* برای شروع گفتگو اگر موافق باشید به نوامبر سال گذشته برگردیم. از انتخابات بگویید؟ فکر میکنید پیام یا پیامهای این انتخابات برای جمهوریخواهان چه بود؟
** انتخابات 7 نوامبر یک رای منفی به شخص بوش و یک رای منفی دیگر به سیاستهای ایالات متحده در عراق و افغانستان و اعزام نیروهای بیشتر به این کشور بود. کسانی که تاکنون بیش از 3000 تن از پسران، شوهران و برادرانشان، دیگر از باتلاق عراق بازنگشتهاند با آرای خود به بوش گفتند که دیگر بس است. انتخابات یک نه بزرگ به سیاستهای بوش در عراق و مخالفت با راهبرد ماندن در این کشور بود. گرفتاری در عراق در گذشته نزدیک و در جریان انتخابات اخیر که به یک تغییرات در کاخ سفید انجامید میتواند با ادامه این روند بحرانی بر انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا برای جمهوریخواهان تاثیر منفی بگذارد.
* و برای دموکراتها چه بود؟
** ما که برای اولین بار پس از 12 سال اکثریت را در سنا و کنگره به دست آوردیم با این انتخابات فهمیدیم که خیلی احساس مسئولیت میکنیم، ما احساس مسئولیت میکنیم که بیشتر صادق باشیم و این که ما برای رهبری و حکومت آمادهایم و توانایی این کار را نیز داریم؛ البته مبارزه ما هنوز هم ادامه دارد و به آیندهای روشن امیدواریم. در این میان من به عنوان نخستین زن رئیس کنگره میخواهم خودم را رهبری کنم، وظیفهام را به روشی انجام دهم که مطمئن باشم مدت زیادی طول میکشد که ما زن دیگری را به عنوان رئیس کنگره بشناسیم.
* خانم پلوسی! یکی ار راهبردهای انتخاباتی حزب دموکرات، ساماندهی اوضاع نابسامان امنیتی در عراق بود. فکر میکنید با روی کار آمدن دموکراتها و کنترل سنا و کنگره از سوی آنان آیا ما شاهد تغییراتی در مدیریت و راهبری اداره بحران عراق خواهیم بود؟
** عراق در بدترین شرایط است و هرج و مرجی گسترده این کشور را در برگرفته است. اگر ثبات در عراق هرچه سریعتر برقرار نشود و حوادثی ناگوار در ابعادی وسیع رخ دهند، بر شدت خشونتها افزوده خواهد شد و عراق به سرعت در جاده زوال به پس رانده خواهد شد. در صورتی که سیر تحولات در عراق از مرحله وخیم وارد مرحله وخیمتر شود، عواقب بسیار ناگوار انسانی، سیاسی و امنیتی در انتظار این کشور خواهد بود که به افزایش نیروها در عراق نیازی نیست و در مقابل باید تنها تلاشهای دیپلماتیک را افزایش داد و در جهت برقراری ثبات در عراق با دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه از نزدیک همکاری کرد. واقعیت این است که ما نمیخواهیم همان کارهای گذشته را انجام دهیم. آنچه ما میخواهیم انجام دهیم کمک به مردم ایالات متحده است و این فرآیند با مشی بهتر همراه خواهد بود. تصمیم گرفتن براساس واقعیتهای کنونی در راس راهکارهای ما قرار دارد و البته قضاوت این موضوع با شماست.
* پس از انتخابات نوامبر و بعد از ملاقات با بوش، قاطعانه گفتید که طرح او برای افزایش شمار سربازان آمریکا غلط است. در دیدار با کمیته نیروهای مسلح سنا نیز بیان کردید اگر بوش طرحی فوری برای خروج از عراق ارائه نکند ما با فشار به رئیسجمهور این مهم را انجام خواهیم داد. چرا با وجود اعلام صریح شما و هری رید ما شاهد موافقت گروهی از دموکراتها و حتی کنگره در اعزام بیش از 20 هزار سرباز آمریکایی جدید به عراق بودیم؟
** من و هری (رید) پس از انتخابات از رئیسجمهور بوش خواستیم به جای طرح افزایش نیروها در عراق طرح خروج تدریجی نیروهای آمریکایی را در طی 3 تا 6 ماه آینده مدنظر قرار دهد و در عوض مجددا تلاشهای نظامی خود را بر آموزش مجدد نیروهای عراقی متمرکز کند؛ اما وی گفت که دولت وی هیچ جدول زمانبندی را برای خروج نظامیان آمریکایی از عراق تعیین نمیکند؛ زیرا دشمنان ممکن است تاکتیک خود را براساس آن تنظیم کنند و چنین اقدامی به افزایش توقع مردم از ما منجر میشود. وی گفت ما در عراق تعهدات و ماموریتهایی داریم که باید آنها را به انجام برسانیم و این که متحمل فشارهای زیادی در خصوص تصمیماتش درباره عراق است. من به هری گفتم که در بسیاری موارد، این نگاه بوش دنیای کوچک شکست خورده آمریکا در عراق است و میخواهد تظاهر به موفقیت در عراق بکند تا این حقیقت را وانمود کند که اهداف کمی در حال محقق شدن است.
