تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۹۶
شوراهای سوم؛ رقابتی متقاوت

حسین میرزایی
سومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا، آشکارا در شرایطی متفاوت و البته با درجه اهمیت افزون‌تری نسبت به دو دوره گذشته آن برگزار می‌شود. برگزاری همزمان این انتخابات با انتخابات مجلس خبرگان، یعنی جایی که توده‌ای‌ترین و نخبه‌ گراترین نهادهای انتخابی جمهوری اسلامی با هم تلاقی می‌یابند، بی‌شک هر دو را تحت تاثیر قرار می‌دهد. محتمل‌ترین این تاثیرات، افزایش یا کاهش مشارکت رای‌دهندگان در انتخابات است؛ هر چند با توجه به خصلت محلی شوراها به نظر می‌رسد این تاثیرات در قالب افزایش مشارکت مردمی در انتخابات و به نفع مجلس خبرگان اتفاق بیفتد. اما اهمیت سومین دوره شوراها، در امری غیر از میزان مشارکت رای‌دهندگان، در رقابت سیاسی جناحین سیاسی کشور نهفته است. دو دوره گذشته انتخابات شوراها اگر چه در توزیع قدرت میان دو جناح اصلی سیاست ایران، و اساسا در تغییر نقشه سیاست کشور اثرگذار بودند، اما نهایتا به منزله پیش آزمون رقابت اصلی جناح‌ها در مجلس و ریاست جمهوری قلمداد می‌شدند.
لیکن این بار نگاه‌ها تفاوت بسیار دارد. سومین دوره انتخابات شوراها نه تنها پیش آزمون رقابت‌های جناحی نیست، بلکه بر اساس تجربه، جهت دهنده و تعیین کننده آن است. شکست‌های متوالی اصلاح طلبان با شکست در انتخابات شوراها آغاز شد و پیروزی‌های اصولگرایان با پیروزی در این انتخابات. البته صرف کامیابی در این رقابت، برای ‌آنکه پیروزی‌های بعدی را دستیاب کند، کافی نیست. حضور در شوراها خاصه در کلانشهرها امکانی فراهم می کند که جناحین سیاسی بتوانند در ملموس‌ترین حوزه اجتماعی یعنی زندگی شهری، توانایی و کارآمدی خود را به رخ بکشند و اعتماد مردم را برای بدست‌گیری مسئولیت‌های بزرگ‌تر بدست آورند. تاکنون دو جناح اصلی کشور این فرصت را یافته‌اند که برای یک دوره شوراها را در اختیار داشته باشند.
از این رو هر طرف برای بدست ‌آوردن سومین دوره، با تجربه‌ای گرانسنگ به عرصه رقابت وارد می‌شوند. این وضعیت، سومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا را به یکی از مهم‌ترین و سخت‌ترین رقابت‌های جناحی بدل کرده است. در یک سو جبهه اصلاحات قرارداد که از یکسال پیش خارج از حاکمیت مانده و در طول این مدت برای بازسازی تشکیلاتی و گفتمانی خود تلاش کرده است. گرچه این تلاش‌ها تاکنون به دلیل ضعف رسانه‌ای اصلاح طلبان نمود چندانی نداشته و در عرصه عمومی کمتر قابل تشخیص بوده، اما آنچه آشکار است در دو حوزه گفتمان و سازمان، مرزبندی‌های جدیدی درون این جبهه رخ داده است.
سه طیف حاملان گفتمان اصلاحات، یعنی رادیکال‌ها، میانه‌روها و طیف‌ محافظه‌کار از هم تفکیک شده‌اند و خود را در قالب تشکیلات خاص خود متبلور ساخته‌اند. از این میان طیف رادیکال اصلاحات که در"‌جبهه دموکراسی وحقوق بشر" ساختمند شده، اساسا حوزه فعالیت خود را بیرون از کنش‌های انتخاباتی تعیین کرده و در انتظار فرصت‌های سیاسی آینده است. میانه‌روها که اینک پیکره اصلی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات را تشکیل می‌دهند، رویکرد انتخاباتی خود را تغییر داده و بر خلاف دوره‌های گذشته، فهرستی غیر سیاسی و متشکل از چهره‌های اجرایی را آماده ارایه کرده‌اند. طیف محافظه‌کار اصلاحات نیز که عمدتا پس از انتخابات ریاست جمهوری گذشته نمود تشکیلاتی یافت، شامل حزب تازه تاسیس اعتماد ملی و تا حدودی حزب نیمه‌جان همبستگی می‌شود. این طیف که اعلام کرده هیچگاه هیچ انتخاباتی را تحریم نخواهد کرد، قصد دارد، در عین تاکید بر نوع اصلاح طلبی حداقلی، تمایز خود را با اصلاح‌طلبان رادیکال و میانه‌رو نشان دهد.
