تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۳۹۲۳۲

حسن فتحی
گروه بین‌الملل: چند ماه قبل بود که به دلیل بازدید نخست‌وزیر پیشین ژاپن از معبد قربانیان جنگ دوم جهانی، روابط پکن و توکیو بحرانی شده و چینی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها اتهامات و تهدیداتی را متوجه ژاپن کردند.
در آن زمان پکن با تحت فشار قرار دادن توکیو و بهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری از تظاهرات مردمی و تحریک افکار عمومی درصدد بود نشان بدهد که قدرت برتر منطقه بوده و به دلیل نفوذ و رابطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که با کره شمالی دارد می‌تواند دیگران را وادار به تبعیت از خود کند.
ولی امروزه در حالی که تور جهانی مشعل المپیک پکن در ایستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف با واکنشهای خشم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آلود و معترضانه مردم مواجه شده و زمزمه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تحریم این المپیک که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند اعتبار چین را تحت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الشعاع قرار بدهد در حال افزایش و شدت گرفتن است سیاست‌ها و دیدگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های پکن تغییر یافته و مقامات این کشور نقاب دوستانه به چهره زده و سیاست آشتی را پیش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند.
اعتراض به پکن از سوی مردم معترض تبت آغاز شده و به سرتاسر کره زمین گسترش یافت در همین حال تعدادی از کشورها بر تحریم المپیک پکن تأکید ورزیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند که همین مسأله هراس چینی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را در پی داشت زیرا از آن بیم داشتند همان بلایی که سالها قبل بر سر المپیک‌هایی که در آمریکا و شوروی برگزار شدند آمد، این بار گریبان چین را گرفته و المپیک پکن را با تمامی هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری که در آن صورت گرفت تحت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الشعاع قرار داده و از اعتبار بیندازد.
در این شرایط پکن درصدد برآمده در 2 راستا سیاست آشتی را پیش بگیرد که شامل موارد زیر می‌شود:
1- چرخش به آشتی با اقلیتها
چین دارای اقلیتهای مذهبی و قومی است که متأسفانه به دلیل سیاست یکسان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازی پکن همواره تحت فشارهای سیاسی و اقتصادی و مذهبی قرار داشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. در این میان مسلمانان ترکستان شرقی (سین کیانگ) و بودایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تبت بیش از همه تحت فشار قرار داشتند که همین فشارها اعتراضات و طغیانهای مردم را در پی داشته است.
این بار مردم تبت از فرصت استفاده کرده و توانسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند پکن را وادار به مذاکره کنند. به طوری که مذاکره فرستادگان دالایی لاما رهبر تبعیدی تبت با چینیها مثبت تلقی شده و اعلام شده که مذاکرات غیررسمی راضی‌کننده بوده است. از سال 2002 تا کنون 6 دور مذاکره بین طرفین صورت گرفته ولی پیشرفت خاصی در پی نداشته است. ولی تبتی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها از این دور از مذاکرات ابراز رضایت کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. این مسأله می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند شرایط را دگرگون سازد در صورتی که پکن فرصت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طلبانه برخورد نکرده و از این موقعیت برای پیشبرد خواسته خود استفاده نکنّد تا پس از سپری شدن المپیک و تغییر شرایط، باز هم پکن سیاست سرکّوب پیشین را از سر بگیرد.
2- جلب رضایت جهانی
سفر 5 روزه هو جین تائو رئیس جمهوری چین به ژاپن را باید بسیار مهم تلقی کرد. این سفر در شرایط حساس کنونی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ساز توسعه روابط دو کشور باشد به همین دلیل «فوکودا» نخست وزیّر ژاپن اعلام کرده امیدوارم در این سفر مذاکرات سازنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای میان چین و ژاپن در این باره که دو کشور نه تنها درباره روابط دو جانبه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانند همکاری زیادی داشته باشند بلکه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانند درباره امنیت منطقه همکاری کنند، انجام شود.
برای پی بردن به اهمیت این سفر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان به این مسأله اشاره کرد که قرار است امپراتور ژاپن که معمولاً در محافل عمومی ظاهر نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود با هو جین تائو ملاقات کند.
هو جین تائو دومین رئیس جمهوری چین است که راهی توکیو می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. اولین رئیس جمهوری چین زیانگ زمین بود که در سال 1998 از توکیو دیدن کرد.
نظریات متفاوتی درباره این سفر ابراز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود زیرا در کنار نظریات فوکودا نخست وزیر، عده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از کارشناسان آن را اقدامی سمبلیک می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانند که کمک زیادی به کاهش تنش نخواهد کرد.
با وجود این که چین بارها نسبت به سیاستهای توکیو انتقاد کرده ولی مسایلی هم چون رقابت تجاری میان آنها و نحوه واکنش توکیو در قبال بحران تبت بر روابط دو کشور سایه انداخته است زیرا ژاپن نسبت به وضعیت حاکم بر تبت ابراز نگرانی کرده و فعالان حقوق بشر نیز تهدید کرده بودند که در جریان این سفر اقدام به برپایی تظاهرات خواهند کرد.
