تاریخ انتشار : ۲۸ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۷۱

سرویس بین‌الملل‌ـ امروز شمار زیادی از سیاستمداران و اندیشمندان صهیونیست به صراحت اعلام می‌دارند که رژیم متبوع‌شان به سمت سراشیبی زوال حرکت می‌کند و مطبوعات صهیونیستی از این نظرات با نام "دیدگاه‌های آخرالزمانی" یاد می‌کنند. اهمیت این چنین دیدگاه‌هایی نه تنها به خاطر آن است که باعث نابودی حس اعتمادی می‌شود که مقامات رژیم اشغالگر قدس در مناسبت‌های مختلف و گهگاه بدون هیچگونه مناسبتی به دنبال خلق آن هستند؛ بلکه به خاطر آن است که صاحبان چنین دیدگاه‌ها و نگرش‌هایی خود جزء چهره‌های برجسته و تاثیرگذار در مراکز تصمیم‌گیری رژیم اشغالگر قدس می‌باشند و یا از جمله اندیشمندانی هستند که سال‌های طولانی در ارتباط مستقیم با نظام حاکم در اسرائیل بوده‌اند.
تهدیدات خارجی و داخلی
پرفسور آمنون روبنشتاین که در گذشته و در زمان نخست‌وزیری اسحاق رابین و ایهود باراک، متصدی منصب وزیر دادگستری و آموزش بوده است و امروز به عنوان استاد حقوق دانشگاه تل آویو، تمام توجهش معطوف به نگارش در خصوص آینده اسرائیل می‌باشد، معتقد است که تداوم بقای رژیم صهیونیستی امکان‌پذیر نیست و دلیل آن را نیز وجود دو نوع تهدید می‌داند که اولین آنها خارجی است و در شکست تل‌آویو در ایجاد فضای بازدارندگی در مقابل عرب‌ها تجلی می‌یابد. دومین نوع این تهدیدات، داخلی است که نمود آن را می‌توان در گسترش فساد و همچنین متلاشی شدن نظام ارزشی جستجو کرد که صهیونیست‌ها برای تشکیل اسرائیل بنیان نهاده بودند.
این پرفسور صهیونیست در مصاحبه با روزنامه عبری زبان "هاآرتص" می‌گوید: "با وجود پیروزی‌هایی که اسرائیل در جنگ‌های بزرگ خود با کشورهای عربی به دست آورد؛ ولی این پیروزی‌ها باعث ریشه‌کن شدن تمایل عرب‌ها برای تداوم مقابله با تل‌‌آویو نشده است".
وی در ادامه می‌افزاید: "چیزی که باعث شده است که مناقشه موجود ابعاد هر چه پیچیده‌تری به خود بگیرد، اسلامی شدن می‌باشد یعنی این مناقشه بعدی دینی به خود گرفته و باعث افزایش شمار دشمنان اسرائیل شده است."
روبنشتاین خاطر نشان ساخت: "عین حماقت است اگر فکر کنیم که نظام‌های عربی کنونی تا ابد پا برجا خواهد ماند. آری! روزی اسرائیل از خواب بلند می‌شود که تمام اطرافش را نظام‌های اسلامگر افرا گرفته‌اند، نظام‌هایی که نه تنها مخالف موجودیت تل‌آویو هستند؛ بلکه برای نابودی‌اش لشکرکشی می‌نمایند".
وزیر پیشین دادگستری رژیم صهیونیستی در بخشی دیگر از گفتگوی خود با روزنامه‌ها آرتص، آنهایی را که به برتری فناوری‌های نظامی این رژیم دل خوش کرده‌اند به ریشخند می‌گیرد و می‌گوید: "جهان عرب نیز در صورت کسب اراده سیاسی لازم می‌تواند به چنین فناوری‌هایی دست یابد".
وی در ادامه از مظاهر نابودی نظام ارزشی صهیونیسم سخن می‌گوید و تمایل جوانان صهیونیست برای فرار از زیر بار فداکاری در راه حفظ موجودیت اسرائیل و همچنین بی انگیزگی آنان جهت عضویت در یگان‌های جنگی ارتش را به عنوان نمونه ذکر می‌کند و می‌گوید اقدام این افراد در شانه خالی کردن از زیر بار مسوولیت باعث شده است تا بار سنگین این امر بر دوش بخش کوچکی از افراد جامعه بیافتد.
مدیر مدرسه "تربیت رهبر" تل‌آویو نیز با روبنشتاین هم عقیده است و می‌گوید:"یکی از عوامل مهمی که باعث متلاشی شدن نظام ارزشی صهیونیسم شده آن است که رهبران اسرائیل دیگر به عنوان یک الگوی مناسب برای جوانان ما به شمار نمی‌روند مسوولان صهیونیست در حالی فریاد مقابله با دشمنان را سر می‌دهند که فرزندان خود را ز حضور در میدین جنگ استثنا می‌کنند."
