نادر مازوجی
روابط میان روسیه و گرجستان که زمانی یکی از جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. طی دهه گذشته همواره دستخوش بحران و تنش بوده است. این روابط از یک سو به دلیل شورش جداییطلبان آبخازیا در گرجستان و متهم شدن مسکو به حمایت از این جداییطلبان از سوی تفلیس و از سوی دیگر روی کار آمدن میخائیل ساکاشویلی به عنوان رئیسجمهور گرجستان و گرایش بیش از حد وی به سمت غرب که ناخشنودی مقامات کرملین را در پی داشته، بحرانی شده است. اما این تمام ماجرا نیست، چرا که اخیرا و پس از آنکه گرجستان چهار افسر روسی را به اتهام جاسوسی در این کشور دستگیر کرد، این روابط بحرانیتر شد و در واقع ریختن نفت روی آتش بود. دولت گرجستان و شخص ساکاشویلی در توجیه بازداشت این افسران اعلام کرد که دولت روسیه به دلیل تمایلات تفلیس به گسترش روابط با غرب و تلاش برای پیوستن به ناتو درصدد بیثبات کردن دولت گرجستان برآمده است. بازداشت افسران روسی که به گفته مقامات گرجی، با همکاری تعدادی از شهروندان این کشور درصدد گردآوری اطلاعات برای روسیه بودند، واکنشهای تند مسکو را به همراه داشت. این موضوع به ظاهر ساده تا آنجا حاد شد که روسیه خواستار مداخله شورای امنیت شد و ولادیمیر پوتین رئیسجمهور آن، مقامات دولت گرجستان را شدیدا هدف حملات لفظی قرار داد. سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه نیز به صراحت گرجستان را کشور دزد خواند. مسکو در عین حال محدودیتهای اقتصادی شامل قطع خدمات ترابری، پستی و ارتباطات زمینی، هوایی و دریایی را علیه تفلیس به اجرا گذاشت. در حالی که گرجستان با شرایط اقتصادی نامساعدی مواجه است و وجه ارسالی کارگران گرجی شاغل در روسیه از جمله منافع قابل توجه درآمد ارزی این کشور است، اقدامات تلافیجویانه روسیه میتواند فشاری جدی بر گرجستان در پی داشته باشد. بیشتر نگرانی گرجستان از این است که روسیه تصمیم بگیرد از تامین نیاز این کشور به انرژی خودداری کند. در عین حال مقامات گرجی که در نهایت افسران روسی را آزاد کردند همچنان از اقدام خود در بازداشت آنها دفاع میکنند و میگویند تصمیم به آزادی این چهار افسر ناشی از درخواست غرب برای جلوگیری از تشدید تنش میان گرجستان و روسیه بوده است. از سوی دیگر برخی ناظران بر این باورند که ممکن است دولت گرجستان از بحران کنونی برای ترغیب غرب جهت گسترش روابط اقتصادی و سیاسی با این کشور و فشار بر روسیه برای دست برداشتن از حمایت از جداییطلبان آبخازیا استفاده کند. این در حالی است که روسیه درخواست اتحادیه اروپا برای لغو تحریمهای اقتصادی علیه گرجستان را رد کرده است. اگر چه چهار افسر روسی پس از چند روز آزاد شده و تحویل وزیر خارجه بلژیک به عنوان رئیس دورهای سازمان امنیت و همکاری اروپا در تفلیس شدند و از آنجا تحویل روسیه گردیدند، اما مسکو اعلام کرد که تدابیر اتخاذ شده توسط مقامات روسیه علیه گرجستان از جمله تحریمها لغو نمیشود و یا حداقل این کار به زودی انجام نخواهد شد. ناظران معتقدند که دامنه اختلافات میان مسکو و تفلیس بسیار گستردهتر از موضوع بازداشت چهار افسر روسیه در گرجستان است و اعلام وزارت خارجه روسیه مبنی بر عدم لغو تحریمها حتی به رغم آزادی افسران روسی، گواهی بر این مدعا ست. بحران به وجود آمده میان روسیه و گرجستان که بسیاری آن را به وقوع جنگ سرد میان آن دو توصیف کرده اند برای غرب و در راس آن آمریکا در حکم فال نیک است، چرا که گرجستان به سوی غرب متمایل است و تنش این کشور با روسیه میتواند به نفع غرب به منظور کاهش نفوذ و قدرت روسیه و حضور و مداخله بیشتر غرب در منطقه آسیای میانه و کشورهای استقلال یافته مشترک المنافع باشد، اما این در حالی است که روسیه که به تدریج در حال خارج کردن تجهیزات و نیروهایش از دو پایگاه نظامی در گرجستان بود و قرار بود تا پایان سال 2008 پایگاه خود را در گرجستان تعطیل کند، در پی وقایع اخیر و به ویژه پس از واکنشهای غرب به تحریم مسکو علیه تفلیس، تصمیم خود را برای خروج نیروهای بیشتر از گرجستان به حال تعلیق در آورد، زیرا بیم آن دارد که با خروج کامل نیروهایش از گرجستان، نیروهای غربی از جمله ناتو جایگزین آنها شوند. روسیه اگر چه به دنبال وقایع اخیر سفیر خود را از گرجستان فراخواند و برخی دیپلماتها و خانوادههایشان را از تفلیس خارج کرد، اما همچنان ترجیح میدهد که نیروی نظامی اش در گرجستان باقی بمانند که این حاکی از حس برتری جویی مسکو بر کشورهای استقلالیافته از شوروی سابق است و اینکه نمیخواهد به هیچ قیمتی سیطره و نفوذ خود را در این منطقه که نقطه استراتژیک مهمی است، از دست دهد.
