تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۳۹۵۸۱

حسین قنبرى گرمى
شکل سنتى تبلیغات در جنگ، همان سخنرانى هاى آتشین که در آن یکى از عناصر اصلى جنگ با عبارات ساده، اقدامات و اهداف عالى خود و همچنین نفرت انگیز بودن دشمنى که در حال نبرد با آن هستند را بیان مى کند.
به این صورت در الگوى کلاسیک تبلیغات جنگ، طراحان این الگو ها همواره سعى کرده اند با ساختن یک پیام پیروزمندانه از یک سو و ممانعت از دسترسى مردم به اخبار و عقاید منتقدان جنگ زمینه تسخیر قلب و روح مردم را فراهم کنند.
اما یک ارتش مدرن دیگر به چنین شیوه هاى از مد افتاده که اخیراً مقاله مستندى در نیویورک تایمز به افشاى آن پرداخت متوسل نمى شود. مقاله نیویورک تایمز اثبات کرد که شمار زیادى از به ظاهرکارشناسان مستقل که توسط شبکه هاى مختلف تلویزیونى آمریکا براى تفسیر اخبار نظامى بویژه درباره عراق دعوت مى شدند توسط وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، دست چین شده بودند.
اکنون مى توان پاسخ یکى از سؤالات مهم اهل رسانه را در این خصوص که چرا اعتبار مطبوعات آمریکا از ۱۱ سپتامبر به این سو آسیب دید پیدا کرد. تیمى که با عنوان نومحافظه کاران در کاخ سفید قدرت گرفتند از نگاهى متفاوت از همه زمامداران گذشته نسبت به نحوه تعامل با نهادهاى مدنى و حاکمیتى برخوردار بودند. آنها با صراحت و جسارت این تفکر را که نهادهایى مانند قوه قضائیه باید با سیاست هایشان همراهى کنند در عمل پیاده کردند و تعامل با رسانه ها را نیز بر همین پایه طراحى کردند. پدیده «کارشناسان مأمور پنتاگون در مطبوعات» دقیقاً محصول این تفکر است. ماجراى کارشناسان مأموردر رسانه ها که نخستین بار نیویورک تایمز از آن پرده برداشت بدون شک به عنوان یک اتفاق بى نظیر در تاریخ رسانه ها ثبت خواهد شد.
اما این طرح که جزو دست پخت هاى پنتاگون است بیش از آن که یک طرح نو در دنیاى مدرن باشد تکرار خام بخشى از همان الگوى سنتى تبلیغات است. این که کارشناسان نظامى شبکه هاى تلویزیونى در استودیوهاى تلویزیونى آمریکا لانه کنند و به طور قطعى از اتفاقاتى که در گوشه دیگر جهان مى افتد و همچنین عملیات هایى که بخش اعظم آنها بوسیله دولت مخفى باقى مى ماند سخن گویند چندان طرح مشعشعى نیست بویژه از این نظر که دست آنها در جعل خبر خیلى زود رو مى شود. خیلى زود مخاطبان مى فهمند که این کارشناسان نظامى با محکوم کردن آنچه به نفعشان نیست و مى خواهند همچنان در بایکوت خبرى قرار داشته باشند توجه مردم را به سمت وقایع معنادارى هدایت مى کنند . گاهى اوقات نیز اتفاق مى افتد که این کارشناسان با اشتباهات خود آشکارا موجبات خنده تماشاگران را فراهم مى کنند.
نیویورک تایمز در تحقیقات گسترده اى به ۸۰۰۰ صفحه از پیام ها، نامه ها و صورت جلسه هاى مربوط به این کارشناسان دست یافت.
براساس یافته هاى این روزنامه دلایلى که پنتاگون را مطمئن کرد که این کارشناسان به خوبى خواهند توانست اذهان مردم را آنچنان که این وزارتخانه مى خواهد شکل دهند این بود که نوعى همبستگى گروهى و ایدئولوژیکى بین این کارشناسان و نظامیان و همچنین پنتاگون وجود دارد.
این کارشناسان یا برخى از آنان با صنایع مرتبط با دفاع ملى قرارداد دارند یا این که به لابى این صنایع تبدیل شده اند و رفتار مناسب آنان در قبال طرف هاى قراردادشان مسلماً به نفع هر دو آنان تمام خواهد شد. تایمز موارد متعددى از این نوع کارشناسان نظامى ارائه داده است که براى ۱۵۰ واحد صنعتى صاحب قرارداد با وزارت دفاع آمریکا کار مى کنند.
