تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۳۹۲۶۵
تدابیر سیاسی امام خمینی از نوفل لوشاتو تا تهران

شهاب پورقاسمی
shahab_piurghasemi@yahoo.com
از نیمه دی ماه که می‌گذریم انگار فضای تاریخ کشورمان خواسته یا ناخواسته رنگ و بوی انقلاب را به خود می‌گیرد. انقلاب اسلامی ایران بی‌تردید مهم‌ترین واقعه‌ای بوده است که در تمام دوران معاصر کشورمان رخ داده است. انقلاب نمی‌توانند عظمت، شکوه و تاثیر شگرف آن را پنهان کنند. همه حتی آنان می‌دانند انقلاب اسلامی- مردمی ایران رخدادی کم نظیر در تاریخ جهان است.
در مباحث پیشین از مقدمات و موخرات صدارت دکتر شاهپور بختیار سخن گفتیم. از تشکیل شورای سلطنت هم گفتیم. از تشکیل شورای سلطنت گفتیم. ابتدا قرار بود که این شورا با عضویت 5 نظامی و 5 غیر نظامی عمدتا مخالف رژیم شکل بگیرد. آنچه در این مورد مطرح شده است این است که شهید مطهری پس از تماس و مشورت با چند نفر از دوستان آقایان محیط طباطبایی، دکتر یدالله سحابی، دکتر علی آبادی، دکتر ایزدی و مهندس مهدمینا را برای این مساله به دکتر امینی که رابط و میانجی و طرفدار نظریه شورای سلطنت بود، معرفی می‌نماید.
البته حتی شایعاتی در مورد مرحوم شهید بهشتی، آیت‌الله شریعتمداری و الهیار صالح نیز وجود داشت اما آنچه در عمل محقق شد شورای 9 نفره که شامل: بختیار (نخست وزیر) دکتر سجادی (رئیس‌مجلس سنا) دکتر جواد سعید (‌رئیس مجلس شورای ملی)، ارتشبد عباس قره‌باغی (رئیس ستاد ارتش)، علیقلی اردلان (‌وزیر دربار)، دکتر علی‌آبادی (دادستان سابق)، محمد وارسته (وزیر دارایی سابق)، عبدالله انتظام (مدیرعامل شرکت نفت) و سید‌جلال تهرانی بود.
شورا اما هرگز در عمل شکل نگرفت چرا که 28 دی ماه یعنی دو روز پس از فرار شاه سید جلال‌الدین تهرانی رئیس شورای سلطنت عازم پاریس شد. تهرانی علت اصلی سفر خود را مسایل شخصی عنوان کرد. اما بختیار اصرار داشت تا او را نمانیده خود برای دیدار با امام‌خمینی ره معرفی نماید.
تهرانی در فرودگاه پاریس به خبرنگاران گفته بود: «به امام به عنوان شخصیتی که مورد وسیع‌ترین احترامات مردم ایران است، احترام می‌گذارم».
تهرانی کتبا خواستار دیدار امام می‌شود اما ایشان اعلام می‌دارد تا تهرانی اعلام استعفا به دلیل غیرقانونی بودن شورای سلطنت نکند، او را نخواهم پذیرفت.
در اول بهمن تهرانی متنی به این مضمون تهیه و به دفتر امام ارسال کرد:
«قبول ریاست شورای سلطنت ایران و از طرف اینجانب فقط برای حفظ مصالح مملکت و امکان تامین آرامش احتمالی آن بود. ولی شورای سلطنت به سبب مسافرت اینجانب به پاریس که برای نیل به هدف اصلی بود تشکیل نگردید.
در این فاصله اوضاع داخلی ایران سریعا تغییر یافت به طوری که برای احترام به افکار عمومی مصلحت در آن بود که کناره‌گیری کنم و کناره‌گیری کردم.
از خداوند و اجداد طاهرین و ارواح مقدسه اولیای اسلام مسالت دارم که مملکت و ملت مسلمان ایران را در ظل عنایات حضرت امام‌عصر(عج) از هرگونه گزندی مصون داشته و استقلال وطن عزیز ما را محفوظ فرماید.
محمدالحسینی سید جلال‌الدین تهرانی ».
اما این متن به سبب آن که اشار‌ه‌ای به غیر قانونی‌ بودن شورا در آن نشده بود مورد پذیرش امام واقع نشد و تهرانی جمله کوتاهی به پارگراف دوم افزود: «... به طوری که برای احترام به افکار عمومی با توجه به فتوای حضرت آیت‌الله العظمی خمینی دامت برکاته مبنی بر غیر قانونی بودن آن شورا، آن را غیر قانونی دانسته کناره‌گیری کردم...»
