تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۳۹۷۱۵
باز‌خوانی یک پرونده
حجت پیری مقدمه: انتخابات 24 آذر همچون بسیاری دیگر از انتخابات گذشته حاوی پیامهای زیادی بود که البته این پیامها را فقط در صورتی می توان دریافت که تفکر حزبی و جناحی را به کناری گذاشته و به ارزیابی دقیق نتیجه آراء بپردازیم. شاید از جمله آفات همیشگی در ارزیابی‌ها همین بوده است که هر کسی از ظن خود به سبک و سنگین کردن چنین وقایعی می‌پردازد و واقعیات در لفانه نگاههای شخصی رنگ می‌‌‌‌بازد. در حالی که اگر با دقت به این وقایع نگاه کنیم، می‌بینیم که مردم در هر نوبت از انتخابات بنابر مقتضیات روز، حماسه‌ای با رنگ و بوس تازه می‌آفرینند و از همین روست که باید به آگاهی مرد آفرین گفت و پویایی و تفکر سیاسی ایشان را گرامی داشت. اما در خصوص پیامهای یک انتخابات، نمی‌توان تنها به نتیجه آن اکتفا کرد. شاید آراء ماخوذه از صندوق‌های رای حکایت از یک واقعه کند که حقیقت دیگری در آن نهفته است و بدون درک پیچیدگی‌های آن، بیراهه را از راه باز نشناسیم. بررسی تمامی جوانب یک واقعه است که حقیقت‌های نهفته در بطن ماجرا از حقیقت یک واقعه به تعبیر دیگر شان نزول، خود نیمی از حقیقت یک واقعه است که باید مورد مداقه قرار گیرد.

فضای سیاسی کشور در10 سال گذشته همچون سالهای 60 در اختیار دو جناح معروف نبوده و پس از اجابت نکردن خواسته‌های مردم هر کدام از گروهها به درون‌زایی اقدام و نسل دوم و سوم طیفی را باز تولید کرده‌اند که به نوعی با نام همان جناح فعالیت کرده ولی رویکردی صدر‌صد متفاوت دارد. در جریان موسوم به چپ یا اصلاح‌طلب فعل و انفعال‌هایی به وقوع پیوست که از دل مجمع روحانیون مبارز و سازمان مجاهدین انقلاب که مشی بسیار تند داشتند حزب مشارکت به وجود آمد که البته ضمن گرایش به لیبرالیسم، خصوصی‌سازی را به عنوان نخستین راهبرد اقتصادی خود مطرح کرد و دولت هفتم و هشتم به طور جد دنبال کرد. از سوی دیگر، از درون جبهه موسوم به راست یا اصولگرا با محوریت جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه اسلامی گروهی تحت عنوان جمعیت ایثار‌گران سربر‌آورد که هم اکنون رویکرد‌های جدیدی را تجویز می‌کند.
در این میان البته عده‌ای معتقدند که جریان سومی از نسل دومیها و نسل سومی‌‌ها در حال شکل‌گیری است و هر یکی از فعالان جناحهای سیاسی کشور در پی تصاحب این جریان هستند. عده‌ای نامهای تلفیقی برای خود انتخاب می‌کنند و سعی دارند خود را سردمدار این جریان بنامند. عده‌ای دیگر در پی‌تئوریزه کردن این جریان و سپس ورود به عرصه‌های سیاسی هستند. البته برخی جریان‌‌ها توانسته‌اند در این مسیر گامهایی نیز بردارند ولی هنوز این حرکت از سوی احزاب به صورت مدون به مردم ارائه نشده و آنچه به این نام معرفی شده، مورد قبول مردم نبوده است.
مردم برخلاف برخی تحلیل‌ها در انتخابات‌های گذشته هرگز به کسی نه نگفتند. بلکه همواره برای تعیین ساختار نو و رویکرد تحول خواه پیشگام بوده و در بسیاری از موارد جلوتر از فعالان سیاسی قدم برداشته‌اند. همواره در حالی که گروهها مشغول تدوین منشور خود برای حضور در عرصه‌های رقابت بودند مردم آنها را از دیگر گروهها باز‌شناخته و از ایشان دعوت کرده‌اند که به راس امور بیایند ما این که یکی از فعالان سیاسی در توصیف دوم خرداد می‌گفت:«ما پس از این انتخابات همچون کسی بودیم که مناره را دزدیده بودیم، ولی جایی برای پنهان کردن آن نداشتیم.» در دوم خرداد مردم رویکرد جدید و پویایی را که در جریان موسوم به چپ به وجود آمده بود مورد تایید قرار دادند و میدان را برای جولان ایشان باز کردند ولی همان گونه مردم پس از یک دوره آرمانگرایی 5 ساله به مدت 4 سال نیز به عملگرایی رای دادند. اما تجربه عدم ائتلاف این جریان در انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر رویکرد مردم را تغییر داد. البته نه در رویگردانی از جریان موسوم به راست نو یا اصولگرا بلکه این بار مردم در سردرگمی جریان‌های سیاسی خود دست به کار شده و رویکرد جدیدی را برای مسوولیت در کشور تعریف کردند. مردمی که در چندین انتخابات گذشته فهرست‌ها را مقابل خود گذاشته و تعرفه های رای را پر می‌کردند، این بار خود گزینش کردند و از هر فهرست چند تن را برای عضویت در شورای شهر برگزیدند.
