تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۳۹۹۱۲
بازخوانی اقدامات اسرائیل و غرب علیه فلسطین و لبنان

دکتر سیدرسول موسوی
هنگامی که روبسپیر انقلابی مشهور فرانسه را برای اعدام به پای گیوتین آوردند، گفت:‌ «ای آزادی چه جنایت‌ها که به نام تو نمی‌کنند...» بیش از دویست سال از این واقعه می‌گذرد اما همچنان به نام آزادی و دموکراسی چه جنایت‌ها که صورت نمی‌گیرد؟؟
بنا به اعتراف تمام ناظران بین‌المللی از جمله جیمی کارتر رئیس‌جمهور اسبق آمریکا انتخابات 25 ژانویه 2006 فلسطین نمادی برجسته از فرایند مردم‌سالاری در خاورمیانه به شمار می‌آید. در این انتخابات 77 درصد از واجدین شرایط (بالاترین رقم مشارکت در خاورمیانه) در فضایی سالم و شفاف به پای صندوق‌های رأی رفتند و به رغم تمامی مشکلات موجود ناشی از اشغالگری و شرایط بد اقتصادی و با وجود تهدیدات مبنی بر توقف کمک‌های مالی در صورتی که از گزینه مقاومت حمایت کنند با نشان دادن بلوغ سیاسی خود و با آزادی گزینه مطلوب خود را انتخاب کردند.
در این انتخابات مردم فلسطین به مجموعه‌ای رأی دادند که برنامه‌ای جامع برای آینده فلسطین در تمامی زمینه‌های امنیتی، سیاسی، اقتصادی، علمی، آموزشی، عمرانی و بهداشتی ارائه می‌کرد. ساز و کار انتخابات فلسطین به گونه‌ای شفاف و روشن تدوین و طراحی شده بود که رأی دهندگان نه به احزاب و گروه‌ها بلکه به افراد صاحب صلاحیت که می‌شناختند رأی می‌دادند. نتیجه نهایی منتخبین مردم فلسطین افرادی بودند که توسط حماس معرفی شده بودند و به عبارت دیگر مردم فلسطین و حماس راهبرد مشترکی را برای آینده فلسطین انتخاب نموده بودند.
دقت در این نکته ضروری است به این معنی که نتیجه انتخابات آزاد فلسطین که به پیروزی قاطع حماس انجامید به آن جهت نبود که حماس خود را بر نتایج انتخابات تحمیل کرده باشد، ‌بلکه به جهت آن بود که برنامه‌ای را ارائه می‌کرد که مردم آن را می‌پسندیدند و افرادی را معرفی می‌کردند که صاحب صلاحیت بودند.
فلسطینی‌ها با خوشحالی از نتیجه حاصله و با امیدواری نسبت به آینده و با خوش‌بینی به شعارهای اروپا و آمریکا در خصوص حمایت از دمکراسی و مردم‌سالاری از جامعه جهانی بخصوص از کشورهای غربی انتظار داشتند که به آرمان‌ها و شعارهای خود در حمایت از آزادی و دموکراسی وفادار مانده و به رأی مردم فلسطین احترام بگذارند.
اما متأسفانه مردم فلسطین بار دیگر طعم تلخ دوگانگی رفتار غربی‌ها را چشیدند. فلسطینی‌ها که سال‌ها رنج جنگ، آوارگی و کشتار را بر دوش خود تحمل کرده بودند این بار انتظار داشتند بتوانند در گوشۀ بسیار کوچکی از سرزمین خود اداره امور خود را بدست منتخبین واقعی بدهند ولی حامیان دروغین آزادی و دموکراسی این حق را برای مردم فلسطین قائل نشدند و بلافاصله با روی کار آمدن دولت منتخب مردم باج‌گیری مالی و فشار اقتصادی بر دولت و مردم فلسطین را مضاعف ساختند.
رژیم صهیونیستی از اجرای توافقات مربوط به انتقال سهمی از مالیات‌های مرزی فلسطین به دولت فلسطینی خودداری نمود و اتحادیه اروپا ضمن قطع روابط خود با دولت منتخب مردم هرگونه کمک مالی وعده داده شده به فلسطین را مشروط به شناسایی اسرائیل توسط حماس کرد.
آمریکا و اروپا در همان ابتدای امر سیاست خود را بر این مشی استوار ساختند که گویا دولت فلسطین نه توسط مردم بلکه توسط حماس انتخاب شده است و به این اصل حقوقی توجه نکردند که دولت فلسطین مسئولیت‌هایی دارد که هر کس که این دولت را در اختیار بگیرد به آن عمل خواهد کرد. اما آمریکا و اروپا آگاهانه اصل شناخته شده حقوقی «مسئولیت‌پذیری دولت‌ها» را فراموش کرده مرتب به حماس به عنوان یک حزب سیاسی فشار آوردند که باید در راهبرد مقاومت خود تجدید نظر کند.
