تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۳۹۹۵۳
در گفت‌وگو با ماشاءالله شمس الواعظین مطرح شد:
حسین صرافی اشاره: ماشاءالله شمس الواعظین کارشناس ایرانی مسائل خاورمیانه و سردبیر چند روزنامه تعطیل شده در ایران نیز دلنگرانی هایش را با دیپلماسی ایرانی در میان گذاشته است. آقای شمس الواعظین دارای مدرک کارشناسی در رشته جامعه شناسی سیاسی است و سالها در لبنان زندگی کرده و از نزدیک با تحولات این کشور آشنا است. وی اخیرا نیز برای مشاهده نزدیک وقایع لبنان سفری به این کشور انجام داده است.

* آقای شمس شما اخیرا به لبنان سفر کرده اید. از نظر سیاسی و اجتماعی میان دوران فعلی و دورانی که در لبنان زندگی می کردید چه تفاوت هایی می بینید؟
**به نظرم پنج عنصر زیر تفاوت جدی لبنان فعلی با لبنان سالها پیش است.
اول قطب بندی اجتماعی میان دو گروه، طرفداران دولت و اپوزیسیون، آنقدر حاد است که من را به یاد قطب بندی های حاد آغاز دهه 70 میلادی، پیش از شروع جنگ داخلی این کشور انداخت.
دوم بلاتکلیفی مردم در ارتباط با دولت کاملا مشهود است. مردم لبنان نگران رهبران سیاسی شان هستند. آنها از این بیم دارند رهبران آنها را به رویارویی سوق دهند. نکته جالب آن است که تعدادی از این رهبران سیاسی همان هایی هستند که در جنگ های داخلی گروه های شبه نظامی را هدایت می کردند. در نتیجه مردم نگرانند اگر مبارزه سیاسی به بن بست برسد که رسیده ممکن است این رهبران مقولات و نوستالژی های گذشته را باز تولید و تلاش کنند بحران سیاسی این کشور را از طریق رویارویی نظامی حل و فصل کنند.
سوم شیعیان لبنان از اینکه حزب الله موفق شد در جنگی دامنه دار و سنگین اسرائیل را به زانو بکشد اما از این که این همه ناسپاسی و نمک نشناسی دید خشمگین اند.
چهارم افق سیاسی لبنان برای همه گروه ها پس از ایجاد بحران فعلی بسیار مبهم و تاریک است.
هیچ کس نمی داند این بحران تا کجا و چگونه حل وفصل خواهد شد. فقط همه در مورد بلند مدت شدن این بحران اظهار نگرانی می کنند. این موضوع نشان از آن دارد پاره ای ازنهادهای رسمی لبنان از توانایی برای ترسیم افق امیدوار کننده برای ملت لبنان ناتوانند و این خطر وجود دارد این نا امیدی تبدیل به یاس مطلق شود و یاس مطلق بستری برای رویارویی های خیابانی.
پنجم سیاست های دو گانه آمریکا در ارتباط با منطقه و به طور مشخص در ارتباط با لبنان و فلسطین، در حالی که وزارت خارجه ایالات متحده و رئیس جمهور این کشور از آنچه دموکراسی های نو پا در لبنان است حمایت می کنند، یعنی از دولتی کهبر سر مشروعیت آن میان گروه های سیاسی شک و تردید وجود دارد حمایت می کنند و در کنارش می ایستند و آن را نتیجه دموکراسی و انتخابات قلمداد می کنند اما هم زمان دولت وحدت ملی جنبش حماس در فلسطین را به رسمیت نمی شناسند و با اسرائیل برای محاصره این دولت و به شکست انجامیدن آن همکاری می کنند.
* سی سال پیش جنگ لبنان با اختلافات داخلی آغاز شد. فکر می کنید اختلافات فعلی که در لبنان وجود دارد مشابه سی و سه سال پیش است و باعث جنگ داخلی جدید می شود؟
** شاید خیلی از جریان های منطقه ای، به طور مشخص اسرائیل، بخواهد در لبنان جنگ داخلی اتفاق بیفتد.
یادمان نرود عوامل منجر به وقوع جنگ داخلی اراده طرف های سیاسی برای انتقال از فاز سیاسی به فاز نظامی است. چنین اراده ای در رهبران سیاسی لبنان دیده نمی شود. من جمله ای گفتم که منفی بود اما اکنون در لبنان کارکرد مثبتی پیدا کرده، آن چیست؟ آن جمله آن است که بعضی از رهبران سیاسی فعلی لبنان رهبران گروه های شبه نظامی بودند. این موضوع یک اشکال دارد و یک منفعت.
منفعتش آن است که این رهبران مثل نبیه بری، ژنرال عون و سمیر جعجع قطب های اصلی رویارویی سیاسی قهرمانان دوره جنگ داخلی بودند. تلخ کامی بیهودگی های جنگ داخلی وادارشان می کند هیچ گاه در اندیشه جنگ داخلی نیفتند. به نظرم عناصر تشکیل دهنده بحران در اوضاع کنونی لبنان دیده نمی شود و می توان نتیجه گرفت این کشور تا اطلاع ثانوی از جنگ داخلی فاصله خواهد گرفت.
عوامل منطقه ای که به ایجاد جنگ داخلی این کشور کمک می کردند هم اکنون دخالت کمتری در این کشور دارند.
وجود نسبتا غیر طبیعی سازمان آزادی بخش فلسطین در لبنان به عنوان دولت در سایه هم اکنون به عنوان عنصر ایجاد بحران خارجی سبب شده همه گروه های سیاسی این کشور به این نتیجه برسند باید بحران سیاسی را از طریق دیپلماتیک حل کنند.