با پذیرش این متن تهرانی به عنوان رئیس شورای سلطنت به عنوان فردی عادی به دیدار امام می‌رود. این استعفا و انتشار آن در سطح جهانی پیروزی قاطع دیگری برای امام بود. در فاصله 5 روز پس از خروج شاه رئیس شورای سلطنت که به نوعی جانشین آن شمرده می‌شد از شورای سلطنت به سبب غیرقانونی بودن استعفا می‌دهد و این یعنی پیروزی عظیمی برای حرکت انقلاب امام و مردم.
تهرانی پس از استعفا در پاریس- که قبل از شرکت در شورای سلطنت در آنجا متوطن بود- می‌ماند و به تهران باز نمی‌گردد.
اما بازی در اینجا به پایان نمی‌رسد.
بختیار قصد پایین آمدن از قدرت را نداشت. اگر چه بعدها فاش شد که مسایل دیگری نیز در کار وجود داشته است.
اما آنچه محرز است این است که هر دو طرف در تهران یعنی هم شاهپور بختیار و هم چهره‌های شاخص شورای انقلاب که در ایران رهبری نهضت را در دست داشتند در پی ‌آن بودند که هر یک دیگری را مشغول به مذاکره کنند تا از کار اصلی یعنی انقلاب یا مقابله با آن باز بدارند.
در خلال این مدت میان بختیار و چهره‌های متنفذ شورای انقلاب جلسات و گفتگوی متعددی درجریان بود.
ظاهراً این تماس‌‌ها از همان 26 دیماه میان بختیار و بازرگان شروع شده بود. بنا به گزارش بازرگان مهندس کاظم حسیبی که خود از چهره‌های قدیمی و مسلمان جبهه ملی و از یاوران دکتر مصدق بود واسطه این ملاقات اولیه بود.
بختیار از همان ابتدا درصدد بود که به پاریس بیاید و با امام خمینی(ره) ملاقات نماید تا به این ترتیب هم برای خود مشروعیتی ایجاد کند وهم عملاً از تقابل قطعی با امام- که نتیجه‌ای جز شکست برای بختیار نداشت –بپرهیزد.
لیکن امکان این ملاقات برای امام وجود نداشت، امام از همان ابتدا با حضور بختیار به عنوان نخست‌وزیر مخالف بود. لیکن بختیار به تلاش‌هایش در این زمینه ادامه می‌داد.
واقعیت این بود در هفته اول بهمن یاران انقلاب تمایل زیادی برای استعفای بختیار نداشتند، چرا که شورای انقلاب هنوز تشکل نشده ونتوانسته بود بر اوضاع مسلط شود. به این دلیل به نظر می‌رسید که اگر بختیار نیز به سرعت از قدرت کناره‌گیری کند. خلاء سیاسی در کشور ایجاد می شود و امکان کودتای نظامی از سوی نیروهای نظامی افراطی مانند خسرو داد و دیگران فراهم می‌آید.
دکتر ابراهیم یزدی در کتابش می‌نویسد: « بنابراین امیدوار ساختن بختیار به این که بماند وبعداً برای دیدار امام به پاریس بیاید تاکتیکی بود که شورای انقلاب در تهران که هنوز اعضایش کامل نشده بود، فرصت می‌داد تا با سرعت هم اعضایش را تکمیل کند و هم شخصی را برای نخست‌وزیری به امام معرفی نماید. علاوه بر تاکتیک بالا و به موازات آن ارتباط مستقیم با سران ارتش پس از خروج شاه و جلب نظر موافق آنان به انقلاب و دلگرم و امیدوار ساختن آنان مفید و لازم بود. به پاریس هم خبرداده بودند که این تماس‌ها برقرار شده است.»
در این مورد اخیر دکتر یزدی به صراحت از ارتباط بخش‌های رهبری کننده نهضت در ایران با نیروهای رده بالای نظامی خبر می‌دهد وی در کتابش در این باره می نویسد:«... تا آنجا که من شخصا در جریان بودم مرحوم دکتر بهشتی دراواخر دی‌ماه 57 طی یک مکالمه تلفنی تماس با نظامیان رامطرح ساخت و با صراحت اظهار داشت که آن را به طور قطع مفید و عدم تماس را مضر تشخیص می‌دهد. مرحوم بهشتی ضمن بیان نظر خود، از امام کسب تکلیف کرد.امام در 27 دی ماه 1357 درجواب سوال مربوط به تماس با نظامیان ضمن موافقت با نظر دکتر بهشتی درجواب گفتند: تماس بگیرید، دلگرم کنید، اطمینان بدهید که حال ارتشی‌ها خیلی بهتر خواهد شد، قولی ندهید که عمل نشود.