هر چه قدر اسماعیل هنیه نخست‌وزیر دولت منتخب فلسطین تلاش نمود تا با سیاستی مناسب تفاوت دولت به رهبری حماس و حماس به عنوان یک حزب سیاسی را به غرب تفهیم کند، موفق نگردید زیرا که آنان تصمیم خود را گرفته بودند و آگاهانه با هم در آمیختن مفاهیم دولت و حزب آشکارا برای به سقوط کشاندن تنها دولت منتخب مردم در خاورمیانه عربی برنامه‌ریزی کردند.
اروپا و آمریکا در حالی به دولت منتخب فلسطین فشارهای سیاسی و اقتصادی وارد می‌ساختند که همه روزه اسرائیل به مناطق مختلف غزه حمله می‌کرد و به عنوان مبارزه با تروریسم فلسطینیان را به شهادت رسانده یا آنها را دستگیر و به زندان‌های اسرائیل منتقل می‌نمود.
تهاجمات اسرائیل به غزه و کرانه غربی علیرغم اعتراضات دولت فلسطین ادامه داشت و آمریکا و اروپا به راحتی از کنار این اعتراضات می‌گذشتند تا آن که به دنبال کشته شدن 8 نفر از اعضای یک خانواده فلسطینی در ساحل غزه به دلیل بمباران توپخانه ای اسرائیل در 9‌ژوئن (19 خرداد) شاخه نظامی حماس آتش‌بس 16ماهه با اسرائیل را پایان یافته اعلام کرد و در مقابل تهاجمات اسرائیل و برای یافتن راهی برای مذاکره در خصوص آزادی بیش از 9هزار اسیر و زندانی فلسطینی در اسرائیل با حمله به یک پست بازرسی اسرائیل که منجر به کشته شدن 2سرباز اسرائیلی شد. یک سرباز به نام «گیلعاد شلیط» را اسیر و به داخل غزه منتقل کردند و خواستار مذاکره در خصوص سرنوشت هزاران اسیر فلسطینی شدند.
بحث آزادی اسرا و زندانیان فلسطینی در زندان‌های اسرائیل بحثی بسیار طولانی است و از همان ابتدای شروع مذاکرات اسرائیلی- فلسطینی از جمله مهمترین موضوعات مورد توجه فلسطینی‌ها بوده است و در هر سندی که به امضای طرفین رسیده موضوع آزادی زندانیان مطرح شده است ولی اسرائیل هیچ‌وقت بند مربوط به آزادی زندانیان را به اجرا در نیاورده است و همین موضوع باعث شده تا تمامی فلسطینی‌ها بدون توجه به گرایش‌های سیاسی آنان اعم از فتح، جبهه دموکراتیک، حماس، جهان اسلامی و دیگر گروه‌های فلسطینی به این نتیجه برسند که هیچ راه حل سیاسی برای حل و فصل مساله زندانیان و اسیران فلسطینی وجود ندارد و باید راه حل دیگری را برای این مشکل جستجو کنند.
توجه به یک مساله دیگر هم ضروری است آن که اسرائیل نه تنها از آزادی هزاران زندانی فلسطینی خودداری می‌کند بلکه با تهاجم همه روزه به مناطق مختلف سکونت فلسطینی‌ها آنان را اسیر و به آمار زندانیان و اسرا اضافه می‌کند.
اسرائیل در مقابل به گروگان گرفته شدن یک سرباز خود 8 وزیر کابینه فلسطین و 20نماینده مجلس را به گروگان گرفت و با تمام قوا به غزه حمله کرد و جنگ کاملاً نامتوازنی را بر مردم فلسطینی ساکن غزه تحمیل نمود و آمریکا با این عبارت که اسرائیل حق دفاع از خود را دارد از جنایات صهیونیست‌ها حمایت کرد.
