تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۴۰۰۰۸
ارزیابی سیاست خاورمیانه‌ای بوش

نویسنده: نادعلی بای
جورج دبلیو بوش رئیس‌جمهور آمریکا در دومین سفر خاورمیانه ای خود، از 18-13 می از سرزمین های اشغالی، عربستان سعودی و مصر دیدن کرد. بوش روز 14 آوریل (چهارشنبه گذشته) برای شرکت در جشن شصتمین سالگرد تاسیس رژیم صهیونیستی وارد سرزمینهای اشغالی شد و در ادامه سفر خود به عربستان و مصر رفت. جورج بوش هنگام ورود به اسرائیل بر اتحاد و همکاری پایدار واشنگتن و تل آویو علیه تروریستها و مستبدان خواند تاکید کرد. به گفته وی آمریکا و اسرائیل باید در شصت سال آینده برای تامین آرمانهای مشترک شان، همکاری نزدیکی داشته باشند. رئیس جمهوری آمریکا همچنین در سخنرانی خود در کنست (پارلمان) اسرائیل که به مناسبت شصتمین سالگرد تاسیس این رژیم ایراد شد گفت: اتحاد دولت های آمریکا و اسرائیل ناگسستنی است و دوستی آنها عمیق تر از هر گونه قراردادی است. وی گفت: آمریکا به اینکه نزدیکترین دوست اسرائیل است افتخار می کند. جورج بوش همچنین درباره برنامه هسته ای ایران گفت: آمریکا و اسرائیل در مخالفت با دستیابی ایران به سلا ح هسته ای در کنار هم ایستاده‌اند.
سخنرانی بوش در کنست در حالی ایراد شد که فلسطینیان از سالگرد تاسیس رژیم صهیونیستی که آن را یوم النکبه می خوانند، با برگزاری تظاهرات اعتراض آمیز استقبال کردند.
رئیس‌جمهوری آمریکا در ادامه سفر خود روز 16 می (جمعه) وارد عربستان سعودی شد. مقامهای آمریکا و عربستان سعودی در خصوص موضوعات مختلف منطقه ای با یکدیگر گفت وگو و در پایان دو طرف چند توافقنامه همکاری دوجانبه امضا کردند. اما بحث در خصوص قیمت نفت، در صدر دستور کار مذاکرات بوش با مقامهای سعودی قرار داشت. رئیس جمهوری آمریکا که کشورش از بحران گرانی و کاهش ارزش دلا ر رنج می برد ، در این سفر مانند سفر گذشته خود به خاورمیانه تلاش بسیاری خرج داد تا مقامهای سعودی را به بالا بردن سقف تولید نفت از یک طرف و کاهش قیمت این فرآورده مهم راضی کند. اما بوش در این راه توفیقی کسب نکرد هرچند ریاض موافقت کرد تا 300هزار بشکه در روز تولید نفت خود را افزایش دهد ولی این میزان افزایش بسیار کمتر از حد مورد انتظار رئیس جمهوری آمریکا بود.
این ناکامی در حدی بود که خود بوش پس از مذاکرات با سعودیها اظهار داشت که افزایش اخیری که عربستان در تولید نفت خود کرد هرگز مشکلات ایالات متحده را حل نخواهد کرد. به هر حال قطعی به نظر می رسد که دولت آمریکا نتوانسته است با فشار سیاسی بر متحد خود در منطقه تاثیری بر بازار نفت بگذارد واقعیتی که یک نا کامی سیاسی و اقتصادی برای واشنگتن محسوب می شود. رئیس جمهوری آمریکا همچنین روز 17 می (شنبه) جهت رایزنی و گفت و گو با مقامهای مصر،اردن و تشکیلات خودگردان پیرامون پروژه ناکام به اصطلاح صلح خاورمیانه وارد شرم الشیخ مصر شد.
سفر خاورمیانه‌ای بوش در حالی به پایان می رسد که وی نتوانست هیچ دستاورد مشخصی از این سفر به ویژه در زمینه پروژه ناتمام خود در زمینه صلح آمریکایی در منطقه داشته باشد.آنچه که انجام گرفت صرفا مذاکرات نمایشی و بدون دستاورد روشن همانند دفعات پیش بود.
