دولت استالینیستی کره شمالی معتقد است که هیچگونه توجیه عقلانی برای نشستن پای میز مذاکره وجود ندارد و آنها دیگر پایبند به توافقنامه قبلی خود نخواهند بود. امری که خشم و ناراحتی یقه سفیدهای کاخ سفید را در پی داشت.
مقامات امریکایی همواره در 10 سال گذشته به این نکته اذعان داشتهاند که پیونگ یانگ تولید تسلیحات هستهای را به ابزاری ثمربخش برای باجخواهی بینالمللی مبدل ساخته و از این راه کشورهایی چون ژاپن و کره جنوبی را وادار گردانیده تا برای آنان فنآوری نوین ارسال کنند.
خطرناک شناخته شدن کره شمالی از سوی ایالات متحده بدین جهت است که:
1- افزایش تولید پلوتونیوم، تنها تهدیدی مستقیم علیه حدود 40 هزار نیروی امریکایی در شبه جزیره کره است، بلکه موجبات بیثباتی تمام مناطق حاشیهای اقیانوس آرام را نیز به دنبال خواهد داشت.
2- صدور تسلیحات کره شمالی برای کسب ارز خارجی به خصوص در خاورمیانه سبب به هم خوردن توازن نظامی در این منطقه و تهدید نظامی به طور مشخص بر علیه امنیت اسرائیل است.
اگرچه کره شمالی مذاکرات شش جانبه در پکن را تحریم نموده اما با توجه به نتایج نشستها و مواضع گذشته به نظر میرسد که حتی در صورت آوردن کره شمالی به پای میز مذاکره، نتیجهای عاید طرفین درگیر نشود. علت بینتیجه بودن این گفتگوها، اصرار امریکا و کره شمالی یعنی دو طرف اصلی مناقشه بر مواضع اعلام شده خود است. امریکا تأکیددارد که کره شمالی بدون هیچ درنگی باید تمامی برنامه و فعالیتهای هستهای خود را متوقف سازد و در مقابل، کره شمالی امضای پیمان عدم تجاوز امریکا به این کشور و اعطای تضمینهای امنیتی و توقف سیاست خصمانه واشنگتن علیه پیونگ یانگ را خواستار است.
10 سال رویارویی
پیشینه درگیری میان پیونگ یانگ- واشنگتن به دهه 90 میلادی بازمیگردد. چرا که در آن مقطع امریکا، فعالیتهای هستهای کره شمالی را تهدیدی جدی برای امنیت منطقه و جهان و نظم بینالمللی توصیف کرد. ایالات متحده از همان مقطع با توجه به توان قابل توجه موشکی پیونگ یانگ، اقدامات مختلفی را برای مقابله با این تهدید به انجام رسانید و حتی مقامهای پنتاگون در دوران ریاست جمهوری کلینتون به طور رسمی اعلام کردند که طرحهایی را برای حمله هوایی به تأسیسات هستهای این کشور را مورد بررسی قرار دادند. دهه 90 میلادی سرآغاز قدرت نمایی لیبرال- دمکراسی امریکایی بود. بلوک شرق فروپاشید و دیوار برلین فرو ریخت. ویتنام شمالی و جنوبی یکی شدند، اما شبهجزیره کره به عنوان «سرپل آسیا» و محل مارکسیم- لیبرالیسم همچنان شمالی و جنوبی باقی ماند. مدار 38 درجه همچنان یکی از بارزترین خطوط مجزا کننده جهان از نظر عقیدتی، سیاسی، نظامی و اقتصادی است. گرچه در دهه نود امریکا به جنگ با کره شمالی نزدیک گشت اما معضلات اقتصادی کره شمالی و بحران انسانی که در نتیجه سوء مدیریت و عوامل طبیعی چون خشکسالی حاصل شد. در آن کشور وجود داشت. امریکا را آرام نگه داشت تا شاهد فروپاشی «ایدئولوژی جوچه»(سیاست اتکا به خود) پیونگ یانگ باشد. اما حمایتهای پکن و مسکو مانع از این مسئله شد.
کره شمالی از آن پس تنها برگ برنده درمقابل غرب را سلاح هستهای و افزایش ضریب قدرت نظامی دانست.
دلیلی که موجب گردید، تا این کشور طی سالهای گذشته و در سیکلهای مختلفی که دچار بحران شد، به سادگی عقبنشینی نکند. اینچنین است که غرب، چشم بادامیهای کرهای را متهم به «جاهطلبی هستهای» نماید.
جاهطلبیای که به طور مشخص در ماه می 1994 آغاز شد. پیونگ یانگ در آن سال بدون نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی دست به تعویض لولههای سوخت مصرف شده زد و در ژوئن همان سال تهدید کرد که نه تنها از ان.پی.تی بلکه از آژانس نیز خارج خواهد شد.
