تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۳۹۶۹۹

گروه جهان: چهارشنبه ۷ مى رییس جمهورى از کرملین خداحافظى کرد که به عنوان اولین رهبر روسیه پس از استالین در تهران حاضر شده و حمایت هاى او از تهران وى را به شناخته شده ترین رهبر روسیه معاصر براى مردم ایران تبدیل کرده بود. روابط تهران و مسکو در دوران ریاست جمهورى ولادیمیر پوتین به عالى ترین سطح خود در دهه هاى اخیر رسید هر چند که به اعتقاد بسیارى از تحلیلگران هرگز به طور صد در صد از پتانسیل هاى موجود استفاده نشد.
آن چه در این دوران در روابط ایران و روسیه بسیار برجسته تر از سایر جنبه ها به نظر مى رسید استفاده دو کشور از حمایت و پشتیبانى یکدیگر در سطح بین المللى بود.
روسیه و ایران در این دوران که از آخرین روزهاى سال ۱۹۹۹ با تحویل کفالت ریاست جمهورى به پوتین آغاز شد روابط دو جانبه خوبى با یکدیگر داشتند که از پروژه هاى نظامى گرفته تا همکارى هایى نظیر ساخت پروژه یک میلیارد دلارى نیروگاه هسته اى بوشهر را در بر مى گرفت. همکارى هاى دو جانبه دو کشور در زمینه انرژى نیز به عقیده تحلیل گران قابل تحسین بوده است هر چند که ایران و روسیه هر دو از جمله صادر کنندگان انرژى به شمار مى روند و در نهایت موقعیتى شبیه به دو رقیب را در این زمینه دارند.
همکارى هاى تهران و مسکو در حوزه دریاى خزر نیز از دیگر سر فصل هاى برجسته همکارى هاى منطقه اى دو طرف بوده است.
روابط تهران - مسکو در سطح بین المللى
به طور خلاصه مى توان روابط تهران - مسکو در سطح جهانى را طى هشت سال ریاست جمهورى پوتین به این صورت بیان کرد که تهران از قدرت مسکو بیشتر به مثابه وزنه اى براى خنثى کردن بار تحریم هایى استفاده کرده است که به ویژه در سال هاى اخیر بر سر فعالیت هاى هسته اى تهران متوجه کشور شده است و در مقابل مسکو نیز از تهران به مثابه سنگرى در برابر نفوذ غرب در حوزه سنتى تحت نفوذ خود و نزدیکى آن به مرزهاى روسیه استفاده کرده و در حقیقت از کارت تهران در معادلات و مناسبات مختلفى سود جسته است.
با توجه به قراردادهاى همکارى و منافع اقتصادى که روسیه در ایران دارد (به ویژه در زمینه همکارى هاى هسته اى و فروش تسلیحات) و از سوى دیگر به واسطه اختلافاتى که پس از حضور پوتین در کرملین بین مسکو و واشنگتن شدت بیشترى گرفته است_ روسیه در سال هاى زمامدارى پوتین و در جریان وضع تحریم ها و صدور قطعنامه ها علیه ایران به یکى از مخالفان آمریکا (در این زمینه) تبدیل شد.
کارکرد روسیه به سود ایران در سه قطعنامه پیشین تقریبا مشابه بوده است. روسیه هر بار در مرحله نخست درخواست هاى مکرر سایر کشورهاى عضو گروه 5+1 و اغلب ایالات متحده را براى تصویب دور جدید تحریم ها نادیده گرفته و پس از آن به مخالفت با آن پرداخته و در نهایت بر سر تلطیف برخى از بندها به چانه زنى پرداخته است. در نتیجه حضور روسیه در کنار چین که به واسطه حجم مبادلات ۱۴ میلیارد دلارى استراتژى مشابهى دارد هر بار قبل تصویب هر قطعنامه یا وضع تحریم فرصتى قابل توجهى در اختیار تهران قرار داده که خود را براى تبعات تحریم ها آماده کند و از سوى دیگر اندکى از بار و شدت آن ها نیز کاسته است.
کارکرد دیگر روسیه براى تهران در زمینه تخفیف بار قطعنامه ها پس از تصویب و وضع آن ها بوده است. بانک هاى روسیه در این سال ها در کنار نظام بانکى کشورهایى نظیر چین و امارات متحده عربى با استفاده از خلاهاى قانونى بر خلاف نص برخى از تحریم ها روابط بانک هاى تحریم شده ایرانى را با شبکه جهانى بر قرار نگه داشته اند.