این دومین سفر بوش به منطقه خاورمیانه در پنج ماه اخیر است اما این بار رئیس جمهور آمریکا در شرایطی از خاورمیانه دیدار کرد که ایهود اولمرت ، نخستین میزبان او در این سفر با اتهام رسوایی مالی روبه روست و احتمال کنار رفتنش از پست نخست وزیری وجود دارد. موقعیت ابومازن دیگر شریک سیاسی او در رام الله متزلزل شده و وی نتوانسته خواسته های فلسطینیان را برآورده کند یا حتی اوضاع اقتصادی و امنیتی فلسطینیان در کرانه باختری را بهبود بخشد.
در لبنان نیز سومین متحدش در منطقه یعنی فواد سنیوره پس از تحولات اخیر در این کشور و نمایش قدرت مخالفان دولت روزهای سختی را سپری می کند. جورج بوش، رئیس جمهوری ایالات متحده، پاییز سال گذشته در آناپولیس ، کنفرانسی را برای تحقق صلح در خاورمیانه میان اسرائیل و فلسطینیان برگزار کرد که بر اساس آن قرار است تا پایان سال 2008 میلادی کشور مستقل فلسطینی تشکیل شده و صلح میان دو طرف برقرار شود.
رئیس‌جمهوری آمریکا امیدوار است با اینگونه سفرها به خاورمیانه در برهه اخیر تحرک جدیدی در مذاکرات به اصطلاح صلح میان اسرائیل و فلسطینیان ایجاد کند تا صلح میان دو طرف تا پایان دوران ریاست جمهوری اش در ماه ژانویه 2009 تحقق یابد. بوش امیدوار است تا توافقنامه صلح بتواند میراث دوران ریاست جمهوری اش باشد؛ دورانی که با جنگ، تروریسم و رکود شدید اقتصادی در ایالا ت متحده همراه بود.
اما رئیس‌جمهور آمریکا در شرایطی با سودای تحرک در روند سازش به منطقه آمد که واضح و روشن است که از افرادی همچون ابومازن و اولمرت کاری ساخته نیست. بوش همواره مذاکرات خود را با اسرائیل از یک سو و تشکیلات خودگردان از سوی دیگر ادامه داده است. این در حالی است که به اعتقاد اغلب ناظران بخش بزرگی از معادلات سیاسی فلسطین به دست حماس رقم می خورد. اما حماس که تنها دولت قانونی و منتخب فلسطینی به شمار می آید، از نظر آمریکا دشمن شناخته می شود و با همین ذهنیت در ماه های اخیر سختگیری های فراوانی علیه دولت حماس و مردمی که به آن رای داده و از آن حمایت می کنند در غزه اعمال می کند. بنا براین بوش که سعی دارد حماس، ایران و سوریه را آدمهای بد قصه و اردن، مصر و عربستان سعودی را آدمهای خوب قصه معرفی کند، همواره شکست می خورد. او در این تئوری برای مردم غزه فقط یک راه انتخاب قائل است و آن این که یا به همراه حماس تحت محاصره باشند یا با به رسمیت شناختن موجودیت اسراییل ، ایالت کوچکی را به نام فلسطین داشته باشند.
بنابراین با چنین دیدگاهی می توان گفت امیدی که می تواند برای به نتیجه رسیدن پروژه بوش وجود داشته باشد، به اند ازه سر یک سوزن است. زیرا مردم غزه که تاکنون در کنار حماس همه درد و رنجها را متحمل شده اند، هرگز حاضر نیستند پای خواسته اصلی بوش را امضا کنند و اسرائیل را به رسمیت بشناسند. سه مقصد سفر بوش طی سفرش به خاورمیانه، در واقع ایستگاه های شکست وی هستند؟ چرا که تلاش وی برای از سرگیری روند صلح در سرزمینهای اشغالی با شکست مواجه شده است و بی رغبتی همتایان عرب بوش نسبت به سیاستهای رییس جمهوری آمریکا نیز چیزی نیست که با یک استقبال گرم و صمیمی بتوان آنرا نادیده گرفت. تحولات منطقه در چند سال اخیر نشان داد که دیگر چیزی از سیاست طراحی و برنامه ریزی شده بوش برای گسترش دموکراسی و آزادی در همه جهان و بویژه کشورهای عرب باقی نمانده است.