* به اعتقاد بسیاری این سکوت و عدم تغییر و تحول در مدیریت بحران عراق حتی با روی کار آمدن دموکراتها ناشی از عدم وحدت نظر و نداشتن راهبرد مشخص و عملی از سوی آنان است. اگر شما با این دیدگاه موافق نیستید چه دلیلی برای توجیه این کار دارید؟
** در اینجا راه چارهای وجود دارد. اگر ما به هر دلیلی درگیر این جنگ هستیم پس ما مسئول اداره و تدبیر و هرگونه چارهاندیشی ممکن نیز هستیم. بعضی راهحلها از طریق دیپلماسی صورت میگیرد و بعضی از طریق امنیتی. این دو مورد برای تصمیمگیری درباره آینده است. من فکر میکنم به هر حال ما میتوانیم یک گام به جلو برای جلوگیری از بحران برداریم و از شکست جلوگیری کنیم.
* با توجه به این که شما از نزدیک در جریان چالشها و تنشهای موجود در عراق بودید، راهکار برون رفت از این اوضاع را چه میدانید؟
** ما نقش بسیار مهمی در این زمینه به عهده داریم، زیرا باید درباره یک راهبرد تازه در عراق به توافق نظر برسیم؛ هر چند بوش در عین حال نیز مجبور است با فشارهای شدیدی که بر او وارد میآید مقابله کند. بویژه که بوش در موضع ضعف است و به خروج آبرومندانه از عراق و حل منطقی مساله افغانستان نیاز دارد. بوش ناگزیر به بازبینی گسترده رویکرد خود در قبال جنگ است. من فکر میکنم خروج از بحران کنونی در بعد داخلی نیز، توسعه خدمات درمانی، تامین اجتماعی، کاهش مالیاتها و مبارزه با فساد مالی از اقدامهایی است که باید به مرحله اجرا گذاشته شود؛ هر چند همه اینها نیازمند برگزاری اجلاسی منطقهای همانند اجلاس یوگسلاوی برای بررسی بحران عراق با حضور ایران و سوریه است. بحران عراق کارکرد گستردهای در جامعه آمریکا پیدا کرده است و به رغم پایان انتخابات، همه در جستجوی راهبرد جدیدی هستند که با مشارکت فعال ایران و سوریه میشود اوضاع را کنترل کرد.
* پس از انتخابات که بوش، را مسفلد را از کابینه کنار گذاشت ما شاهد برخی تغییرات اساسی در مهرههای مرتبط با اداره بحران در عراق بودیم. شما فکر میکنید این جابهجایی پستها در کاخ سفید کمکی با ساماندهی اوضاع نابسامان عراق خواهد کرد؟
** در دیداری که با جری مک کوین داشتم فهمیدم که عملکرد را مسفلد در عراق با پیشرفت بسیار کندی همراه بود. واقعیت این است که مسیر سیاست آمریکا در عراق باید تغییر کند و البته به نتایج ملموسی دست یابد. من فکر میکنم این راهبرد رئیسجمهور مکمل کننده خط مشی خود در عراق است و به این دلیل تغییرات برای ساماندهی این وضعیت خیلی مهم است.
* فکر میکنید با این راهبرد جدید بوش در اعزام نیروهای بیشتر به جای تکیه بر توانمندی ملت و دولت عراق، خشونتها به شکل قابل قبولی کنترل خواهد شد؟
** ما تصور این که تلاشهای هماهنگ شده ای در عراق برای حل مسائل از طریق سیاسی در جریان است به این کشور رفتیم؛ تلاشهایی برای کاهش دادن نزاعهای داخلی و خشونتها و تلاشهای دیپلماتیک برای ایجاد ثبات در منطقه که هیچکدام از این موارد به چشم ما نخورد. ما باید مجدد برای نبرد علیه تروریستها در کنار مساله تعلیم نیروهای عراقی متمرکز شویم تا آنها بتوانند خود علیه تروریستها وارد مبارزه شوند. ما هرگز با حل این بحران از طریق ادامه جنگ موافق نیستیم، ولی به هر حال از دادن پشتوانه و حمایت به سربازانمان مضایقه نمیکنیم؛ هر چند فکر میکنم اکنون رویای نومحافظهکاران در عراق بر باد رفته است.
