تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۳۹۲۵۸
اشاره: استفن ام.والت از نظریه‌پردازان برجسته روابط بین‌المللی معتقد است که کنگره آمریکا تاثیر مستقیم اندکی بر سیاست خارجی می‌گذارد و این وضعیت زمانی جلب توجه بیشتری می‌کند که به این واقعیت نیز توجه کنیم که اکثریت دموکرات‌ها در کنگره (هم مجلس نمایندگان و هم سنا) چشمگیر نیست.

استفن والت
وی معتقد است که کنگره جدید بودجه جنگ در عراق را کاهش نخواهد داد و با گسترش ناتو و تعهدات ایالات متحده در خاورمیانه نیز مخالفت نخواهد کرد. والت در توجیه اینکه دموکرات‌ها تغییر زیادی در سیاست خارجی آمریکا ایجاد نخواهند کرد، می‌گوید: فراموش نکنید که قانون میهن پرستانه در سنا با رای 89 در مقابل 10 تمدید شد و اعضای مجلس نمایندگان به طرح بوش در قانونی کردن شکنجه 253 در مقابل 168 رای مثبت دادند. پس منتظر یک سیاست خارجی جدید تا سال 2009 (یا حتی پس از آن) نباشید. وی معتقد است که در بهترین حالت دموکرات‌ها تحقیق و تفحص درباره اشتباهات بزرگ دولت بوش را آغاز خواهند کرد که این کار نیز دشوار و وقت گیری است.
با همه این احوال دو چیز مسلم است: 1) تحقیقات زیادی در مورد عراق، شکنجه و اشتباهات اطلاعاتی آغاز خواهد شد و 2) کنگره جلوی گسترش قدرت قوه مجریه خواهد ایستاد و تنش افزایش خواهد یافت و پیش‌بینی می‌شود که در این دو سال با وتوهای زیادی روبرو شویم. به گزارش ایسنا اما نباید زیاد ساده‌اندیش نیز بود چرا که به هر حال کنگره‌ای با اکثریت دموکرات تلاش خواهد کرد در امور سیاست خارجی نقش مهم‌تری را بازی کند. دموکرات‌ها دولت بوش را در امور عراق، ایران، کره شمالی و خاورمیانه مورد بازخواست قرار خواهند داد. هر چند کنگره دموکرات توان ایجاد تغییرات اساسی در سیاست خارجی را نخواهد داشت اما وجود چنین اکثریتی باعث می‌شود رییس جمهوری رویه‌اش را تعدیل کند و یا حتی تغییر دهد.
از منظری دیگر براساس سنت سیاسی در ایالات متحده آمریکا، همواره انتخابات میان دوره‌ای کنگره در ششمین سال از یک دوره ریاست جمهوری 8 ساله از اهمیت زیادی برخوردار است؛ زیرا این انتخابات محکی خواهد بود برای انتخابات ریاست جمهوری دو سال بعد و هر حزبی که بتواند در انتخابات میان دوره‌ای به پیروزی دست یابد از شانس بیشتری برای ورود به کاخ سفید برخوردار خواهد شد. دموکرات‌ها به دلیل اینکه جمهوری خواهان کارهای ناتمام فراوانی برای آنها تراشیده‌اند که از آن جمله می‌توان جنگی منفور، رسوایی اخلاقی و اقتصادی بیمار اشاره کرد، بعید است که بتوانند تغییرات چشمگیری در سیاست خارجی آمریکا ایجاد کنند. هر چند در برخی ایالات، جنگ عراق باعث شکست جمهوریخواهان شد اما در ایالاتی دیگر مثل کالیفرنیا، فلوریدا، پنسیلوانیا، اوهایو، کارولینای شمالی عامل اصلی شکست جمهوریخواهان رسوایی برخی رهبران این حزب بود نه سیاست‌های آنها در عراق یا داخل آمریکا.
از سوی دیگر دموکرات‌ها برای اینکه قانونی به تصویب برسد باید امضاء بوش را جلب کنند، بنابراین آنها فقط زمانی می‌توانند به بوش فشار بیاورند که در مورد موضوعات عمومی با پشتوانه مردمی قانون وضع کرده باشند. با توجه با اینکه دموکرات‌ها خود را برای تصاحب ریاست جمهوری در سال 2008 آماده می‌کنند بعید به نظر می‌رسد همه زمان و توان خود را صرف مخالفت با بوش و جمهوریخواهان کنند و باید کمی هم به خود بپردازند بخصوص که دموکرات‌ها تاکنون در ازای انتقاداتی که از بوش در مورد عراق کرده‌اند، هیچ بدیلی ارایه نکرده‌اند. در حال حاضر دموکرات‌ها و جمهوری خواهان هر دو منتظر انتشار گزارش گروه مطالعه عراق به ریاست جیمز بیکر، زیر امور خارجه اسبق آمریکا هستند و هر دو مشتاقند بدون خونریزی و با هزینه‌ای اندک نیروهای آمریکایی را از عراق خارج کنند و در مابقی موارد نیز سعی خواهند کرد با روش دو حزبی در آمریکا بسیاری از مشکلات یکدیگر را بپوشانند. به طوری که نانسی پلوسی، رهبر دموکرات‌ها و رییس جدید مجلس نمایندگان آمریکا قول داد حزب دموکرات پس از روی کار آمدن در تلاش برای کنار گذاشتن جرج بوش از قدرت نیست. این اظهارات با قول‌های دیگر نمایندگان این حزب در دوران رقابت‌های انتخاباتی کاملا متناقض است.
