تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۴۰۰۶۴

دکتر شهیدی مودب‌
کشورها هرچقدر هم نیرومند و مرفه باشند نیاز به چهره‌سازی خارجی دارند. در این تصویرگری خارجی هر مملکتی تلاش می‌کند ضمن توجیه عملکرد و رفتار رهبران و مسئولا‌ن حاکم خود به دیگران بگوید که عقل و منطق و پیروی از قوانین حاکم در روابط بین‌الملل بر شیوه حکومتی آنان حاکم است. در حکومت‌هایی که منافع جهانی دارند و از سابقه بلندی در تعامل با دیگران برخوردارند این چهره‌سازیها هم از طریق مستقیم توسط دستگاههای تبلیغی رسمی و هم به طریق غیرمستقیم از مجرای سازمانها و تشکیلاتی که به ظاهر دارای استقلال عملند لیکن در خفا از هماهنگی در اجرای سیاست‌های کلی حکومت پیروی می‌کنند انجام می‌گیرد. برای مثال سفارت‌خانه‌ها و رایزنی‌های فرهنگی نهادهای رسمی و رسانه‌‌های چند زبانه و مطبوعات و تلویزیونهای ماهواره‌ای ابزار تبلیغ غیر مستقیم قدرتهای بزرگ تلقی می‌شوند.
در کنار کشورهای بزرگ مملکت‌هایی نیز می‌توانند وجود داشته باشند که گرچه در زمره قدرتها و ابرقدرتها قرار ندارند لیکن به علت‌های خاص تاریخی و سیاسی جغرافیایی جهان خارج رفتار آنها را با حساسیت خاصی نظاره می‌کند. جمهوری اسلامی ایران یکی از این کشورهاست که علاوه بر قرار داشتن در قلب یک منطقه بحران‌زده و ثروتمند از آنجا که انقلاب واقع شده در آن دارای پیامی جهانی است هم زیر ذره‌بین دیگران قرار دارد و هم مخالفان انقلاب و معارضان حکومت مستقر در آن سعی می‌کنند ضمن وارونه جلوه دادن ماوقع، چهره‌ای که می‌سازند هولناک و رفتار آن برخلاف موازین بین‌الملل باشد.
در 30 سال گذشته و با توجه به منافعی که با وقوع انقلاب اسلامی به خطر افتاده است قدرتمندان جهان از پیام رهایی‌بخش انقلاب اسلامی دل مشغول شده‌اند و به منظور دگرگونه جلوه دادن واقعیت‌های موجود در جامعه ایران به شیوه‌های گوناگون متوسل شده‌اند.
با توجه به این حساسیت‌ها دوستان ایران اسلامی به قدر وسع و توان خود تلاش کرده‌اند به دفاع از عملکرد ایران اسلامی بپردازند لیکن با توجه به محیط خصمانه‌ای که در جوامع غربی نسبت به ایران ایجاد شده این دوستان ایران دارای قدرت مانور محدوداند و چنانچه از میزان معینی از طرفداری قدم فراتر بگذارند، برچسب‌های گوناگون اتهام به آنها زده می‌شود.
البته ایران تنها کشوری نیست که پس از وقوع انقلاب در آن آماج تیرهای زهرآگین قرار می‌گیرد. لااقل در نیم قرن اخیر هر ملتی که در مسیر خلاف منافع قدرتهای بزرگ گام برداشته با توطئه‌های رنگارنگ دشمنان روبرو شده، با این حال نظر به ماهیت انقلاب اسلامی از یکسو و علاقمندی جهانی که توده‌‌های جهان اسلام به ایران ابراز می‌دارند از دیگر سو حجم و نوع مقابله‌های تبلیغاتی با ایران نسبت به دیگر انقلابها بیشتر و متنوع‌تر بوده است.
در سه دهه گذشته هم دشمنان ایران اسلامی از شیوه‌‌های به کار گرفته شده درس‌های جدید‌ آموخته‌اند هم خود ما فهمیده‌ایم که با توجه به پیچیدگی‌های تبلیغاتی در جهان باید در نحوه عمل کرد خود با حفظ اصول، تجدیدنظر یا لااقل دقت کنیم با این حال واقعیت‌های کنونی در جهان خارج بخصوص در اموری که به دولت‌ها و رسانه‌های غربی مربوط می‌شود چهره‌ای که از ایران ترسیم می شود اگر با آنچه در داخل ایران می‌گذرد در تعارض نباشد لااقل با آن متفاوت است.