امام همچنین در این پیغام از آقای دکتر بهشتی خواستند که یک نفر را به عنوان نخست‌وزیر فوری تعیین کنید که او مسوول مطالعه باشد و بررسی کند ».
به هر تقدیر بختیار و شورای انقلاب در ادامه رایزنی‌های خود به تلاش برای حل موضوع ادامه دادند. در سوم بهمن مهندس بازرگان به پاریس اطلاع داد که بختیار سه تقاضا از شورای انقلاب دارد:
1- حداقل دو ماه مهلت داده شود و امام سفرشان را به تهران به تاخیر بیاندازند.
2- چند پست وزارتخانه‌ها خالی است حاضر است آنها را در اختیار شورای انقلاب بگذارد تا هر کس را مایل باشند منصوب نمایند.
3- نظارت نسبی شورای انقلاب را هم بر دولت می‌پذیرد.
این تقاضا از سوی امام رد شد. بختیار در تلاش بود که سفر امام را به تاخیر اندازد و به تبع آن عمر دولت خود را افزایش دهد و از سوی دیگر حاضر بود در ازای این تاخیر امتیازاتی به جریان انقلابی بدهد. اما امام در پی این بده و بستان‌ها نبود.
پس از این بختیار به تلاش هایش ادامه داد و پیغامی را توسط نمایندگان دولت فرانسه به اطلاع امام رسانید. پیغام نسبتاً مفصل بختیار چنین بود:« این که (امام خمینی) اعلام کرده‌‌اند روز جمعه می‌آیند عمل بسیار مشکلی است. آمدن حضرت آیت‌الله بعد از آن اعلامی که فرموده‌اند که دولت ایران غیر قانونی است، دولت را مجبور می کند که از شخصیت حقوقی خود دفاع کند و این به آن معناست که تمام قدرت خود را به کار خواهیم بست که ایشان را منزوی کنیم. دولت فرانسه باید این را بداندکه من مقام خود را به کسی که ناشناس باشد، نمی‌دهم... من (بختیار) اولین نفری بودم که از ایشان استقبال کنم اگر نمی‌گفتند که آمدن من (امام خمینی) به ایران برابر از بین رفتن او (بختیار) خواهد بود. چون این تهدید از طرف ایشان یک اعلام قدرت است، من مقاومت خواهم کردم..»
پاسخ امام به این پیام که بخش های کوتاهی از آن آمد فقط یک کلمه بود:«خیلی مشتکرم».
بازهم اما تلاش‌ها ادامه یافت. در فاصله ششم بهمن تا دوازدهم بهمن یعنی درخلال کمتر از یک هفته تحولات مهم و وسیعی در ایران رخ می‌داد. جمع بندی شورای انقلاب از مجموع بحث‌هایی بود که با بختیار وبرخی سران نظامی داشت مطابق گزارش یزدی از مجموع مباحث مهندس بازرگان چنین بود که 5 احتمال در مورد روش اجرایی استعفای بختیار وجود داشت.
1- بعد از ورود امام به تهران، بختیار به فرودگاه بیاید و ضمن شرح حال و خدمات گذشته و فعلی خود، اعلام کند در اختیار امام است و هر جور ایشان صلاح بداند عمل خواهد کرد.
2- بعد از ورود امام به تهران، بختیار به فرودگاه بیاید و ضمن مباحث بالا از امام بخواهد در صورت موافقت تا اطلاع ثانوی به کار خود ادامه دهد.
3- بختیار به پاریس بیاد و استعفای کتبی بدهد اما امام آن را نپذیرد و با اجازه ایشان به کار خود ادامه دهد.
4- بختیار به پاریس بیاد و استعفای کتبی بدهد امام استعفای او را بپذیرد لیکن تا اطلاع ثانوی به کار ادامه دهد.
5- 4 وزیر توسط شورای انقلاب منصوب شدند ازجمله وزارت کشور و قبول نظارت شورای انقلاب.
ازمیان این 5 راه، امام همگی رامردود دانستند فقط راه چهارم را با شرایطی قابل بررسی دانستندو آن این که امام استعفای بختیار را بپذیرد و همان جا فی‌المجلس حکم نخست وزیری مهندس بازرگان را صادر نمایدو بختیار نیز یا در پاریس بماند یا به ایران بیایدو به جریان انقلاب کمک نماید.
