گروه سیاسی: شاید امروز از دانشجویانی که 53 سال پیش در صبح سرد 16 آذر، شاها ورود ماموران گارد رژیم شاه به محوطه دانشگاه تهران بودند، تعداد کمی زنده باشند.
دانشجویانی که از مدتها پیش منتظر حادثه بودند، از همان زمانی که بغض اندوهناک کودتای 28 مرداد و پیوند زهرآلود استبداد و استعمار، بر قلب همه کسانی که در میدان بهارستان برای مصدق و کاشانی فریاد زده بودند، سنگینی میکرد.
از همان زمانی که شاه با نگاهی منتظر و قدرشناس، در جایگاه ویژه، منتظر ورود نیکسون معاون رئیسجمهور وقت آمریکا بود تا ایران پس از کودتا را به او نشان دهد و بگوید همه آن 21 میلیون دلاری که سازمان سیا خرج کودتای 28 مرداد کرده، جای دوری نرفته است و زمان همه را به زور حادثه نزدیکتر میکرد.
14 آذر ماه بود که دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به ورود دنیس رایت، کاردار جدید سفارت انگلیس در ایران، در داخل دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی، دندانپزشکی، فنی، پزشکی و داروسازی تظاهرات کردند.
روز 15 آذر ماه، تظاهرات دانشجویان به خارج از دانشگاه کشیده شد و ماموران رژیم در زد و خورد با دانشجویان، عدهای را مجروح و عده دیگری را دستگیر و زندانی کردند. 16 آذر اما روز سرخی بود. ماموران گارد شاه برای اولین بار وارد محوطه دانشگاه شدند، درهای کلاسهای درس دانشکده فنی را شکستند و 3 نفر از دانشجویان را به شهادت رساندند.
خون شهدای 16 آذر سر آغاز رستن نهال جنبش دانشجویی شد؛ جنبشی که از 1332 تا 1357، در طول 25 سال، همواره و همیشه، رژیم شاه را آزار میداد و یادمان این شهدا، بدون وقفه هر سال از سوی دانشجویان گرامی داشته شد و زمینه اعتراضها و مبارزات گستردهتر با رژیم را فراهم کرد. جنبش دانشجویی از آن سال، به ضمیر آگاه جامعهای تبدیل شد که در همه زمینهها، درگیر تجربههای سخت دوران گذار بود؛ دماسنج رنج جامعهای شد که در غوغای مدرن شدن، ژندارم منطقه شدن، انقلاب سفید کردن و... باید آرمانهای اصیل ملی و مذهبی خود را باز مییافت و حفظ میکرد.
تثبیت نقش دانشجویان
16 آذر 1332، نقش دانشجویان را به عنوان برگزیدههای علمی و فرهنگی یک جامعه که نسبت به مسائل و مصالح کشور و مملکت خود حساس هستند، تثبت کرد و همه خواسته یا ناخواسته این نقش را پذیرفتند. از آن موقع، همه از دانشگاه و دانشجو انتظار داشتند و همین انتظارات بود که زمینه ساز 13 آبان سال 1358 شد. دانشجویان در 13 آبان، ایفاگر همان نقش 16 آذر ماه 1332 در موقعیت دیگری شدند؛ این بار آنها پاسدار انقلابی شده بودند که خود سهم بسزایی در آفرینش آن داشتند.
از سال 1357 تاکنون، جنبش دانشجویی فراز و فرودهای مختلفی از سر گذارنده و حاکمیت نیز نگاه ویژهای به دانشجو داشته است.
مسوولان جمهوری اسلامی به طور ویژه اعتراض را به عنوان یکی از واقعیتها، خصیصهها و بایدهای دانشجو پذیرفتهاند، به طوریکه حوادث کوی دانشگاه، شاهد مرزبندی و تفکیک بین اعتراضهای دانشجویان و آشوب فرصتطلبان از سوی دستاندرکاران نظام بودیم. از سوی دیگر، تشکلهای دانشگاهی، همواره با استقبال حاکمیت مواجه شده و این تشکلها، نقشی مهم در ساماندهی و هدفمندی جنبشها و خواستههای دانشجویان و نیز جلوگیری از قطع ارتباط بین دانشجو و حاکمیت داشته است. انجمنهای اسلامی دانشگاهها، بسیج دانشجویی، جهاد دانشگاهی و نیز تشکلهای کاملا سیاسی همچون تحکیم وحدت که در درون خود ظرفیت پذیرش گرایشها و سلیقههای متعدد دانشگاهی را داشتهاند، گویای آن هستند که نظام جمهوری اسلامی، هم در آرمان و هم در واقعیت، خواهان پویایی و نقشآفرینی جنبش دانشجویی است و ظرفیت تحمل و پذیرش اعتراضها و انتقادات دانشجویان را با زیان دانشجویی دارد.
سیاستزدگی، آفت دانشجویان
در این میان، آنچه همواره دانشجویی و سلامت و پویایی آن را مورد تهدید قرار داده، سیاسیزدگی در دانشگاهها یا سیاسی زده شدن دانشجویان است. رهبر معظم انقلاب نیز در دیدارهای متعددی که با دانشجویان داشتهاند، همواره نسبت به آفتهای سیاستزدگی دانشگاهها و بر سیاسی بودن حضور دانشجویان در صحنههای سیاسی تاکید کردهاند.
اما مساله دیگری که سالهای اخیر سلامت جنبش دانشجویی را مورد تهدید قرار داده، تحتالشعاع قرار گرفتن فعالیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی دانشجویان به خاطر دغدغههای معیشت و اشتغال است. در حال حاضر بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهها، تبدیل به واقعیت تلخ بازار اشتغال شده که باعث میشود جنبش دانشجویی در بزنگاههای حضور تحت تاثیر مسائل فرعی قرار گیرد و یا اعتراضها و نارضایتیهای ناشی از این مشکلات وارد مسیرهای انحرافی شده، اعتراضات سیاسی تلقی شود.