وقتی در این خصوص در جمعی قرار می‌گیریم که دوستان ایران یا لااقل افراد بی‌طرف در آن حضور دارند نخستین مطلبی که طرح می‌شود این است که ایرانی‌ها برای تغییر چهره غیر واقعی که از آنها ترسیم شده به قدر کافی تلاش نمی‌کنند و متقابلا هم مسئولان ایرانی دست‌اندرکار تبلیغات اظهار می‌دارند که توطئه‌ای در جهان وجود دارد که با مدیریت واحد جهانی و با اتکا به امکانات عظیم صهیونیست‌ها تلاش به وارونه جلوه دادن چهر‌ه ایران دارد.
صبح روز گذشته اینجانب در یک گردهم‌آیی بین‌المللی در تهران شرکت کردم که رئیس اطاق مشترک ایران و انگلیس عقیده داشت، ایرانی‌ها و به خصوص مسئولان آن توجه چندانی به وزن کلمات و جملاتی که ادا می‌کنند ندارند و نمی‌دانند که اظهارنظرهای آنها در خارج آب را به آسیاب تندروهای ضد ایرانی می‌ریزد و اتفاقا یکی از وزرای پیشین که از قدرت تحلیل‌گری بالایی برخوردار است اظهار می‌داشت که شایعات و مطالب رایج که علیه ایران در خارج گفته می‌شود، به دقت مدیریت می‌شود. حالا پرسشی که مطرح می‌شود این است که این تبعات منفی علیه ایران و حکومت‌اش واقعا حاصل توطئه‌های رسانه‌ای صهیونیستی آمریکایی بین‌المللی است یا نه، عملکرد مسئولان خاصی از کشور ما بهانه به دست این افراد بهانه‌جو می‌دهد تا هم از ایران رعب و وحشت ایجاد کنند و هم مسئولین ایران اسلامی را افرادی غیرمفید به موازین بین‌المللی جلوه دهند.
اگر انسان بخواهد منصفانه به کرسی قضاوت بنشیند در مقایسه با حجم تبلیغات ضد ایران باید قبول کند که کاری که ما می‌کنیم هم ناکافی و هم غیر همه‌جانبه و ناهماهنگ است و از سوی دیگر اگر بپنداریم که ایران برای خبرنگاران خارجی، کشور بسته‌ای نیست و اینکه در تصویر و ترسیم واقعیت‌های ایران، خبرنگاران و گزارش‌گران از محدودیت‌های موجود که در بسیاری از کشورها با آنها مواجه‌اند در ایران از آزادی نسبی قابل قبولی برخوردارند و اینکه سالانه همین خبرنگاران هزاران گزارش و خبر از ایران به جهان خارج مخابره می‌کنند اینکه هنوز خود آنها وقتی به ایران می‌آیند اظهار می‌دارند واقعیت موجود داخل بسیار با چهره‌ای که از ایران نشان داده می‌شود متفاوت است ، می‌رساند که پس باید یک قدرت عاقله هماهنگ‌کننده جهانی و مسئول داشته باشد که این همه خبر و گزارش را یا بی‌اثر می‌کند یا تغییر جهت می‌دهد. اینجانب با لحاظ مسئولیت‌های رسانه‌ای که در گذشته داشته‌ام و با آشنایی‌های زیادی که با اصحاب رسانه‌های خارج دارم، فکر می‌کنم هم رئیس اتاق ایران و انگلیس در بی‌دقتی و کم‌توجهی ما در آنچه می‌گوییم حق داشته باشد و هم وزیر عزیزی که تصور می‌کند که یک توطئه جهانی علیه ایران شکل داده شده است.
با این حال این نکته باریک‌تر از مو نیز وجود دارد که تبلیغات یک دانش بسیار پیچیده است که در نوع خارجی آن هم ابزار در دست ناکافی می‌باشد و هم با ظرافت‌‌های آن به قدر کافی آشنایی نداریم و بالاخره اینکه ما برای تغییر چهره‌ای که از ایران در جهان خارج ترسیم شده نیاز به پرهیز از کارهای تک‌بعدی و پرداختن به کارهای چندوجهی داریم. تردید نباید کرد که چهره ایران اسلامی در میان توده‌‌های جهان اسلام بسیار مثبت است لیکن اگر قرار بود همه تصمیمات جهانی را همین توده‌ها بگیرند شاید بدون اینکه خود ما بخواهیم آنها می‌توانستند از ایران اسلامی چهره‌ای زیبا بسازند لیکن واقعیت این است که در دنیای غرب افکار عمومی‌سازی امری رایج است و آنها که ابزار لازم را در اختیار دارند چهره نازیبا و غیرواقعی از ایران ترسیم کرده‌اند که البته بخشی از آن نیز به عملکرد ناصواب خود ما مربوط می‌شود.