در منطقه خاورمیانه بوش در آخرین سال ریاست جمهوری اش در صدد برقراری اتحادی جدید با کشورهای عربی است تا اهداف و منافع منطقه ای خود را به نحو مطلوبتری پیگیری کند. وزیر امور خارجه رایس، بوش را ترغیب می کند تا به فرآیند صلح پس از کنفرانس آناپولیس بالاترین اولویت را بدهد. با اینکه سفر اخیر بوش دومین دیدار وی از خاورمیانه است ، از کاخ سفید اینگونه خبر می رسد که بوش میلی به درگیر کردن خود در جزئیات فرآیند صلح ندارد، خصوصا که مستلزم اعمال فشار به اسرائیل باشد.
گزارش هایی وجود دارد مبنی بر اینکه در وزارت خارجه آمریکا به جز رایس، هیچ مقام ارشد دیگری بعنوان مثال استیون هدلی و الیوت آبرامز در شورای امنیت ملی، روی موضوع صلح خاورمیانه کار نمی کنند. عدم دخالت آبرامز و سکوت سازمانهای طرفدار اسرائیل در ایالات متحده در باره کنفرانس صلح نشان می دهد که رایس در پی وادار کردن اسرائیل به پذیرش راه حل افراطی نیست.
ارزیابی سفر و سیاست خاورمیانه‌ای بوش
همزمان با دومین سفر بوش در سال جاری به خاورمیانه، امیدواری های صلح بشدت کمرنگ تر از قبل شدند. وقتی که بوش در 13 ماه می وارد سرزمین های اشغالی شد در طول مذاکرات خود با نخست وزیر اولمرت با آخرین شانس در استفاده از موقعیت خود برای پیشبرد فرایند آشفته صلح روبرو شد. ولی با در نظر گرفتن سابقه بوش در عدم تمایل به تحت فشار قراردادن اسرائیل برای دستیابی به مصالحه، همانگونه که انتظار می رفت برون رفت قریب الوقوعی روی نداده و نخواهد داد.
دیدارها با مبارک رئیس‌جمهور مصر، پادشاه اردن عبدالله دوم و محمود عباس رئیس تشکیلات خود گردان فلسطین از سوی کاخ سفید به عنوان پشتیبانی عملگرایانه از تلاشهای وزیر امور خارجه رایس قلمداد شده است.
ولی چنین دیدارها و تعاملاتی با رهبران مستبد بر روی عقب نشینی واشنگتن از دستور کار ایدئولوژیکی منطقه ای نقطه تاکید می گذارد. مذاکرات کمی راجع به اصلاحات دموکراتیک که در پرتو پیشگامی در مشارکت خاور میانه در سال 2003 صورت گرفت، انجام شد.
مسافرت بوش به منطقه خاورمیانه در عربستان سعودی به نقطه پایان رسید. سفر به عربستان برای تجلیل از هفتاد و پنجمین سالگرد روابط دوجانبه و همچنین مذاکرات در مورد امور اقتصادی بود. مقامات ایالات متحده در حالی که دیگر کشورهای خلیج فارس مانند کویت سستی نشان می دهند از اینکه عربستان سعودی وابستگی ارز خود به دلار را حفظ کرده اظهار قدردانی می کنند. بدیهی بود که بوش عربستان سعودی را وادار کند که تولید نفت خود را افزایش دهد. ولی در مورد موضوع حیاتی داخلی، بهای بالای نفت، به نظر نمی رسد که دیدگاه حکومت با ریاض همخوانی پیدا کند. استدلال ریاض بر این باور که در آمد رکورد شکن را با بالا رفتن نیاز جهانی برای نفت تفهیم و اینکه غرب همچنان ظرفیت پذیرش این بها را دارد استوار است. این امر نشانه ای از کاهش توان حکومت آمریکا در شکل دادن به منطقه تلقی می شود. عربستان سعودی، 14 درصد از نفت وارداتی آمریکا را تامین می کند.
