آرش میریخانی
تحرکات جدید شبهنظامیان طالبان در داخل خاک افغانستان از رویکرد جدید و تغییر تاکتیک مبارزاتی این گروه، حکایت دارد. پس از حادثه 11 سپتامبر، ایالات متحده آمریکا در سال 2001 میلادی حمله خود را به کشور افغانستان آغاز کرد. این حمله به منظور سرنگونی گروه طالبان که در آن زمان، قدرت را در افغانستان در دست داشت صورت گرفت. حمله آمریکا به افغانستان که بسیار هم کوتاه مدت بود، به سرنگونی دولت طالبان به رهبری «ملامحمد عمر» انجامید.
حمله تروریستی یازده سپتامبر به نوعی طالبان را با چالشی جدی روبرو کرد. آمریکا در اقدامی عاجل، اسامه بنلادن، رهبر گروه تروریستی القاعده را مسئول این حمله معرفی کرد و واشنگتن خواستار تحویل وی از سوی طالبان شد. به علت گرایش شدید این گروه به القاعده، طالبان از استرداد بنلادن به آمریکا سرباز زد و به این ترتیب جنگ آغاز شد. پس از سقوط طالبان، حامد کرزای به سمت ریاست جمهوری افغانستان برگزیده شد.
اوهام پس از پیروزی
پس از اعلام پیروزی قطعی آمریکا در جنگ علیه طالبان، همگان بر این باور بودند که این گروه شبه نظامی کاملاً نابود شده است. البته تا مدتی هم از وجود گروه طالبان در افغانستان خبری نبود، اما پس از مدت کوتاهی، طالبان مجدداً اعلام موجودیت کرد.
بلافاصله پس از این اقدام طالبان، دولت افغانستان، پاکستان را به حمایت بیدریغ از این گروه متهم کرد. طالبان در ظهور دوباره خود، در مناطق جنوبی افغانستان، با نیروهای بینالمللی و افغان درگیر شد، اما اکنون دامنه این درگیریها گسترش یافته و دیگر محدود به مناطقی درجنوب افغانستان نمیشود.
در حال حاضر قریب به 7 سال از اشغال افغانستان توسط نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا میگذرد. در طول این مدت، این کشور بحران زده با فراز و نشیبهای بیشماری همراه بود. بروز درگیریهای قبیلهای، بمبگذاریها، حملات انتحاری و آدمربایی باعث شد تا دولت مرکزی به رهبری حامد کرزای با چالشی کاملاً جدی روبرو شود. از سوی دیگر نفوذ طالبان در میان قبایل پاکستانی هم ،دامنه مبارزه با این گروه را گستردهتر کرده است.
حامیان طالبان
بسیاری از رهبران پاکستان از جمله پرویز مشرف، بارها از این گروه شبه نظامی حمایت به عمل آوردهاند. در دولتهای قبلی ما شاهد حمایت سردمداران دولتی پاکستان از طالبان بودهایم، اما در دولت کنونی پاکستان هم میبینیم که یوسف رضا گیلانی، نخستوزیر پاکستان، اعلام کرده است که پاکستان با طالبان محلی این کشور سر جنگ ندارد. سخنگوی جنبش طالبان محلی پاکستان پیشتر، با انتشار بیانیهای ضمن اشاره به انجام گفتگوهای صلح با دولت این کشور، از اعلام آتشبس در مناطق قبایلی خبر داده بود. این آتشبس در حالی صورت میگیرد که بیش از چندماه از ترور بینظیر بوتو، رهبر حزب مردم پاکستان نمیگذرد. تروری که انگشت اتهام را به سوی طالبان کشاند.
بهرهگیری از بحران
بعد از ترور بوتو و ایجاد هرج و مرج سیاسی - اجتماعی در پاکستان، طالبان سعی کرد که از بحران بوجود آمده به نفع خود استفاده کند. بمبگذاریهای پیاپی باعث شد تا پاکستان با معادلات چند مجهولی مواجه شود. از سویی مقابله با شبهنظامیان طالبان برای دولت غیرممکن بود، چون این گروه شبهنظامی به شدت از سوی ساکنان محلی حمایت میشد و از سوی دیگر دولت نمیتوانست این گروه را به حال خود رها کند و دلیل آن ناامنی موجود در کشور بهنظر میرسید که به حد نهایی و خطرناک خود نزدیک شده بود.
از همین رو، ارتش پاکستان در یک لشکرکشی گسترده به وزیرستان، عملیات جستجو برای یافتن عاملان ترور بوتو را آغاز کرد. در این لشکرکشی، درگیریهای خونینی نیز به وقوع پیوست. در حال حاضر هم استان وزیرستان پاکستان بصورت مداوم شاهد ناآرامیهای قومی، قبیلهای است.
