صفحه نخست >>  عمومی >> پرسمان
تاریخ انتشار : ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۳۹۲۳۳۲

برای پاسخ دادن به این سوال و احساس این که این تهدید ایران چقدر معتبر بود لازم است کمی به عقب برگردیم. از ابتدای مقطع آتش‌بس در ۱۹ فروردین، این مسأله مطرح بود که رژیم صهیونیستی به دنبال طرحی جداگانه برای لبنان و حزب‌الله با سکوت نبرد نظامی در ایران است. فلذا از همان مقطع حملات و عملیات‌های نظامی خود را با شدت بیشتری به جنوب لبنان انجام داد. طرح و پیگیری مذاکرات با دولت لبنان نیز بهانه‌ای بود برای جداکردن حزب‌الله از دولت لبنان که از سوی آمریکا هدفگذاری و طراحی شد. البته به موازات این طرح صهیونی- آمریکایی، دبیرکل حزب‌الله بارها هشدار داد که این روند دولت لبنان، اشتباه است. در این میان مهمترین مشکل اصلی در داخل لبنان، عدم همراهي دولت با گزینه مقاومت است. حزب‌الله مخالف هرگونه مذاکره‌ با رژیم صهیونیستی است، این درحالی است که دولت لبنان رایزنی‌هایی با رژیم صهیونیستی داشته و نواف سلام نیز اعلام کرد مذاکره راه خروج از این بحران است! این درحالی است که مذاکرات اخیر دولت لبنان با صهیونیست‌ها هیچ خروجی خاصی نداشته است.

حمایت‌های آمریکا، بی‌عملی دولت لبنان در برابر تجاوزهای مکرر ارتش‌ صهیونیستی و انجام مذاکره‌ با آن و بی‌تفاوتی دولت‌های عربی‌منطقه نسبت به جنگ لبنان، وضعيت را به جایی رساند که ارتش صهیونیستی با تمام توان حملات را به جنوب لبنان شدت بخشید و در گامی رو به جلو، دو اقدام دیگر را در دستور کار قرار داد:

اول؛ حمله به ضاحیه و شدت بخشیدن حملات به بیروت با همراهی آمریکا؛

دوم؛ تکرار سناريوي حماس در غزه با اعلام نابودی حزب‌الله. به گونه ای که نتانیاهو اعلام کرد که تا نابودی کامل حزب‌الله، جنگ را ادامه خواهد داد.

 با ادامه‌ی این وضعیت، محور مقاومت راهبرد «وحدت ساحات» را در دستور کار قرار داد و جمهوری اسلامی ایران، به عنوان محور مقاومت در منطقه، به طور جدی و معتبر رژیم صهیونیستی را تهدید کرد. یمنی‌ها نیز اعلام کردند که در صورت‌ گسترش تجاوزها به لبنان، تماشاگر نخواهند بود و وارد جنگ خواهند شد. این مسائل منجر به آن شد که ترامپ در تماس با نتانیاهو این وضعیت را غیرقابل قبول بداند و حتی به مشاجره لفظی بین آنها منجر شود که ترامپ هم آن را تایید کرد.

پرسمان هفته -سال دوم- شماره 50