در میان عدم رضایت گسترده عمومی از سمت و سوی سیاست تجاری و کاهش سرعت اقتصادی ایالات متحده، بهای بالای بنزین محکی کلیدی برای سنجش اوضاع داخلی شده است. با اینکه آژانس اطلاعات انرژی پیش بینی می کند که قیمتها در سال 2009 متعادل خواهند شد، رهبران در هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه دریافته اند که این امر می تواند به عنوان موضوعی برای نشان دادن تفاوت آنها با حکومت به کار گرفته شود. دموکراتها در سنا در پی آن بوده اند که بهای بالای بنزین برای مصرف کنندگان را به درصد بالای سود دلالهای انرژی و شرکتهای بزرگ نفتی نسبت بدهند و از این طریق به متحدان ادعا شده آنها در کاخ سفید. در قانونگذاری بر ضد تصمیم بوش برای ادامه دادن به انباشت ذخیره استراتژیک مواد سوختی که رهبریت آن با رئیس مجلس نمایندگان نانسی پلوسی بوده چندین نماینده جمهوریخواه به این کار پیوستند. موضوع بهای نفت همچنین موضوع مورد منازع و مشاجره کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا شده است. بویژه سناتورها مک کین و کلینتون طرحهای مجزا برای به تعلیق در آوردن مالیات بر روی بنزین در طول تعطیلات تابستانی را ارائه کرده اند (که در طرح کلینتون هزینه این کار از مالیات بستن بر روی در آمد باد آورده شرکتهای نفتی تامین می شود). مفسران ایالات متحده به فاصله گرفتن لفاظی ها از موضوع بنیادین پویایی عرضه و تقاضای جهانی اشاره می کنند. این صحبتها در فعالیتهای کاخ سفید که خواهان توسعه دادن به حفاریهای داخلی و تحرکات دیپلماتیک در ترغیب عرضه دهندگان عمده به ازدیاد تولید نفت مانند عربستان سعودی انعکاس یافته است. ولی با در نظر گرفتن عدم رغبت تولید کنندگان خلیج فارس به قبول درخواستهای ایالات متحده، مقامات اذعان دارند که به انتظار آنها بهای بالای نفت برای چندین ماه دیگر ماندگار است.
همچنین بیم و هراس مقامات ایالات متحده از بروز منازعه داخلی در لبنان در حال افزایش است . بوش در چنین مواقعی از همیشه بیشتر قاطعیت نشان می دهد. در صورت فروپاشی در لبنان، بوش با شدت و حدت از دولت لبنان پشتیبانی خواهد کرد. در طول شانزده ماه گذشته بین بن بست سیاسی در لبنان و فهرست بلند بالای تنشها و منازعات حل و فصل نشده بین اسرائیل و سوریه، کرانه خاوری مدیترانه در تقاطع استراتژیک جاخوش کرده است. ولی در پس بروز خشونت بین حزب الله و دولت لبنان به نخست وزیری فواد سینیوره، مقامات ایالات متحده احتمال تغییر اوضاع را می دهند.
مقامات ایالات متحده نگران آن هستند که آشفتگی بیشتر سیاسی در لبنان ثبات داخلی متحدان ایالات متحده در اردن، عربستان سعودی، خلیج فارس و عراق را زیر سوال ببرد. با وجود این نگرانیها، حکومت آمریکا در پی محدود نگهداشتن بحران است. در حالی که بوش به شدت دخالت ادعایی محور حزب الله-سوریه-ایران در لبنان را مورد نکوهش قرار داده است؛ وزیر امور خارجه رایس اتحادیه عرب را برای پا در میانی بین حزب الله و دولت بیروت ترغیب کرده است. با فرستادن ناوشکن موشک انداز به سواحل لبنان و تهیه کمک تکمیلی به ارتش لبنان اشاره ای هم در راستای فشار صورت گرفته است. ولی مقامات ایالات متحده به احتمال غیر کارا بودن این اقدامات برای تغییر وقایع جاری واقف هستند. توانایی واشنگتن برای دخالت به صورت روزافزونی به داده های استراتژیک در سطح گسترده تقابل با ایران، اسرائیل و عراق منوط شده است.
