تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۳۹۵۹۱

مهدی قنواتی
حکومت پهلوی از جمله نظام‌های سیاسی فردمحور بود. از ویژگیهای این نظام‌ها در قرن 20 فقدان همراهی دولت و ملت در یک الگوی منسجم و وحدت‌آفرینی بود که این امر ماحصل تفاوت جهان‌بینی و ایدئولوژی این دو طیف است. در مورد ایران، ساختار سیاسی پایه‌گذار گسست دولت و ملت بود. زیرا حکومت به دلیل دارا بودن قدرت فائقه که کار این نهادهای کنترلی و نظارتی آن در حد صفر بود ـ و استحاله هویتی‌اش در مسیر بی‌اعتبار ساختن بنیان‌های فکری جامعه حرکت می‌کرد این حرکت آرام اما، بی‌وقفه بود و واکنش‌های مردمی متفاوتی نیز در پی داشت.
به این معنا که با شروع دهه چهل و آغاز روند نوسازی جامعه، تعارض ارزشها و تهاجم به آرمان‌های مردمی ـ از اقلیت و تدریجا به اکثریت ـ آغاز شد. خیزش‌های اعتراض‌آمیز اولیه پاسخی سربی و خونی یافتند چنانکه برای مدتی جامعه فاقد توانایی روحی تکرار آنها بود. در این مقطع اگر چه جامعه آرام بود و در خود فرو رفته اما لحظه به لحظه از ساختار سیاسی فاصله می‌گرفت و به میزان دوری از آرمانها بر حجم نارضایتی‌ها افزوده می‌شد. البته بدون آنکه مانع و رادعی در راه تحقق اهداف حکومت فراهم نماید.
از نکات جالب در مورد تعارض دولت و ملت ایران در عهد پهلوی انفجار بمب نارضایتی‌های مردمی در نقطه اوج تحقق رویاهای حکومت است.
زمانی که محمدرضا پهلوی با تفخر فراوان در مصاحبه با رونامه‌نگاران خارجی از دستاوردهایش سخن می‌راند مخالفان او توانسته بودند از نارضایتی‌های انباشته شده برای راه‌اندازی حرکتهای اعتراض‌آمیز بهره برند و در مردم باور امکان مخالفت را ایجاد نماید. از این لحظه به بعد روند جدایی و تقابل دولت و ملت شدتی فزاینده یافت. چنانکه فرد اول ساختار سیاسی در به در دنبال یافتن علل مخالفت‌های مردمی بود که نتیجه مشاوره او به پاره‌ای از عناصر اهل فکر و نزدیکانش آن شد که شخص «اعلیحضرت‌» باعث و بانی نابسامانی‌های جامعه می‌باشد. او علی‌رغم تمام ادله‌ای که علیه این نظریه آورد سرانجام پذیرفت که گامی آشتی‌جویانه بردارد تا شاید بتواند اندکی از شکاف وسیع میان دولت و ملت بکاهد به این دلیل در روز 5‌ آبان 57 در نطقی رادیویی به مردم ایران پیام داد که: «پیام انقلاب شما را شنیدیم»
این نطق از این نظر قابل توجه است که چرا باید جامعه‌‌ای که دارای قانون اساسی و مجالس قانونگذاری است ساختار سیاسی‌اش از متن جامعه گسسته شود که پس از 37 سال برای اولین بار هیات حاکمه خود را نیازمند همراهی با افکار عمومی احساس کند؟ می‌دانیم که در این برهه زمانی نیز مغز متفکر حکومت دیدی انحرافی نسبت به افکار عمومی داشت و نیز روحیه ارزشی خاندان حاکم بر ایران که وجودشان از شنیدن واژه «الله اکبر» به لرزه می‌افتاد موانع بزرگ برای حصول وحدت بر سر آرمانی مشترک بودند. در نتیجه تلاش‌های مصلحت‌جویانه حاکمیت برای نزدیکی به افکار عمومی در عمل به دوری بیشتر این دو انجامید.