دکتر حسین نجابت نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی
* خطراتی که از ناحیه اختلاف میان مسئولین دامنگیر نظام اسلامی و مردم خواهد شد چیست؟ چه ثمرهای از این اختلاف به کیسه دشمنان ریخته میشود؟
** نجابت: به نظر میرسد که در تمامی ادوار انقلاب اسلامی یعنی از سالهای منتهی به پیروزی انقلاب تا انقلاب و جنگ تحمیلی و تاکنون، همه مسئولین ارشد نظام از کلیت یک تصمیم نظام حمایت کرده و وحدت خودشان را نشان دادهاند. اگر این وحدت وجود داشته باشد، این وحدت در بین مردم تسری پیدا میکند و مردم همه به وحدت نظر میرسند. این وحدت نظر بیتردید قویترین ابزار پیشبرد اهداف نظام جمهوری اسلامی در مقابله با دشمنان بوده است. اگر این وحدت شکسته شود، اهداف بر زمین میماند و دشمن در رسیدن به هدفهای خود کامیاب میگردد. این اصل صورت قضیه است. البته در ادوار مختلف در مسایل گوناگون جلوه میکند. فرض کنید که در ابتدای انقلاب بنیصدر بود و تلاش میشد که بنیصدر با روحانیت درگیر شود. او ماده مستعد را داشت. خود او هم آماده بود.
از بیرون هم رسانههای بینالمللی و مقامات غربی برای این اختلاف شاهد مهیا میکردند که در برههای هم نسبتاً موفق شدند. اما وقتی جنگ اتفاق افتاد مردم و مسئولین با هوشیاری اجازه اختلافافکنی ندادند. اما ستون پنجم دشمن فعال بود. بعضی از گروهها هم مانند گروههای ملی ـ مذهبی در یک برههای تلاش کردند تا دفاع 8 ساله تحمیلی را بیهوده نشان دهند که موفق نشدند. هر دورهای مسأله خاص خود را دارد. در دوره فعلی تلاش دارند تا دولت آقای احمدینژاد را غیرکارآمد و تصمیماتش را غیر کارشناسی جلوه دهند. ابراز آنها در حال حاضر این است. آنها سعی دارند اختلاف سلیقهها را مبنا قرار داده و یک قوه را روبروی قوه دیگر قرار دهند؛ مجلس را روبروی دولت، دولت را روبروی قوه قضائیه و بالعکس و... مصادیق آن مختلف است اما تلاش آنها برای شکستن وحدت ملی همیشه وجود داشته است.
در حال حاضر در مسأله هستهای که خوشبختانه کل نظام، همه مسئولین و مردم بالاتفاق پشت این پروژه قرار گرفتهاند و دشمن هم هیچ راهی جز امتیاز دادن ندارد، شاهد خوبی درباره فایدهبخشی اتحاد است. اگر در همین مسأله اختلاف بروز کند همین اختلاف سلیقه ابزار هجوم دشمن میشود. فرمایشات مقام معظم رهبری هشدار بر هوشیاری است که همیشه ملت را از مشکلات رهانیده است. در داخل، انداختن شکاف میان مسئولین از اهداف دشمن است، در منطقه هم در حال حاضر رویارویی مردم در برابر مردم اهداف دشمن است. این اختلاف همه چیز را از بین میبرد و میتواند پیروزیهایی که در ماهها و سالهای اخیر به دست مسلمانان اصولگرای منطقه افتاده است تحتالشعاع قرار دهد.