فروش تجهیزات و تکنولوژى هسته اى و تسلیحات از دیگر مفادى بوده که به طور مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر تحریم ها قرار گرفته اما به واسطه روابط قابل توجه تهران و مسکو آسیب چندانى به فعالیت هاى مورد نظر دولت ایران نرسانده است. روسیه که پس از انقلاب ایران در کنار کشورهایى مانند چین و کره شمالى به یکى از فروشندگان اصلى اسلحه به ایران تبدیل شده طى سال هاى ریاست جمهورى پوتین به رغم فشارهاى آمریکا و غرب و موج تحریم ها شاهد رشد بیشتر بازار تسلیحات روسى در ایران بوده است. نشانه هاى همکارى هاى روسیه در بخش فن آورى هاى تسلیحاتى از جمله مسائلى است که به صراحت از سوى هیچ یک از طرفین تایید نشده است، اما احتمال وجود آن به ویژه در بخش فن آورى موشکى، کشورهاى غربى را نگران کرده است. مساله اى که در این بین اهمیت این همکارى را بیش از پیش نشان مى دهد این حقیقت است که روسیه در این مدت به رغم فشارهاى فزاینده غرب در حالى فروش تسلیحات به ایران را ادامه داده است که تهران جزو خریداران بزرگ تسلیحات این کشور به شمار نمى رود. روسیه در حال حاضر حدود دو سوم تسلیحات صادراتى خود را به هند و چین مى فروشد و در مقایسه با بازارهاى این دو کشور خرید ایران بسیار ناچیز است اما در ظاهر اهمیت آن براى روسیه به حدى است که موسسه تحقیقاتى بروکینگ در گزارشى که سال ۲۰۰۷ در این زمینه منتشر کرده با اشاره به این مساله مى نویسد: به نظر مى رسد آن چه براى روسیه بیشتر اهمیت دارد مقابله با دیپلماسى آمریکاست تا حفظ روابط اش با ایران.
زمینه دیگر همکارى هاى مسکو- تهران در دوران ریاست جمهورى پوتین همکارى هاى هسته اى دو کشور است. آغاز همکارى هاى هسته اى دو کشور به ویژه براى تکمیل نیروگاه بوشهر به سال ۱۹۹۵ و امضاى قراردادى بین رضا عمرالهى رییس وقت سازمان انرژى هسته اى ایران و ویکتور میخایلوف وزیر انرژى هسته اى کابینه یلتسین باز مى گردد و تکمیل آن نیز که در مقطع فعلى براى تابستان ۲۰۰۸ پیش بینى شده که از دوران ریاست جمهورى پوتین فراتر مى رود. با این حال نمى توان نقش دولت هشت ساله پوتین را در زمینه همکارى هاى هسته اى نادیده گرفت.
رییس جمهور سابق روسیه (پوتین) در آخرین روزهاى ریاست جمهورى اش نه تنها بر اساس قراردادهاى موجود بین دو کشور ۸۲ تن سوخت هسته اى مورد نیاز راکتور بوشهر را در هشت محموله به ایران تحویل داده است (که از ۱۷ دسامبر سال گذشته میلادى آغاز شده) بلکه در حالى که تنها هفته اى از اقامت اش در کرملین باقى مانده بود موفق شد جمهورى آذربایجان را وادارد کند تا تجهیزات غیر رادیواکتیو این نیروگاه را که در این کشور متوقف شده بود_ به ایران تحویل دهد. آذربایجان بر اساس قراردادهاى همکارى چند جانبه موظف است اجازه عبور محموله هاى غیر رادیواکتیو روسیه به ایران را از طریق خاک خود بدهد.
حمایت هاى روسیه از تهران در زمینه فعالیت هاى هسته اى و تاکیدهاى مکرر و مکرر مسکو بر غیر نظامى بودن فعالیت هاى هسته اى ایران همچنین در شکستن فضاى تبلیغاتى ضد ایرانى نیز موثر بوده است.
اکنون در کل به نظر مى رسد موضع روسیه در قبال ایران پس از خروج پوتین از کرملین نیز شاهد تغییر چندانى نباشد. والنتین سوبولف_ نماینده دولت روسیه که ۵ مه یعنى دو روز پیش از خروج پوتین از کرملین به تهران سفر کرده بود حامل پیامى از سوى پوتین براى رییس جمهور ایران بود به این مضمون که سیاست هاى مسکو در حمایت از تهران تغییر نخواهد کرد. این مساله چیزى نبود که پیش بینى اش قبل از پیام سوبولف چندان دشوار باشد.
پوتین هر چند دیگر رییس جمهور نیست اما به نخست وزیرى تبدیل شده که به زعم بسیارى از تحلیل گران قدرت اش به مراتب از رییس جمهور فعلى روسیه بیشتر است. از سوى دیگر دیمیترى مدودف رییس جمهور کنونى روسیه نیز از جمله افراد مطیع پوتین است و این شرایط به معناى عدم تغییر محسوس سیاست هاى داخلى و خارجى مسکو است.