انتخاب مصداق‌های جریان سوم
انتخابات 24آذر متفاوت‌ترین انتخابات تاریخ انقلاب اسلامی محسوب می‌شود؛ زیرا همواره مردم به یک گروهی با برنامه نوشته بر کاغذ (بدون تجربه اجرایی) رای می‌دادند ولی این بار ملت دست به انتخابی بر اساس سوابق اجرایی افراد و رویکرد فکری خاص ایشان زده‌اند. منتخبان این دوره شورای شهر تهران تلفیقی از کارآمدها و معتدلان دو جناح هستند که در واقع لزوم حاضر شده اند رویکرد جناحی را فدای واقعیات کرده و حتی رود‌روی افراط‌‌گری‌‌های حزبی بایستند. از بطن این رویکرد مردمی، بدون شک یک تحلیل نو بر‌می‌‌آید و آن این که در این مرتبه مردم خود با انتخاب مصداق‌های جریان سوم گروهها را به تکاپو برای نوسازی تئوریک خود از این واقعیت وادارند. البته شامه تعدادی از فعالان سیاسی رایحه رویکرد مردم را چند سال پیش حس کرده بود ولیکن هنوز گذر از نامها و شعارها اجازه دست به کار شدن را به ایشان نمی‌داد. هنوز در کنار اسم بسیاری از این تشکلها اصلاح‌طلبی و اصولگرایی به چشم می‌آید و از قضا همین پارامتر واکنش مردم را بر‌می‌انگیزد. در واقع برای شکل و شاخ و برگ این عنوان‌های سیاسی نهال نو‌دمیده در تفکر ایدئولوگ‌های احزاب رشد نکرده و باز هم خط سوم در پای قطبین سیاسی کشور قربانی می‌شود. گویی نباید از نسل اول و حتی در بعضی موارد از نسل دوم توقع چنین طراحی بزرگی داشت و چنین به نظر می‌رسد که تبیین تئوریک این جریان از عهده نسل سوم برآید. زیرا براساس آنچه گذشت، نسل نخست، انقلاب را انجام داده و ساختار آن را طراحی کرده‌اند. نسل دوم نوزایی در قطبین نسل اول کرده و در یک پروسه پویا‌سازی، دو جریان جدید را باز تعریف کرده‌اند و حال نوبت نسل سوم است که در میانه دهه سوم انقلاب این مهم را رقم زنند. البته نیاز در طول تاریخ مهمترین اهرم حرکت بوده است و چنانچه این احساس در نسل سوم انقلاب درک نشده و یا به وجود نیاید، عواقبی جز ترسیم راهبردهای سیاسی- ملی توسط حرکتهای خود‌جوش مردمی ندارد. به گونه‌ای که همواره مردم تصمیم می‌گیرند و گروهها از آنان پیروی می‌کنند. در چنین شرایطی احزاب تنها می‌توانند در نقش گروه‌های ذی نفوذ ظاهر شوند و در آستانه هر انتخاباتی فهرست‌های رنگارنگی را منتشر می‌کنند و چنانچه شانس با آنها یاری کرد و فردی به یکی از مناصب راه یافت سهم خود را از وی مطالبه می‌کنند. سیاست ورزی رنگ سودجویی به خود گرفته و بی اعتمادی سیاسی بر جامعه حکمفرما می شود، اما روی دیگر این سکه حلاوت دیگری داشته و یقینا تداوم راه را تسهیل می‌کند؛ زیرا مشارکت مردم نعمتی است که در جای‌جای طی یک مسیر به درد مسوولان می‌خورد و در حقیقت با پیشوانه مردمی می‌توان کوه عظیمی از مشکلات را با یک اشاره کنار زد.