گرایش گرجستان به غرب
میخائیل ساکاشویلی از زمان پیروزی انقلاب خود در سال 2004 که به انقلاب «گل سرخ» معروف شد و ادامه سلسله انقلابهای رنگی در کشورهای مشترکالمنافع همچون اکراین و پس از آن قرقیزستان بود، متعهد شد گرجستان را از محوریت روسیه خارج و کنترل استانهای آبخازیا و اوستیای جنوبی را در اختیار گیرد و تا سال 2008 به ناتو ملحق شود.
از سوی دیگر در بعد امنیتی با روی کار آمدن دولت ساکاشویلی، گرجستان همکاریهای خود را با ناتو گسترش داده است. ثمره این افزایش همکاری که در واقع همکاری با آمریکا در قالب نیروهای ناتو میباشد، اعزام نیروهای گرجستان به عراق و افغانستان بوده است. اخیرا نیز تیمیاز مربیان آمریکایی وارد گرجستان شد تا مبادرت به اجرای یک برنامه نظامی 32 میلیون دلاری مشترک میان واشنگتن و تفلیس کند. گرجستان از کشورهایی است که در ادامه امواج گسترش ناتو به سمت شرق همواره مدنظر قرار دارد و دولت تفلیس نیز بسیار علاقهمند است که پس از اوکراین و احتمالا برای سالهای 2007-2008 به عضویت این سازمان درآید. از سال 1994 به بعد، گرجستان در ترتیبات و ساختارهای فرعی ناتو همانند طرح مشارکت برای صلح ناتو شرکت کرده است به ویژه اینکه دفتر نمایندگی ناتو در این کشور فعال است و این کشور در رزمایشهای مشترک ناتو نیز حضور یافته است. رویدادهای اخیر نشان میدهد که آمریکا درصدد ایجاد بلوک جدیدی در نزدیکی مرزهای روسیه و قرار دادن این کشور در مقابل جامعه کشورهای همسود است. در این بلوک قرار است کشورهای اوکراین، گرجستان، بلغارستان، رومانی، مولداوی، اسلواکی، مجارستان، چک، لهستان و سه کشور حوزه بالتیک حضور داشته باشند. وظیفه اصلی این بلوک اجرای سیاستهای آمریکا در این منطقه از جمله کمک به برقراری حکومت طرفدار واشنگتن در جامعه کشورهای همسود به ویژه روسیه و بلاروس است. در واقع هدف اصلی آمریکا این است که با استفاده از رهبرانی چون ساکاشویلی، قدرت و نفوذ روسیه را در آسیای میانه و قفقاز هر چه بیشتر کاهش دهد و از تبدیل شدن مسکو به رقیبی سرسخت برای خود در آیندهای نزدیک جلوگیری کند. کاخ سفید طی سالهای اخیر تلاشهای دامنهدار و گستردهای را برای ایجاد و تقویت کانونهای متمایل به غرب و آمریکا و ضد روسی در جمهوریهای شوروی سابق به عمل آورده است. در زمان حاضر کانونهای مشخصی در این راستا در منطقه قفقاز جنوبی، آسیای مرکزی و کشورهای شرق روسیه در حال شکلگیری میباشد. گذشته از وضعیتی که آمریکا و اروپا در اوکراین، گرجستان و قرقیزستان ایجاد کرده و این کشورها را عملا از حوزه نفوذ روسیه خارج ساختهاند، این روزها در بلاروس نیز همین هدف را دنبال میکنند. آمریکا پس از فروپاشی شوروی سابق توجه خود را به دریای خزر بیشتر کرده و در سه سال اخیر با کشیدن خط لوله نفت باکو به جیهان که با هدف اعطای نقش بیشتر به این دریا در تامین نفت بازار جهانی و رقابت با خاورمیانه صورت میگیرد، تمرکز بیشتری به فعالیتهایش داده است. واقعیت آن است که در راستای سیاستهای آمریکا برای دور کردن جمهوریهای سابق شوروی از روسیه، چندی پیش اوکراین و گرجستان اعلام کردند مساله خروج از جامعه کشورهای همسود را مورد بررسی قرار میدهند. جامعه کشورهای همسود در سال 1991 در پی فروپاشی شوروی سابق تشکیل شد و کشورهای روسیه، گرجستان، اوکراین، بلاروس، مولداوی، ارمنستان، آذربایجان، قزاقستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و قرقیزستان در آن عضویت دارند. این جامعه در طول عمر 15 ساله خود توانسته است شرایط لازم را برای همکاری میان جمهوریهای شوروی سابق فراهم کند. مسکو از این جامعه برای تاثیرگذاری بر جمهوریهای شوروی سابق و حفظ نفوذ خود در این کشورها استفاده میکند و تلاشهای خود را برای جلوگیری از نابودی آن