امریکا سیاست تحریم اقتصادی کره شمالی را در شورای امنیت سازمان ملل در پیش گرفت. اما با مخالفت روسیه و چین مواجه شد. در این میان ژاپن که کینهای دیرینه از کره شمالی داشت، جانب کاخ سفید را گرفت تا امنیت خود را مهیا سازد. مقامات کره جنوبی نیز در مذاکرات دیپلماتیک خود مشی ژاپنیها را اتخاذ کردند. بدین ترتیب جبهه بندی هستهای شرق آسیا با دو جبهه امریکا، ژاپن و کره جنوبی از یک سو و کره شمالی، روسیه و چین از سوی دیگر شکل گرفته است. شش کشوری که همچنان درگیر این پرونده هستند و به راحتی از منافع خود دراین منطقه نمیگذرند.
در ژوئن 1994 جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق امریکا در مذاکره دو ساعته خود با کیم ایل سونگ، رهبر کره شمالی دو پیشنهاد عمده را برای کنترل مقطعی این بحران را ارائه داد. این دو پیشنهاد عبارت بود از:
1- برگزاری اجلاس سران دو کره که بعدها در سال 2000 برگزار شد.
2- تعلیق برنامه هستهای کره شمالی که این امر نیز موقتاً انجام پذیرفت.
نشست جیمی کارتر با کیم ایل سونگ در پیونگ یانگ منجر به انعقاد «موافقتنامه چارچوب» در 21 اکتبر 1994 گردید. بر اساس این قرارداد، کره شمالی متعهد شد که از توسعه سلاحهای هستهای دست بردارد و فعالیت خود را در تأسیسات اتمی یونگ- بیون برای تولید برق که منجر به ایجاد تفالههای اتمی میشده را متوقف سازد. بر اساس همین موافقتنامه کره شمالی متعهد شد که اجازه دهد تا بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی کار نظارت بر تأسیسات هستهای این کشور را آغاز کرده و در مقابل کشورهای ژاپن و کره جنوبی درجهت جبران انرژی از دست داده شده به وسیله کره شمالی، «سازمان توسعه انرژی کره» را تأسیس کردند. کره جنوبی سرمایهای بالغ بر 3/2 میلیارد دلار را برای راهاندازی این سازمان، هزینه کرد. ژاپن یک میلیارد دلار از سرمایهگذاری را متقبل شد. اتحادیه اروپا هشتاد میلیون دلار را بر عهده گرفت و ایالات متحده نیز متعهد شد تا سالانه پنجاه و پنج میلیون دلار برای اداره این سازمان بپردازد و همه ساله نیز 500هزارتن نفت در اختیار کره شمالی قرار دهد تا این کشور نیاز انرژی خود را برطرف سازد. از سوی دیگر مقرر شد تا سه کشور ژاپن، کره جنوبی و امریکا در ساخت دو رآکتور هستهای آب سبک با کره شمالی همکاری کنند. پس از امتیاز دهی امریکا به کره شمالی بحران در مدار 38 درجه تا حدودی فروکش کرد، اما پیونگ یانگ، در سال 1998 که همزمان با پایان ریاست جمهوری کلینتون دموکرات در امریکا بود، اعلام داشت که دیگر موافقتنامه چارچوب را قبول ندارد. مقامات کره شمالی اعلام کردند علیرغم قرارداد مشخص میان امریکا- کره شمالی، امریکاییها در اجرای تعهدات خود کوتاهی کردهاند و با به تأخیر انداختن تعهدات خود موجب بروز چنین رفتاری از سوی پیونگ یانگ گردیدهاند. بر همین مبنا بازرسان تسلیحاتی آژانس از کره شمالی اخراج شدند و این به بهانه فرستادن ماهواره به فضا، موشک تائو پودونگ 1 بر فراز ژاپن آزمایش کرد. ژاپن نیز در واکنشی سریع، تحویل مواد غذایی را برای کاهش گرسنگی همهجانبه مردم کره شمالی قطع کرد.
رهبران کشورسرخ پس از موفقیتآمیز موشک دور برد تائوپودونگ 1 اعلام کردند که درصدد آزمایش تائوپودونگ2 میباشند اما امریکا با دادن امتیازی جدید به کره شمالی مبنی بر ارسال مواد غذایی و کمکهای اقتصادی مانع از آزمایش موشک جدید کره شمالی شد.
مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه وقت امریکا در پایتخت کره شمالی در سالگرد تأسیس حزب کارگران این کشور شرکت کرد. سران دو کره نیز در ژوئن سال 2000 به مذاکره پرداختند. درگیری کره شمالی – امریکا در حال سامان گرفتن بود که حادثه 11 سپتامبر 2001 رخ داد. تئوری حمله پیشگیرانه، هژمونی جدید ایالات متحده روابط کره شمالی با دولتهای همسایه و امریکا را دچار دگرگون و بحرانی تازه کرد.
فاز جدید روابط پیونگ یانگ، واشنگتن متأثر از «محور شرارت» شکل گرفت. نگاه بدبینانه و افراطی امریکا به کره شمالی سبب بالا رفتن ضریب تشنج در شبه جزیره کره گردید. ادبیات تهدیدی یقه سفیدهای کاخ سفید، قدرت مانور را از پیونگ یانگ گرفت. مقامات کره شمالی تهدید خود مبنی بر خروج از آژانس بینالمللی انرژی اتمی را عملی ساختند و با بیانیه رسمی از شروع غنیسازی اورانیوم و پلوتونیوم برای ساخت تسلیحات هستهای خبر دادند. سیاستی که نهایتاً ساخت بمب هستهای دراین کشور در اواخربهمن ماه سال جاری را به همراه داشت. سه دور از مذاکرات شش کشور نیز بینتیجه باقی مانده است.
تصورات غلط آمریکا
ارزیابی تحولات اخیر در شرق آسیا نشان از آن دارد که امریکا همچنان مشتاق اخذ دو کره است. تصور واشنگتن پس از فروپاشی شوروی این بود که کره شمالی درمسیر اتحاد با کره جنوبی به دلیل ضعف ساختارهای اقتصادی تحت تأثیر پیشرفتهای کره جنوبی و سازمانیافتگی اقتصاد آن قرار میگیرد. روند ادغام به معنای پذیرش نظام اقتصادی سرمایهداری تبلوریافته در کره جنوبی است. از این رو امریکا با بهرهگیری از این سیاست میتواند نفوذ بر حاکمیت کره شمالی را دنبال و آن را همانند آلمان شرقی در نظام اقتصادی سیاسی غرب و متحد آسیایی خود و چون کره جنوبی آسان سازد. اتخاذ سیاست آفتاب تابان و یا درهای باز کره جنوبی به روی کره شمالی از سوی مقامات مسئول را نیز در همین راستا میتوان ارزیابی نمود.
اظهارات مقامات امریکایی نشان از آن دارد که سیاست واشنگتن حمایت ازگفتگوهای شش جانبه ونه از سرگیری مذاکرات دو جانبه و مستقیم با کره شمالی است. امریکاییها سعی دارند مسئله کره شمالی را بیش از یک درگیری دوطرفه میان خود و کره شمالی مطرح کنند. امریکا به دنبال «رهیافتهای هماهنگ» درخصوص پرونده هستهای کره شمالی است.
از سوی دیگر برخی از کارشناسان معتقدند که بزرگنمایی درتهدید کره شمالی، موجه جلوهدادن سیستم دفاعی موشکی (DNT) به منظور خنثی کردن ثبات نظام، قدرت سیاسی و رشد اقتصادی چین است.
به نظر میرسد دولت پکن با توجه به رشد 7 درصدی اقتصاد خود برای اینکه از نظر قدرت و نفوذ استراتژیک در منطقه از ژاپن پیش بگیرد، تنها به اندکی فرصت نیاز دارد و بر همین مبنا امریکا هرگز نمیتواند تهدید قدرت منطقهای و منافع اقتصادی خود را از سوی چین تحمل نماید. پیونگ یانگ نیز از این اختلاف امریکا، چین به خوبی آگاه است و مشکلات فعلی چین با امریکا بهویژه درخصوص مسئله لغو تحریم تسلیحاتی چین از سوی اتحادیه اروپا و ایجاد شکاف بین این اتحادیه و کاخ سفید را میتوان یکی از فاکتورهای جانبی درخصوص حرکتها و مانورهای کره شمالی دانست. واکنش چین به اقدام اخیر کره شمالی نشان میدهد که اگرچه این کشور به عنوان یکی از طرفهای گفتگو از کره شمالی درخواست کرده تا مذاکرات شش جانبه را بپذیرد اما اختلاف این کشور با امریکا تا زمانی که به سرانجامی خوش منجر نگردد، غائله کره شمالی همچنان باقی خواهند ماند.
پایان تحولات در مدار 38 درجه بستگی به سیاست واشنگتن دارد. اگر امریکا به تعهدات خود مبنی بر انعقاد قرارداد مناسب، گسترش همکاریها و دستیابی کره شمالی به امکانات بینالمللی پایبند باشد، ممکن است پیونگ یانگ از اقدامات خود مبنی بر تولید سلاحهای هستهای و اتمی و فروش آن به کشورهای دیگر چشمپوشی کند.