* آیا اینگونه که برخی رسانههای داخلی یا مسئولین تبلیغ میکنند دولت یا سایر ارگانها ناکارآمد هستند؟
** نجابت: القاء ناکارآمدی دولت صددرصد یک جنگ روانی است. فرق یک نظام اسلامی با نظام غیر اسلامی این است که ما افکار خود را به هر قیمتی نمیبایست تحمیل کنیم. در داخل مثل همیشه بین گروهها و جناحهای سیاسی رقابت هست، اما انصاف را نبایست زیر پا گذاشت و نبایست منافع ملی را برای آنکه خودمان پیروز شویم فدا کنیم. ناکارآمد جلوه دادن دولت یا هر کدام از قوای سهگانه نیاز به تحلیل و آمار دارد. حقیقتاً اگر آمار را بنگریم میبینیم که مشارکت مردم و شور و هیجان آنها در سرنوشت سیاسیشان قطعاً شادابتر از دوران گذشته است. حرکت به سمت عدالت که قوام حکومت ما و مشروعیت آن در پیگیری عدالت است، شاخص خوبی است که بفهمیم در حالت بسیار مثبتتری نسبت به گذشته هستیم.
دولت تلاش دارد که در تصمیمگیریها وزن دادن به اقشار آسیبپذیر و محوریت عدالت را در نظر بگیرد. این یک قدم به پیش است. شاخصههای علمی، سیاسی و اقتصادی، و سیاست خارجی همگی موید پیشرفت است. در سیاست خارجی عزت در رفتار کلی نظام پدیدار شده است. کارآمدی و ناکارآمدی بایستی با شاکلهها و شاخصهها نمایان شود. دسترسی عادلانه مردم به امکانات کشور و ثبات قطعی که در کشور هست، و رشد شاکله امنیت ـ امنیت داخلی و خارجی ـ مقولاتی است که به طور نسبی وضع مردم و مملکت را از استواری بهتری نسبت به دوران قبل برخوردار کرده است. همین هم انتظار میرود. اگر مسئولین اختلافات را بیش از پیش کنار بگذارند نتایج مثبتتری به بار خواهد آورد.
* همانگونه که رهبری فرمودند نقشه استکبار در منطقه رویارویی مردم با همدیگر است؛ در این میان نقش انگلستان که از ابتدا با تفرقه افکنی متولد شده چگونه است؟
** نجابت: جمله معروف تفرقه بینداز و حکومت کن را به انگلیسیها منتست میدانند. این یک استراتژی در رویکرد امپراتور انگلیس در قرن 17 و 18 و 19 و اوایل قرن 20 بوده است. به واقع مردم را به جان مردم میانداختند و بعد خودشان و ایادیشان را بر اوضاع مسلط میساختند. اما مسئله در وضعیت فعلی مقداری تفاوت میکند. مقام معظم رهبری هم فرمودند که آمریکاییها و انگلستان آموختهاند. در حال حاضر موضعی که انگلستان اتخاذ کرده است، موضع بسیار ضعیفی است؛ یعنی تبعیت کورکورانه از سیاستهای آمریکا.
در حال حاضر هیچ کس انتظار ندارد که انگلیس جلودار یک حرکت نو و یا حل یک مشکل باشد چرا که کاملا در پشت سر آمریکا موضع میگیرد و تقریباً بدون هماهنگی با او هیچ تصمیمی را اتخاذ نمیکند. بنابراین به نظر میرسد که در حال حاضر نقشهای درجه دو را به انگلیس واگذار میکنند؛ به دلیل اینکه خودش این چنین خواسته است. انگلستان در دوران بلر کاملاً خود را در خط آمریکا قرارداد و تقریباً ابزار دست و پیادهساز سیاستهای آمریکا در اروپا است. ارکان سیاستهای استعماری در حال حاضر در اختیار آمریکا ست و با لابی صهیونیستها و کسانی که ثروت را در اختیار دارند این سیاستها را پیاده میکنند. به نظر میرسد که انگلیس به دست خودش نقش درجه اول را از رویکردهای خود کنار زده است و نقش درجه دو را بازی میکند. بایستی حواس خود را کاملا جمع کنیم که کلید کارها به دست آمریکا و سیاستهایی است که لابی صهیونیسم در سطح بینالملل ساماندهی میکند.
