تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۳۹۵۷۲

«بعد از جنگ جهانى دوم سیاست خارجى فرانسه به گونه اى طراحى شد که مخالفت با سیاست هاى جهانى آمریکا و امتیازگیرى از آن در راستاى منافع، در اولویت بود.
اما با روى کار آمدن سارکوزى این سیاست تغییر کرد و وى با دنباله روى از آمریکا نه تنها امتیازى نمى گیرد بلکه منافع ملى خود را نیز زیر پا گذاشته است.» به گزارش ایسنا مجله نیوزویک اخیرا گزارشى با عنوان «انقلاب فرانسوى سارکوزى» به چاپ رسانده است. در این گزارش مى خوانیم: «وقتى دزدان دریایى سومالى قایق بادبانى فرانسوى را با ۳۰ خدمه آن به گروگان گرفتند دولت فرانسه در کمتر از سه ساعت یک حمله متقابل را تدارک دید. در حالى که مذاکره کنندگان راجع به پول درخواستى از طرف دزدان دریایى گفتگو مى کردند، کماندو هاى فرانسوى با چتر هایشان در اقیانوس هند فرود آمدند و با کشتى هایى از فرانسه، آمریکا، بریتانیا، کانادا، آلمان و پاکستان از مجموعه نیروى دریایى تشکیل شده در سال ۲۰۰۲ همراه شدند.
یک هفته بعد پول درخواستى گروگانگیر ها، پرداخت شد و گروگان ها سالم آزاد شدند. پس از آن نیروهاى ویژه فرانسوى وارد عمل شده و با آگاهى از موقعیت یک قایق سومالیایى که شش دزد دریایى مظنون را جابه جا کرد به گشودن آتش و از کار انداختن موتور آن توسط یک تیرانداز از هلى کوپتر اقدام کردند.
افراد مظنون زنده اسیر شدند و حالا در فرانسه زندانى هستند. در واقع این عملیات را نمى شود یک نزاع معمولى نامید بلکه چیزى در حد یک جنگ بود.» در ادامه این گزارش مى خوانیم: «این نوعى از جنگیدن است که ارتش هاى غربى هر روز بیشتر از پیش آن را انجام مى دهند.
به طوریکه نیروهاى جنگنده نسبتا کوچک و فوق العاده حرفه اى را به فواصل دور اعزام مى کنند تا با نیروهاى نظامى از کشورهاى مختلف از معاهدات گوناگون هماهنگ شوند و براى عملى کردن تصمیمات تلاش کنند. این کارى است که فرانسه به خوبى انجام مى دهد و شاید راهى براى گسترش نقش محورى آن در سازمان پیمان آتلانتیک شمالى باشد که از پایان جنگ سرد به طرز قابل توجهى تغییر کرده است.
چهار دهه پس از ریاست جمهورى دوگل در واقع نیکولا سارکوزى در اولین سال از دوره ریاست جمهورى اش از روابط صمیمانه با واشنگتن و تشکیلات قوى نظامى این کشور در آفریقا و بالکان براى کمک به بازسازى چهره عمومى فرانسه رسما به عنوان عامل هدایت کننده ناتو یاد مى کند.
در حال حاضر او تلاش مى کند تا فرانسه را پیشرو در نیروى دفاعى اتحادیه اروپا قرار داده و نفوذش را به سمت شرق تا خلیج فارس و جنوب آسیا گسترش دهد.
اگر فرانسه واقعا به دنبال تثبیت خودش در صحنه جهانى است حالا بهترین زمان است که نیروهاى آمریکایى در بسیارى از مناطق دنیا درگیر هستند و در بیشتر جاها شکست خورده و زمین گیر هستند.
در واقع در سطوح صرفا نظامى سربازان فرانسوى از اوایل ۱۹۹۰ نقش مهمى در عملیات بین المللى ایفا کرده اند اما استقلال فرانسه ازتصمیم گیرى هاى ناتو، با اهمیت و از سیاست هاى معقول فرانسه بود که البته باعث اعتباراتش شد.
هم اکنون سارکوزى با همکارى ناتو و نیروى دفاعى اروپا در برنامه هاى دولتى اش به افزایش نفوذ و گسترش منابع نظامى محدود مى پردازد.» در ادامه این گزارش آمده است: «مدت ها بعد از خروج از ناتو حالا او مى خواهد بر سر میز تصمیم گیرى در ناتو قرار داشته باشد.
به گفته پیرللوچه، نماینده مجلس فرانسه طرح دفاعى و سیاست خارجى را در برنامه مبارزات انتخاباتى سارکوزى باید انقلابى در دسته بندى ها و روابط کشورهاى اروپایى دانست.
قبل از ۱۹۶۶ پیمان ناتو تماما درباره مقاومت گسترده ارتش ها براى مقابله با اتحاد جماهیر شوروى در میدان هاى جنگ اروپا بود. دوگل، رئیس جمهور فرانسه به بهانه ضعیف شدن ارتش و احساس سرافکندگى از خیانت به کشورش و یا احساس قرار گرفتن در اتحادیه تحت سلطه آمریکا از پیمان ناتو خارج شد.
