قاسم غفوری
جرج بوش برای شرکت در اجلاس اپک در حالی راهی ویتنام میگردد که گسترش موج آمریکاستیزی در شرق، وی را با چالشهای فراوانی مواجه ساخته که از پیامدهای آن میتواند شکست سفر او باشد.
نشست اقیانوسیه ـ آسیا (اپک) طی روزهای آینده در ویتنام برگزار میگردد. در این راستا جرج بوش رئیسجمهور آمریکا نیز سفری دورهای به شرق آسیا را در دستور کار قرار داده است. وی ضمن دیدار با همتایان کره جنوبی، ژاپن، چین، روسیه، و 21 کشور شرکتکننده در اجلاس اپک از اندونزی، سنگاپور و ژاپن دیدار خواهد داشت. جرج بوش در حالی در این نشست شرکت میکند که: موج آمریکاستیزی در شرق آسیا افزایش یافته است، بحران کره شمالی وارد مرحله جدیدی گردیده، واشنگتن به دنبال متحدان جدیدی در شرق آسیا میباشد، جرج بوش پس از شکست در انتخابات نیازمند نمایش قدرت در اقصی نقاط جهان است، کشورهای منطقه به اتحاد و همکاری فراگیر تاکید دارند.
بر این اساس مهمترین اهداف بوش از سفر دورهای به شرق را میتوان چنین ارزیابی نمود.
1) پس از جنگ جهانی دوم آمریکا به بهانه مسائل امنیتی و جلوگیری از بحران جهانی به احداث پایگاه نظامی در شرق آسیا مبادرت ورزید. هر چند که در چند دهه گذشته آمریکا خود را سرپرست و قیم این کشورها دانسته و بر حفظ پایگاههای خود تاکید دارد، اما در سالهای اخیر گرایشات ضد آمریکایی رشد چشمگیری در منطقه داشته است. تحولات خاورمیانه و آمریکای لاتین، گرفتاری آمریکا در عراق و افغانستان، ایجاد دولتهایی با نگرش استقلالطلبانه در شرق آسیا، افزایش انتقادهای جهانی به سیاستهای آمریکا و متحدانش، گرایش کشورهای آسیایی به اتحادیههای منطقهای و... از عوامل رشد تفکرات ضد آمریکایی و شکست این کشور در شرق آسیا میباشد.
اکنون بوش در حالی به کشورهایی نظیر ژاپن سفر میکند که در ماههای اخیر شاهد تظاهراتهای گسترده ضد آمریکایی در این کشور، کره جنوبی و سراسر شرق آسیا میباشد. این چالشها در حالی فراروی بوش قرار دارد که پیروزی دموکراتها در انتخابات میان دورهای نیز به این امر دامن میزند.
در چنین شرایطی بوش تلاش دارد تا با رایزنی با مقامات شرق آسیا در اجلاس اپک و سپس دیدار از ژاپن، سنگاپور و اندونزی در جهت کاهش این چالشها و در نهایت انعقاد پیمانهای جدید (بویژه در حوزه نظامیو حفظ پایگاهها) گام بردارد تا در برابر دموکراتها و افکار عمومی ایالات متحده چهرهای موفق از دیپلماسی را به نمایش گذارد هر چند که مسیر تحولات بویژه تظاهرات برگزار شده علیه بوش در منطقه این هدف را با چالش مواجه ساخته است (آمریکا 50 هزار سرباز در ژاپن و 32 هزار نفر در کره جنوبی دارد که اعتراضات مردمی، زنگ خروج آنها را به صدا درآورده است.)
2) از چارچوبهای کاری آمریکا در شرق آسیا، اعمال فشار بر کره شمالی به عنوان یکی از محورهای شرارت میباشد. پس از تصویب قطعنامه 1718 در شورای امنیت علیه پیونگ یانگ، آمریکا دیپلماسی فراگیری را برای اعمال تحریم علیه این کشور آغاز نمود. دولتمردان کاخ سفید که به دلیل سیاستهای غیرمسئولانه و عدم پذیرش مذاکره با کره شمالی موجب گرایش آن به آزمایش هستهای شدند، اکنون برای اعمال فشار بر منطقه جهت اجرای تحریم پیونگ یانگ فعالیت میکنند. این در حالی است که بسیاری از کشورها از جمله کره جنوبی، چین و روسیه و... حاضر به اجرای این تحریمها نبوده و رسما عدم اجرای آن را اعلام کردهاند. بوش در این سفر بر آن است تا اجماعی کلی علیه پیونگ یانگ به دست آورد که در قالب مذاکرات شش جانبه در ویتنام (مرکز اجلاس اپک) اجرا میگردد.
3) سیاست آمریکا در سالهای اخیر از آغاز بازگشایی پرونده هستهای ایران بر این اصل استوار گردیده که در محافل بینالمللی برای فرار از انتقادها و شکستهای احتمالی به بازگشایی پرونده ایران میپردازند تا در ظاهر اجماعی جهانی علیه آن را به نمایش گذارند. در اجلاس اقیانوسیه ـ آسیا نیز این امر جزء طرحهای آمریکا قرار دارد که در چارچوب جوسازی علیه فعالیتهای ایران اجرا میگردد .هر چند که پیش از این، شرکت کنندگان در اجلاس بویژه چین و روسیه بر حمایت از ایران تاکید و طرحهای آمریکا را نادرست دانستهاند.
4) آنچه در سفر دورهای بوش قابل تامل میباشد دیدار وی از سنگاپور و ویتنام است. هر چند که میزبان اجلاس اپک، ویتنام میباشد اما دولتمردان آمریکا حساب ویژهای برای این کشور بازگشایی کردهاند. در حالی که از دهه 70 تاکنون روابط طرفین چندان توسعه نداشته، اکنون تاکید طرفین بر گسترش مناسبات حکایت از رویکردهای جدید در منطقه دارد. (پیش از این مقامات ویتنام از واشنگتن دیدار داشتهاند و اکنون سفر بوش به این کشور میتواند آغاز روابطی جدید باشد.) با توجه به اینکه ضدیت با آمریکا در پایگاههای سنتی آمریکا در شرق افزایش یافته، این کشور به دنبال پایگاهی جدید در منطقه است که براساس تحولات جاری، ویتنام و سنگاپور میتوانند تا حدودی این نقش را ایفا نمایند چنانکه هم اکنون آمریکا برای گسترش روابط با آنها برنامهریزی میکنند.
در نهایت میتوان گفت که هر چند جرج بوش برای جبران شکست در انتخابات و به نمایش گذاردن چهرهای فاتح در عرصه دیپلماسی، به شرق آسیا سفر میکند اما مسیر تحولات منطقه بویژه تظاهراتهای گسترده ضد آمریکایی (کره ژاپن، ژاپن) و اعلام صریح مخالفت سران منطقه با طرحهای آمریکا واشنگتن، این سفر را با ناکامی مواجه میسازد. البته این نکته قابل ذکر است که بوش تلاش خواهد داشت که در این سفر امتیازاتی برای طرفهای مقابل در نظر بگیرد تا در ظاهر هم که شده از وی حمایت نمایند. (بویژه اینکه در قبال کره شمالی به این مهم نیازمند میباشد) اما این امر نیز در بلندمدت پاسخگوی شکستهای آمریکا در منطقه نخواهد بود و آنها چارهای جز پذیرش پایان حضور در شرق و خروج اجباری از آن نخواهند داشت.