ایرز ایشل در ادامه می‌افزاید که دو پسر ایهود اولمرت، نخست وزیر رژیم صهیونیستی برای فرار از خدمت سربازی به کشورهای خارجی سفر کرده‌اند.
ژنرال شلومو گازیت، رئیس پیشین سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی (امان) نیز معتقد است که مخالفت تل‌آویو با تمایل عرب‌ها برای حل مناقشه موجود باعث نابودی اسرائیل می‌شود.
وی در ادامه از توصیه‌های برنار لویس، مستشرق آمریکایی مبنی بر ضرورت اجتناب اسرائیل از گفتگو با عرب‌ها به شدت انتقاد می‌کند و می‌گوید: "تداوم وضعیت موجود تنها نتیجه‌ای که در بر دارد، نابودی اسرائیل است"
این مقام پیشین دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی در ادامه به رهبران این رژیم توصیه می‌کند که در مقابل آتش بس بلند مدت از مرزهای 1967 عقب‌نشینی کنند.
موجودیت بدون مشروعیت
ناحوم برنیاع از تحلیلگران سرشناس و برجسته روزنامه عبری زبان "یدیعوت آهارنوت" که از روزنامه‌های کثیرالانتشار اراضی اشغالی (اسرائیل) به شمار می‌رود. بر این باور است که اسرائیل از همان روز اول آغاز جنگ دوم لبنان، جنگ را باخت. وی می‌گوید: "با وجود آنکه اسرائیل از نظر نظامی و اقتصادی قوی است؛ ولی مردم اعتماد و اطمینان خود را نسبت به آینده و تداوم بقای آن از دست داده‌اند."
ناحوم برنیاع در ادامه ماجرایی را تعریف می‌کند که برای گوردس، نویسنده یهودی آمریکایی پیش آمده و بیانگر ناامیدی نسبت به تداوم موجودیت اسرائیل است. وی اظهار می‌دارد. "گوردس چند ساعت پیش از پرواز به لوس‌آنجلس پیش یک پزشک رفت تا گواهی سلامت لازم برای انجام سفر هوایی را دریافت کند پزشک از وی در مورد شغلش پرسید. گوردس جواب داد که نویسنده‌ام. پزشک از او سوال کرد که در مورد چه موضوعی می‌نویسی؟ پاسخ گوردس این بود که در مورد آینده اسرائیل می‌نویسم. پزشک در واکنش‌به این جواب گفت: الان فهمیدم، شما داستان کوتاه می‌نویسید".
برنیاع می‌افزاید: "پاسخ اتوماتیک وار پزشک نشانگر فضای حاکم بر افکار عمومی است و نشان می‌دهد که صهیونیست‌ها نسبت به آینده اسرائیل ناامید هستند و علی رغم آنکه همه چنین احساسی را در وجود خود دارند؛ ولی هیچ کس در مورد آن صحبتی نمی‌کند. به هر رو، یاس موجود در جامعه نشات گرفته از جنگ پیشین یا پسین نیست؛ بلکه ریشه‌ای عمیق‌تر از این حرف‌ها دارد."
نویسنده مذکور می‌گوید: "مظاهر قدرت نظامی در اقتصادی اسرائیل گمراه کننده است و با وجود آنکه از اقتصادی استوار، ارتشی قوی و دانشگاه‌های مثال زدنی برخوردار است؛ ولی در تامین امنیت یهودیان موفق عمل نکرده و یک زندگی طبیعی را برای شان فراهم نساخته است. بی تردید، اسرائیل تنها کشور در جهان است که موجودیتش مورد بحث و جدال می‌باشد."
وی اظهار می‌دارد: "اسرائیلی‌ها به فلسطینی‌ها طعنه می‌زنند که جنبش ملی فلسطین عمری کمتر از جنبش صهیونیسم دارد؛ ولی با این وجود، احدی در جهان به حق فلسطینیان در برخورداری از یک کشور مستقل اعتراض ندارد و این در حالی است که حق یهودیان در برخورداری از چنین نعمتی مورد بحث و جدل است؛ ضمن آنکه تشکیک در چنین حقی منحصر به عرب‌ها و مسلمانان نیست، بلکه دیگران نیز در آن شریک هستند".
مظاهر بی‌اعتمادی
اندیشمندان و نویسندگان صهیونیست در پیش‌بینی‌های خود در مورد سرنوشت اسرائیل، به مظاهری اشاره می‌کنند که از صحت این پیش گویی‌ها حکایت دارد.