از کاخ سفید اینگونه خبر می رسد که بوش همچنان به دستیابی به نوعی پیمان میان اسرائیل و فلسطین پیش از پایان دوره ریاست جمهوری خود معتقد باقی مانده است. مقامات ایالات متحده به صورت غیر علنی به ماهیت «اعلانی» و نه قائم به ذات بودن هر گونه تفاهم احتمالی اذعان دارند. در مورد دیپلماسی خاورمیانه ای بوش باید گفت که بوش می خواهد بر اهمیت حمایت از تشکیل کشور فلسطین پیش از پایان ریاست جمهوری اش تاکید کند و از محمود عباس بخواهد جنبش حماس را کماکان سرکوب بکند. بوش تلاش می کند تا طرح حق بازگشت آوارگان به کلی کنار گذاشته شود. بوش همچنین خواستار تحقق راه آناپولیس است بدین معنا که نابودی قدرت جنبش حماس با شعار بزرگی به نام مبارزه با تروریسم است. طرح آناپولیس همچنین خواستار ایجاد جدایی میان منافع و روابط میان سوریه و ایران است. در همین راستا هیات آمریکایی احتمالا حامل طرح ویژه ای در مورد چگونگی برقراری صلح بین سوریه و اسرائیل نیز بوده است. در این طرح احتمالا سوریه باید همیشه از نظر نظامی در وضعیتی پایین تر از اسرائیل قرار بگیرد. بوش همچنین بطور خصوصی رهبران کشورهای عربی را ترغیب می کند که روند مذاکرات صلح را مورد حمایت قرار دهند.
مطلب دیگر اینکه بوش به پیشبرد مذاکرات بین اسرائیل و فلسطین خود را متعهد می داند ولی نه به قیمت وارد آوردن فشار نامتناسب به تل آویو. با وجود افزایش تنش در تمام سطوح منازعه اعراب و اسرائیل، حکومت بوش از نظر لفاظی همچنان به فرایند به اصطلاح صلح متعهد باقی مانده است. ولی در عمل، هم اکنون تمرکز فقط بر روی محدود نگهداشتن و عدم توسعه درگیری معطوف شده است. ترکیب دیدار سیزدهم تا هجدهم ماه می رئیس جمهور بوش از منطقه که نیمی از آن صرف تجلیل از شصتمین سالروز تاسیس اسرائیل شد، بر مبنای اطمینان خاطر دادن به اسرائیل درباره اینکه حکومت بوش، نگرانیهای امنیتی اسرائیل را درک می کند بنا شده است. در مقام مقایسه، در حالی که بوش با محمود عباس رئیس تشکیلات فلسطینیان در شرم الشیخ دیدار کرد، بیانیه های پیشین نشست سه جانبه برای مورد بحث و گفت وگو قراردادن فرایند صلح را رد کرده بودند. توجیه حکومت آنگونه که یک منبع غیر رسمی بیان کرد این بوده که «این کار فشار زیادی بر روی طرفین در زمینه برقراری تفاهم که واقعا به آن نیاز است، ایجاد خوهد کرد و قابل دستیابی نخواهد بود.» ولی تعمدا گذشتن از کنار سمبولیک بودن زمان دیدار برای هر دو طرف اسرائیلی و فلسطینی ، کاخ سفید این علامت را داده که از امیدش برای دستیابی به برون رفت در مذاکرات صلح تا حد زیادی کاسته شده است. گفت وگوها با عربستان سعودی، مصر و اردن برای حکومت اولویت بیشتری داشته است. برای متوقف کردن نفوذ حماس و حزب الله بسته پیشنهادی جدید مقامات ایالات متحده به سرعت در حال ارائه شدن است. برداشت مفسران محافظه کار در واشنگتن از اوضاع این است که به سوی زد و خورد های دست نشانده ها در شمال سرزمینهای کرانه خاوری مدیترانه به پیش می رود. چنین پیامدی در تضاد با تمایل حکومت بوش در به پایان رساندن هشت ماه باقی مانده از دوران خدمت در آرامشی نسبی قرار دارد.