پس از آن نیروهاى فرانسه در عملیات ناتو نقش نداشتند تا اینکه پس از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى اهداف ناتو شروع به تغییر کرد. جنگ تئوریک بزرگ که در آن هیچ تفنگى شلیک نمى کرد مبدل به بسیارى منازعات کوچک اما شدید با انبوهى از شلیک هاى واقعى شد. ارتش هاى کوچک توانستند نقش مهمى در کوزوو و بوسنى ایفا کنند و ژاک شیراک، رئیس جمهور وقت اطمینان داد که فرانسه در آن مناطق حضور دارد.
یک فرمانده با تجربه آمریکایى ناتو مى گوید هر گاه همه نیروها دور هم جمع شوند، فرانسه حضورش را اعلام مى کند البته این تصور همه آمریکایى ها نیست. وقتى ژاک شیراک در سال ۲۰۰۳ با حمله آمریکا به عراق مخالفت کرد، آمریکایى هاى عصبانى فرانسوى ها را میمون تسلیم شده نامیدند. اما پیش بینى شیراک ثابت شد و به جاى ترسویى و فقدان توانایى، نشانگر بردبارى او بود. سارکوزى هم على رغم همه همفکرى اش با آمریکایى ها تمایل براى فرستادن نیروى نظامى به عراق ندارد اما با این همه عضو ارشد ناتو که ۱۶ هزار نیروى حافظ صلح را در نقاط بحرانى در زمان اعلام استقلال کوزوو هدایت مى کند، فرانسه است.»
در گزارش نیوزویک آمده است: «هم اکنون فرانسه ۸۰ درصد نیروى اتحادیه اروپا را که در خاورمیانه مستقرند تأمین مى کند، پایگاه فرانسه در جیبوتى در شاخ آفریقا و آب هاى پیرامون آن براى عملیات ناتو نقش حیاتى دارد. چشمگیرتر از همه یک پایگاه کوچک در ابوظبى است که فرانسه در حال ساختن آن است و از آنجا به اعزام نیروها به داخل و اطراف خلیج فارس مى پردازد.
اما بهترین برنامه فرماندهى سارکوزى در افغانستان پر مناقشه مختل شده است. اتینى دیرورانه از مؤسسه مناسبات بین المللى فرانسه مى گوید: آینده ناتو در افغانستان در مخاطره است. اگر ائتلاف در آنجا شکست بخورد ناتو مثل دیگر سازمان هاى بازمانده از جنگ سرد از صحنه خارج خواهد شد.
او مى گوید: سازمان هاى بین المللى که هرگز نمى میرند اما در واقع مرده متحرک هستند، در افغانستان اطمینان به پیروزى نیست، طالبان و عادات قبلى در حال بازگشتن هستند، در حالى که کانادایى ها، انگلیسى ها، هلندى ها و آمریکایى ها در حال جنگ سختى در جنوب و شرق هستند و آلمانى ها و ایتالیایى ها و دیگران که به عنوان حافظان صلح و نیروهاى بازسازى ملى اعزام شده اند نسبت به ادامه درگیرى ها بى میل هستند.
یک مقام رسمى ناتو در بروکسل مى گوید : فرانسه در افغانستان با خودش در جنگ است. از یک طرف اگر سارکوزى نیروى نظامى را به مبارزه وارد کند به نوعى آمریکا را در دیگر جبهه ها حمایت کرده است مثل طرح او براى ساختن یک ساختار دفاعى از همه کشورهاى اروپایى که مى تواند در نقاط مختلف جهان با ناتو هماهنگ شود.
تا پیش از این واشنگتن هر گروهى مثل نیروهاى اتحادیه اروپا را رقیبى براى منافعش مى دانست اما به دلیل درگیرى فراوان و جنگ هاى زیاد توجه رو به رشدى نسبت به بعضى نزاع ها مثلا در آفریقا و لزوم اتحاد با متحدان اروپایى وجود دارد اما از طرف دیگر براى سارکوزى حضور طولانى مدت در افغانستان سخت است زیرا جنگ هم از طرف جامعه عمومى و مردم مورد قبول نیست.
در نهایت ماه آوریل در نشست سران ناتو در بخارست سارکوزى قول داد که گردانى از ۷۰۰ سرباز را به خاورمیانه اعزام کند. بنابراین آمریکایى ها مى توانند نیروى بیشترى به منطقه جنوب اعزام کنند.
سارکوزى در طول یک مصاحبه هشدار داده که نه تنها افغانستان در خطر قرار دارد، بلکه پاکستان هم این خطر را احساس مى کند و اگر اجازه دهیم افغانستان سقوط کند، پاکستان هم سقوط خواهد کرد.»