فوکودا نخست وزیر ژاپن در مدتی که قدرت را در دست داشته سعی کرده رابطه با این همسایه قدرتمند را افزایش دهد. پدر فوکودا در سال 1978 زمانی که نخست وزیر بود تلاش زیادی را برای امضای توافق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه صلح با چین انجام داده ولی پس از آن خصوصاً در سالهای 2001 تا 2006 زمانی که کویزومی نخست وزیر ژاپن بود رابطه با چین بحرانی شد دلیل آن نیز حضور کویزومی در مقبره جنایتکاران جنگی ژاپن بود. بخشهایی از چین در فاصله دو جنگ جهانی در اشغال ژاپن بوده و ژاپنی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها دست به جنایات بسیاری در این کشور زده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند این مسأله همواره مانعی بر سر توسعه روابط دو کشور بوده است.
مواضع هوجین تائو قبل از سفر به توکیو حکایت از این مسأله داشت که پکن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواست سیاست آشتی جویانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تری را در قبال همسایه خود پیش بگیرد ولی برخی معتقدند تغییر رویه و روش پکن به دلیل نزدیکی مسابقات المپیک و بحران تبت است که به مشکل چین در سطح جهان تبدیل شده و سبب گردیده کشورهای بسیاری با جانبداری از تبت به انتقاد از سیاستهای پکن بپردازند لذا زمانی که هوجین تائو بروز اختلاف میان دو کشور را امری طبیعی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داند و اعلام می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دارد حفظ چارچوب پایه است که در آن بر پیشرفت و گسترش روابط دو کشور تأکید می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. این مواضع را باید در حقیقت نوعی عقب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نشینی نسبت به گذشته و تجدیدنظر در سیاستها به حساب آورد که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند موقتی باشد.
پکن و توکیو دارای اختلافاتی در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تجاری، دریایی، سیاسی و حتی نظامی هستند. اختلاف آنها بر سر بهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌برداری یک جانبه چین از میادین گازی شرق دریای چین و یا نارضایتی توکیو از سیاست تسلیحاتی و نظامی پکن را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان از مواردی به حساب آورد که در این سالها بر توسعه دامنه اعتراضات اثر گذارده است. در کنار آنها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان به رابطه چین با دولت نظامی و سرکوب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گر میانمار و یا رژیم استبدادی کره شمالی اشاره کرد.
چین متهم به نقض حقوق بشر و سرکوب اقلیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاست و آنچه در هفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های گذشته در تبت روی داد بیش از پیش بر وجهه این کشور لطمه وارد آورده است.
چین با وجود این که در سال 1912 در زمان دکتر سون‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یات سن جمهوری شده و نظام سیاسی آن از امپراتوری به جمهوری تغییر یافت ولی تا سال 1949 که کمونیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به رهبری مائوتسه تونگ قدرت را در دست گرفتند نتوانست آرامش را تجربه کند. ولی کمونیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها با وجود این که توانسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند به رشد اقتصادی و یکپارچگی چین کمک کنند اما با این حال نخواسته و نتوانسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند در زمینه توسعه سیاسی قدم بردارند.
سیاست کمونیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در چین خصوصاً پس از مرگ مائو و چوئن لای رهبران اولیه این کشور در زمینه اقتصادی چرخش به سوی بازار آزاد و بهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری از سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خارجی بوده است.
در سایه این سیاست، چین با شکوفایی اقتصادی مواجه شده و توانست به رقابت با ژاپن و آمریکا بپردازد ولی هیچ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گاه اجازه نداده قدمی در راستای آزادی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی برداشته شود به همین دلیل همه راه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به حزب کمونیست ختم شده و هیچ حزب و جناح مخالفی قادر به فعالیت نیست.
سرکوب دانشجویان در میدان «تیان آن من» (صلح آسمانی) پکن که در زمان ریاست جمهوری جیانگ زمین روی داد و تشدید سرکوب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها پس از آن ماجرا، این واقعیت را آشکار ساخت که پکن طرفدار توسعه اقتصادی منهای توسعه سیاسی است به همین دلیل با وجود پیشی گرفتن سیاست درهای باز اقتصادی توجهی به آزادی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی نداشته و تجربه نشان داده که هر حرکت و اقدامی در جهت آزادی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی را به شدت سرکوب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.
وضعیت تبت و ترکستان شرقی و در نهایت مخالفت تایوان با پیوستن به چین و اعتراضاتی را که هر از گاهی در هنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنگ شاهدیم گویای این واقعیت است که در چین توجهی به حقوق بشر و آزادی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود.
در این شرایط که سفر هوجین تائو به ژاپن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند نقش اساسی برای بهبود وجهه چین در منطقه و جهان ایفا کند. اما این مسأله بستگی به برخوردهای آتی این کشور با مخالفان و رژیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های غیر ارزشی منطقه و جهان دارد. ولی با وجود این که نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان با قاطعیت درباره تحریم یا جانبداری از المپیک پکن سخن گفت با این حال باید اعتراف کرد که وجهه سیاسی چین در این هفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به شدت کاهش یافته است. هوجین تائو تلاش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند این وجهه را بهبود ببخشد.