ابراهام تیروش، منشی دولت دومی که مناحیم بگین تشکیل داد می‌گوید: "به اعتقاد بنده،‌تصمیم اخیر آژانس یهود مبنی بر توقف روند تشویق یهودیان برای مهاجرت به اسرائیل از بارزترین مظاهر فروپاشی تفکر صهیونیسم است و نشانگر شکست جنبش صهیونیسم در حفظ نیروی ویژه پیشبرد طرح‌هایش که در راس آنها مسأله مهاجرت یهودیان قرار دارد می‌باشد امروز و به اعتقاد یهودیان سراسر جهان خطر زندگی در اسرائیل بیش از خطر گروه‌های آنتی سمتیست حاضر در کشورهای مختلف است. ضمنا میزان حمایت یهودیان از اسرائیل کاهش یافته است تا جایی که نتایج پژوهش‌های انجام گرفته در خصوص وضعیت یهودیان آمریکایی نشان می‌دهد که 70 درصد آنها به اسرائیل سفر نکرده‌اند و هرگز قصد انجام چنین سفری را ندارند. براساس نتایج به دست آمده از تحقیقات مذکور، 50 درصد یهودیان آمریکا با یک غیر یهودی ازدواج کرده‌اند و 50 درصد آنان نیز برای شان موجودیت یا عدم موجودیت اسرائیل هیچ اهمیتی ندارد ضمنا میزان مهاجرت معکوس ساکنان اسرائیل نیز رو به رشد است تا جایی که شمار اسرائیلی‌هایی که محل سکونت خود را ترک کرده‌اند، به 150 هزار نفر رسیده است."
راوی ریولین از رهبران برجسته حزب لیکود و رئیس سابق کنست (پارلمان رژیم صهیونیستی) مثال دیگری را برای گسترش ناامیدی نسبت به آینده اسرائیل ذکر می‌کند و می‌گوید: "شمار زیادی از اسرائیلی‌ها برای دریافت گذرنامه اروپایی تلاش می‌کنند تا در صورت نیاز از محل زندگی شان بگریزند".
وی در ادامه می‌افزاید:‌ "تلاش برای اخذ گذرنامه اروپایی از این احساس نشأت می‌گیرد که اسرائیل به سمت نابودی و زوال پیش می‌رود."
ریولین در بخشی دیگر از اظهارات خود در مورد تاثیر پدیده مذکور بر میزان آمادگی صهیونیست‌ها برای خدمت داوطلبانه سربازی، حضور در جنگ و فداکاری به منظور حفظ اسرائیل هشدار داد و گفت: "این ماجرا بر همبستگی میان اسرائیلی‌ها نیز تاثیر می‌گذرد و باعث بروز اختلافات فکری، اجتماعی و سیاسی در میان آنان می‌شود. به دیگر سخن، در شصتمین سال اعلام موجودیت اسرائیل، میان صهیونیست‌هایی که توان اخذ گذرنامه اروپایی را ندارند و هیچ پناهگاهی را برای خود نمی‌شناسند، با آن کسانی که گزینه‌ای غیر زا ماندن در اسرائیل دارند، اختلافی شدید پیش می‌آید که این امر خود یکی از مظاهر شکاف اجتماعی، قبیله‌ای و سیاسی است."
برخی صهیونیست‌ها معتقدند که خودداری یهودیان از مهاجرت به اراضی اشغالی، از عدم اعتقاد و باور آنها به اساطیری نشات می‌گیرد که اسرائیل بر اساسا آن شکل گرفته است. یولی گولدشتاین از رهبران اقلیت یهودی کانادا با نگرش مقاله‌ای که توسط روزنامه عبری زبان "هاآرتص" منتشر شد. تاکید کرد: "دیگر کسی فریب اسطوره‌هایی که صهیونیست‌ها با استفاده از آن درصدد اقناع یهودیان جهان برای مهاجرت به اسرائیل بودند، نمی‌خورد و دیگر کسی باور نمی‌کند که اسرائیل به عنوان آخرین دژ مقابله با دشمنان قوم یهود به شمار می‌رود".
در بخشی دیگر از مقاله مذکور آمده است: "85 درصد از یهودیان ساکن شهر مونترال که بزرگ‌ترین جمعیت یهودیان کانادا را تشکیل می‌دهند، خود از اسرائیل مهاجرت کرده‌اند ضمنا اسرائیل تلاش‌های بسیاری را برای انتقال یهودیان ساکن جمهوری‌های شوروی سابق صرف کرد؛ ولی این افراد بعد از آنکه مدتی را در آنجا صرف کردند تصمیم به مهاجرت گرفتند و از آنجا به کانادا آمدند."
ادعای واهی
و حال سوال مهم اینجاست که رژیمی که سران آن امیدی به بقای آن ندارند چرا برای قدرتی چون جمهوری اسلامی شاخ و شانه می‌کشد آیا آنها به راستی به شرایط خود آگاهی ندارند با این حربه‌ای است که بیشتر برای سران صهیونیست مصرف تبلیغات داخلی دارد و آنها می‌خواهند خود را برای ساکنین سرزمین‌های اشغالی قدرتمند نشان دهند.
اما آیا کسی می‌تواند باور کنید ارتشی که در برابر عده‌ای قلیل از رزمندگان حزب‌الله به زانو درآمد، توانایی تهدید جمهوری اسلامی را داشته باشد؟!