در صورت امکان، افزایش کارایی ساختار آن با انجام اصلاحات لازم به عمل میآورد. روسیه پس از اینکه گرجستان و اوکراین اعلام کردند خروج از جامعه کشورهای همسود را مورد بررسی قرار میدهند اعلام کرد که در صورت خروج این کشورها از این جامعه، تمام قراردادهایی که با آنها در چارچوب آن بسته شده، مورد تجدید نظر قرار خواهد گرفت و هشدار داد که این مساله به ویژه برای گرجستان که بخش عمده انرژی و نیروی برق مصرفی خود را از روسیه تامین میکند زیان بار خواهد بود. مسکو نگران آن است که اقدامات آمریکا در آینده، امنیت مناطق سیبری و اورال روسیه را که مراکز صنایع دفاعی در آن متمرکز شده اند، مورد تهدید قرار دهد. به همین دلیل کرملین توجه ویژهای به تحرکات واشنگتن در منطقه قفقاز معطوف کرده است. ادغام گرجستان در ساختارهای یورو آتلانتیکی و تقاضا برای عضویت در ناتو و خروج از مدار روسیه و دعوت از نیروهای نظامی غرب برای حضور در گرجستان و تخلیه پایگاههای نظامی روسیه در گرجستان، امنیت مرزهای جنوب غرب روسیه را در قفقاز به شدت آسیبپذیر کرده است. به همین دلیل روسیه تاب از دست دادن متحد سنتی خود در قفقاز یعنی گرجستان را ندارد و نمیخواهد شاهد حضور نیروهای غربی در کنار مرزهای آسیبپذیر خود در قفقاز باشد. اهمیت این مرزها تا آنجا برای روسیه حیاتی است که تا همین اواخر پایگاههای نظامی خود را در آخالکلاکی، تفلیس، باتومی و سوخومی حفظ کرده بود که با مساعی دولت مرکزی تفلیس و فشار بر اصلان آباشیدزه رهبر آجاریا با کمک متحدان اروپایی، ساکاشویلی موفق به بازگرداندن آجاریا به زیر پرچم گرجستان شد و بساط حکومت منطقهای آجاریا برچیده شد، بنابراین پایگاه باتومی با فشاری که از سوی غرب به روسیه وارد میشد بیش از آن برای روسیه قابل نگهداری نبود و ناگزیر از ترک آن شد.
تردیدی نیست که گرجستان با برچیدن این پایگاهها میخواهد حضور نظامی روسیه در منطقه قفقاز را ضعیف کرده و از سوی دیگر مسیر ورود خود به ناتو را هموار سازد. اکنون با تخلیه پایگاههای وازیانی در تفلیس و آخالکلاکی، روسیه جای پایی در گرجستان ندارد و تنها نقاط فشار بر گرجستان، پایگاه سوخومی است که در کنترل جمهوری خود خوانده آبخازیاست. اوستیای جنوبی نیز که از آغاز استقلال همراه با آبخازیا اعلام استقلال و جدایی از گرجستان کرده است نقاط بحرانی و پاشنه آشیل گرجستان به شمار میروند. در هر دو منطقه نیروهای حافظ صلحی مستقر شدهاند که مورد اعتراض دولت مرکزی گرجستان است. بنابراین تغییر ساختار و ترکیب شکل این نیروها و کم رنگ کردن نقش نیروهای روسی مورد درخواست دولت گرجستان موجب شده است متحدان غربی گرجستان از این تقاضا حمایت کنند، اما روسیه به شدت به آن اعتراض دارد و حاضر نیست تغییری در ترکیب و تعداد نیروهای خود بدهد. از این منظر، گرجستان، روسیه را به هواداری از جداییطلبان اوستیای جنوبی و آبخازیا متهم میکند. بحران چچن نیز نقش مهمی در تخریب روابط گرجستان و روسیه داشته است.
از آنجا که جمهوری خودمختار چچن با گرجستان هم مرز است روسیه، گرجستان را به همکاری با چچنیها و پناه دادن پایگاه به آنها متهم کرده و در برخی موارد جنگندههای روسی در تعقیب جداییطلبان چچن، حریم هوایی گرجستان را نقض کردهاند که مورد اعتراض رسمی دولت گرجستان قرار گرفته است.
روسیه همچنین گرجستان را به آموزش داوطلبان چچنی و دادن پایگاه به آنها متهم کرده است. در نتیجه این بحث آنچه میتوان گفت این است که بحران اخیر میان روسیه و گرجستان که در پی بازداشت چهار افسر روسی در گرجستان روی داد، نه تنها اولین بحران میان آن دو نبود، بلکه آن هم نخواهد بود، زیرا این بحران یکی از حلقههای اتصال جنگ سرد میان روسیه و غرب است که به اعتقاد بسیاری از ناظران هنوز این جنگ پایان نیافته است.