مجتبی شاکری عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی
* به چه دلیل اختلاف افکنی در میان مسئولین کشور این همه از سوی استکبار پی گیری میشود؟
**شاکری: دولت عدالت محور دکتر احمدینژاد، هر مقداری که در عرصه بینالمللی گشایشهای جدید پیدا میکنید و اهداف راهبردی آمریکا در مضیقه و تنگنا قرار میگیرد، عکسالعمل دشمن برای اینکه جبهههای جدیدی برای ما باز کنند و موضاعات جدید بینالمللی و داخلی را برای ما مطرح کنند که فشار این وحدت و تراکم ما بر روی مسایل اصلی کم شود، بیشتر میشود. اگر دشمن از وحدت ما ضربه خورده است طبیعی است که در صدد شکستن وحدت مسئولین و مردم میباشد. آمریکا در حذف حزبالله و ساختن خاورمیانه جدید و خاورمیانه بزرگ و... شکست خورد. در زمینه هستهای هم موفقیتی به دست نیاورده است. علیرغم آنکه فشار شدیدی را وارد کردند؛ ثمرهای به دست آنها نیامد.
آمریکا در موضع سراشیبی انحطاط قرار گرفته است. موضع فرودستی آمریکا تا بدان جا رسیده که حتی همکاران بوش هم به طور علنی علیه دولت انتقاد میکنند و میگویند که خاورمیانه جدید با محوریت ایران در حال شکلگیری است. لذا آنها بحث اختلافافکنی مذهبی در میان مردم و بحث ناکارآمدی دولت و وجود اختلاف میان مسئولین را دامن میزنند و از طریق رسانههای وابسته پیگیری میکنند. آن چیزی که مهم است آن است که ما بایستی منحنی حرکات آمریکا در حوادث مختلف را بشناسیم و بدانیم که پس از هر انفعالی از سوی آمریکا، این کشور دست به چه حرکاتی میزند تا بتواند فشار جبهه واحد انقلاب را بر روی خود کم نماید. در حال حاضر با این شیوه اختلافافکنی میان مسئولین و دامن زدن آن توسط ایادی داخلی خواهند توانست مقداری از فشارها علیه خود را بکاهند.
آنها بین جبهه داخلی میگردند و موضوعات اختلافی را به صورت بمباران تبلیغاتی مطرح میکنند و در جامعه انتشار میدهند تا پیوند بین جبهه انقلاب گسسته شود. مسئولین و جناحها بایستی این منحنی را به خوبی درک کنند تا داخل دام نیافتند. سخنان مقام معظم رهبری که به صورت کاملا شفاف و عملیاتی مطرح شد نشان میداد که برخی از نشانه رویهای آنان به نوعی آسیبهای داخلی برای ما داشته است و مدیران و تصمیمسازان بایستی توجه کافی نمایند که دشمن چگونه رصد میکند و نقاط ضعف را پر رنگ جلوه میدهد. بایستی ببینند که مثلا اقدام عبث و ناپختهای که در مورد انتشار نامه محرمانه امام صورت گرفت که اصلاً مربوط به این زمان نبود و ارتباطی با موضوع حاضر نداشت آنان بهرهبرداری خود را از آن موضوع کردند.
* یالثارات: در اختلاف میان مسئولین معمولا دولت یا برخی دیگر از دستگاهها ناکارآمد معرفی میشوند؛ آیا به واقع چنین است؟
** نجابت: دو مطلب بایستی در اینجا بیان شود؛ اول آنکه دولت نهم را در مقایسه با دولتهای قبل و کارهایی که داشتند بسنجیم.
حجم عملیاتی که در حال حاضر صورت میگیرد و نوع تعامل با مردم با گذشته مقایسه شود. تردیدی وجود ندارد که دولت نهم چهرهای متفاوت و انقلابی از خود نشان داده است، حجم کار و تلاشی که انجام میدهد فوقالعاده است، شعارهای اصلی او شعار اصلی انقلاب است و مطالبات مردم را مطرح میکند. نامههای فراوانی که مردم در ملاقات به دولت میدهند نشاندهنده آن است که دولت میخواهد به مطالبات رسیدگی کند. اساسا سابقه اینکه روی کره زمین یک رییس دولت، هیات دولت را شهر به شهر با مردم که خط مقدم گیرنده هستند مواجه کند وجود ندارد.این پدیده پدیده جدید و ارزشمندی است که اتفاق میافتد و با خطرات گوناگونی که وجود دارد و زحمتی که متحمل میشوند پدیده مبارکی است.