در هفتم بهمن ماه جلسه شورای امنیت کشور پس از مذاکرات طولانی به این نتیجه رسید که بختیار برای دیدار امام به پاریس سفر کند. بختیار اعلامیه‌ای تهیه کرده و به شورای انقلاب فرستاد تا در صورت موافقت آن را منتشر نماید. متن بیانیه چنین بود:
« من به عنوان یک ایرانی وطن دوست که خودم را جزء کوچکی از این نهضت و قیام عظیم ملی واسلامی می‌دانم و اعتقاد صادقانه‌ دارم که رهبر‌ی و زعامت آیت‌الله العظمی امام خمینی و رای ایشان می‌تواند راهگشای مشکلات امروزی وضامن ثبات و امنیت کشور گردد، تصمیم‌گرفته‌ام که ظرف 48 ساعت آینده شخصاً به پاریس مسافرت کرده و به زیارت معظم له نایل آیم و با گزارش اوضاع فعلی خاص کشور و اقدامات خود ضمن درک فیض، درباره آینده کشور کسب نظر نمایم.»
شورای انقلاب و همین طور شورای علمای مهاجر که در مسجد د انشگاه تهران متحصن شده بودند با این متن موافق بودند فقط شورای علما پیشنهاد کرد در جمله آخر به جای« درباره آینده کشور کسب نظر نمایم» بیاوریم: «‌در باب آینده کشور و وضع دولت کسب تکلیف نمایم.»
نظر امام این بود که بختیار را تا استعفا ندهد به حضور نمی‌پذیرد و اطرافیان امام هم همین‌ نظر را داشتند لیکن اعلام این نکته را قبل از سفر بختیار به پاریس به صلاح نمی‌دانستند.
بنا به قول دکتر یزدی در نیمه شب همان شب و در حالی که قرار بود بیانیه بختیار با اصلاحات لازم منتشر شود، امام خمینی شخصاً بیانهی مهمی صادر کرده به تهران ارسال می دارد که با پیش‌بینی ها و برنامه‌ریزی‌ها قبلی متفاوت بود. امام در بیانیه صریح خود می‌آورند:« حضرات حجج اسلام تهران وسایر شهرستان‌ها دامت برکاتهم. آنچه ذکر شده است که شاهپور بختیار را با سمت نخست‌وزیری من می‌پذیرم دروغ است بلکه تا استعفا ندهد او را نمی‌پذیرم.
چون او را قانونی نمی‌دانم. حضرات آقایان به ملت ایران ابلاغ و اعلام فرمایند که توطئه‌ای است در دست اجرا و از این امور جاریه گول نخورید. من با بختیار تفاهم نکرده‌ام و آنچه سابق گفته است که گفتگو بین او و من بوده دروغ محض است. ملت باید موضع خود را حفظ کنند و مراقب توطئه‌ها باشد.»
ظاهراً مرحوم مهندس بازرگان از این پیشامد بسیار متاثر شده بود و درمقام گلایه به دکتر یزدی گفته است: «‌این کار نتایج بسیار بدی برای ما داشته است، حالا خواهند گفت که بازرگان می‌خواسته است بختیار را به پاریس ببرد و او را با آقا آشتی دهد.»
امام خمینی با آن بزرگ منشی و دید عالی و کلانی که داشتند برای مرحوم بازرگان پیغام دادند که:« فقط در صورت اعلام استعفای بختیار قبل از دیدار، خواه در تهران، خواه در پاریس، ملاقات امکانپذیر است. صحیح نبود نخست‌وزیر (بختیار) را بپذیرم و درست هم نبود که بیاید و نپذیرم. با شما هم اگر می‌آمد و نمی‌پذیرفتم بدتر می‌شد. لذا لازم دیدم که بنویسم. مطمئن باشید که کسی به شما این ظن را نمی‌برد، جبران خواهم کرد. الان هم اگر نخست وزیر استعفا کند، چه آنجا چه اینجا واعلام کند، من او را می‌پذیرم. تصمیم را بگیرید و تکلیف آمدن را روشن کنید. چه من هم می‌خواهم تکلیف را روشن کنم.»
امام همچنین در سخنرانی‌ همان شب در8 بهمن در سخنرانی عمومی خود فرمودند: «‌من گفتم که اگر رئیس دولت بیاید اینجا به قول خودشان، تا استعفایش را قبلاً ننویسد و اعلام نکند بامن ملاقات نمی‌تواند بکند. این هم که من می‌گویم استعفا نه این معنی واقعی استعفا را دارد. این نیست، این نخست وزیر نیست نه این که نخست‌وزیر هست و استعفا کند. لکن برای حفظ ظاهر است که حالا ما کلمه استعفا را ذکر می‌کنیم والا استعفایش یعنی چه؟ تو اصلا نخست وزیر نیستی...‌»
به این ترتیب امام با بلند نظری خود در هر گونه تفاهمی و هرگونه اتلاف وقتی را بست و به تبع این بستن، درپیروزی انقلاب را باز کرد. ایشان با آن شخصیت عظیم الهی به مرحوم بازرگان هم فرمودندکه «‌جبران می‌کنم» تا برای ایشان مساله شخصی هم پیش نیاید.           ادامه دارد.