ظاهراً رویکرد اخیر دولت پاکستان نیز کمکی به برقراری صلح پایدار در این کشور نکرده است. این آتشبس موقت به نیروهای طالبان اجازه تجدید قوا داد و میبینیم که حملات اخیر این گروه شبه نظامی به شدت افزایش یافته است. ژنرالهای آمریکایی علت ناامنیهای اخیر در افغانستان را مسامحه دولت پاکستان در به کنترل درآوردن نقاط مرزی ارزیابی کردهاند. آنها معتقدند که در صورت کنترل دقیق مرزها از سوی ارتش پاکستان، میتوان تا حد زیادی جلوی حملات شبهنظامیان پاکستان را گرفت. به هرحال فرضیه تجدید قوای طالبان کماکان به قوت خود باقی است.
تغییر تاکتیک
کارشناسان بر این باورند که هجوم گسترده طالبان، از تغییر تاکتیک این گروه حکایت دارد. گسترش دامنه نفوذ طالبان به استانهای افغانستان همچنان ادامه دارد.
به دنبال افزایش عملیات انتحاری در افغانستان و نرسیدن کشورهای عضو ناتو به اهداف خود، آمریکا مجبور شد نیروهای تفنگدار خود را به این کشور اعزام کند و اخیراً هم منابع نظامی آمریکا از احتمال اعزام 7 هزار نیروی تازهنفس آمریکایی به افغانستان خبر دادند.
چالش افغانستان باعث شد تا بسیاری از کشورهای عضو ناتو تنها راه برون رفت از بحران کنونی را در خروج از این کشور جستجو کنند. ایالات متحده آمریکا در حال از دست دادن همپیمانان قبلی خود در جنگ افغانستان است، جنگی که روند فرسایشی به خود گرفته است.
بحث درباره اعزام نیروهای جدید به بدنه ارتش آمریکا در افغانستان منعکسکننده این حقیقت است که ناتو از ادامه کمکهای بیشتر ناتوان است و با وجود وعده های رنگارنگ کشورهای عضو برای تلاش گسترده در افغانستان، آمریکا همچنان تنهاست.
خلف وعده آمریکا در کاهش نیروها، به تردیدها درباره اظهارات بوش و همپیمانان او در ناتو مبنی بر افزایش کمک به افغانستانی که دولت آن با تهدید بازگشت دوباره طالبان به افغانستان روبروست، دامن میزند.
از سوی دیگر، حضور تفنگداران در جنوب افغانستان نشانه بارزی است از اینکه نه انگلیس و نه کانادا که در بخشهایی از استان قندهار مستقر هستند، نتوانستهاند کنترل این مناطق را به دست بگیرند.
ضعف ارتش ملی
از طرفی میبینیم که نیروهای نظامی کشور افغانستان که تحت تعلیم نیروهای مجرب آمریکایی قرار دارند، نتوانستهاند به استاندارد لازم برای به کنترل در آوردن اوضاع دست یابند. سوءقصد نافرجام علیه حامد کرزای، رئیس جمهوری افغانستان، خود شاهدی بر این مدعاست. نشریه اکونومیست در نقدی در این رابطه، رژه مراسم سالگرد پیروزی جهاد مردم افغانستان را به مراسم وحشت تشبیه کرده بود. این نشریه با چاپ عکس یکی از افسران بلندپایه ارتش افغانستان که با شنیدن صدای شلیک پا به فرار گذاشته است، فرآیند واگذاری مسئولیت تأمین امنیت به نیروهای افغان را زیر سؤال برده است. فرایندی که بارها خود کرزای خواستار عملی شدن آن بود. گمانهزنیهای اخیر در میان محافل سیاسی بر این مهم تأکید میکند که اگر دولت افغانستان به دولتی قوی و مقتدر تبدیل شود، دیگر جایی برای آمریکاییها و نیروهای بیگانه در این کشور نیست و افغانستان قدرتمند به چالشی برای حضور آمریکاییها در منطقه تبدیل خواهد شد.
از طرفی، پرونده بازسازی افغانستان هم که برای مدتی به فراموشی سپرده شده بود با روی دادن چنین حوادثی، بار دیگر گشوده شد. مردم افغانستان با مشاهده این خلف وعده ها از سوی نیروهای اشغالگر، از ادامه مسیر توسعه و صلح ناامید شدهاند. در مجموع، در شرایط کنونی، تحرکات جدید گروه طالبان سیر صعودی به خود گرفته است. تمامی راههای متوقف کردن این گروه از سوی نیروهای ائتلاف امتحان شده است، اما ظاهراً این گروه با ریشه دواندن به تمامی نقاط، قصد دارد تا بار دیگر سیطره خود را بر افغانستان گسترش دهد و تداوم بخشد.