در سوی دیگر میدان، در ارودگاه اصولگرایان نیز آشفتگی خاصی دیده می‌شود. در حالی یک طیف غالب قصد دارد با تشکیل شورای معتمدین، ائتلافی را میان طیف‌های این جناح سامان دهد. لیکن سه جریان متمایز اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند و احتمالا با فهرست‌های متمایزی در انتخابات شوراها شرکت خواهند کرد. طیف سنتی جناح اصولگرا همچنان سعی دارد چهره‌های شاخص اجتماعی را در لیست نامزدهای خود بگنجاند. این طیف هنوز پیشگام سیاستمدار زدایی از نهاد شوراهاست. طرفداران احمدی نژاد طیف دیگری در جناح اصولگرا هستند، که نسبت به حضور مستقل در انتخابات شوراها تمایل دارند.
همچنین شهردار اصولگرای تهران، قالیباف نیز در تلاش برای همسان سازی شورای شهر تهران به نفع خود است. مبنای تمایز طیف‌های جناح اصولگرا همان اختلاف روشی و رویکردی است که از زمان انتخابات ریاست جمهوری گذشته، سه گرایش مصلحت‌گرای سنتی (جبهه پیروان خط امام و رهبری)، عملگرای مدرن (جمعیت ایثارگران و هواداران قالیباف) و راست‌های انقلابی (جمعیت آبادگران و طرفداران دولت احمدی‌نژاد) را شکل داده است. البته از ظواهر امر چنین بر می‌آید که نوعی ائتلاف میان دو طیف مصلحت‌گرا و عملگرا در حال شکل‌گیری است ؛ امری که استقلال راست‌های انقلابی را از آنها بیشتر می‌کند. حضور طیف‌ هوادار دولت احمدی نژاد در انتخابات، آنهم خارج از ائتلاف جناحی، یکی از ویژگی‌هایی است که سومین دوره انتخابات شوراها را با دو دوره گذشته آن متفاوت کرده است.
در دوره‌های گذشته، دولت اصلاحات هیچگاه مستقلا در انتخابات شرکت نکرد، بلکه این گروه‌های متعدد اصلاح طلب بودند که فهرست انتخاباتی ائتلافی و یا مستقل را تهیه می‌کردند. دولت خاتمی رقیبی برای دیگر اصلاح‌طلبان نبود. اما در دوره اخیر دولت و دسته ‌هوادار آن آشکار برای رقابت در این انتخابات مهیا شده‌اند. گر چه دولت قانونا باید بی‌طرف باشد و شخص احمدی‌نژاد نیز بر این نکته تاکید کرده، لیکن استعفای برخی اعضای دولت برای حضور در انتخابات و ساماندهی مجدد ستادهای حامی دولت، نشان از تلاش هواداران دولت برای تسلط بر شوراها دارد. با این همه، تفاوت مهم سومین دوره انتخابات شوراها با دوره‌های گذشته آن را باید در رویکرد خاص جناح‌ها و طیف‌های درونی آن برای حضور در انتخابات دانست. برخلاف گذشته کسی که در این انتخابات با چراغ خاموشی نمی‌آید، جناح‌ها و طیف‌های گوناگون آنها خود را در پس عناوین مجعول و خلق‌الساعه پنهان نمی‌دارد و هیچ گروهی هویت خود را کتمان نمی‌کند.
بدین ترتیب سومین دوره انتخابات شوراهای شهر وروستا، دست کم از حیث نحوه حضور جناحین سیاسی در آن، یکی از شفاف‌ترین انتخابات در کشور به شمار می‌آید. پیروز این میدان هر که باشد خواه از اصلاح طلبان باشد خواه از جناح اصولگرایان می‌توان تصور کرد که بار دیگر عرصه سیاسی کشور را به تلاطم خواهد افکند؛ دیریست که انتخابات شوراها موتور حرکت گروه‌های سیاسی کشور شده است.