اسماعیل هینه در نوشته‌ای در این ارتباط می‌نویسد:
...ما تصور می‌کردیم که کسب افتخار در برگزاری عادلانه‌ترین انتخابات جهان عرب، در آمریکا و شهروندان این کشور طنین‌انداز خواهد شد. اما دولت جدید ما از همان ابتدا با اقدامات کارشکنانه ضمنی و آشکار کاخ سفید مواجه شد. اکنون این تهاجم علیه 9/3 میلیون شهروندی که در بزرگترین زندان جهان به سر می‌برند، ‌ادامه دارد. رضایت و خشنودی آمریکا از این جنایات جنگی مثل همیشه در این جمله رمزگونه که حاکی از نشان دادن چراغ سبز است. مستقر است:‌«اسرائیل حق دفاع از خود را دارد». آیا اسرائیل هنگامی که هشت عضو از یک خانواده را یک ماه پیش در ساحل غزه کشت یا زمانی که سه عضو خانواده حجاج را به همراه یک کودک 6ساله در روز شنبه به قتل رساند، ‌از خود دفاع می‌کرد؟
بعید می‌دانم که این اقدامات غیرانسانی از نظر افکار عمومی آمریکا قابل توجیه باشد. ما این پیام روشن را اعلام می‌کنیم: اگر اسرائیل به فلسطینی‌ها اجازه ندهد که در صلح، منزلت و یکپارچگی ملی زندگی کنند اسرائیلی‌ها نیز نخواهند توانست از حقوقی مشابه برخوردار باشند. در ضمن حق ما برای دفاع از خود در برابر نظامیان اشغالگر همان طور که در کنوانسیون ژنو تصریح شده یک امر قانونی است. اگر اسرائیل آماده شود که به جای بحث و مذاکره پیرامون وقایع سال 1967 به طور جدی و منصفانه در مورد مسائل مربوط به سال 1948 گفتگو کند یک صلح پایدار و عادلانه امکان‌پذیر است... اگر آمریکایی‌ها از حقیقت بویی می‌بردند، ‌احتمالات می‌توانست به واقعیت تبدیل شود (روزنامه شرق، 22 تیر 85، ص 6) اما متأسفانه حقیقت آن است که سردمداران آمریکا نه تنها از حقیقت بویی نبرده‌اند بلکه آشکارا به جنگ حقایق آمده‌اند. آمریکایی‌ها به جای کمک برای یافتن راه‌حلی برای جلوگیری از کشتار مردم بیگناه فلسطین با حمایت‌های بی‌قید و شرط خود دست اسرائیل را باز گذاشتند تا به خیال خود تا نابودی کامل مقاومت فلسطین پیش رود و وجود یک سرباز اسیر در غزه را مجوزی برای این کار دانستند.
شرایط سخت بوجود آمده برای مردم فلسطین ناشی از بمباران مرتب همه روزه و محاصره غزه نمی‌توانست با بی‌تفاوتی مردم مسلمان منطقه از جمله برادران لبنانی خود روبرو شود، در این جا بود که حزب‌الله لبنان وقتی دید عرصه بر مردم فلسطین تنگ شده است با ایثار و از خود گذشتگی به کمک آنان شتافت و جبهه جنگ جدیدی را علیه اسرائیل باز کرد تا فرصتی برای فلسطینی‌ها فراهم گردد.
اقدام حزب‌الله در گذر از مرز و اسیر کردن دو سرباز اسرائیلی چیزی جز یک وظیفه دینی و یک آرمان انسان دوستانه نیست اما یک هدف سیاسی واقعی را هم دنبال می‌کرد.
اسرائیل پس از شکست از حزب‌الله و عقب‌نشینی از جنوب لبنان در سال 2000 در توافقنامه‌ای با حزب‌الله متعهد به آزادی کلیه زندانیان عرب و لبنانی شده بود. اما از آزادی برخی از آنان از جمله سمیرقنطار که بیش از 30سال در زندان‌های اسرائیل به سر می‌برد، خودداری می کرد.
حزب‌الله از ماه‌ها قبل اعلام نموده بود که اگراسرائیل به تعهدات خود عمل نکند مجبور خواهد شد برای وادار ساختن اسرائیل به اجرای تعهدات خود اقدامت لازم را به عمل آورد. حزب‌الله این پیام را هم به طور علنی از طریق رسانه‌های مربوط به خود و هم از طریق مجاری دیپلماتیک و از طریق دولت آلمان به اطلاع اسرائیل رسانده بود.
زمان‌های عملیات نظامی حماس و حزب‌الله و اسارت سربازان اسرائیلی این سوال را مطرح می‌سازد که آیا آنها از قبل برای این عملیات هماهنگ شده بودند؟ در پاسخ باید گفت که واقعیت‌های مربوط به صحنه عملیات انجام شده توسط حماس و حزب‌الله این هماهنگی را تأیید نمی‌کند و به نظر می‌رسد که نتایج عملیات در صحنه این واقعیت‌ها را شکل داده است. البته یک اصل مسلم است که حزب‌الله هم زمان را برای عملیات خود مناسب دیده و هم در زمان مناسبی برای حمایت از حماس وارد صحنه شده است.