از سوی دیگر نشان دهنده ضریب امنیت بالا در کشور است که هیات دولت به راحتی اعلام میکند در کدام استان یا شهر حضور مییابد. اینها شگفتیهایی است که بر هیچ کس پوشیده نیست. شدت یافتن کار عملیاتی و عمرانی که در بودجه دولت هم دیده میشود نشان میدهد میدانی که در برابر خود میبیند بسیار وسیع است. اما از سوی دیگر بایستی گفت کار دولت در مقایسه با کل کارهایی که بایستی انجام شود هنوز کافی نیست. البته این توقع وجود ندارد که یک شبه همه مشکلات حل شود چرا که مع الاسف فهرست کارهای نشده که دولت قبل آنها را انجام ندادند طولانی است و دولت هر چه هم کار کند باز هم ظرفیت خالی وجود دارد. منتقد یا ناظر منصف میتواند در مقایسه کار دولت نهم با دولتهای گذشته بگوید که دولت از این فهرست، این کارها را به عهده گرفته و در حال انجام دادن آن است.
به نظر من بخش افراطی جبهه دوم خرداد از همان زمانی که در شورای شهر و مجلس ناکام ماند و از مردم فاصله گرفت ناکارآمدی شوراها، مجلس و دولت را در بوق و کرنا کرد. در حالی که همین ناکارآمدی خود ایشان بود که مردم از آنان فاصله گرفتند و مردم آنقدر بلوغ فکری و سیاسی دارند که منتظر نباشند تمامیمشکلات با یک سال و دو سال حل شود. همین که جهتگیریها در حال اصلاح است و مردم کار و جدیت و فعالیت را مشاهده میکنند میتواند توطئههای علیه ارکان نظام و دولت را خنثی نماید. البته اینها از همان زمان با نظام قهر کردند، شعار خروج از حاکمیت سر دادند و در قالب اپوزیسیون قرار گرفتند. اینها پس از آنکه رای نیاوردند به مجموعه ای سیاه نما تبدیل شدند و هر کاری که دولت انجام میدهد با علامت سوال مواجه میسازند.
در حالی که مشکل اینان با دولت و مجلس و... نیست، که با اصل نظام مشکل دارند. وقتی که چندی پیش آن فرد افراطی [بهزاد نبوی] به صورت جسورانه و اهانت آمیز گفت این قانون اساسی با این تفسیرها به درد آن میخورد که در چهارشنبه سوری در آتش انداخته شود و از روی آن بپرند معلوم شد که هدف آنان کل نظام و انقلاب است. این سخنان اساسا عنوان مجرمانه دارد کسانی که با قانون اساسی که میثاق ملی است اینگونه رفتار میکنند با دولت منتخب ملت معلوم است چه خواهند کرد. اینها از سوی دیگر میخواهند دست به میثاق سوزی بزنند و معلوم است که بهترین فرودگاه برای اهداف دشمنان هستند؛ چرا که دشمنان خود را در موضع افول میبینند و به هر چیزی که بتوانند فشار را کاهش دهند تمسک میجویند و از آنان بهره برداری میکنند.
البته موضع نقد همیشه رد انقلاب مطرح بر پا بوده. نقدی که منصفانه و برادرانه و مصلحانه باشد مورد استقبال هم قرار میگیرد. ولی اینکه کسانی ـ چه دوم خردادی چه اصولگرا ـ بخواهند تسویه حساب شخصی کنند از سوی همگان مورد مذمت است. به وضوح بایستی گفت که شرعاً و اخلاقاً بایستی به سمت حمایت از دولت برویم تا این دولت موفق و پیروز شود. او بایستی حتی از اهداف اعلامی هم فراتر برود و موفقیتهای دیگری به دست آورد. تمامی معتقدین هم بایستی برای این موفقیت تلاش کنند.