* بوش پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر بخش اعظمیاز امکانات ایالات متحده را روی سیاست خارجی بخصوص بحث مبارزه با تروریسم و گسترش دموکراسی در عراق و افغانستان متمرکز کرده و البته در این راه هم به اذعان بسیاری، حتی خود نومحافظهکاران با شکست مواجه بوده است. میخواهم بپرسم آیا در بعد سیاست داخلی نیر همین شکل عمل کرده است؟ نظر شما در این باره با توجه به ناکاراییهایی که مثلا در مدیریت بحران طوفان کاترینا پیش امد چیست؟
** ما در حالی بسیاری از داشتههایمان را در بحبوحه تهدید عراق روانه این کشور کردیم که این احتمال وجود داشت هر لحظه آنها علیه ما از تسلیحات هستهای و شیمیایی استفاده کنند. ولی بعدها و پس از حمله هیچ وقت آن تهدید آنی برای من قابل درک نبود، چرا که آنها اصلا این توانایی را نداشتند؛ بنابراین من هیچ توجهی برای جنگ ندیدم و فکر میکنم وقتی رئیسجمهور تصمیم گرفت جوانان و فرزندان ما را روانه این مسیر فرساینده و البته غیر بازگشت کند بهتر بود به حمایت میاندیشید. پیشرفتهای به دست آمده در افغانستان، کشوری که ارتش آمریکا در 5 سال گذشته در آن حضور داشته، در خطر نابودی و انقراض کامل قرار دارند. من در دیدار با کرزای به مردم افغانستان قول و تعهد دادهام که اجازه ندهیم افغانستان به مامن طالبان تبدیل شود؛ هر جند نومحافظهکاران کاخ سفید با تبیین طرحهای مبارزه با تروریسم خود، جنگ عراق و افغانستان را طراحی کردند، با به بن بست رسیدن این راهبردها با شانه خالی کردن از مسئولیت این ناکامیها سعی میکنند دیگری را مسئول این ناکامی معرفی کنند.
* به عنوان رئیس مجلس نمایندگان آمریکا فکر میکنید با به قدرت رسیدن دموکراتها در سنا و کنگره، ما باز شاهد تداوم رفتارهای ضد منافع ایران نظیر تخصیص بودجه چند ده میلیون دلاری، تداوم تحریمها و اقداماتی از این قبیل خواهیم بود؟
** روی حرفهای بوش که گفته برای حل اختلافات با ایران بر راهکار دیپلماتیک تمرکز دارد، حساب میکنم اما ما هم باید ملاحضات و دیدگاههای خود را داشته باشیم و در کنار اینها نیاز به تغییر نگرش تهران وجود دارد.
* در گفتگو با نیوزویک و روزنامه کلارین از ایران و سوریه برای مشارکت در گفتگوهای منطقهای دعوت کرده بودید. فکر میکنید کمک ایران در حل بحران عراق و در نگاه کلی تر حتی بحران لبنان به چه شکلی راهگشا خواهد بود؟
** در حال حاضر ایران به عنوان یک قدرت منطقهای و تاثیر گذار است. به همین علت در هرگونه راهبرد جدید برای اداره بحران عراق باید با ایران گفتگو کرد و از تواناییهای آن برای پایان دادن به بحران ناامنی در عراق بهره گرفت. محافظهکاران از یک سو به واسطه شکست راهبردهای خود و از سوی دیگر، بر اثر گسترش موج تروریسم، در حال شکست در عراق هستند. آنها چنین آسیبی به وجهه ما وارد کردهاند که دیگر جای هیچ گونه جبرانی برای ما باقی نمانده است و اینها هستند که میتوانند به ما کمک کنند. من در دیار با مالکی تاکید کردم که ایران و سوریه باید در مذاکرات ممنطقهای که درباره عراق صورت میگیرد، حضور داشته باشند؛ چرا که نفع همسایگان عراق در ثبات این کشور است. ما هم از این گفتگوها استقبال میکنیم.
* برخلاف جریان رسانهای موجود از سوی تیم جنگطلب بوش در به بن بست رسیدن مذاکرات هستهای، فکر نمیکنید که ادامه یا حتی یا مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن، یک راهکار موثر و مفید برای ادامه راهبرد دیپلماسی هستهای در پرونده هستهای ایران باشد؟
** من فکر میکنم که راهحل دیپلماتیک این پرونده پیوندی ناگسستنی با رفع اختلافات میان تهران و واشنگتن دارد؛ البته من بارها گفتهام که نه تنها بوش بلکه هیچ رئیسجمهور دیگری بدون تایید کنگره حق حمله به ایران را ندارد. بدیهی است که ادامه مذاکرات و برگشتن تهران به میز مذاکره همرا با اقدامات شفاف بهترین مسیر است.
* به اعتقاد بسیاری این راهبرد نومحافظه کاران در به بن بست کشاندن مذاکرات هستهای ایران نمیتواند طرفهای مذاکره کننده را به یک نتیجه منطقی و قابل قبول برساند. به نظر شما در صورت شکست این راهبرد، دورنمای دیپلماسی این پرونده که مزایا و انگیزههای کافی برای طرفین داشته باشد از چه راهی قابل تحقق است؟
** پاسخ مناسب برای این پرسش شما ادامه روند اعتمادسازی تهران است. طبیعی است وقتی ما درباره نیات و اهداف دور و نزدیک ایران هیچ نظر قطعی را نمیتوانیم ابراز کنیم فقط مذاکره میتواند ما را از این غبار بیاعتمادی همراه با انجام اقدامات اعتمادساز تهران خارج کند.