* جنگ لبنان با خلاء سیاسی آغاز شد. خلائی که در نهایت با آمدن رفیق حریری و متحدانش به نشست طائف منجر شد و به پایان رسید. فکر نمی کنید چنین خلائی در لبنان به وجود آمده. آیا این خلاء به جنگ ختم می شود؟
**من خیلی بعید می دانم. خلاء سیاسی خود معلول به اصطلاح بحران است. من این بحران را در لبنان آنچنان قوی نمی بینم که بتواند رویارویی ایجاد کند.
به طور مشخص می توانم به این نکته اشاره کنم که خلاء-ها با وجود بازیگرانی که در پی تقویت این خلاء ها هستند خودنمایی می کنند در حالی که این گروه ها مایل نیستند این خلاء ها را به مثابه یک بحران تلقی کنند. به نظر می رسد موضوع خیلی نگران کننده نیست. به ویژه اینکه اگر احزاب سیاسی کنونی لبنان بخواهند در کمتر از یک ساعت بحران ها را حل وفصل می کنند اما دخالت عوامل خارجی مانع از حل و فصل بحران و جنگ می شود.
چرا؟ چون عوامل منطقه ای ذی مدخل بحران لبنان تصمیم به رویارویی های منطقه ای نگرفته اند تا از لبنان زبانه های آن را نمایش دهند.
این خلاء که اشاره کردید وجود دارد اما کمتر از دهه 70 میلادی است چون پارلمان، نمایندگان و چیزی شبیه دولت وجود دارد و به مردم خدمات می دهد و حمایت بین المللی را پشتوانه دارد. این اتفافات موازنه وحشت ایجاد کرده ولی این نوع موازنه ها بیش از آنکه به جنگ بینجامد بازدارنده است.
* در جنگ های داخلی لبنان ژنرال عون جنگ را تداوم می داد. هم اکنون میشل عون به بحران ریاست جمهوری لبنان دامن می زند. بین میشل عون آن زمان و ژنرال عون فعلی تشابهی می بینید، آیا مشکل فعلی لبنان وجود افرادی مثل ژنرال عون است؟
**همان طور که اشاره کردم رهبران جنگ های داخلی، رهبران سیاسی لبنان شده اند. این بحران را طولانی می کند. اما ویژگی مشترک آنها این است که جنگ را وسیله ای برای خروج از بحران انتخاب نمی کنند. این موضوع برای لبنان و صحنه سیاسی این کشور سوپاپ اطمینان است.
درست است که میشل عون به جنگ تداوم بخشید اما نقطه پایان جنگ هم بود. مقاومت او در جنگ برای جلوگیری از نفوذ کشورهای بیگانه در لبنان در همان زمان هم از سوی ناظران مورد توجه توجه قرار می گرفت و مقاومت کنونی اش در عرصه سیاسی لبنان با هدف جلوگیری از ورود بیگانگان نشان از این است که اهداف او در عرصه جنگ داخلی و رویارویی سیاسی دور کردن لبنان از ابتکار عمل ها یا قیومت های کشورهای خارجی است.
*حزب الله سال 1982 به وجود آمد. بعد از جنگ های داخلی لبنان و مبارزه با اسرائیل حزب الله سلاح را به زمین نگذاشت. آیا هم اکنون حزب الله مسیری مانند جیش المهدی انتخاب کرده است؟
** وجود سلاح در دست یک جریان سیاسی و شبه نظامی مشروط است به ماموریتی که به خاطر آن سلاح نگهداری می شود. در دموکراسی های غربی علاوه بر نهاد ارتش، شرکت هایی می بینید مثل بلک واتر که در عراق خدمات امنیتی ارائه می دهند. شاید به همین دلیل است بعد از جنایات فراوان در عراق این شرکت منحل نشده است.
با این مقیاس حزب الله لبنان هنگامی که ماموریت اش را نه در مسائل داخلی بلکه در ارتباط با جلوگیری از تجاوز اسرائیل به لبنان تعریف کرده، نباید از وجود سلاح در دست این گروه نگران بود بلکه ارتش لبنان باید از وجود این سلاح در جهت تقویت بنیه دفاعی اش استفاده کند. تمامی کشورهایی که در معرض تجاوز کشورهای همسایه هستند علاوه بر نهادهای رسمی مثل ارتش تلاش می کنند بدنه اجتماعی خود را با سلاح آشنا کنند تا بتوانند در زمان لازم از آن استفاده کنند. در کشورهای غربی وجود چنین گرایش ها و گروه هایی به رسمیت شناخته شده چون هدف آنها در مجموع عمل کردن به سود منافع ملی کشورها است. به نظر می رسد موضوع سلاح حزب الله در گفت و گوهای ملی باید مورد بحث قرار گیرد و آرام آرام سلاح در دست امین دولت قرار گیرد.
* آیا شما هم با این دیدگاه موافق هستید که لبنان محل نزاع دولت های منطقه ای و فرا منطقه ای است؟
**بله. سال ها است که لبنان این نقش را ایفا می کند. این کشور صحنه ای برای انعکاس اراده های گوناگون و بعضا متضاد منطقه ای است. دروازه های این کشور به روی سرویس های امنیتی کشورهای مختلف و حرکت های فرهنگی باز است. کیسینجر روزگاری گفته بود اگر می خواهید استاد دانشگاه خوب، تروریست درجه یک، فیلسوف یا نویسنده بشوید به لبنان بروید.این کشور دارای صحنه های متنوع و چندگانه ای است. این موضوع علاوه بر اینکه ویژگی مثبتی دارد ویژگی هایی از این قبیل هم دارد که سبب رخنه بسیاری از عناصر منطقه ای و فرا منطقه ای و ایجاد رویارویی میان گروه ها می شود که لبنان همه گاه هزینه آن را پرداخت کرده است.