروگاه هستهای سوریه مشارکت داشته است.
سوریه برای اسرائیل دشمنی قدیمی و قدرتمند است. قدرت اسرائیل در نفوذ به قلب اسرار محرمانه دشمن خود بسیار گرانبها است.
اسرائیل شاید قصد داشت با انتشار این فیلم به آمریکا ثابت کند که اطلاعات ارائه شده در مورد سوریه صحیح بوده است. به راحتی میتوان تصور کرد هنگامی که سخن از همکاری هستهای کره شمالی با سوریه به میان میآید به طور قطع این موضوع در همکاری سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا رخ داده است؛ چرا که آمریکاییها به شدت با کره شمالی مشغول مذاکره هستند و اسرائیل نیز سوریه را به دقت زیر نظر گرفته است.
اگر آمریکاییها در اتاق دربسته تصاویر را به نمایندگان کره شمالی نشان داده و اشارهای به منبع این تصاویر نمیکردند، نیمی از مشکلات حل شده بود. در این صورت حداقل سوریه تحریک نشده بود.
این موضوع بسیار طبیعی است که در اسرائیل کسی تمایل نداشته باشد تا آمریکاییها به قدرت اطلاعاتی اسرائیل یا میزان صحت اطلاعات آنها پی ببرد. اسرائیل تلاش دارد تا آمریکا را قانع کند که داستان خود در مورد تواناییهای هستهای ایران را باور کند. با این حال هیچ کدام از این دلایل برای فاش کردن یک گنجینه اطلاعاتی ملی قانع کننده نیست. اسرائیل میتوانست این تصاویر را به آمریکاییها نشان داده ولی در اختیار آنها نگذارد.
اکنون پس از آنکه خود در برابر چشم جهانیان عریان کردیم، باید خسارتها و ضررهای بعدی آن را نیز بپذیریم.
میانجیگری ترکیه
فرصت از سرگیری مذاکرات میان سوریه و اسرائیل هنگامی که میانجیگری ترکیه در این میان فاش شد، از بین رفته و از محتوا خالی شد. مهمتر از پایان حتمی این تلاشها که جدی نیز نبود این سوال است که چرا اصلاً این مذاکرات به این شکل و در این زمان متوقف شد؛ به گونهای که به نظر رسید این اقدامات در خلأ و خارج از هر گونه چارچوب سیاسی بوده است.
اولین تلاشها در جریان جنگ اسرائیل علیه لبنان در تابستان سال 2006 صورت گرفت و منطق آن جلوگیری از بروز مواجهه نظامی مستقیم بود. طرفین تضمینهایی به یکدیگر در مورد عدم ورود به جنگ مستقیم دادند. با این حال این مرحله به سرعت تغییر کرده و میانجی ترک وارد شد. این میانجیگری ترجمه کامل نقش حزب عدالت اسلامی در ترکیه است که رابطه مناسبی با اسرائیل ندارد. مرحله جدید حاوی طرح سوالاتی در این مورد بود که آیا امکان انتقال به مرحله مذاکره مستقیم وجود دارد یا خیر. این مرحله 2 سال کامل به طول انجامید تا در نهایت هفته گذشته به بنبست رسید.
احساس اولیهای که این تماسها بر جای گذاشت این بود که اسرائیل، سوریه و ترکیه در منطقه خلأ آمریکا مشغول تحرک بودند که این موضوع به مثابه چالشی برای آمریکا بود که به هیچ وجه فعلاً قصد ندارد در برابر سوریه گشایشی نشان دهد و دلیل این سیاست به عواملی در عراق، لبنان و فلسطین باز میگردد که برای همگان روشن است. این حقیقت برای ترکیه، سوریه و اسرائیل بسیار واضح و روشن بود ولی باعث نشد تا مانع از این مذاکرات شد.
تمامی این عملیات به مثابه یک رزمایش دیپلماتیک بود. شرایط سیاسی اجازه هیچگونه تحرک ملموسی را نداد و مهمتر از همه اینکه سیاستهای هیچ دولتی را نیز تحت تأثیر قرار نداده و قید و بندی برای کسی به وجود نیاورد بلکه حاشیه تحرکی سیاسی نیز ایجاد کرد؛ ترکیه از این طریق توانست آرزوی خود در ایفاء نقش در شرق را تحقق بخشد. اسرائیل جبهه شمالی خود را آرام ساخت و سوریه محاصره بینالمللی خود را شکست.
با این حال آنکارا از ابتدا میدانست که میانجی قابل قبول و قابل اعتمادی نیست چرا که اگر اسرائیل و سوریه نیاز به این میانجیگری داشتند، میتوانستند به بسیاری از کشورهای عربی، اروپایی و حتی آمریکا مراجعه کنند که اعتماد بیشتری به آنها بوده و فرض نیز بر این است که آمریکا دست به چنین میانجیگری بزند.
اسرائیل از کانال ترکیه استفاده کرد، چرا که تا آخرین لحظه تأمل کرده و مذاکرات را در پشت پرده ادامه داد. این موضوع تا حد زیادی شبیه به توافق اسلومیان فلسطینیان و اسرائیلیها بود که در آن از آمریکا خواسته شد تا در مراحل بعدی اقدام به میانجیگری کند. با این حال در اثنای این مذاکرات، حمله هوایی به «دیرالزور» سوریه پیش آمد و پس از آن عماد مغنیه در دمشق ترور شد. این دو رخداد از دید بسیاری از دیپلماتها اینگونه ارزیابی شد که اسرائیل شرط و شروطی برای مذاکره دارد و یکی از مهمترین اهداف آن شکست هیبت سوریه پیش از نشستن بر سر میز مذاکرات مستقیم است.
آمریکاییها این رزمایش سه جانبه را به دقت زیر نظر داشته و به نتایجی رسیدند که این نتایج را از طریق متهم کردن سوریه به تلاش برای دستیابی به بمب هستهای نشان دهند. بدین ترتیب این موضوع باعث میشود تا دولت آتی آمریکا (هر دولتی که باشد) پرونده سوریه را در رأس اولویتهای خود قرار دهد.