گروه بینالملل ـ ایهود باراک با دیدگاهی افراطی بار دیگر آمادگی خود را برای حضور در صحنه سیاسی اعلام نموده است در حالی که حمایت اولمرت از وی بیانگر اهداف بلندمدت از سوی رژیم صهیونیستی است که محوریت آن را اعمال فشار بر مخالفان داخلی و هشدار به فلسطینیان و مجامع جهانی تشکیل میدهد.
ایهود باراک که روزی نخستوزیری رژیم صهیونیستی را در اختیار داشت پس از 5 سال کنارهگیری از سیاست بار دیگر به عرصه تحولات بازگشته است. وی که دارای دیدگاهی افراطی و توسعهطلبانه است براساس درخواستی از آمادگی خود برای حضور در انتخابات داخلی حزب کار خبر داده است. وی در شرایطی این مهم را اعلام نموده که: اولا اولمرت برای برکنار عامیر پرتز، وزیر جنگ به بهانه شکست در جنگ 33 روزه لبنان تلاش میکند ثانیا حضور باراک به جای پرتز در راس حزب کار به منزله قرار گرفتن در پست وزارت جنگ میباشد.
هر چند که ظاهرا رقابت باراک و پرتز اقدامی درون حزبی (حزب کار) برای کسب و حفظ قدرت است اما حمایت اولمرت از باراک تلاش برای قدرتیابی وی بیانگر سیاستی فراگیر از سوی دولتمردان تلآویو میباشد که اهدافی داخلی، منطقهای و بینالمللی را پیگیری میکند.
1) از چالشهای اولمرت مخالفتهای شدید اعضای حزب کار به سیاستهای دولت است که تزلزل دولت ائتلافی (کادیما، کار و شاس) را در پی دارد. اولمرت اکنون با حمایت از باراک دو هدف را پیگیری میکند. اولا ایجاد بحران درون حزبی برای حزب کار که موجب کاهش انتقادهای آنها از دولت میگردد ثانیا افزایش گوشزد کردن خط برکناری پرتز از وزارت جنگ که پیامد آن همکاری وی با خواستههای اولمرت میباشد.
2) پرتز به دلیل سیاستهای اجتماعی و رفاهی که در شالوده حزب کار قرار دارد از روحیه نظامیگری چندانی برخوردار نمیباشد، بگونهای که بسیاری از ناظران سیاسی حضور وی در وزارت جنگ را عامل تزلزل ارتش رژیم صهیونیستی میدانند. در شرایطی که فلسطینیان حاضر به پذیرش طرح سازش نمیباشند، دگرگونی در راس ارتش صهیونیست و حضور یک افراطی در وزارت جنگ تهدیدی از سوی تلآویو برای فلسطینیان قلمداد میشود که با هداف واداشتن آنها به پذیرش طرحهای سازش برای عدم حضور افراطیون در ارتش صورت میگیرد. البته صهیونیستها که تاکنون در برابر پاسخهای موشکی و عملیاتهای استشهادی مقاومت ناتوان بودهاند، اکنون با وجود افراطیون برای جبران شکستها و اجرای توسعهطلبیها فعالیت میکنند تا شاید بدین وسیله از حجم انتقادهای داخلی به دولت نیز کاسته شود.
3) باراک در شرایطی به عنوان کاندیدای وزارت جنگ معرفی گردیده که تحولات خاورمیانه و نگرش بازیگران خارجی به آن دگرگون گردیده است. صهیونیستها اکنون برآنند تا با دگرگونی در ساختار سیاسی اولا خود را با تحولات جدید خاورمیانه هماهنگ سازند، که براساس اصلاحات غرب میباشد ثانیا با حضور افراطیون در راس قدرت که تهدیدی برای طرحهای آمریکا و اروپا است به امتیازگیری از مجامع جهانی پردازد.
بر این اساس میتوان گفت که حضور باراک در روند سیاسی و حمایت اولمرت از آن بیش از آنکه در راستای اصلاحات در ساختار سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی باشد ابزاری است برای کاهش مخالفتها با اولمرت و به نوعی امتیازگیری از فلسطینیان، جهان عرب و مجامع بینالمللی. البته تاکید عامیر پرتز بر حفظ قدرت و تاکید هواداران وی بر کنارهگیری اولمرت از قدرت چالشی است که در برابر سیاست مذکور مانع از تحقق کامل طرحهای اولمرت با حضور باراک میگردد. هر چند که آنها بر استفاده تبلیغاتی و جنگ روانی از این سیاست همچنان تاکید و خواستار اجرای آن میباشند. لذا این دگرگونی را اقدامی نه از روی قدرت بلکه تزلزل رژیم صهیونیستی میتوان دانست که فروپاشی درونی آن را بیش از پیش نزدیک میسازد.