نسل سوم
نسل سوم برای بسیاری هنوز جدی نبوده و شاید به تعبیر برخی فعلان جوانگرایی در عرصه سیاسی معنی ندارد، ولی باید برای این دسته از مدعیان گوشزد کرد که علم شقوق گوناگونی دارد. وقتی سخن از جنبش نرم‌افزاری (از بیانات رهبر معظم انقلاب) به میان می‌آید و مقرر می‌شود تلاش برای کسب علوم وجهه ایران اسلامی به خود بگیرد لزوم درک آن در زمینه‌های ایرانی در عرصه‌‌هایی مثل فناوری هسته‌ای یا سلول‌های بنیادی فرهنگی. اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز باید احساس وظیفه کنند و برای بازشناسی و تطبیق رویکرد‌های جامعه ایرانی دست به نظریه‌پردازی بزنند. حتی زمینه‌های این مهم شاید مهیاتر از دیگر حوزه‌ها باشد، زیرا دانشمندان ایرانی برای رسیدن به یک فناوری نو با انواع تحریم‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی مواجه بوده و مجبورند با کمترین امکانات تحول ساز شوند، ولی در حوزه‌های انسانی گوی و میدان آماده است تا هر گونه فعالیت را پذیرا شوند. آزمایشگاه‌هایی مثل تشکل‌ها و جریان‌های دانشجویی را برآورده کنند. در این میان تنها یک چالش قوی نیاز است که یک نظریه متناسب با واقعیات روز هژمونی لازم را در کشور به دست آورد آن هم تریبون آزاد است که اولا این تریبون در دیدارهای دوره‌ای رهبر معظم انقلاب و رئیس جمهور و همچنین دیگر مسوولان کشور مهیا بوده و ثانیا تمامی رسانه‌های کشور از چنین طرحهایی استقبال می‌کنند تا در فضای امروز شور گام موثری برای جذب مهمترین قشر کشور بردارد.
پیامی به آن سوی مرزها
پیامها و عبرتهای زیادی در انتخابات 24 آذر نهفته بود که از آن جمله می‌توان به تاثیر مشارکت سیاسی بر تعاملات بین‌المللی جمهوری اسلامی اشاره کرد. در این مقوله نیز این انتخابات باید عبرتهای بزرگی برای جهانیان علی‌الخصوص دشمنان غربی ایران داشته باشد، ولی از آنجا که همواره غرور، عاملی برای کور شدن چشم واقع‌بینی بوده است در این نوبت نیز غرب به سردمداری امریکا چشم خود را  بر واقعیتهای قدرت ملی ایران بسته و قطعنامه بی‌تاثیر 1737 را تصویب کرد، غافل از این که مشارکت 65 درصدی مردم نشان از مقبولیت بالای نظام دارد و هم آنانی که به پای صندوق‌های رای آمده و مشروعیت نظام را مورد تایید قرار می‌دهند، پای دفاع از میهن و مرز و بوم خود ایستاده و حاضرند برای حفظ نظام هزینه‌های بسیاری را بدهند.
البته پیام انتخابات 24 آذر به بسیاری از تحلیلگران خارجی منتقل شده و شاید گزارش‌های مرتبط با آن مبنی بر مقاومت و ایستادگی مردم غیور ایران در برابر تحریم‌ها و حتی فراتر از آن به دولتمردان غربی انعکاس داده شده است، ولی به هر حال میخ آهنی در سنگ فرو نرفته و رفتارهای لجوجانه غرب در خصوص ایران ادامه دارد؛ هر چند این رفتارها بیش از همه به زیان خود آنها تمام شده و مردم مبتکر ایران نشان داده‌اند که تحریم را فرصتی برای پیشرفت می‌دانند و این گونه اقدامات برایشان تهدیدی به شمار نمی‌رود.
فرجام سخن
انتخاباتی با وسعت و عمق حماسه 24 آذر به تحلیل‌های بسیار نیاز دارد و نگارنده هرگز نمی‌تواند مدعی بازگویی همه جوانب این انتخابات باشد، ولی باب تحلیل باز است و هر آنچه وزانت گفتن درباره یک اتفاق بزرگ را داشته باشد باید گفت: فارغ از این که تک بعدی باشد یا چندی بعدی و آن که باید متوجه صحت و کذب یک گفته شد که آگاهند؛ البته عده‌ای نیز دست اندر‌کارند و فعال در عرصه‌های سیاسی که ایشان باید به چشم بشیر و نذیر بدان بنگرند و پیامها را دریافت و عبرتهای این حماسه را بگیرند تا در جهت تعالی کشور و خدمت به مردم گامهای محکمتری بردارند.