نانسی پلوسی، در یک کنفرانس خبری اظهار داشت: من پیش از این گفته‌ام و بار دیگر تاکید می‌کنم که استیضاح بوش در دستور کار ما قرار ندارد. ما هم‌ چنین قول می‌دهیم که با جمهوری‌خواهان در کنگره و هم‌ چنین با رییس جمهور همکاری داشته باشیم. وی در خصوص جنگ عراق اظهار داشت که قصد دارد با بوش بر روی طرح‌های جدید در خصوص عراق همکاری کند، اما حاضر نیست با استراتژی‌های کنونی وی موافقت کند. به باور بسیاری از کارشناسان استعفای دونالد رامسفلد نشانه تغییر سیاست‌های جنگی مقامات واشنگتن در عراق است. از این حیث استعفای رامسفلد به همراه پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات کنگره آمریکا بیانگر نارضایتی افکار عمومی این کشور در قبال جنگ آمریکا در عراق هم محسوب می‌شود. به این ترتیب به نظر می‌رسد که رییس جمهوری آمریکا با برکناری رامسفلد در تلاش است که مردم آمریکا را قانع کند که سیاست‌های واشنگتن در عراق تغییر خواهند کرد.
از نظر این کارشناسان تنها مساله‌ای که می‌تواند جلو تغییر سریع استراتژی آمریکا در عراق را بگیرد نگاه هر دو حزب به انتخابات ریاست جمهوری 2008 است. آن چه در این بین مهم می‌نماید تفسیر دو جناح قدرتمند در آمریکا از نتایج انتخابات میان دوره‌ای است و هر دو حزب علاقه مند هستند تا با بهبود شرایط سیاسی و نظامی در عراق این موفقیت را به اسم خود به ثبت برسانند. خروج سریع ارتش آمریکا از عراق که به عنوان یکی از گزینه‌های پیش روی پنتاگون است به احتمال زیاد نمی‌تواند از جانب دموکرات‌ها درخواست شود چرا که پیامد این استراتژی برای آمریکا ناگوارتر از وضعیت فعلی خواهد بود و در چنین وضعیتی دموکرات‌ها نمی‌توانند انتظار پیروزی در سال 2008 را داشته باشند. اما آن چه مسلم است این نکته است که سران هر دو حزب قدرتمند در آمریکا درک می‌کنند که برای جلب افکار عمومی نیازمند تغییر استراتژی این کشور در عراق هستند.
هر چند که اوضاع نامناسب عراق نقطه ضعفی برای دولت بوش و به تبع آن برای حزب محافظه کار تلقی می‌شود، اما به خودی خود نقطه قوتی برای حزب دموکرات نیست. بسیاری از دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان و سنای آمریکا به طرح حمله نظامی به عراق رای مثبت دادند و افزون بر این، اکنون نیز سیاست شفاف و روشنی در برابر بحران عراق ندارند. برخی از دموکرات‌ها خواهان خروج فوری ارتش آمریکا از عراق هستند و بعضی دیگر، تعیین یک جدول زمانی مشخص برای عقب‌نشینی را ترجیح می‌دهند و عده‌ای هم خواستار حضور ارتش در عراق تا دستیابی این کشور به ثبات و امنیت‌اند. عدم وحدت نظر سران حزب دموکرات آمریکا در باره بحران عراق، موضع نهایی حزب را در برابر این مساله مبهم کرده است و حزب جمهوری خواه نیز می‌تواند از این ابهام به نفع خود استفاده کند. این در حالی است که به نظر نمی‌رسد حزب دموکرات در آینده‌ای نزدیک بتواند درباره عراق به وحدت نظر برسد، زیرا حمایت یکدست از خروج یا حضور ارتش آمریکا در عراق، هر کدام تبعات منفی خاص خود را برای دموکرات‌ها در پی خواهد داشت.
اگر حزب دموکرات خروج فوری یا برنامه‌ریزی شده از عراق را بدون توجه به ثبات و امنیت این کشور در برنامه خود قرار دهد، در آن صورت مجبور به پاسخگویی درباره تبعات غرق شدن عراق در یک جنگ تمام عیار داخلی و یا تسلط گروه‌های تروریستی بر این اکشور خواهد شد. تردیدی نیست که ترک عراق بدون ایجاد ثبات در این کشور، پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی خطرناکی بویژه برای امنیت و منافع آمریکا در بر خواهد داشت و این نکته‌ای است که اغلب کارشناسان بر آن تاکید می‌کنند. در عین حال، اگر حزب دموکرات، خروج از عراق را به استقرار ثبات و امنیت در این کشور مشروط کند، در آن صورت، چیزی بیش از استراتژی جمهوری خواهان برای عرضه به مردم آمریکا نخوهد داشت. بنابراین، رهبری جهانی آمریکا چیزی است که همه دموکرات‌ها و جمهوریخواهان ادعای آن را دارند و جنگ علیه تروریسم، مقابله با رشد اسلام گرایی و حمایت بی‌قید و شرط از رژیم صهیونیستی از نظر هر دو این احزاب از اولویت برخوردار است.