برپایه گزارش تایمز در صورتى که این کارشناسان بتوانند نظر مثبت پنتاگون را جلب کنند این وزارتخانه براى بیشتر آنان تورهاى ویژه از مکان هاى مورد بحث در برنامه ها تدارک مى بیند. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۵ برخى از این کارشناسان اجازه یافتند از زندان گوانتانامو بازدید کنند. این کارشناسان پس از بازدید از این زندان چنان از انتقاد از این زندان دورى کردند که مثال ژان پل سارتر و سایر روشنفکرانى که از سفر به شوروى سابق برگشته و شیفته آن شده بودند را در اذهان زنده مى کرد.
همچنین بازدید کارشناسان از عراق در سپتامبر سال ۲۰۰۳ تنها به این خاطر نبود که این کارشناسان شاهد به اصطلاح دموکراتیک شدن عراق و دروغ هاى خبرنگاران صلح طلب باشند بلکه به این خاطر بود که بتوانند برخى قراردادهاى تجهیزات نظامى براى صنایع آمریکایى را پیش ببرند.
این کارشناسان در کلاس هایى شرکت مى کنند که برایشان توضیح داده مى شود چگونه باید تحلیل هاى خود را به صورتى ارائه دهند تا مخاطبان به صداقت آنها شک نکنند. به این ترتیب دیدار ژنرال پترائوس در ژانویه سال ۲۰۰۷ با کارشناسان چندان تعجب برانگیز نخواهد بود. همچنین دیدارهایى که چندین نفر از این کارشناسان با دونالد رامسفلد نیز داشته اند. در این دیدار ها کارشناسان یاد مى گیرند که چگونه در تحلیل هاى خود به روشنى از جنگ جهانى با ترور یا تشابه ایران وعراق با یکدیگر ، صحبت کنند.
این کارشناسان پیغام مهمى به صاحبان صنایع نظامى دارند و آن این که در نخستین گام این افراد که تخصصشان به فعالیتهاى صنعتى نظامى مربوط مى شود مى توانند منافع این صنایع را به خوبى تأمین کنند. آنها این کار را با اشاره مستقیم به این صنایع یا فراهم کردن اطلاعات براى آنان یا ترکیبى از این دو عمل انجام دهند.
از سوى دیگر رسانه ها نیز نفع خود را از این کارشناسان برداشت مى کنند یعنى به مخاطبان خود چنین القا مى کنند که این شبکه ها همواره به دنبال کارشناسانى هستند که بتوانند بهترین تفاسیر را از مسائل پیچیده نظامى ارائه دهند.
این کارشناسان تا آن حد پیش رفته اند که برخى از آنان به استخدام شبکه هایى همچون فاکس نیوز که متعلق به نومحافظه کاران است و علناً طرفدار جنگ بودن آن ثابت شده است درآمده اند.
این شبکه هاى تلویزیونى داراى سرویس هاى تخصصى براى استخدام این نوع کارشناسان هستند. از سوى دیگر شمارى از مدیران نیز براى همین منظور در وزارت دفاع آمریکا وجود دارند. به طورى که کلارک بار ها از استخدام مهره هاى قابل اعتماد که گذشته اى درخشان در خدمت رسانى به منافع آمریکا داشته اند و از نظر فکرى به نومحافظه کاران نزدیکند سخن گفته است. در این راه ۷۵ نفر از نظامیان سابق آمریکا براى تفسیر مسائل نظامى به نفع آمریکا در شبکه هاىCNN Fox News، ABC، NBC،CBS و... استخدام شده اند. یک نمونه از این کارشناسان ژنرال پل والى است که از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷ به عنوان تحلیلگر مسائل نظامى مشغول به کار بوده و از بانیان مفهوم جنگ روانى است که هدف از آن تقویت اراده جنگ طلبى آمریکایى ها از طریق رسانه ها براى جلوگیرى از اشتباهات جنگ ویتنام مى باشد.
حال این امر که این کارشناسان نظامى و ژنرال هاى سابق از میدان هاى جنگى بازدید کنند چندان تعجب برانگیز نیست اما این که این شبکه هاى تلویزیونى آمریکایى هیچ گونه کنجکاوى درباره رؤساى این کارشناسان و منافع مادى آنان ندارند باعث تعجب مى شود اما دلیل این امر نیز روشن است و آن مسکوت ماندن روابط ایدئولوژیکى این کارشناسان با شبکه نومحافظه کارى است.