شیخ حسن نصرالله پس از اسارت سربازان اسرائیلی اعلام نمود که به هیچ عنوان مایل به گسترش دامنه تنش نیست و مایل است از طریق مذاکرات غیر مستقیم مسائل مربوط به مبادله زندانیان و اسرای طرفین را حل و فصل کند اما رژیم صهیونیستی با اعلان جنگ به لبنان و مسئول دانستن دولت لبنان در قبال عملیات حزب‌الله جنگ وسیع و گسترده‌ای را علیه مردم غیرنظامی لبنان آغاز کرد و به جای مقابله با نیروهای نظامی حزب‌الله اقدام به بمباران وسیع شهرها و مناطق غیرنظامی لبنان نمود که منجر به کشته و زخمی شدن صدها نفر از مردم عادی لبنان شده است. حجم عملیات و تهاجمات اسرائیل به مناطق غیرنظامی لبنان چنان گسترده است که حتی اعتراض برخی از کشورهایی را که عملیات اسرائیل را دفاع از خود می‌دانند برانگیخته و آنها اسرائیل را متهم می‌کنند که به عملیاتی نامتناسب با هدف آزادی اسیران خود دست زده و پیامدهای اقدامات خود را نادیده گرفته است.
درحال حاضر جنگ شدید و نامتوازنی در منطقه در گرفته است و ابعاد فاجعه انسانی آن برای مردم فلسطین و لبنان غیرقابل تصور است و هیچ وجدان بیدار بشری نمی‌تواند قبول کند که به نام آزادی 3سرباز اسیر چنین جنایاتی علیه دو ملت فلسطین و لبنان صورت گیرد. اما متاسفانه به نظر می‌رسد وجدان‌های بیدار در بین حکومتگران و صاحبان قدرت که می‌توانند کاری برای متوقف ساختن این جنایات انجام دهند کم است و تا زمانی که با خروش وجدان‌های بیدار عمومی مردم خود مواجه نشوند. از خواب غفلت برنخواهند خواست.
دولت‌های اسلامی و جامعه مسلمانان باید بدانند که جبهه‌ای را که حزب‌الله در دفاع از برادران و خواهران فلسطینی خود گشوده جبهه‌ای است که اگر فروریزد آوار آن بر سر تمام جوامع مسلمان خراب خواهد شد و عزت اسلامی کشورهای مسلمان ضربه خواهد دید.
حزب‌الله پرچمی را که برافراشته همه را به وحدت اسلامی در مقابل دشمنان اسلام دعوت می‌کند و اگر این پرچم فروافتد بدست کسانی خواهد افتاد که مبارزه با دشمنان اسلام را در مرحله بعد از شکاف در امت اسلامی می‌بینند.
واقعیت آن است که در افکار عمومی جهان اسلام هر پرچمی را که کسی علیه صهیونیسم و امپریالیسم بلند کند مورد احترام است چه خوب خواهد بود که این پرچم منادی تفرقه افکنانه افرادی چون زرقاوی، پرچم حزب‌الله پرچم وحدت است و این نکته‌ای است که مناسب است مورد توجه کشورهای مختلف در جهان اسلام قرار گیرد.
عده‌ای تصور می‌کنند که اگر حماس و حزب‌الله سربازان اسرائیلی را به اسارت نمی‌گرفتند چنین جنگ دهشتناکی اتفاق نمی‌افتاد. باید گفت که این طرز فکر نوعی ساده‌اندیشی است. اسرائیل به دنبال فرصتی بود تا نیروهای حماس و حزب‌الله را به درگیری مشابهی بکشاند و اگر در این زمان اتفاق نمی‌افتاد در زمان دیگری که شرایط آن را اسرائیل تعیین می‌کرد به وقوع می‌پیوست و در چنین شرایطی خسارات وارده به امت اسلامی بسیار گسترده بود.
بنابراین به هیچ عنوان نباید علت جنگ اخیر را اقدامات حماس یا حزب‌الله دانست بلکه باید کمی در زمان به عقب رفت و شکل‌گیری آتش جنگ اخیر را در پیروزی مردم سالاری در فلسطین دید که این پیروزی نمی‌توانست مورد پذیرش صهیونیست‌ها و حامیان آنان و همچنین مرتجعین منطقه باشد زیرا که در فلسطین قدرت‌گیری مردم سالاری منافع تمامی آنها را به خطر می‌اندازد. لذا توطئه‌ها آغاز شد تا تنها نمونه مردم سالاری واقعی در جهان عرب از بین برده شود. البته معلوم نیست آنها که توطئه‌ها را برای نابودی مردم سالاری در فلسطین آغاز کرده‌اند بتوانند به اهداف نهایی خود برسند. ضربات متقابل حزب‌الله به اسرائیل و مقاومت هماهنگ مردم فلسطین، لبنان و حمایت امت اسلامی از این مقاومت می‌تواند سرنوشت دیگری برای اهداف توطئه‌گران رقم زند اما یک سوال باقی است کسانی که امروز وارث انقلاب فرانسه هستند. آیا همچنان این پیام را می‌شنوند که «ای آزادی چه جنایت‌ها که به نام تو نمی‌کنند؟؟!»